جمعه 28 تير 1398 - 8:30
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ضياء آراسته

 

ترنم رهايي

 

ترنم رهايي / خاطرات دوران اسارت

نويسنده : دكتر محمدرضا براتي

چاپ و تيراژ : اول 87 – 2000 نسخه 

انتشارات : حوزه هنري خراسان رضوي / نشر زلال انديشه

 

سرآغاز ، دوباره حضور ، در مسجد دانشگاه ، در پادگان بسيج ، به سوي ايستگاه راه‌آهن ،  ايستگاه مراغه ، در مريوان مقاوم و مظلوم ، به سوي ميدان نبرد ، به سوي زاغه‌ي مهمات ، آتش‌بازي عراقي‌ها ، ترجيح فرار برقرار ؟ غسل‌هاي جور واجور ، به سوي سرنوشت ، نبرد جانانه ، در چنگال دشمن ، در بيمارستان سليمانيه ، سلول‌هاي جهنمي ، در استخبارات ، در دژباني مركز ، دوزخ‌الرمادي ، حضور كابل‌ها ، اوضاع فرهنگي ، معنوي و خبري ، بهداشت و دارو و درمان ، خورد و خوراك ، مطبخ كمپ ، حاتم‌‌بخشي عراقي‌ها ، اولين رمضان در اسارت ، فلس در اسارت ، يك روز در بغداد ، خشتك خيس ! نمايش فيلم ، كابل‌ها بر سر ميخ‌ها ، قاشق تيز ، بازار شايعه و تعبير خواب ، حضور نمايندگان صليب سرخ ، اولين نامه پس از يازده ماه ، اولين جابجايي و دومين ديدار صليبي‌ها ، نمايندگان صليب سرخ و اسيران ، بعد از صليب ، اوضاع معنوي و فرهنگي در اين دوره ،‌ ديد و  بازديد عيد نوروز ، لو رفتن مراسم دعا ، بهره‌مندي از فرصت‌ها ، محرم  و عاشورا در اسارت ، آمپول ضد عاشورا ، روز عاشورا و ترانه‌هاي مبتذل ، بهداشت و درمان و تغذيه بعد از صليب ، بيماري‌هاي جور واجور،  كسب خبر ، پذيرش قطع‌نامه 598 و آگاهي از آتش بس ، نوبت زدن عراقي‌ها ، زيارت كربلا و نجف ، به سوي نجف ، در كربلاي معلا ، غم و مصيبت بزرگ ، منافقين در كمپ‌ها ، انتقال به تكريت ، تكريت ، كمپ هفده ، پيري فرزانه و پدري مهربان و دلسوز ، دو نخاله ، پشيماني و شرمندگي ، اوج پايداري و محبت ، جاسوسي در اسارت ، چند خاطره ، بازگشت پرستوهاي نغمه خوان ، آخرين زهر عراقي‌ها ، به سوي سرزمين آفتاب ، استقبال بي‌نظير و با شكوه هاويه و پرديس ، سجده‌ي شكر و بوسه بر خاك ، در آغوش گرم امت امام ( ره )‌، زيارت امام ( ره )‌، ديدار با ياران امام ( ره )‌، به سوي مشهدالرضا ( ره ) ، در كوير حماسه و همچنين كلام آخر عناوين اصلي كتاب «‌ ترنم رهايي » را تشكيل مي‌دهد .

محمدرضا براتي در سرآغاز كتاب حاضر بيان مي‌كند كه در ماه‌هاي آغازين پس از رهايي ، سنگيني بار امانت ثبت جزئيات آن روزگار را همواره بر دوش‌هاي ضعيف خود احساس مي‌كرده است . بنابراين بر آن مي‌شود تا گوشه‌اي از واقعيت‌هايي كه بيانگر مظلوميت و همچنين پايداري ناشي از عظمت ايمان دلاور مردان گرفتار دست دشمن بعثي بوده است را بازگو كند . براتي ادامه مي‌دهد بايد نوشت كه جوانمردان ايثار و مقاومت چگونه طومار زندگي كفر و الحاد و شب‌پرستي را درهم پيچيدند و يادمان هستي همه‌ي عصرها و نسل‌ها گرديدند ؛‌ دريادلاني كه زندان را نمازگاه و بند را نردباني براي عروج ساختند . نويسنده كتاب يادآور مي‌شود كه شاگردان راستين مكتب امام موسي بن جعفر (‌ع ) كه ساليان اسارت و غل و زنجير ،‌ برايشان سال‌هاي انس با قرآن و وفاي به عهد الست و اوج ايثار بود و وفا ؛ وفا به امام و اسلام و امت . براي اولاد « الرشيد » راهي نمانده بود جز اينكه بپذيرند آنان اسير اين آزادمردان هستند و خود نيز به اين موضوع اذعان داشتند . محمدرضا براتي تاكيد مي كند كه بايد نوشت تا در پرتو آثار به جامانده ، وجدان‌هاي بيدار نسل‌هاي آينده ، آتيه‌ي خود را در ميراث به جا مانده‌ي روشنگر گذشته جست و جو كنند و به آن همه ايثار و پايداري ببالند .

براتي در پايان سرآغاز خود اظهار اميدواري مي‌كند تا خداوند متعال توفيق دهد تا بتوانيم از اين طريق اندكي پيام‌رسان خون‌ها ، رشادت‌ها و پايمردي‌ ارجمنداني باشيم كه جز عشق حق به همه چيز پشت كردند . دليراني كه از جان خويش گذشتند تا ديگران شاهد آسايش و آرامش و سربلندي ايران و اسلام عزيز باشند .

در بخش « سيلي به خاطر خواب » كتاب حاضر مي‌خوانيم :

يكي از دوستان در قاطع چهار رماديه ، شب خواب امام خميني (ره ) را ديده بود ، صبح كه خواب را براي يكي از دوستانش تعريف كرده بود يكي از جاسوسان متوجه شده بود و خواب را به گوش « سبيل زرده » رسانده بود . « سبيل زرده » بلافاصله او را صدا زده بود و گفته بود :‌ چرا خواب ( امام ) خميني ديده‌اي ؟ چند تا سيلي آبدار نثارش كرده و گفته بود : امشب ، ديگر از اين خواب‌ها نبيني و الا هر چه ديدي از چشم خودت ديدي !؟

ترنم رهايي / خاطرات دوران اسارت ، به قلم دكتر محمدرضا براتي در چاپ اول خود با شمارگان 2000 نسخه و با قيمت 3500 تومان توسط حوزه هنري خراسان رضوي و نشر زلال انديشه به چاپ رسيده است .

 

 

سه‌شنبه 29 آذر 1390 - 12:3


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری