شنبه 29 مهر 1396 - 1:4
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

محمدرضا صادقي

 

جايگاه خاطره بين تاريخ و ادبيات است

 

نويسندگان و پژوهشگران حوزه هنري در سراي اهل قلم از خاطره گفتند

 

در ادامه سلسله نشست هاي تخصصي خاطره‌نويسي دفاع مقدس، دومين برنامه از اين نشست ها با حضور حجت‌الاسلام والمسلمين سعيد فخرزاده، نويسنده و پژوهشگر و مدير واحد تاريخ شفاهي دفتر ادبيات انقلاب اسلامي حوزه هنري، جواد کامور بخشايش، نويسنده ادبيات دفاع مقدس و مسعود اميرخاني، مترجم ادبي در سراي اهل قلم برگزار شد.

در ابتداي اين نشست حجت‌الاسلام والمسلمين فخرزاده گفت:«خاطره به معني ياد است و از ريشه عربي خاطر گرفته شده است. اين کلمه از مصدر خطور آمده است و به معني فکر، انديشه و ادراک است. در لغتنامه دهخدا هم در اين باره به صورت مصداقي اشاره شده و گفته شده به اموري که بر فرد مي‌گذرد، خاطره مي‌گويند.  بنابراين بخشي از حادثه‌اي را که درون ذهن جا مي‌گيرد، خاطره مي‌گويند.» وي در ادامه به انواع خاطره پرداخت و افزود:«خاطره‌ها انواع گوناگون دارند. برخي شنيدني هستند و برخي، از ديدني‌ها هستند. همه اطلاعاتي که از طريق حواس پنج‌گانه کسب مي‌شوند، به نوعي در حافظه دسته‌بندي و بايگاني مي‌شوند. بعد از آن ذهن شروع به استنتاج مي‌کند و بعد از آن به مدل‌سازي مي‌پردازد. خاطره‌ها در يک دسته‌بندي، دو نوع هستند. گروه اول آن‌هايي که جنبه اجتماعي دارند و شخص در آن‌ها تجربه‌اي را که براي جامعه مفيد است، بيان مي‌کند. گروه دوم هم خاطراتي هستند که فردي هستند. خاطره فردي از اين جهت که نياز به اطلاعات فردي دارد، با نوع اجتماعي متفاوت است.»

محقق و پژوهشگر ادبيات انقلاب اسلامي همچنين به تقسيم بندي انواع خاطرات از زاويه اي متفاوت پرداخت و توضيح داد:«من از ديدگاه ديگري خاطرات را به 2 دسته تقسيم مي‌کنم؛ دسته‌اي که از ديده‌ها و شنيده‌هاي مستقيم يک فرد ريشه مي‌گيرند. فرد يا در اين خاطرات حضور دارد يا مانند دوربين روايتگر در پشت صحنه‌ها حضور دارد و دسته ديگر آن‌هايي که فرد راوي فقط خودش را بدون تاثيرات اجتماعي مي‌بيند. حالت سومي هم وجود دارد که ترکيب حالت اول و دوم است. يعني فرد هم حوادث مربوط به خودش را روايت مي‌کند و هم مسائل اجتماعي اطرافش را مي‌بيند.»

مدير واحد تاريخ شفاهي دفتر ادبيات انقلاب اسلامي حوزه هنري افزود:«از منظر ديگري هم مي‌توان خاطرات را به 2 دسته ديگر تقسيم کرد. برخي از خاطرات فقط فيزيک و صورت واقعي تاريخ را نقل مي‌کنند. مانند گزارش‌هاي جنگي، اما نوع ديگر خاطراتي هستند که فرد وقتي آن‌ها را تعريف مي‌کند، از تاثيرات مسائل بيروني به درونش و از رابطه با دنياي بيرونش صحبت مي‌کند.»

به گفته حجت‌الاسلام والمسلمين سعيد فخرزاده وي افزود، غبار فراموشي گاهي باعث مي‌شود بخشي از خاطرات يا همه آن فراموش شود. در روايت خاطره، انسان‌ها پس‌زمينه‌هايي لازم دارند که اين باعث مي‌شود فرد متصل به آن پس‌زمينه‌ها خاطره‌هاي بامعناي زيبايي را بگويد، ولي اگر کسي با آن پس‌زمينه‌ها ارتباط نداشته باشد، نمي‌تواند خاطره زيبايي بگويد يا زيبايي خاطره را دريابد. امروز خاطره‌نگاري مخصوصاً با مطرح شدن بحث‌هايي مانند تاريخ شفاهي، جايگاه خودش را پيدا کرده است.»

وي در پايان سخنانش گفت:« هنوز منابع مکتوب ما کامل نيستند. در ضمن همين منابعي هم که داريم به همه موضوعات و حوادث اشراف کامل ندارند. اسناد اداري هم فعلاً قصد آزادسازي ندارند. قانوني هم براي آشکارسازي اين اسناد نداريم که سازماني بيايد و اين اسناد را در معرض ديد قرار بدهد. بنابراين براي بررسي گذشته و حوادث رخ داده، به خاطره‌ها احتياج داريم. مکان، زمان، موضوع و نسبت راوي با خاطره، از ارکان خاطره‌ها هستند که بايد به آن‌ها توجه داشته باشيم. خاطره‌نويسي وقتي فراگير مي‌شود که جامعه‌اي هويت پيدا کند.»

در ادامه اين نشست تخصصي، جواد کامور بخشايش به تاريخچه تاريخ اشاره کرد و گفت:«خاطرات را شايد بتوان تاريخ نقلي تلقي کرد که اگر با اين ديد به خاطرات نگاه کنيم، پيشينه‌اي طولاني دارند. به همين ترتيب مي‌توان گفت بن‌مايه اثري مانند تاريخ بيهقي را هم خاطرات تشکيل مي‌دهند. تاريخ بيهقي هم يک نوع تاريخ نقلي است و هم يک اثر ادبي که از نظر ادبي، يک اثر در قالب نثر مرسل است. از اين جهت، تکنيک پردازش متن و به کار گيري واژگان در آن بسيار اهميت دارد.»

اين نويسنده که در زمينه تدوين‌ کتاب‌هاي خاطره فعاليت مي کند، افزود:« خاطره‌نگاري بر پايه نوشتن خاطرات استوار است، ولي توليد کتاب خاطرات، با اين شيوه که ما خاطرات ديگران را ضبط و بعداً پياده‌سازي مي‌کنيم، پيشينه زيادي ندارد. در اين شيوه يا نويسنده‌ها با سبک‌ها و روش‌هاي گوناگون خاطرات را ثبت و ضبط و پياده‌سازي مي‌کنند و يا خود رزمنده خاطراتش را مي‌نويسد. خاطره‌ها چه خودنوشت باشند و چه ديگرنوشت، هم ادبيات هستند و هم تاريخ و از اين نظر در ذات يکي هستند؛ يعني هر دو هم ادبيات و هم تاريخ‌ هستند.»

تدوين‌گر کتاب «جاي امن گلوله‌ها» يادآوري کرد:«البته نمي‌توان با اين ديد، براي خاطرات جايگاهي صرفاً تاريخي يا صرفاً ادبي قائل شد، بلکه بايد يک جايگاه بينابين ميان تاريخ و ادبيات براي آن در نظر گرفت. بهره‌گيري از ادبيات روان، ساده، عامه‌پسند و همه‌فهم از ويژ‌گي‌هاي يک خاطره‌نگاري هستند. به علاوه بايد در روايتي که راوي داشته، امانتداري داشت. در زمينه خاطره‌نگاري دفاع مقدس، بايد رئال و واقع‌گرا بود و اين مورد را علاوه بر موارد ديگر که اشاره کردم، در نظر داشت.»

کامور بخشايش گفت:« به نظر من آن‌چه براي خواننده مهم است، مضمون و محتواست و خودنوشت يا ديگرنوشت‌ بودن خاطره تاثير چنداني در تصميم مخاطب ندارد. چون اگر خاطره خودنوشت هم بوده باشد و يک رزمنده آن را نوشته باشد، ديگر وارد دنياي مکتوبات شده و ديگر به کارگيري لفظ تاريخ شفاهي برايش معنا ندارد. به همين دليل من تقسيم‌بندي خاطرات شفاهي و مکتوب را قبول ندارم. اين نوع روايت و تکنيک پردازش است که مهم است.»

وي افزود:« بايد خاطره‌نويسي را از يادداشت ‌روزانه جدا کنيم. به نظرم خاطرات را بايد از دو بعد بررسي کرد: تاريخي و ادبي. استناد و پرداخت از مهم‌ترين مسائل خاطره هستند. به نظرم اگر خاطره‌اي اين دو ويژگي را داشته باشد، تاثيرگذاري بيشتري خواهد داشت. من در قالب خاطره، پختگي و استناد متن را به ادبيات ترجيح مي‌دهم.»

وي که پايان نامه تحصيلي خود را به تحقيق در حوزه خاطره اختصاص داده است، در پايان گفت:« داستان‌نويس‌ها مي‌گويند خاطره‌ها روزي تمام مي‌شوند، ولي ما چون تخيل را به کار مي‌گيريم، نوشته‌هايمان تمام‌شدني نيست. حتي مي‌توانيم يک خط خاطره را بارها به انواع گوناگون بازنويسي کنيم. داستان‌نويس‌ها همچنين معتقدند خاطره خميرمايه داستانشان است. خب اين حرف‌ها درست است و ما خاطره‌نويس‌ها بايد اين خمير را در اختيارشان قرار دهيم. به نظرم شيوه نگارش خاطره بايد چکش بخورد؛ چون شيوه نامه‌اي در اين زمينه تدوين نشده و همه با نگاه شخصي خودشان خاطرات را تدوين مي‌کنند. ما مي‌توانيم از ادبيات خيلي بيشتر از زمان حال کمک بگيريم.»

 

 

چهارشنبه 23 آذر 1390 - 11:53


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری