پنجشنبه 2 شهريور 1396 - 13:10
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

ميلاد بهاري

 

زبان سعدي هنوز زنده است

 

 

گفتگو با: اسماعيل اميني؛ نويسنده و طنزنويس درباره کتاب «لبخند سعدي»

تأثيرگذاري استاد سخن، سعدي، بر زبان و ادبيات فارسي بر هيچکس پوشيده نيست. حکايت‌ها، نظم‌ها، نثرها و غزلياتي که سعدي توانسته به زيبايي با سرايش آن‌ها لطافت و ظرافت زبان فارسي را براي قرن‌هاي متمادي به رخ جهانيان بکشاند. اخيرا انتشارات سوره مهر کتاب « لبخند سعدي» که غزليات طنزگونه شيخ اجل را شامل مي‌شود به زيور طبع آراسته است. گفت‌وگوي پيش رو با اسماعيل‌اميني؛ نويسنده کتاب است که با او درباره اثرش و نگاه اجتماعي سعدي به سخن نشستيم.

 

به نظر شما روحيه طنزگونه سعدي از کداميک از ابعاد گوناگون شخصيت وي نشات گرفته است؟

سعدي نگاه نافذي هم نسبت به اجتماع و هم به انديشه‌هاي رايج در روزگار خودش دارد. بنابراين، زياد تحت تأثير موج‌هايي که در آن روزگار بوده قرار نمي‌گيرد. در آن ايام بحث عرفان و تصوف و همچنين مباحث کلامي و فلسفي خيلي داغ بوده است.

سعدي چون دانش‌آموختة نظاميه است طبعاً احساس مي‌شود که بايد روي اين موج‌ها بنشيند، ولي او به خاطر دنياديدگي و هوشمندي‌اي که دارد تابعِ موج‌ها نشده بلکه، به عنوان منتقد، کاستي‌هاي رفتار انساني را در هر قالبي که هست متذکر مي‌شود، از اين منظر کار وي بسيار جالب است، زيرا مجادلات و تعصبات را جدي نگرفته به آدمي کمال انساني خود را يادآوري مي‌کند.

پس مي‌خواستيد تعاريف خاصي را با چاپ کتاب مشخص کنيد؟

من، بيشتر مي‌خواستم توجه مخاطب را جلب کنم که طنز همين است که در آثار بزرگان ديده مي‌شود. در روزگار اخير، به هر نوشته‌‌اي که خنده ايجاد کند طنز گفته مي‌شود. امروزه، به گونه‌هاي مطايبه، فکاهه، لطيفه و شوخي در مجموع طنز گفته مي‌شود. من مي‌خواستم بگويم طنز شاخه‌اي از ادبيات است که جديت دارد. امروزه طنز را در مقابل جد قرار مي‌دهند، در حالي که طنز جديت هم دارد. در ميان آثار بزرگان ادبيات ما که زياد به طنزپردازي مشهور نيستند، خصوصاً مولانا، عطار، سنايي نمونه‌هاي بسيار خوبي از طنز ديده مي‌شود که با تعاريف رايج طنز در دوران اخير تفاوت ماهوي دارد.

چرا از مجموعه نثرهاي سعدي نمونه اي را انتخاب نکرديد؟

احساس کردم در مورد غزل‌هاي سعدي به مانند غزل‌هاي حافظ کنکاش نشده است. در غزل‌هاي سعدي موارد بسيار خوبي از طنز وجود دارد که کمتر به آن پرداخته شده است همچنين به صورت مستقل و مجلّد کاري را در اين زمينه انجام نشده است.

گفته مي‌شود که طنز سخني اعتراض‌آميز آميخته با ملاحت است؛ فکر مي کنيد سعدي با سرودن اشعار طنز، مي‌خواسته اعتراض خويش را به نوعي بيان کند؟

به نظر من طنز اعتراض نيست، شايد طنز سياسي اين‌گونه باشد. طنز بيشتر نشان دادن و تذکر دادن است. انسان ميان رفتار و گفتارش ميان ادعا و عمل داراي تناقض‌هايي است که اين تناقض‌ها را سعي مي‌کند پنهان کند. طنزپرداز سعي مي‌کند اين پردة فريب را کنار بزند. مي‌خواهد وضعيت موجود را با آن وضعيتي که فرد يا افراد ادعا مي‌کنند به تصوير بکشاند.

از آن‌جايي که شما به ابعاد طنز در مثنوي معنوي مولانا هم پرداخته‌ايد اصولاً تفاوت‌هاي طنز در غزل‌هاي سعدي و مثنوي مولانا را در چه مواردي مي دانيد؟

نگاه مولانا بيشتر معطوف به انسان و وضعيت‌ انسان است در حالي که نگاه سعدي اجتماعي‌تر است، يعني انسان را در اجتماع مورد بررسي قرار مي‌دهد. مولانا خيلي به آن صورت دغدغه‌هاي اجتماعي خاص ندارد؛ بيشتر به دنبال کمال انسان است، در صورتي که سعدي بيشتر نگاهش اجتماعي است، يعني موضوع انسان و مراودات اجتماعي مدّ نظرش است. کاري که مولانا انجام مي‌دهد بيشتر در حوزه‌هاي کلامي و فلسفي است، ولي سعدي کمتر وارد اين مباحث شده، بيشتر به تعامل انسان با قدرت، تعامل حاکمان و زيردستان مي‌پردازد.

آيا مي‌توان گفت حافظ نقطه مياني سعدي و مولانا است، يعني هم نگاه انساني دارد و هم نگاه اجتماعي؟

بله، مي‌توان گفت حافظ برآيند تجربياتي‌ است که بزرگان گذشته داشته‌اند. تفاوت شيوة سعدي با حافظ در زبان آن‌هاست. سعدي زباني رساتر دارد، در حالي که حافظ بيشتر به دنبال آراستن و پيراستن سخن بوده است.

رمزگشايي از آثار طنزگونه بزرگان ادب پارسي چه کمکي به پيشبرد ادبيات و فرهنگ ما مي‌کند؟

بازبيني آثار بزرگان به ما کمک مي‌کند که قلممان به شوخي‌ها و بذله‌گويي‌هاي نادرست و هجو گرايش پيدا نکند.

پس مي‌توان ادعا نمود که طنز سعدي يک نمونة فاخر براي نسل جوان است؟

بله، چون به لحاظ زباني، زبان سعدي بسيار به زبان امروز نزديک است. سعدي با زباني حرف مي‌زند که تا به امروز زنده است و مي‌توان گفت ما امروز به زباني که سعدي به کار برده سخن مي‌گوييم. نکته‌اي که ديده شده اين است، کساني که درباره طنز در آثار سعدي به تحليل پرداخته‌اند، چون بدرستي متوجه طنزهاي او نشده‌اند، ايرادهاي غير معقول از او گرفته‌اند، به عنوان مثال آن‌جايي که سعدي گفته است:

خلاف راي سلطان راي جستن

به خون خويش باشد دست شُستن

اگر خود روز را گويد شب اين

ببايد گفت اينک ماه و پروين

مي‌گويند سخن او يک شيوة تسليم پذيري است، در حالي که اين شيوة سخن و حکايت گفتن سعدي،حاکم را به سخره گرفتن است و حکايت از استبداد و سلطه خود محوري او مي باشد. سعدي معتقد است رابطه اي که بين عاشق و معشوق برقرار است با رابطه حاکم و زيردستان بسيار فرق مي‌کند. سعدي اين نگاه را به سخره گرفته است که حاکمان فکر مي‌کنند که زيردستان عاشق آن‌ها هستند و آن‌ها درجايگاه معشوق قرار دارند و هر نازي که آن‌ها کنند زيردستان بايد خريدارش باشند. سعدي مي‌گويد نگاه عاشق- معشوق نبايد تسرّي پيدا کند به رابطة حاکمان و مردم، زيرا رابطة حاکم و مردم بايد بر اساس منطق باشد.

امروزه طنزپردازي در کشور را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟

ببينيد نکته‌اي که بايد به آن توجه شود اين است که فرهنگ عمومي جامعه عموماً به ذهن طنزپرداز اثر مي‌گذارد، وقتي فضاي جامعه تند و خشن است زبان طنزپرداز هم تند شده اگر جامعه به تعادل برسد زباني طنزپرداز هم طبيعتا به تعادل مي‌رسد.

ظاهرا کتابي در دست چاپ داريد به نام «لبخند غيرمجاز». از محتواي اين کتاب براي ما قدري بگوييد؟

اين کتاب هم‌اکنون در طنز حوزه ‌هنري است که شامل نوشته‌هاي طنز آميز من در قالب‌هاي مختلف و داستان هاي کوتاه طنز از نوشته‌هاي خودم مي‌باشد.

گفتني است کتاب «لبخند سعدي»، توليد مرکز آفرينش‌هاي ادبي حوزه هنري، در 424 صفحه، قطع رقعي و در تيراژ 2 هزار و 500 جلد توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

 

چهارشنبه 23 آذر 1390 - 11:51


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری