پنجشنبه 1 فروردين 1398 - 13:53
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

شخصيت هاي عاشورايي

 

شخصيت هاي عاشورايي

از مجموعه ره توشه ي راهيان نور «ويژه محرم الحرام»(5)

تهيه و تدوين : دفتر تبليغات اسلامي حوزه ي علميه ي قم

نشر رشيد

نوبت چاپ : اول 1388

 

کتاب حاضر از سري مجموعه ي هفت جلدي راهيان نور ويژه ماه محرم الحرام است که در اين مجلد به شرح حال اجمالي شخصيت هاي گوناگون عاشورايي پرداخته شده است.

در اين کتاب تلاش شده توجه عمده بر افرادي باشد که داراي مقاطع روشني از ادوار زندگي بر اساس پژوهش هاي معتبر باشند، به اين منظور شخصيت ها به سفيد و سياه و خاکستري تقسيم شده اند.

عاشورا آزمايشگاهي است که در آن مصاف حق و باطل در نقطه ي اوج خود است و جوهره ي افراد گوناگون مدعي و غير مدعي را به راحتي مي توان در آن شناخت و به آزمايش گذاشت.

بدين جهت سرگذشت شناسي عاشورايي جايي ويژه در ميان سرگذشت شناسي و قصه ها پيدا مي کند و به فرموده ي مقام معظم رهبري نقش خواص در عاشورا و يا درس و عبرت هاي عاشورايي مي تواند براي انسان هاي هر عصري به ويژه براي انسان هاي جامعه ي کنوني که در مقطع سي سالگي انقلاب زندگي مي کنند، بسيار آموزنده مي باشد.

از جمله شخصيت هاي سفيد، که در اين مجموعه از آنها سخن رفته است، بريربن خضير همداني، ابو ثمامه صائدي همداني، عمربن خالد صيداوي، قيس بن صيداوي، مسلم بن عوسجه، حبيب بن مظاهر، زهيربن بجلي، و ...مي باشند.

در مرور شخصيت بريربن همداني، ضمن تحليل نکاتشخصيتي، شناسنامه ي تولي و مهم ترين نقطه ي عطف در زندگي وي مي خوانيم: در شب عاشورا وقتي امام به اصحاب اجازه رفتن داد، برير برخاست و گفت آرزومندم در پيشگاه شما به شهادت برسم تا در روز قيامت جدت شفيع ما باشد و در نيمه هاي شب عاشورا چون امام و يارانش به عبادت مشغول بودند، امام مشغول قرآن بود که برخي از گشتي ها و نگهبانان کوفي صوت تلاوت امام را شنيدند و به امام هتاکي کردند و برير آن ها را شناخت و سعي کرد با سخن گفتن با آن ها به وعظ آن ها بپردازد ولي آنها با تمسخر پاسخش را داده و از او فاصله گرفتند.

از جمله کساني که در زمره ي شخصيت هاي سفيد معرفي شده است، عبدالله بن عفيف ازدي، است. او از مردم يمن بود که پس از فتوحات ساکن کوفه شده بود، و به واسطه ي انس با شيعيان اميرالمؤمنين جزو شيعيان حضرت گرديده و زماني که اميرالمؤمنين به کوفه آمد عاشقانه در جنگ هاي حضرت شرکت کرده و نتيجه ي آن از دست دادن چشم چپش در نبرد جمل و چشم راستش در جنگ صفين بود.

در بخش بعدي اين اثر به معرفي شخصيت هاي خاکستري پرداخته شده است. نظير، زيد بن ارقم، عبيدالله بن حر جعفي، سليمان بن صرد خزاعي، ابراهيم بن مالک اشتر، هرثمه و شيبان بن مخرم، رفاعه ي بن شداد بجلي و...

زيدبن ارقم در مکه به پيامبر ايمان آورد با اين که سن زيادي نداشت و در تمامي دوران مکه و مدينه پيامبر را درک کرده است ولي در همان زمان ها چندان رابطه صميمي اي با اهل بيت پيامبر ندارد اگر چه معترف به فضائل آن ها مي باشد.

حضور او در اکثر صحنه هاي تاريخي پيامبر از اوائل بعثت در مکه تا رحلت پيامبر مي تواند معرفت کاملي را براي او به همراه داشته باشد. اما با اين وجود در شناسنامه ي تولي اين شخصيت در خصوص محبت، آمده است، عدم ايمان و محبت نسبت به اهل بيت با وجود معرفت و زدن خود به تجاهل نسبت به حق و کتمان بسياري از حقايق، از خصوصيات وي مي باشد.

نيز در باره سليمان بن صرد خزاعي، يکي ديگر از شخصيت هاي خاکستري آمده است که وي از صحابه بود، نامش قبل از اسلام يسار بود که پس از اسلام پيامبر نامش را سليمان گذاشت. او از قبيله ي خزاعه از قبايل حومه مکه بود که از قبايل هم پيمان پيامبر اسلام بودند و زودتر از قبايل ديگر مکه به پيامبر اسلام آوردند. در ماجراي قيام کوفيان بر عليه عثمان از افراد معترضين بود که حتي مدتي به دستور عثمان از کوفه به شام تبعيد شد، پس از به خلافت رسيدن حضرت و رخ دادن جنگ جمل حضرت را ياري نکرد و پس از ورود حضرت به کوفه مورد توبيخ ايشان قرار گرفت، در صفين او فرمانده ي پيادگان جناح راست لشکر حضرت بود و تا آخر عمر حضرت ملازم رکاب حضرت بود. پس از شهادت امام و رخداد صلح امام مجتبي اعتراض شديدي به امام نمود و ايشان را مذل المؤمنين خواند.

در آخرين بخش کتاب حاضر به معرفي شخصيت هاي سياه پرداخته شده است که شبث بن ربعي تميمي، نعمان بن بشير خزرجي انصاري، عبدالله بن عمر، عمرو بن حجاج زبيدي مذحجي و محمد و قيس فرزندان اشعث، از زمره ي اين شخصيت ها هستند.

درمعرفي شبث از حيث معرفت مي خوانيم، او معرفت به حق و باطل دارد ولي به اين معرفت توجهي ندارد و معرفت به دنيا و منافع دنيوي بيشترين هدف اوست، نيز از حيث محبت، آمده است، محبت دنيا در دل او ريشه دوانده و هدفش يک لحظه نفس کشيدن بيشتر به هر قيمتي است، براي زندگي دنيوي حاضر به تن دادن به هر کاري و هرگونه همکاري با باطل مي باشد و در اين مسير دائم رنگ به رنگ مي شود تا چند روز بيشتر و به هر قيمتي که شده نفس بکشد و اين هدف، زندگي اي پر فراز و نشيب و اضطراب فراواني براي او به همرا ه مي آورد.

به نظر مي رسد کتاب حاضر نه تنها براي عموم، بالاخص جوانان، براي شناخت بهتر محتويات تاريخ اسلام و شخصيت هايي که در اين زمينه تأثير گذار بودند قابل بهرگيري است بلكه براي  مبلغيني که در عرصه تبليغ دين حضوري فعال داشته و دارند بسيار مفيد و پر محتواست باشد. همچنين تلفيق اين کتاب با کتاب روز شمار نهضت حسيني که جلد ششم مجموعه ي ره توشه ي راهيان نور مي باشد، مي تواند بسيار جالب و ره گشا باشد چرا که کتاب روز شمار توالي حوادث را بررسي مي کند و اين کتاب شرح حال اجمالي اغلب آن افراد را ارائه مي دهد، پس جمع اين دو نگاه مي تواند مبلغ و مخاطب را بر درک بهتر چرايي و چگونگي رفتار افراد گوناگون در مراحل گوناگون عاشورا و چرايي و چه وقتي تحولات مثبت و منفي آن ها ياري رساند.

 

يكشنبه 20 آذر 1390 - 13:9


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری