سه‌شنبه 28 آبان 1398 - 19:34
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

از قيام تا انقلاب

 

از قيام تا انقلاب

از مجموعه ره توشه ي راهيان نور «ويژه محرم الحرام»(3)

دفتر تبليغات اسلامي حوزه ي علميه ي قم

ناشر : نشر رشيد

نوبت چاپ: اول 1388

در اين کتاب با بهره گيري از موضوع قيام عاشورا و شرايط زماني آن و به مدد روايات مربوط به عصرغيبت و ظهور، به توصيف شرايط زماني و اهداف قيام مهدوي پرداخته شده است و از دل آن دو حادثه و با تحليل شرايط زماني و اهداف اين دو قيام، نقش خويش به عنوان نسل منتظر استخراج شده است و نشان داده شده است که چگونه حادثه ي کربلا مي تواند به عنوان بهترين نمونه ي محقق، تکليف و رسالت ما را در عصر غيبت به عنوان منتظرين عصر ظهور امام مهدي مشخص کند .

كتاب حاضر در دوازده فصل يا جلسه، به بحث و بررسي مباحث مورد اشاره پرداخته است. که بررسي جايگاه سنت هاي الهي در دو حادثه قيام حسيني و انقلاب مهدوي، بحث جلسه ي اول را تشکيل مي دهد: بررسي هاي انجام شده در مطالعات اجتماعي و فلسفه ي تاريخ، حاکي از آن است که قوانين و سنت هاي الهي همواره بر حوادث و رخدادهاي اجتماعي، تاريخي حاکم اند و قرآن کريم نيز در آيات بسياري بر قانون مندي حوادث تاريخي تأکيد فرموده است، واژه ي خاصي که براي قانون مندي جامعه و تاريخ در قرآن و ديگر متون اسلامي به کار رفته است، واژه ي سنت است که در اصطلاح فلسفه قانون اسباب و نظام جهان از آن ياد مي شود.

در اين جلسه جهت بررسي قيام حسيني و انقلاب مهدوي، به مو ضوعاتي نظير، تعريف و نقش سنت، دنيا طلبي به عنوان عامل اصلي حادثه ي عاشورا و حرکت نابجاي خواص، اشاره شده است: گاهي نيز حرکت نابجاي چهره هاي شاخص که ناشي از دنيا طلبي، ترس، ضعف و حرص براي زنده ماندن است، تاريخ را در ورطه ي گمراهي مي غلطاند، از جمله عواملي که در پيدايش حادثه کربلا نقش داشت، حرکت هاي نابجاي برخي خواص بود که  مايه ي گمراهي توده هاي مردم شد.

نيز در جلسه ي دوم و در دنباله ي بحث حاضر، جايگاه الهي در دو حادثه ي حسيني و انقلاب مهدوي، به عنوان سنت امداد الهي، بررسي و ارزيابي شده است.

در قسمتي از اين فصل مي خوانيم: بر اساس سنت امداد، خداوند به واسطه ي فرشتگان نشان دار، بادها، لشکريان غير قابل رويت و به سبب ترس و رعبي که در دل دشمنان انداخت، از رسول خدا امداد کرد.

در جريان حماسه خونين کربلا در روز عاشورا نيز، به امام حسين(ع) از سوي خداوند چنين نصرتي رسيد و البته امر را به اختيار خود آن حضرت قرار داد که امام بر اساس نامساعد بودن شرايط و اوضاع و شايد اينکه مردم روزگار آن روز لياقت و شايستگي درک آن را نداشتند، قبول نکرد.

همچنين شباهت امام حسين و حضرت مهدي(عج) در تنهايي و غربت، در جلسه ي سوم بررسي شده است، براي شناخت شخصيت و جايگاه امام معصوم، مي توان از زواياي مختلفي نگاه کرد. گاهي سخن از ابعاد شخصيتي امام در رابطه با خداست، اين جا پاي صفاتي چون رضايت بر رضاي حق، تسليم، عبادت و عبوديت حق است، گاهي هم سخن از ابعاد شخصيتي امام در رابطه با امت خويش مي باشد، در اين جا صفاتي اخلاقي ، تربيتي و صفاتي مربوط به سرپرستي و مديريت جامعه مطرح مي شود.

در جلسه ي چهارم، مقايسه ي شرايط زماني دو قيام حسيني و مهدوي، که توسعه ي کفر در تمام ابعاد و شکل گيري استکبار به نهايت رسيده بود، بررسي شده است، به اين منظور، توسعه ي کفر، گسترش جهالت، تبديل و دگرگوني ارزش هاي اخلاقي و مناسک فردي و اجتماعي، باطل و کفر فرهنگي و اقتصادي مورد بررسي و تبيين قرار گرفته است.

يکي از جلوه هاي کفر در حاکميت زمان قيام سيدالشهدا و حضرت مهدي(عج)، فرهنگ جامعه است. کفر در اين بعد در جهت گسترش فساد و فضيلت زدايي از جامعه است، به طوري که مذاق آحاد جامعه ي اسلامي را عوض نمايد و لذت قرب و عبوديت خداوند تبديل به لذت پرستش شيطان و اهوا شود، تحقق کفر در بعد فرهنگ جامعه به معناي توسعه لذت و شهوت مادي در جامعه است، به طوري که گناه، فسق و فجور در جامعه و بين تمام سطوح اجتماعي لذيذ شود و عبوديت خدا و لذت پرستش او از سکه بيفتد.

مقايسه ي شرايط زماني قيام حسيني و مهدوي، در جلسه پنجم اين مجموعه بررسي گرديده است: مهم ترين جهلي که حاکمان و خواص اهل باطل، براي جامعه فراهم مي کنند، جهالت انسان از خويش و قدر و اندازه ي وجودي خويش است، آن ها سرمايه هاي وجودي او را از دستش مي گيرند.

  همچنين اين مقايسه در بعد ضلالت و حيرت نيز در جلسه ي ششم مطرح شده است. در اين زمينه مي خوانيم: مهم ترين علتي که در روايات به عنوان عامل حيرت و در نتيجه ضلالت مردم ذکر شده است، خود غيبت امام زمان(عج) و طولاني شدن آن است. در برخي از روايات حيرت و سرگرداني دوران غيبت هم به عنوان مانع تربيتي و هم به عنوان عامل تربيت و رشد تلقي شده است و اين بستگي به موضع گيري دو دسته در مقابل تحير فقدان امام مي باشد.

در جلسه ي هفتم و هشتم اثر حاضر، بررسي انواع موضع گيري در برابر قيام امام در دو حادثه ي قيام حسيني و قيام مهدوي، انجام شده است.

يکي از مهم ترين اشتراکات قيام حسيني و مهدوي در اين است که موضع گيري افراد در برابر اين دو قيام نسبتا يکسان بوده است. در قيام سيدالشهدا، فضاي غبار آلود اجتماعي، باعث شد بسياري از خواص که ظاهرا از درون جبهه ي حق و دوستدار امام بودند، او را به گونه ها و الفاظ مختلف از قيام باز دارند و گاهي نيز بعد از رحلت پيامبر، امام معصوم را متهم به سازش و کوتاهي در قيام کنند.

همچينن زمينه ها و شرايط ياري گري امام دردو قيام حسيني و مهدوي، در جلسه ي نهم بررسي شده است، در اين زمينه سه نوع نگاه به اهل بيت مطرح شده است، نظير نگاه عاطفي و احساسي و نگاه درست (از همراهي تا هماهنگي): کساني که مي خواهند در زمره ياران امام معصوم قرار گيرند، بايد شرايط و زمينه هايي را در خود بسازند.قرار گرفتن در جبهه ي حسين و مهدي، احتياج به ساختن زمينه هاي معرفتي، روحي و رفتاري در انسان دارد و آنان که اين شرايط را در انديشه و عمل خويش به وجود نياورده اند و سلوکشان سال ها بر اساس اهداف امام نباشد، به او نخواهند پيوست.

جلسه دهم، مروري دارد به شرايط و زمينه هاي ياري گري امام در قيام حسيني و انقلاب مهدوي ، که در اين رابطه تسليم و اطاعت و مراحل تسليم در برابر ولي خدا، استقامت و ثبات قدم، بصيرت اجتماعي و مرگ آگاهيتبيين و ارزيابي شده است. در اين باره مي خوانيم: يکي از زمينه هاي ياري گري امام مرگ آگاهي و اشتياق به مرگ و ملاقات خداست. کسي که حاضر است جان خويش را در رکاب سيدالشهدا فدا کند که دنيا برايش تنگ شده باشد و مرگ را ادامه زندگي ببيند نه از بين برنده آنها با مرگ رشد مي کنند.

گسترش توحيد و بندگي خدا در انسان و جامعه ي مقدسه و نيز گسترش عدالت در همه ي ابعاد به عنوان اهداف مشترک قيام حسيني و انقلاب مهدوي، در جلسه ي يازدهم ودوازدهم بررسي شده است: توسعه و گسترش بندگي در انسان و جامعه بشري مهم ترين هدف انبياء و اوليا بوده است. در واقع گسترش عدالت در سه بعد سياسي، فرهنگي و اقتصادي همه و همه براي رسيدن به آن مي باشد.

در فرهنگ شيعه ، کربلا و عاشورا نه تنها قصه ي گذشته و تاريخ ديروز است، بلکه تاريخ فرداي شيعه در عصر ظهور مي باشد و اوست که امروز شيعه را براي مشارکت در ساختن فرداي ظهور مشخص مي کند. انتظار حکومت مهدوي بدون عاشورا، انتظار بي پشتوانه است و هر انتظار، چشم انداز مي خواهد و عصر ظهور، بهترين چشم انداز جامعه عصر غيبت است.

 

 

 

 

 

 

 

يكشنبه 20 آذر 1390 - 13:5


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری