پنجشنبه 8 تير 1396 - 15:26
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

حجت الاسلام اسماعيل قبادي
مدیرکل تبلیغات اسلامی استان کرمانشاه

 

هدايت از ديدگاه اسلام

 


تعريف هدايت 

براي تبيين و توضيح هر موضوع، نياز به تعريف و يا تعاريف متصور از آن مسأله و موضوع هست، بنابراين قبل از ورود به بحث، به تعريف و يا تعاريفي که از «هدايت» مطرح مي باشد مي پردازيم.

معمول ترين تعريف از هدايت عبارت است از اين که: هدايت يعني ارائه راه و روش و نشان دادن آن، به منظور رسانيدن فرد يا افرادي به مقصد و هدف است. به عبارت ديگر، راهنمايي و کمک کردن به فرد يا اشخاص براي شناختن راه و مسير خود و محيط، به منظور رسيدن به منزل و مقصود را، هدايت گويند.

روشن ترين معناي هدايت «راهنمايي» است و شايع ترين کلمه مقابل هدايت «ضلالت» و گمراهي است. شناخت راه درست و صحيح «صواب» از ميان راه هاي مختلف، به وسيله بهره گيري از خرد و عقل خود و ديگران و تعاليم انبياء و ائمه معصومين (ع) وظيفه و تکليفي سخت و مشکل و طاقت فرساست که هر کسي موفق به آن نخواهد بود.

 

نقش و اهميت هدايت

انسان موجودي خردمند، متکامل، الگوپذير، دنبال کننده راه و مسير ترقي و تعالي و داراي قوه يادگيري است. علاوه بر بهره گيري از عقل و پيامبر باطني خود، و استفاده از عقل و خرد ديگران، به طور آشکار نيازمند به آموزه ها و تعاليم رسولان و پيامبران است، تا به وسيله همه آنها (عقل خود و ديگران و تعليم انبياء) در مسير سعادت، رشد و تعالي قرار گرفته و با مساعدت آنها در اين راه رشد و ترقي، ثابت و استوار به اين مسير صواب تداوم بخشد.

عقل و راهنمايي رسولان الهي

هدايت بشر به وسيله انسان هاي ديگر و بهره مندي انسان از عقول و راهنمايي افراد صالح و دانشمند، به معنا و مفهوم آن نيست که عقل خود، تدبير و توان ذاتي و فطرت دروني مان را ناديده بگيريم و آن را فراموش نماييم، به عبارت معروف عقل مان را تعطيل کنيم، و اين معنا و مفهوم را نيز ندارد که به تعاليم انبياء و هدايت و راهنمايي آنها و آموزه هاي ترقي شان بي اعتنا باشيم، بلکه عقل به ما حکم مي کند علاوه بر استفاده از خرد خود و ديگران بايد از راهنمايي انبياء بهره مند شد و اين يک مسأله ضروري، بديهي و واجب عقلي است و الا در بسياري از قضايا راه و هدايت حقيقي ممکن نخواهد بود.

اولين تقاضاي انسان از خداوند متعال «هدايت» است.

بعد از تسليم در برابر پروردگار و رسيدن به مرحله عبوديت و استعانت و استمداد از ذات حق تعالي نخستين درخواست و تقاضاي عبد و بنده خدا اين است که او را به راه راست هدايت فرمايد، آنجا که بايستي روزي ده مرتبه همراه با عرض عبوديت اين تقاضا را تکرار کرد از او خواهيم خواست: «اِهدِنَا الصّراط المُستقيم»(1) يعني ما را به راه پاکي و نيکي، راه عدل و داد، راه ايمان و عمل صالح، هدايت فرما تا خداوندي که همه نعمتها را به ما ارزاني داشته، نعمت هدايت نيز بر آن بيفزايد.

بنابراين، اين چه نعمت گرانبها، عظيم و با اهميتي است که واجب است بر هر مسلمان، روزي ده مرتبه تقاضاي آن از ساحت حق تعالي تکرار شود؟! صراط مستقيم که همان آئين زندگي بر مبناي عبوديت خداوند است، مراتب و درجاتي دارد و روشن است همه افراد به طور يکسان در پيمودن آن نيستند. يعني هر چقدر راه راست و درست پيموده شود باز درجات بالاتري وجود دارد که انسان با ايمان از خدا بخواهد تا او را به آن درجات هدايت کند.

درخواست هدايت به صراط مستقيم آنهم به طوري که روزي ده بار تکرار شود براي چه؟ مگر ما گمراهيم؟ آيا اين درخواست براي پيامبر (ص) و ائمه معصومين (ع) و اولياء صحيح است، زيرا آنها نمونه انسان کامل و الگو و سرمشق هستند، اين چه معني دارد؟ در جواب بايد گفت:

1) انسان در مسير هدايت هر لحظه احتمال لغزش و انحراف از جاده اصلي و راه مستقيم دارد، بنابراين بايد خود را در اختيار پروردگار بگذارد و همواره از او تقاضا کند که ما را در راه راست ثابت نگهدارد. زيرا وجود و هستي و تمام مواهب خداوند، لحظه به لحظه از آن مبدأ بزرگ به ما مي رسد، يعني در حقيقت لحظه به لحظه وجود تازه اي از منبع هستي آفريدگار فياض، به ما مي رسد و به همين دليل که هر لحظه وجود تازه اي به ما مي رسد، به هدايت جديدي نيازمنديم و اگر موانعي بين ما و خداوند پيش آيد دچار انحراف و ناپاکي خواهيد شد و ارتباط ما را با آن منبع هدايت قطع مي کند و بايد همواره از خدا خواست موانع، پيش نيايد و بر صراط مستقيم ثابت بمانيم.

2) هدايت همان پيمودن راه تکامل است که انسان به طور تدريجي مراحل نقصان را پشت سر مي گذارد و به مرتبه بالاتري مي رسد و اين مسير تکامل نيز نامحدود است و به سوي بي نهايت مي رود و کمال مطلق و نهايي تنها خداست و همه انسان ها بدون استثناء در مسير تکامل اند چه اشکالي دارد پيامبر (ص) و ائمه معصومين (ع) نيز از خداوند تقاضاي هدايت «صراط مستقيم» نمايند و درجات بالاتري را از خداوند بخواهند همان گونه که همه ما بر پيامبر (ص) صلوات مي فرستيم يعني رحمت و درود تازه از خداوند براي او مي خواهيم و خداوند متعال نيز مي فرمايد: «ويزيد اللهُ الذّين اهتدَوا هدُيً»(2) خداوند هدايت، هدايت يافته گان را افزون مي کند و يا مي فرمايد: «وَالذّين اهتَدَوا زادَهُم هُديً»(3)، و کساني که هدايت يافتند خداوند بر هدايت شان افزود. خود پيامبر (ص) نيز فرمودند: «ربّي زدني علماً»(4)، خدايا علم و هدايتم را بيشتر کن. بنابراين صلوات بر پيامبر (ص) و امامان نيز در حقيقت تقاضاي مقام بالاتر و والاتر براي آن بزرگواران است.

امام اميرالمومنين(ع) (در تفسير، اهدنا صراط المستقيم) فرمودند: يعني خداوندا! توفيقاتي را که در گذشته بر ما ارزاني داشتي و به برکت آنها تو را اطاعت کرديم همچنان ادامه ده تا در آينده عمرمان نيز تو را اطاعت کنيم.

امام صادق (ع) نيز در تفسير «اهدنا صراط المستقيم» فرموده اند: يعني خداوندا ما را بر راهي که به محبت تو مي رسد و مانع از پيروي از هوس ها مي شود ثابت بدار(5).

 

صراط مستقيم چيست؟

از بررسي آيات قرآن کريم بر مي آيد که صراط مستقيم، همان آئين خداپرستي و دين حق و پايبندي به دستورات خداوند است:

الف) «قل اِنَّني هَداني رَبّي الي صِراطٍ مُستقيم دينا قَيِماً»(6).

بگو خداوند مرا به صراط مستقيم هدايت کرده به دين قيم و استوار. 

ب) «و اَنِ اعبدوني هذا صراط مستقيم»(7).

مرا پرستش کنيد اين همان صراط مستقيم است.

ج) «و مَن يعتصم بالله فقد هُدِيَ الي صراط مستقيم»(8).

و هر کس به خدا تمسک جويد به صراط مستقيم هدايت شده است، يعني پيوند و ارتباط با خدا باعث هدايت به راه مستقيم است.

پيامبر (ص) نيز فرمودند: «صراط مستقيم، صراط انبياء است، همان هايي که مشمول نعمت هاي خداوند شدند»(9).

امام صادق (ع) فرمودند: صراط مستقيم يعني راه و شناخت امام و فرمودند: «وَ اللهِ نحن الصراط المستقيم». به خدا سوگند مائيم صراط مستقيم و يا فرمودند: صراط مستقيم اميرالمومنين علي (ع) است(10)‌.

اساساً مي گويند کلمه «صراط» يعني راه مستقيم و اين که کلمه مستقيم نيز آمده براي تأکيد است و کلمه صراط چهل بار در قرآن تکرار شده است که ويژگي هايي براي راه خدا و مستقيم بيان شده است عبارت است از:

راه خدا، ثابت است، برخلاف راه هاي غيرخدا هر روز تغيير مي کند.

راه خدا يکي بيشتر نيست اما راه هاي غير خدا متعددند.

در پيمودن راه خدا شکست و باخت نيست و پشيماني ندارد.

راه خدا و مستقيم، راه بندگي است و راه انبياء است.

راه مستقيم راهي است که از اول جهت مشخص دارد، برخلاف راه هاي غيرمستقيم.

راه مستقيم يعني راه راست تکامل و راه تکامل، کشف کردني است، نه اختراع کردني.

صراط يعني راه اصلي ولي سبيل يعني راه فرعي، سبيل جمع آن سُبُل است که در قرآن آمده است مثل ظلمات و نور که راههاي گمراهي و تاريکي گوناگون اند (ظلمات) ولي راه حق و راه اصلي يکي است (نور).

اهداف هدايت از ديدگاه اسلام

به طور طبيعي هر فعل،رفتار و عملي که يک فرد ذي شعور انجام مي دهد بدون غايت، هدف و منظور عقلايي نيست و «هدايت» که مقوله اي در قلمرو رشد و تعالي انسان ها است مسلماً بدون هدف و مقصود و غرض نبوده و تصور آن بدون مقصود بسيار بعيد است و يا ناممکن. بنابراين، به بعضي از اهداف «هدايت» اشاره مي شود.

الف) زنده کردن (احياء)

قرآن کريم از هدايت انسان ها با تعبير «احياء» ياد نموده است. يعني هدايت و راهنمايي بشر به منزله حيات بخشيدن به او و زنده نمودن است، آنجا که فرموده اند:

«و مَن اَحياها فکأنمّا اَحيَا النّاسَ جميعاً»(11).

و هر کس، انساني را حيات ببخشد چنان است که همه مردم را زنده و حيات بخشيده است.

وقتي که از امام صادق (ع) در مورد معنا و مفهوم آيه مذکور سوال شد فرمودند: «يعني اين که هر کسي که انساني را از گمراهي و انحراف به سوي هدايت و مسير درست راهنمايي کند گويي او را زنده کرده و حيات بخشيده است و بر عکس هر کسي که انساني را به سوي انحراف ببرد گويي او را کشته است»(12) بنابراين مهمترين پيامد و نتيجه هدايت بشر، حيات و زندگي سالم اوست.

ب) رسيدن به پاداش عظيم

يکي ديگر از اهداف «هدايت» رسيدن به پاداش و ثواب فراوان و تحصيل رضايت خداوند است. هنگامي که پيامبر (ص) علي ابن ابي طالب (ع) را به يمن فرستادند به منظور تبليغ اسلام و هدايت مردم، فرمودند:

«يا علي لا تُقاتِلَنَّ اَحَداً حتّي تدعوه، وَ اَيُمُ اللهِ لَاِن يَهدِي اللهُ عَلي يَدَيکَ رَجُلاً خَيرٌ لک مِما طَلَعَت عَلَيه الشمسُ و غَرَبَت وَ لَکَ وَ لاؤهُ ....»(13).

اي علي هرگز با احدي جنگ نکن مگر اين که قبلاً او را به مسير حق و هدايت دعوت کرده باشيد و به خدا سوگند اگر خداوند به وسيله تو و با دست تو انساني را «هدايت» کند براي تو بهتر است از آنچه که آفتاب بر آن طلوع و غروب مي کند و تو بر او (انسان هدايت شده) براي هميشه ولايت داريد.

 

ج) اصلاح

يکي ديگر از اهداف «هدايت» اصلاح فرد بوده که متعاقب آن اصلاح و رستگاري جامعه فراهم مي شود، زيرا هدايت و ارتقاء دانش در پرتو تعليم و صلاح فرد و فلاح جامعه و سعادت جهاني انسان ها را به ارمغان مي آورد و علي (ع) فرمودند:

«علمٌ لايصلِحُکَ ضلالٌ»(14).

علم و دانش و تعليمي که تو را اصلاح نکند، گمراهي است.

بنابراين، دانش، لازمه هدايت است و هدايت به منظور اصلاح و رشد و تعالي و تأمين سعادت است.

 

د) پيمودن مسير رشد و ترقي

در پرتو هدايت، مسير حق و حقيقت روشن مي شود، عالمان و دانشمندان عامل که مردم از مشاهده عملکرد آنها هدايت مي شوند و باعث راهنمايي و هدايت عملي آنها مي گردند، خود به درجات عالي رسيده و در مسير تعالي و هدايت مضاعف قرار مي گيرند به طوري که امام باقر (ع) فرمودند: «عالم و دانشمندي که مردم از علم و حکمت او بهره مند و هدايت مي شوند، ارزش او و درجات او بالاتر از هفتاد هزار عابد و زاهدي است که تأثيري در رشد و ترقي و هدايت افراد ندارد».

 

هـ) رسيدن به قرب الهي

هدف نهايي و غايي هدايت و تربيت انسان ها، رسيدن به قرب الهي است. به عبارت ديگر، هدف غايي که حقيقتي بي نهايت و در بر گيرنده تمام ارزش ها است. در واقع، همان خداوند متعال است که بي نهايت و کامل بوده و منظور از محوريت خداوند و هدف بودن او، اين است که در متن زندگي مان حضور دارد و استمرار حضور او احساس مي شود، هدف غايي هدايت و تربيت در هر ديني کمال مطلوب انسان است و بايد همه فعاليت ها و اعمال او متأثر از آن باشد.

 

مشخصه هاي هدف غايي از ديدگاه اسلام

1-مهمترين مشخصه هدف غايي (قرب به خدا) هماهنگي و انطباق آن با «فطرت» است و کوچکترين ناهماهنگي با فطرت ندارند. به همين خاطر اين هدف هماهنگ با کليه مراحل ترقي انسان است.

2-دومين ويژگي هدف غايي آن است که جامع تمام ارزش هاست. يعني در برگيرنده همه اهداف تعيين کننده مسير زندگي است. مثل درس خواندن و عالم شدن.

3-سومين ويژگي هدف غايي، اتحاد و تطبيق آن با هدف آفرينش و هدف از زندگي است، هدف غايي همان هدف از زندگي است. تبيين هدف زندگي بر اساس آموزه هاي انبياء، هدف غايي از هدايت و تربيت نيز روشن تر مي کند.

مرتبه عبوديت، کسب حيات طيبه و قرب الهي همه از مصاديق سعادت اند که همه انبياء آمده اند تا سعادت انسان را تأمين کنند و سعادت انسان نيز در پيوند با خداست، گاهي نيز در قرآن کريم هدف غايي خلقت و وجود انسان را «عبادت» معرفي مي کند، «ما خلقتُ الجن و الانس الا لِيعبدون»(15).

مسلماً «قرب» به معناي قرب زماني و مکاني نيست بلکه به معناي قرب روحي و معنوي است، يعني ارتباط و نزديکي که ريشه در شخصيت و وجود انسان داشته و يا «حيات طيبه» و زندگي پاکيزه يعني کسي که هدايت قرآني را درک نموده و منظور «طهارت اکبر» است که شامل تمام معارف اعتقادي، اخلاقي و احکام شرعي است.

 

 

پي نوشت:

1-  حمد، 6

2-سوره مريم، 76

3- سوره محمد، 17

4- معاني الاخبار و تفسير امام حسن عسگري طبق نقل تفسير صافي  

5- معاني الاخبار و تفسير امام حسن عسگري طبق نقل تفسير صافي  

6- سوره انعام، 161

7- سوره يس، 61

8- سوره آل عمران، 101

9- تفسير نور الثقلين، جلد 1، ص20

10- تفسير نور الثقلين، جلد 1، ص 20

11- سوره مائده، 32

12- منتخب ميزان الحکمه، محمدي ري شهري، ص 581

13- منتخب ميزان الحکمه، محمدي ري شهري، ص 580

14- علامه مجلسي، بحار الانوار، جلد2، ص 19

15- سوره ذاريات، 56

 

 

شنبه 19 آذر 1390 - 10:47


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری