دوشنبه 1 دی 1393 - 19:52
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

صديقه مقدس پور

 

حضرت عباس (ع) ؛ وفاداري و ايثار

 

 

شخصيت معنوي:

به تعبير دين اسلام ، شخصيت انسان ها به تزكيه و تعليم و سازندگي دو نيروي جاذبه و دافعه است.

اگر اين دو نيرو متوقف شود ، انسان در سراشيبي سقوط قرار مي گيرد چرا كه تعالي و تكامل انسان به اين دو نيرو وابسته است.

 

- دفع عوامل و زمينه هاي سقوط مانند خوددداري از ارتكاب به گناهان

- جذب فضايل و ارزش هاي اخلاقي مانند علم ، عمل صالح و آراسته شدن به خصلت هاي نيكو

 

انسان ها با نيروي تقوا ، روح پاك خود را از موانع رسيدن به كمال يعني گناهان دور كرده و آن را با فضيلت هاي اخلاقي زينت مي دهند تا نور الهي و ملكوتي در همه وجودشان متجلي شده و هر چه بيشتر به هدف اصلي خلقت كه همان بندگي خدا و دستيابي به تكامل است برسند.

 بنابراين روشن مي شود كه كمالات و ابعاد وجودي حضرت عباس (ع) ناشي از برخورداري از ارزش هاي والاي انساني و دوري از گناه و مملو از عبوديت خالصانه در پيشگاه خدا و تواضع در برابر بندگان خاص الهي مانند اميرالمرمنين (ع) و برادرانش امام حسن و حسين (عليهم السلام) است.

 اين ابعاد وجودي يعني : فداكاري و ايثار ، شجاعت و دلاوري ، رشادت جسمي و روحي ،‌تقواي الهي ، جوانمردي كه همه و همه به خاطر شايستگي آن حضرت بود و به همين دليل وجود مباركش سرشار از القاب و كنيه هاي پسنديده است كه هر كدام بيانگر بخشي از ابعاد درخشان شخصيت اوست.

 

كنيه ها

- ابوالفضل

مشهورترين كنيه حضرت عباس(ع)، ابوالفضل است كه نشان از فضيلت هاي بي شمار او در عرصه هاي مختلف زندگيش دارد .

مورخان نقل كرده اند: ناميده شدن او به ابوالفضل، به دو علت بوده است:

- داشتن پسري به نام فضل

- زندگي سرشار از فضيلت آن حضرت ، زيرا ابوالفضل يعني پدر فضيلت ها

كه به نظرمي رسد كه علت دوم، مناسب تر باشد.

 

- ابوالقاسم

جابربن عبدالله انصاري در زيارت اربعين، خطاب به حضرت عباس(ع) گفته است:« السلام عليك يا اباالقاسم !‌السلام عليك يا عباس بن علي !» (1)

 

- ابوالقربه

يكي ديگر از اين كنيه ها ، كه دلاوري و مردانگي در آن جلوه گر است ابوالقربه مي باشد كه حكايت از شكافتن سينه سپاه دشمن در رسيدن به آب شريعه براي سيراب كردن كام تشنگان دارد.

 

القاب

- قمر بني هاشم

حضرت عباس(ع) از زيبايي ويژه اي برخوردار بود و به خاطر صورت و سيرت زيبا و قامت رعنا و رشيدش او را « ماه خاندان بني هاشم و قمر بني هاشم» مي خواندند.

 

- باب الحوائج

اين مقام و لقب «باب الحوائج» را خداوند به حضرت عطا فرمود و وجود عظيم او را شايسته اين لقب دانست.

توسل به حضرت نيز موجب رواشدن حاجات است؛ زيرا پذيرش شفاعتش در درگاه خداوند، قطعي است. او وسيله اي است براي تقرب به درگاه الهي و ساليان طولاني ،‌شيعه و سني و مسلمان و غير مسلمان دست دعا و چشم اميد به سوي او داشته، از كرامات او گفتني هاي فراوان دارند.

نويسندگان، ‌عالمان و محققان بسياري، در اين باره كتاب ها نوشته اند. (2)

 

- طيار

«طيار» لقبي است كه امام سجاد(ع) ، عموي خود را بدان ستود و جلوه اي ديگر از حضرت ابوالفضل(ع) را آشكاركرد.

 

۴- سقّا

منصب سقايت و آب رساني به تشنگان، يكي از زيباترين برنامه ها و خدمات اسلامي ، انساني است.

يكي از كارهاي مهم حضرت عباس(ع) سقايت بود. حضرت ابوالفضل(ع) اين لقب را از پدرش علي(ع) و در جنگ بدربه دست آورد زماني كه با شجاعت به كنار چاهي كه نزديك دشمن بود، رفت و از آن براي مسلمانان آب آورد. (3)

وي در واقعه كربلا از مدينه تا مكه و از مكه تا كربلا ، مسئول آب رساني به كاروان امام حسين(ع) و حيوانات آنها بود.

با توجه به اينكه همراهان امام حسين(ع) در آغاز، بيشتر از هزار نفر بودند، با افزودن حيواناتشان، مي بينيم كه  تأمين آب براي آنها كار بسيار مهمي بوده كه حضرت انجام مي داده است.

 

- علمدار

اين نشان پر افتخار ، به دارنده پرچم و بيرق لشكر داده مي شود كه نمايانگر انسجام سپاه و استمرار مبارزه عليه دشمن داشت. و اين مهم به عهده ابوالفضل العباس (ع) بود.

 

 

- الشّهيد

حضرت ابوالفضل(ع) به راستي ، شايسته عنوان عميق شهيد و شهادت است چرا كه به تمام امتيازات شهادت نائل شد .

امام سجاد (ع) وقتي به كنار پيكر مطهر ابوالفضل (ع) آمد، خطاب به او فرمود:« و عليك منّي السّلام من شهيدٍٍ مُحتسبٍ؛ اي شهيد مخلص راه خدا، سلام من بر تو باد‌!»

 

- عبد صالح

اين لقب به معني بنده نيكوكار خداوند از زيارتنامه حضرت عباس(ع) و از زبان امام صادق(ع) گرفته شده است.

 

- حامي الضّعينه

«ضعينه» به معني هودج است ، يعني حامي بانوان . كنايه از اينكه حضرت ابوالفضل(ع) حامي بانوان هودج نشين در سفر كربلا بوده است. در اين سفر، حضرت از آنها نگهباني مي كرد و آنان در پناه چنين نگهبان نيرومند و شجاعي ، هيچ گونه نگراني نداشتند. (4)

 

- المستجار

المستجار، يعني پناهگاه. يكي از القاب حضرت ابوالفضل(ع اين است كه پناهي براي پناهندگان بود.

 القاب ديگري كه به حق به حضرت عباس(ع) نسبت داده شده عبارتند از :

 - ظهرالولايه (پشتيبان ولايت و امامت)

- مُوثِر(ايثارگر)

- مُواسي (مواسات و برادري)

- واقي (نگهبان)

- ساعي (تلاشگر)

- باب الحسين(ع)

- سردار و پيشتاز

- البطل العلقمي (قهرمان نهر علقمه)

- فرمانده لشكر

- صدّيق ( بسيار راستگو)

- حامل اللّوا (پرچمدار)

- صابر، كسي كه در تحمل همه سختي ها راه تا شهادت، شكيبا بود و احساساتش بر صبرش غلبه نكرد.

 نكته مهم اين كه بيشتر القاب آن حضرت ، متأثر از شخصيت مقتدا و رهبرش امام حسين(ع) و به دليل همراهي، پشتيباني و ياري رساند به او در طول زندگي به خصوص در واقعه كربلاست.

اين مسئله به دو جهت قابل تأمل است:

 - قدرت رهبري امام، كه توانست استعدادهاي حضرت عباس(ع) را به ظهور رسانده و نتيجه تربيت و تعليم امام علي(ع) را تجلي بخشد .

 - تأثير آموزش هاي مؤثّر از سوي امام حسين(ع) ، كه از كودكي وي را همراهي نموده است به طوري كه تسليم او در برابر اراده امام، تصديق بر ولايت امام و وفاداري اش نسبت به امام، همگي تشكيل دهنده نمادي بي نظير از مريد بودن اوست.

او به جز حسين(ع) نمي شناخت و توحيدش را نيز در ارادت به حسين(ع) مي يافت

 

وفاداري ؛ ويژگي ممتاز

 وفاداري حضرت عباس(ع) او را براي هميشه در «تاريخ جوانمردان» ممتاز كرده است.

 نقل شده است كه: وقتي حضرت ابوالفضل(ع) ، سردار رشيد دشت كربلا براي بار دوم به شريعه فرات وارد مي شود تا براي تشنگان آب ببرد، در ميان نهر آب كه قرار گرفت«اين واقعه عموماً به اين شكل نقل شده است » هنگام برداشتن آب، تشنگي زياد باعث شد كه حضرت ميل به خوردن آب كند. به همين علت،‌آب را با دست به دهان نزديك كرد كه بياشامد؛ ولي يكباره به خاطر آورد كه بچه هاي امام حسين(ع) تشنه اند وبا خود گفت: اين، خلاف جوانمردي است كه آنان تشنه باشند و من سيراب ، و آب را از دستان خود به زمين ريخت. اسب ايشان نيز از خوردن آب تا قبل از اين اقدام حضرت، خودداري نمود. (5)

 ولي آيا اين تعريف در مورد جوانمردي و وفاداري آن حضرت صحيح است؟ آيا ممكن است عباس كه سقايي را از كودكي تمرين كرده، ‌اكنون دچارغفلت شده و دليل مأموريتش را؛ حتي براي چند لحظه فراموش كند؟

 بايد دقت كنيم ، به يقين، انگيزه آب نخوردن ابوالفضل(ع) خيلي لطيف تر از آن است كه تاكنون شنيده ايم.

 تاريخ مي گويد كه: حضرت عباس (ع) وقتي وارد شريعه فرات شد، اسبش هم با همه تشنگي كه داشت، ابتدا از خوردن آب خودداري مي كرد. اسب، با هوش است و اين حيوان خوب مي فهميد كه راكبش آب نمي خورد و فضا، فضاي جنگ است؛ كشتار و شهادت را مي ديد و بر سياق ذات هوشي اش حوادث راپيش بيني مي كرد و مي فهميد.

بنابراين رغبتي به خوردن آب از خود نشان نمي داد و در واقع، نوعي تعهد و احترام به راكب را از خود بروز مي داد!

اسب مي فهميد كه نبايد غفلت كند، حضرت باب الحوائج (ع) از سر وفاداري اش ، نه تنها غافلانه و از سر سهو ، بلكه از سر جوانمردي وقتي ديد حيوانش ، حرمت گرفته و تشنگي را تحمل كرده، دست به زير آب برد و آب را دست نزديك دهان خود نمود تا حيوان فريب اين حركت را بخورد و درآسودگي آب بياشامد.

 و اين، نكته سنجي حضرت ابوالفضل (ع) است كه در تمامي زواياي حوادث، غفلت نكرده و در حساس ترين لحظات جاي خالي و ناتمام باقي نگذاشته است. تنها در اين صورت است كه راز وفاداري حضرت عباس (ع) به عنوان بارزترين خصلت او آشكار شده و وجود مقدسش را براي هميشه عالم الگو قرار مي دهد. (6)

 

گفتار ائمه معصومين عليهم السلام

- امام علي (ع) در شأن فرزندش حضرت ابوالفضل(ع) ، در آن هنگام كه در بستر شهادت بود و او را طلبيد و به سينه اش چسبانيد، فرمود:« به زودي در روز قيامت، چشمم به وسيله وجود تو روشن مي گردد!» (7)

 

- پيامبر اكرم (ص) به حضرت علي(ع) فرمود: به حضرت زهرا (ع) بگو؛ براي شفاعت و نجات امت چه داري؟ حضرت علي(ع) بعد از ابلاغ اين پيام به حضرت زهرا (ع) چنين پاسخ مي شنود: « اي اميرمؤمنان! دو دست بريده پسرم عباس(ع) براي ما در مورد مقام شفاعت،‌كافي است.» (8)

 

- امام حسين (عليه السلام) در شأن حضرت عباس(ع) گفتارهاي متعددي دارد از جمله در عصر تاسوعا، امام به ابوالفضل(ع) فرمود:«برادرم! جانم به قربانت! سوار بر اسب شو و نزد دشمن برو و از آنها بپرس براي چه به اينجا آمده اند…» (9)

در اين عبارت‌، امام حسين (ع) با عالي ترين تعبير؛ يعني «فدايت شوم»، محبت خود را به حضرت عباس(ع) ابراز مي دارد كه بيانگر اوج عظمت مقام حضرت عباس(ع) است.

 

- امام سجاد عليه السلام وقتي كه روز سيزدهم محرم، همراه بني اسد براي دفن پيكرهاي مطهر شهيدان به كربلا آمد و در كنار بدن بي دست عمويش حضرت ابوالفضل (ع) قرار گرفت، در حالي كه آن را مي بوسيد، فرمود: «اي ماه بني هاشم! بعد از تو، خاك بر سر دنيا!» (10)

 

- امام صادق عليه السلام

فرازهاي مهمي از زيارت نامه حضرت عباس(ع) از زبان امام صادق(ع) نقل شده است كه ما به فراز آخر آن اشاره مي كنيم:

« گواهي مي دهم كه تو اي عباس! در امر دينت هيچ گونه سستي نكردي و در برابر دشمن از مقاومت، باز نايستادي و به راستي با كمال بصيرت و اگاهي به صالحان نمودي و از پيامبران پيروي كردي.» (11)

 

- امام هادي عليه السلام

در فرازي از زيارت نامه امام هادي(ع)، از زبان آن حضرت خطاب هايي با اين مضامين به حضرت عباس(ع) آمده است:

السلام علي ابي الفضل العباس ابن اميرالمؤمنين…؛ سلام بر ابوالفضل العباس پسر اميرمؤمنان عليه السلام:

آنكه با كمال مواسات، ايثار و برادري، جانش را نثار برادرش حسين(ع) كرد، آنكه دنيا را وسيله آخرت قرار داد،

خود را فداكارانه فداي برادر نمود،  نگهبان دين و سپاه حسين(ع) بود، تلاشش بسيار براي آب رساني به سوي لب تشنگان بود، آنكه دو دستش در راه خداوند متعال قطع شد.» (12)

 

غروب ماه بني هاشم

 در هفتمين روز محرم ، يزيديان آب را بر سپاه امام حسين (ع) بستند و با نگاه پرمعناي امام به عباس، مأموريت تهيه آب براي خيمه ها به ابوالفضل (ع) واگذار شد. او به سمت نهر علقمه حركت كرد و سران  سپاه اموي را كنار زد. عمروبن حجاج با ترفندي شيطاني قصد سيراب سازي سقاي تشنه لب حسين را داشت؛ اما شور حماسه ابوالفضل(ع) و عهد و پيمان او با امام (ع)، تمام حيله هاي دشمنان راخنثي كرد.

با همراهان و سپاهيان وارد شريعه شده و مشك هاي آب را به سوي امام حركت داد. تمام تشنگان از دست سقاي لب تشنه سيراب شدند .(13)

 علامه مجلسي (ره) ماجراي شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) را اينگونه نقل مي كند:

عباس (ع) به طرف شريعه فرات روانه شد و در برابر جمعيت دشمن ايستاد، آنها را موعظه كرد و هشدار داد؛ ولي در دل سياه آن كوردلان اثر نكرد. عباس(ع) نزد برادرش بازگشت و موضوع را گزارش داد. دراين هنگام فرياد العطش كودكان را شنيد.

 حضرت سوار بر اسب شد، نيزه و مشكي را برداشت و به طرف فرات حركت كرد.

چهار هزار نفر نگهبان شريعه فرات، سر راه آن حضرت را بسته و آن حضرت را تيرباران كردند، حضرت عباس(ع) با شجاعتي كم نظير بر آنها حمله كرد؛ به طوري كه هشتاد نفر را كشت. بقيه پراكنده شده و عباس (ع) خود را به شريعه فرات رسانيد.

 حضرت، مشك را پر از آب كرد و بر شانه راستش نهاد و به سوي خيمه ها روانه شد، به اميد آنكه آب را به لب تشنگان برساند. در راه بازگشت، شروع به رجزخواني در ميدان نبرد نمود كه هر فرازي از آنها بيانگر عالي ترين درس هاي شجاعت، ايثار، وفاداري و اخلاص است.

 نگهبانان شريعه به حضرت عباس(ع) حمله كردند. او نيز به آنها حمله و همچنان رجزخواني كرد. در اين هنگام ، شمشير بر دست راست عباس (ع) فرود آمدو آن را قطع نمود. حضرت عباس(ع) شمشير به دست چپ گرفت و در اين حال رجزهايي خواند و به جنگ ادامه داد.

 دراين ميان شمشير را بر دست چپ آن حضرت فرود آوردند كه دست چپش نيز قطع شد. عجب اينكه، حضرت عباس(ع) همانند عمويش جعفر طيار، پرچم را به سينه اش چسبانيد و با بازوان قطع شده آن را نگه داشت. در آن هنگام عمودي آهنين بر سرش زدند كه آن حضرت از پشت اسب بر زمين افتاد. (14)

 با عرض عذر و تقصير به پيشگاه حضرت وليعصر(عج) و ساحت مقدس حضرت عباس(ع) ، از درگاه خداوند متعال ميخواهيم كه به همه ما آگاهي كامل وتوفيق عطا فرمايد تا از رشادت ها و پايداري حضرت ابوالفضل العباس(ع) و اخلاص او پيروي نموده و با الگو قرار دادن تقوا، انسانيت و معنويت حضرت عباس(ع)، عاقبت به خيري و سعادت دنيا و آخرت را به دست آوريم.

 همواره براي رفع حاجات خود، وجود مقدس حضرت ابوالفضل(ع) را شفيع به درگاه خداوند قرار مي دهيم، كه بي ترديد«شفاعت او» رد نخواهد شد و باب الحوائج است.

 

منابع:

1) مفاتيح الجنان، حاج شيخ عباس قمي، زيارت اربعين منسوب به جابر بن عبدالله انصاري

2) خصائص العباسيه، آيت الله كلباسي نجفي؛ زندگاني پرچمدار كربلا ، ‌معارف مظفري؛ معجزات و كرامات حضرت عباس(ع)، آيت الله حاج ميرزا هادي خراساني ؛ پرچمدار نينوا، محمدي اشتهاردي؛ كرامات حضرت ابوالفضل(ع) ، سيد علي حسيني قمي

3) اعلام الوري، ص ۱۹۲

4) پرچمدار نينوا، محمدي اشتهاردي ، ص ۷۶ و۷۷

5) منتهي الامال، ص ۴۵۵ و نفس المهموم، ص ۳۳۷

6) مروري بر سيره شخصيت حضرت ابوالفضل العباس (ع)، نشريه آزاد

7) معالي السبطين، ج ۱، ص ۴۵۴

8) همان، ص ۴۵۲

9) ترجمه ارشاد شيخ مفيد، ج ۲، ص ۹۲

10) معالي السبطين، ج ۲، ص ۶۹

11) بحار الانوار، علامه مجلسي، ج ۱۰، ص ۲۷۷

12) همان ، ج ۴۵، ص ۶۶

13) انساب الأشراف، ج ۱

14) بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۴۰ و ۴۱ (با اندكي تصرف و تخليص)

 

 

يكشنبه 13 آذر 1390 - 10:51


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری