پنجشنبه 2 شهريور 1396 - 13:12
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

ميلاد بهاري

 

خاطره مقدمه درام يا داستان است

 

گفت و گو با مصطفي رحماندوست درباره نمايشنامه اقتباسي در تئاتر دفاع مقدس


مصطفي رحماندوست از آن دست نويسنده‌هايي است که براي همه جوان‌هاي امروز و ديروز ايران زمين شناخته شده است، شعر «صد دانه ياقوت » او کافي است تا همه ما او را بشناسيم. نام او اگرچه با شعر و ادبيات کودک گره خورده، اما گفت و گوي امروز ما با او نه ارتباطي با شعر دارد و نه ربطي به ادبيات کودک. با او درباره توليد نمايشنامه‌هاي اقتباسي دفاع مقدس گفت و گو کرده‌ايم. موضوعي که هم اهالي تئاتر و هم نويسندگان دفاع مقدس از آن غافلند.

 

آيا مي‌توان از کتاب‌هاي خاطرات و رمان دفاع مقدس به عنوان زمينه‌اي براي توليد نمايشنامه بهره گرفت؟

در واقع راه توليد نمايش نامه دو چيز است، يا اينکه خود نمايش نامه نويس خودش مي‌تواند يک اثر دراماتيک خلق کند يا يک کار فني انجام مي‌دهد و بر اساس نوشته‌هاي ديگران مشغول نوشتن مي شود. الان هم در کار سينما گاهي اين افتاق مي‌افتد که نويسنده و کارگردان و نمايشنامه نويس يک نفر باشد که از نظر فني اين درست نيست، در دنيايي که کار حرفه‌اي صورت مي گيرد هر کدام از اينها بر عهده يک نفر است، قصه نويس قصه را مي نويسد، نمايش نامه نويس تبديل به نمايش مي‌کند و حتي گاهي ديالوگ‌نويس ديالوگ‌ها را پرداخت متفاوت مي‌کند و يا حتي در حيطه‌اي مثل انيميشن دگ نويس داريم. يعني کسي که يک سري شوخي‌هاي تصويري وارد کار مي‌کند. اين کار هم فني‌تر است. در حيطه سوال شما هم اصلا فني اين است که نمايشنامه نويس توسط خاطراتي فقط روايت است و بار داستاني ندارد اما مبتني بر واقعيت است يک کار دراماتيزه شده بيرون بياورد و روي صحنه ببرد. اين کار درست تر از اين است که از اول خودش بخواهد نمايش نامه بنويسد.

بنابراين با توجه به صحبت‌هاي شما، يک نمايشنامه نويس دليلي ندارد که به آن اثر يا کتابي که مي‌خواهد مورد اقتباس قرار دهد وفادار باشد؟ و بخواهد همه چيز را رعايت کند؟

اين ديگر بستگي به هنرمند دارد.

چون خيلي از نويسندگان گلايه دارند که کتاب شان و داستان کتابشان جور ديگري شده و  اقتباسي که صورت گرفته هيچ ربطي به کتاب ندارد؟

من يک دوست نويسنده دارم که حرف درستي مي‌زد، در مورد کتابش که تبديل به نمايشنامه شده بود. مي‌گفت من ميوه‌اي را پديد آوردم، مثلا گلابي درست کردم، بعد از اين سناريونويس و کارگردان از ميوه من ترشي يا مربا درست مي کنند.

يعني يک فرآوري اتفاق مي افتد؟

طبيعي است که اين اتفاق دور از ذهن نيست. مخصوصا در زمينه کتاب هاي خاطرات. چون کتاب‌هاي خاطرات بار دراماتيک ندارد، وقتي بخواهند آن را تبديل به يک نمايش نامه کنند خواه ناخواه بايد تغييراتي ايجاد شود. مهم اين است که اقتباس وفادار به اصل موضوع باشد. يعني من نمي‌توانم يک خاطره اي را که مربوط به دوران دفاع مقدس است بنويسم که هيچ ربطي به دفاع مقدس نداشته باشد و يا نويسنده از حماسه نوشته من نمايشنامه نويس آن را تبديل کنم به زبوني و ترس. ممکن است براي درماتيک شدن مقداري ترس را وارد اين کار کنم ولي نمي‌توانم به کلي اصل موضوع را ناديده بگيرم. در اين صورت آن نمايشنامه ديگر اثر آن نويسنده نيست.

فکر مي‌کنيد خاطرات دفاع مقدس بايد چه ويژگي‌هايي داشته باشد که بتواند منبعي براي توليد نمايش نامه باشد؟

البته اين ربطي به دفاع مقدس ندارد. هر خاطره‌اي مي‌تواند منبعي براي توليد اثر نمايشي باشد. هر خاطره‌اي مي‌تواند مقدمه اي براي يک اثر نمايشي يا داستان باشد.

خيلي از نمايشنامه نويس‌ها مشکلي که مطرح مي کنند اين است که بيشتر کتاب‌هاي خاطرات درام کافي ندارد و اينگونه کتاب‌ها براي نوشتن نمايش نامه مناسب نيست، چقدر اين حرف درست است؟

ببيند خب اصلا کار حرفه‌اي اين است که نمايشنامه نويس يا فيلمنامه نويس يک کتاب خاطره را به يک اثر دراماتيک تبديل کند.

آقاي رحماندوست چرا ما در کشورمان در سينما فيلمنامه اقتباسي داريم ولي در تئاتر ما با اين مسئله مواجه نيستيم؟

به دليل اينکه ما در کشور مان تئاتر را جدي نگرفته‌ايم. ما چون در سينما هزينه مي‌کنيم و اين هزينه هم بالاست اين اتفاق مي‌افتد ولي در تئاتر به دليل اينکه هزينه کمتر است اينکار کمتر اتفاق مي افتد. کاري که امشب اجرا مي‌شود مي‌تواند فردا شب جور ديگري اجرا شود. در کار نمايشنامه نويسي ما آرام آرام به اين نقطه مي‌رسيم که نويسنده و کارگردان و سناريو نويس نبايد يک نفر باشد. در تئاتر مشکل ما اين است که اولا سرمايه گذاري‌ها خيلي کم است، چون مثلا يک فيلم سينمايي را دو ميليون نفر مي بينند و دو ميليون بليط فروخته مي شود ولي در تئاتر خيلي که بفروشد 20 هزار عدد بليط مي تواند فروش داشته باشد. بي ترديد تئاتر نياز به حمايت دارد ولي  چون مسئولان فرهنگي کشور سر رشته‌اي از تئاتر ندارند، برايشان خيلي سخت است که پولي هزينه کنند و يک کار دراماتيزه توليد شود. اين است که نمايشنامه‌هاي ما با کمترين امکانات و هزينه خلق مي‌شود. هيچ مديري حاضر نيست ميليون‌ها تومان خرج کند که يک اثر دراماتيک نوشته شود. مشکل اصلي ما اين است که تئاتر جا نيفتاده است.

اشاره کرديد که تئاتر نياز به حمايت دارد، اين حمايت توسط کدام ارگان بايد صورت بگيرد؟

ما يک نهاد به نام مرکز هنرهاي نمايشي داريم که زير نظر وزرات ارشاد فعاليت مي‌کند ولي حاضر نيست حتي در اين مسائل ارزشي سرمايه‌گذاري کند. اشکال اين است که وقتي پاي مسائل ارزشي مثل دفاع مقدس، مسائل مذهبي و قرآني پيش مي‌آيد کساني به صحنه مي‌آيند که تجربه اين کار را ندارند و دقيقا سرمايه سوزي مي شود. بايد اين قاعده به رسميت شناخته شود که اگر قرار است در زمينه تئاتر دفاع مقدس کار شود نيازمند کارگرادان و نمايش نامه نويس حرفه اي است و بايد هزينه اين ها پرداخته شود وگرنه کار به نتيجه نخواهد رسيد.

برگرديم به موضوع اقتباس، فکر مي‌کنيد ارتباط بين نويسنده و نمايش نامه‌نويس چگونه بايد باشد؟ آيا ايجاد ارتبط بين آن دو مي تواند به اين موضوع کمک کند؟

دقيقا من نظرم اين است که نه نويسنده بايد به دنبال اين باشد که کتابش تبديل به اثر نمايشي و فيلم نامه شود و نه فيلم نامه نويس و نمايش نامه نويس بايد دغدغه اين داشته باشد که هر اثري راتبديل به نمايش نامه يا فيلم نامه کند. خود اثر بايد به‌گونه‌اي باشد که نمايشنامه نويس دنبال آن باشد که آن را تبديل به اثري نمايشي کند.

 

 

يكشنبه 13 آذر 1390 - 8:43


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری