چهارشنبه 7 فروردين 1398 - 5:21
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

نگاهي کلي به عرفانهاي نوظهور

 


- نگاهي کلي به عرفان­هاي نوظهور

-حمزه شريفي دوست

- موسسه فرهنگي بهداشت معنوي – عصر آگاهي، چاپ اول 1390

- شابک: 1- 15- 6289- 600-978

قيمت: 250 تومان

از جمله اصطلاحات جديد در جامعه شناسي دين اصطلاح جنبش­هاي نو پديد ديني (nmr) است. اين نام نخستين بار در امريکا بر جرياناتي اطلاق شد که در نتيجه جنگ ويتنام و در پي جنبش­هاي دانشجويي مه 68 شکل گرفت. اصلاحاتي از جمله «اديان سکولار»؛ «اديان خودساخته»؛ بر همين جريانات اطلاق شده است. اين جنبش­ها به صورت خاص در رشته جامعه شناسي دين بحث مي­شود و مورد مطالعه قرار مي­گيرد. علمي که وظيفه­اش تبيين باورداشت­ها و عملکرد مذهبي در جوامع بشري است. اين جريان­ها امروزه به گونه­اي شگرف در حال توليد و تکثير هستند و هر روز فرقه­ي جديدي اعلام موجوديت مي­کند و افرادي را به نام خود گرد مي­آورد و به اعضاي خود مفاهيم جديد، نگرش نو و دستورات و اعمال عبادي ويژه­اي را تعليم دهند. . .

حمزه شريفي دوست در کتاب «نگاهي کلي به عرفان­هاي نوظهور» به اين موضوع پرداخته است و پس از پيشگفتاري کوتاه و مقدمه به بستر اصلي رويش عرفان­هاي جديد، نگاه تک بعدي و . . . مي­پردازد. شريفي دوست در مقدمه کتاب چنين مي­گويد که: آمارهاي حداقلي نشان از بيش از 2000 فرقه جديد فقط در اروپا دارد. گاردون ملتون يکي از محققين مشهور اين عرصه که در تعريف خود از معنويت­هاي جديد، چارچوب محدودکننده­اي دارد و گروه­هاي فعال مردمي را حذف نموده است وجود بيش از 1000 فرقه را فقط در آمريکا پذيرفته است. در کشور ايران به علت پايبندي عموم مردم به تعليمات شريعت مقدس اسلام و قوت مباني و آموزه­هاي اين دين، فرقه­هاي معنوي و وارداتي چندان مقبوليت نيافته است. اين مساله بدان معنا نيست که کشور ما از اين نظر مصون مانده است. تنوع اين گروه­ها و فرقه­ سازي­ها قابل تأمل و نياز به کاوش علمي و کار ميداني عميق دارد. بنابراين عدم پذيرش عام در کشور نسبت به اين فرقه­ها، دليل بر تهاجم سبک و يا نبود اصل اين فرقه­ها نيست. آنچه تحت عنوان «معنويت­هاي جديد» يا «عرفانهاي بدلي» امروز در کشور مطرح است، مطلبي درست و بجا و حاکي از رصد دقيق فضاي فرهنگي و ديني کشور است که ضمن نويدهاي درازمدت و پرده­برداري از حيات ديني و وجود تمايلات معنوي در ايران، خطر مسموم نمودن فضاي عمومي و جايگزيني کالاهاي بدلي به جاي عرفان ناب و معنويت حقيقي را گوشزد مي­کند. مؤلف در بخش اصلي رويش عرفان­هاي جديد درباره­ي بالا رفتن آمار افرادي که دچار استرس و اختلال رواني هستند مي­گويد: دنياي امروز شاهد بالا رفتن آمار افرادي است که دچار استرس و اختلال رواني و روان پريشي­اند. هرچند از نگاه روان­شناسي عارض شدن «بحران» در بعد روح و روان مشخصه­هايي دارد و فقط به بعضي از اين عوارض، بحران اطلاق شده است. اما بايد اذعان کرد که تنش­هاي به ظاهر سطحي از آنجا که به عدم تعادل روحي دامن مي­زنند، فرساينده و آزاردهنده­اند و اگر در مراحل پايين به آنها بحران اطلاق نشود؛ شکي نيست که مي­توانند زمينه و بستر شکنندگي روان (بحران رواني) را فراهم کنند. . .

در ميان مهم­ترين نويسنده­هاي معنويت­گراي دهه اخير، افراد زيادي يافت مي­شوند که خود روزي دچار بحران بوده­اند و شکست­ها و ناکامي­هايي را پشت سر گذاشته­اند. خانم دبي فورد که امروز در کشور ما چندين اثر از وي به فارسي ترجمه شده است از اعتياد خود ياد مي­کند. جاي ديگر از شکست در ازدواج و طلاقش ياد مي­کند. همينطور از جدايي والدينش و به هم ريختن کانون خانواده پدري صحبت به ميان مي­آورد.

نيل دونالدواش در کتاب گفتگو با خدا از اعمال نادرست و رفتارهاي زشت و تصميم­هاي غير قابل بخشش خود سخن مي­گويد و زندگي خود را پر از ناشادي و شک­هاي متعدد معرفي مي­کند. . .

نگارنده در ادامه مي­گويد: از معنويت­هاي کهن که بگذريم، کليدي­ترين نکته در باب عرفان­هاي نو پديد، آن است که، جنبش­هاي معنوي جديد، نيامده­اند که به داد فطرت خواهي و خداطلبي انسان برسند و کام تشنه آدميان بريده از معنويت را سيراب کنند؛ بلکه آمده­اند تا بشر خسته از زندگي ماشيني را آرام سازند و روان ناآرام او را موقتاً تسکين دهند. بنابراين، در اين بازار، يافتن حقيقت، اهميتي ندارد، بلکه تحصيل آرامش، مهم است و همه برنامه­هاي به ظاهر معنوي و آيين­ها و آداب­ها، براي حل مشکلات موجود طراحي شده­اند، نه براي تکامل و رشد انسان و به کمال رساندن وي، نويسنده معتقد است عرفان­هاي نوظهور اغلب تک بعدي­اند؛ يعني بر جنبه­­ي خاصي از روح يا ساحت وجود انسان تاکيد دارند و بسياري از ابعاد وجودي انسان در آنها فراموش شده است. وي همچنين تاکيد مي­کند که در عرفان­هاي جديد، دين و مذهب و در يک کلمه شريعت، جايي ندارد؛ عرفان­هاي جديد هرچند مسجد و حسينيه و معبد و کليسا را مردود اعلام کرده­اند؛ هرکدام به طريقي، مکاني مقدس ابداع کرده، به عنوان مکان عبادت و معبد مقدس، جايگزين کرده است.

در اين عرفانها، به جاي پيامبران، عارف نماهاي عرصر جديد قرار دارند و بجاي منجي و موعود، افرادي مثل جن گير، جادوگر و مرتاض معرفي مي­شوند.

در بسياري از عرفان­هاي جديد، بجاي حيات اخروي که همه­ي اديان الهي بر آن تکيه کرده­اند – تا جائيکه يک سوم آيات قرآن در مورد زندگي پس از مرگ است – مفهومي به نام تناسخ وارد شده است. تناسخ به معني وارد شدن روح فردي که مرده است، به کالبد کودکي که تازه متولد شده و يا به جسم و تن موجوداتي ديگر و حتي در اشياي بي جان مي­باشد. روشن است که اگر زندگي اخروي و نعمتها و لذات اخروي، آن گونه که در کتابهاي آسماني و بويژه قرآن آمده است؛ به انسان غفلت زده در جوامع مدرن عرضه و معرفي شود؛ آنان با جان و دل، آن را پذيرا مي­شوند و اين حيات ابدي که داراي پشتوانه منطقي، عقلي و کلامي است؛ براي تبليغ اديان الهي عامل بزرگي خواهد بود و بشر جديد به جاي پناه بردن به دامن مديتيشن و مراقبه و تناسخ، دستيابي به بهشت برين و رسيدن به زندگي راحت اخروي را سرلوحه آمال خود قرار خواهد داد و بشر تشنه و سرگردان عصر جديد، به زير پرچم پيامبران الهي و شريعت رحماني گرد خواهند آمد. . .

نگارنده در ادامه به اهداف عرفان­هاي نوظهور و کارهاي خارق العاده در عرفان­هاي جديد مي­پردازد و از خوانندگان مي­ خواهد که با عقل خود در اين باره فکر کنند و آن­ها را بسنجند.                          

 

 

شنبه 12 آذر 1390 - 9:44


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری