سه‌شنبه 2 آبان 1396 - 2:3
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

ترجمه: غزال حسين زاده

 

بنايي تاثيرگذار در تاريخ تعزيه ايران

 

«نگاهي به معماري تکيه دولت»


تکيه دولت بنايي است که در عهد ناصرالدين شاه و به منظور اجراي مراسم تعزيه و برگزاري آئين‌هاي سوگواري امام حسين(ع) و يارانش در ايام عاشورا در تهران برپا شد. تکيه دولت نه تنها به لحاظ معماري و جنبه‌هاي تاريخي بلکه از لحاظ اجراي مراسم با شکوه تعزيه نيز داراي اهميت خاصي بوده ‌است.

تکيه دولت را که اکنون اثري از آن به جا نمانده‌ است از جمله بناهايي است که تاثير بسزايي در تاريخ تعزيه داشته ‌است. ساختمان عظيم تکيه دولت در ضلع شرقي کاخ گلستان و در مجاورت شمس‌العماره قرار داشت و از آن به عنوان بزرگترين نمايشخانه تمام اعصار ايران نام برده اند.

برخي قطعه زمين مورد استفاده براي احداث اين بنا را، منزل مسکوني تخريب شده اميرکبير دانسته‌اند و برخي ديگر نيز نوشته‌اند که منزل اميرکبير همراه با قسمتي از زندانخانه دولتي و سياهچال که بقاياي گرمابه مخروبه‌اي بودند، در کنار چند انبار قديمي، محل احداث تکيه دولت بوده‌ است.

اين بنا که عظيم‌ ترين سالن نمايش در طول تاريخ ايران بود در محله ارگ و با گنجايش بيست هزار نفر ساخته شد. اين تکيه در مساحتي وسيع به صورت چند طبقه و به شکل آمفي تئاتر با تختي بزرگ در وسط و روپوشي آهني ساخته شد و در مواقع تعزيه روي روپوش آهني را چادر مي‌کشيدند. استخوان‌بندي سقف اين بنا به شکل گنبد در روي صحن بنا بود که در مواقع لزوم چادري بر روي آن مي‌کشيدند تا مردم را از تابش آفتاب و باران محفوظ بدارند.

ساختمان تکية دولت به صورت گرد و مدور و محيط بر محوطه وسيعي که قطر تقريبي آن را شصت متر و ارتفاعش را در حدود بيست و چهار متر و مساحتش را دو هزار و هشتصد و بيست و چهار متر مربع ذکر کرده ‌اند. اين ساختمان در اصل سه طبقه بود، و با سردابه عظيمش چهار طبقه و تمام بناي آن از آجر تقريبا سفيد ساخته شده بود. البته پي بنا سست بود و بر روي خاک دستي قرار گرفته بود و همين امر از ابتدا مشکلاتي براي مقاومت و ايستايي آن پديد آورده بود.

شکل کلي بناي تکيه دولت از بيرون به صورت منشوري 8 ضلعي بود که در داخل به يک استوانه کامل با قطر مياني حدود 60 متر تبديل مي‌شد. اين بنا براي گنجايش حدود 20 هزار نفر طراحي شده بود. تکيه دولت تا پيش از احداث کاخ ها و ساختمان‌هاي بلند در اواخر دوره قاجار، از بلندترين بناهاي پايتخت بود به طوري که از 5 فرسنگي شهر پيدا بود.

صحن مرکزي اين بنا را داربستي از الوار و تيرهاي چوبي مي‌پوشاند که با بستها و تسمه‌هاي آهني درهم چفت شده و بر روي ديوارهاي بنا تعبيه شده بود. تکيه دولت سه ورودي داشت: ورودي اول، ورودي اصلي و بزرگ در ضلع شرقي تکيه بود که براي ورود مردان تعبيه شده بود و دري دو لنگه و سردري جناغي داشت.

ورودي دوم، ورودي ضلع غربي براي زنان، از سمت ميدان ارگ با سردر جناغي و شش منارة کوچک در دو طرف که با کاشي مُعَقَّلي پوشيده شده بود.

ورودي سوم: راهرو پر پيچ و خم و تاريکي بود که ورود به اتاقها و خروج از آنها از طريق راهروهاي پشت آن صورت مي‌گرفت.

در اطراف صحن، بيست طاق (هر يک به عرض هفت ونيم متر) با ديوارها و ستونهاي کاشي کاري قرار داشت و روي طاقها اتاقهايي در دو طبقه ساخته شده بود.

در هر طبقه تکيه، غرفه‌ها و طاق نماهايي مشرف به فضاي مرکزي وجود داشتند. تعدادي از اين غرفه‌ها داراي در و پنجره‌هاي ارسي بودند و دسترسي به آنها، از طريق دالان‌ها و راه پله‌هاي پشت غرفه‌ها امکان پذير بود.

در اطراف آن نيز طاقنماهائي ساخته بودند به عرض تقريبي هفت متر و نيم که ستون‌ها و ديوارهاي خارجي آن کاشي‌کاري بود. روي اين طاقنماها اتاق‌هايي در دو طبقه وجود داشت که پنجره‌هاي آن را به صورت «اُرُسي» درست کرده بودند. با وجود اينکه هيچگونه اهتمامي براي قرينه‌سازي در طرح اتاق‌ها و رواق‌ها به کار برده نشده بود. عرض طاقنماهائي که راه ورود و خروج به تکيه را تشکيل مي‌داد با ساير طاقنماها تفاوت داشت.

بر اساس وصفهايي که از فضاي داخلي تکيه دولت برجا مانده‌ است، مي‌توان گفت که تزئين در آن بيش از معماري کلي و نماي بيروني اهميت داشته‌ است. در وسط سقف تکيه دولت چهل‌چراغي آويزان بود که با چهل‌چراغ‌ها و قنديل‌ها و لاله‌هايي که در شب‌هاي برگزاري تعزيه‌، متجاوز از پنج‌هزار شمع در آنها روشن بود، به آن بنا و مراسمي که در آن برگزار مي‌شد، جلوه و جلال خاصي مي‌بخشيد.

با استفاده از شمعدانهاي چند شاخه و ديوارکوبها و چلچراغها و شمعها و مانند اينها که نورپردازي فضاي تکيه را چشمگير مي‌کرد. چلچراغي در وسط سقف قرار داشت که گاهي نيز با نيروي برق روشن مي‌شد.

در چهار طرف تکيه، حوضهاي پر آبي قرار داشت که نوجواناني با لباس عربي، غالباً به جهت نذر والدينشان، سقاييِ حاضران در تکيه را انجام مي دادند و در زمستان براي تأمين گرما در چند جا منقل مي‌گذاشتند.

گذشته از همه اين موارد عظمت و جلال تکيه بيشتر به سبب مراسم پرشکوهي بود که به نام «تعزيه» در آن برگزار مي‌شد. در اين مراسم در و ديوار را با چهل چراغ‌ها و قاليچه‌ها و شال‌هاي کشميري و تابلوهاي نفيس و ساير اشياء گرانقيمت تزئين مي‌کردند.

در تکيه دولت، منبري بزرگ وجود داشت که برخي آن را داراي بيست پله و برخي ديگر داراي چهارده پله نوشته‌اند که دو ديوارة جانبي آن از مرمر يکپارچه بود. بلندي آن حدود يک طبقة تکيه بود و به سفارش معيّرالممالک در يزد ساخته شده بود. اين منبر را در زمان انقلاب مشروطه از تکيه خارج کرده و در ميدان توپخانه گذاشته بودند و شيخ فضل اللّه نوري روحاني بزرگ دوران مشروطه بر آن سخنراني مي‌کرد.

در مقابل اين ايوان در انتهاي صحن تکيه، منبري از سنگ مرمر با چهار پله بر روي سکوي مرتفعي قرار داشت که قبل از شروع تعزيه چند واعظ بر روي آن وعظ مي‌کردند و مردم را براي مشاهده وقايع تعزيه آماده مي‌کردند.

در وسط اين محوطه سکوي گردي بود به شعاع تقريبي نه متر و ارتفاع نود سانتيمتر و براي رفتن بر روي آن دو پلکان در دو طرف آن ساخته بودند که هر کدام داراي سه پله بود. در وسط صحن تکيه، سکوي گردي به شعاع تقريبي نه و نيم متر و ارتفاع تقريبي يک متر با ازارة سنگي منقوش با قاب و شمسه قرار داشت که سطح آن آجرفرش بود.

در اين ازاره دريچه‌هايي تعبيه شده بود که احتمالاً به زيرزمين گشوده مي‌شد. در دو طرف سکو دو پلکان سه پله‌اي قرار داشت. دور سکو، محوطه ‌اي به عرض تقريبي شش متر براي عبور اسبها و دسته‌هاي موسيقي منظور شده بود. پلکاني در شش رديف با يک پيش آمدگي دور تا دور صحن و متصل به ساختمان مدور تکيه قرار داشت که مشرف بر صحن مرکزي و سکوي آن بود. اين بخش، مخصوص زنان بود.

دور اين سکو جاده‌اي به عرض تقريبي شصت متر وجود داشت که بعضي از بخش هاي تعزيه از قبيل اسب‌سواري و پيکار و مسافرت و غيره در آن صورت مي‌گرفت و وقايع را بهتر تجسم بخشيده، و هر چه بيشتر به واقعيت نزديک مي‌ساخت.

در سمت ديگر اين جاده نيز پله‌اي بود به ارتفاع تقريبي سي سانتي‌متر که صفه بسيار وسيعي را در پيرامون صحن تکيه تشکيل مي‌داد که مختصري به سمت سکوي مرکزي شيب داشت تا زماني که چهار زانو روي زمين مي‌نشستند، بتوان به آساني وقايع تعزيه را که روي سکو صورت مي‌گرفت، ببينند.

اين قسمت مکان مخصوص زنان بود و متجاوز از هزار زن در روي آن مي‌نشستند، و به يک سلسله پلکان که دور تا دور صحن تکيه مي‌گشت و داراي شش پله بود مي‌رسيد.

فضاي مياني تکيه به چند بخش تقسيم مي‌شد؛ صحنه نمايش به صورت سکويي دايره اي با ارتفاعي حدود يک متر و قطر 18 تا 20 متر در مرکز استوانه براي اجراي مراسم تعزيه و شبيه خواني طراحي شده بود که در چهار طرف پله ‌هايي براي بالا رفتن از آن قرار داشت.

پيرامون سکو، مسيري به عرض تقريبي شش متر براي حرکت اسب‌ها و سربازان تعزيه درنظر گرفته شده بود. بعد از اين فضاي شش متري، فضايي براي تماشاگران، سپس پلکان‌هايي سنگي (با شش پله) براي نشستن پيش بيني شده بود که تا ديواره بنا ادامه داشتند.

تکيه دولت، پس از مشروطه با هجوم فرهنگ غرب به کشور و پيدايش تئاتر و نمايش جديد در ايران، ارزش و اهميت پيشين خود را از دست داد. حتي گاهي مراسمي غير از اجراي تعزيه نيز در آن برگزار شد، تکيه دولت، عظيمترين نمايشخانه تاريخ ايران، سالها متروک و نيمه مخروبه بود تا اينکه در سال 1325 ه . ش، به منظور ساخت بانک ملي شعبه بازار، آن را خراب کردند و بيشتر مساحت آن زير بناي بانک گرديد.

امروزه يکي از معدود آثار هنري باقيمانده که توصيفي از وضعيت تکيه دولت در اختيار ما مي‌گذارد تابلوي تکيه دولت اثر کمال‌الملک است که نه تنها از لحاظ طرح ، ترکيب بندي و رنگ آميزي اثري برجسته و شاخص است بلکه از آنجا که نشان‌دهنده طراحي و معماري يک بناي عظيم تاريخي است و مخصوصاً از اين جهت که تصوير کننده مراسم پرشکوه و معنوي تعزيه‌ و عزاداري سرور و سالار شهيدان است، يک سند ملي و تاريخي ارزشمند و اثري هنرمندانه ومعنوي به شمار مي رود.

 

شنبه 12 آذر 1390 - 8:45


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری