دوشنبه 5 تير 1396 - 18:20
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

توصيف زيبايي هاي ايران در خانواده ارنست

 

گفت وگوبا محسن دامادي نويسنده و کارگردان فيلم خانواده ارنست

 

مقدمه : خانواده ارنست به تقابل و ارائه دو ديدگاه مي پردازد . ديدگاه اول مربوط به شخصيتي است که تصور مي کند که در ميهنش امکان کار و زندگي ندارد و بايد براي رسيدن به موقعيت بهتر شغلي و زندگي تن به مهاجرت بدهد . ديدگاه دوم که متعلق به شخصيتي است که بعد از سالها زندگي در خارج از کشور به ميهن بازگشته و با مراجعه به پايتخت فرهنگ و هنر ايران ( اصفهان ) به واکاوي گذشته اش مي پردازد . خانواده ارنست يک درام اجتماعي است که در پي پاسداشت فرهنگ ، آئين و سنتهاي ايراني است .

 

 آيا دلائل خاصي وجود داشت که شغل کامران و ماريا هنري است ؟

 ماريا در اصل براي تکميل کردن تحقيقات پايان نامه اش مشغول عکاسي از ابنيه تاريخي شهر اصفهان است . موضوع پايان نامه ماريا بررسي تطبيقي معماري مدرن و امروزي شهر اصفهان ومعماري قديمي و کهن اين شهر است . ماريا بناهاي تاريخي را در قاب عکس هايش ماندگار مي کند . در صحنه اي  در فيلم ماريا عکس هايي که از بناهاي تاريخي گرفته با عکس هايي که ارنست هولستر در چهار صد سال قبل گرفته مقايسه مي کند و متوجه مي شود بناها در اين مدت طولاني هيچ تغييري نداشته اند .کامران هم بازيگر تئاتر است و هر دو از هنر بيگانه نيستند .

 

 آيا تلاشي انجام داديد که از نگاه توريستي در تصوير کشيدن شهر اصفهان دور شويد ؟

بايد درنظر داشته باشيم که ماريا براي اولين بار به ايران آمده و يک توريست است و مايل نبودم مخاطب  با ديدن فيلم تصور کند که فيلم يک اثر سفارشي است و به قصد جلب توريست ساخته شده است . نکته مهم ديگر که در ساختار تصويري فيلم مد نظر داشتم اين بود که از نگاه سياه نمايي که برخي از فيلم ها نسبت به کشور دارند دور شوم . بنابراين تلاش کردم زيبايي هاي ايران را به نمايش در بياورم .

 

 به چه دليل مادر نگران وضعيت کامران است ؟

 مادر کامران با توجه به شناختي که از عقايد پسرش دارد و مي داند کامران حس منفي نسبت به کشورش دارد . تصور مي کند ديدار سهراب و اصفهان  باعث تغيير عقيده کامران و ماندنش در ايران مي شود و اين نگراني مادرها در مورد سرنوشت بچه هايشان مسئله عادي و طبيعي است و اميدوار است اين سفر براي کامران منشا تحول و اثر باشد .

 

 چند جايي در فيلم به حقيقت اشاره مي شود . در مورد کارکرد حقيقت در فيلم توضيح بدهيد ؟

  کامران عقيده دارد چون تئاتري که سهراب روي صحنه مي برد مخاطب زيادي ندارد و نمي تواند پويا باشد بايد زبان جهاني را به کار ببرد و تئاترش پر مخاطب بشود . سهراب در مورد اين اظهار نظر کامران عقيده دارد فقط حقيقت مشتري جهاني دارد . آثاري که شهرت جهاني دارند از قبيل شاهنامه فردوسي واشعار حافظ و سعدي در آنها شاعر و نويسنده رويکرد به حقيقت گويي دارند .

 

چقدر کابوس هاي ماريا ريشه اش در دوري از سرزمين پدريش دارد ؟

  پدر ماريا با توجه به علاقه دخترش به معماري کتابي را به او معرفي مي کند که ماريا با ديدن عکس هاي کتاب شوق ديدن ايران دراوابه وجود مي آيد . اين شوق ديدار يک تشويش را در ماريا به وجود مي آورد . در ادبيات عرفاني ما هم عارف بين خوف و رجا قرار دارد وترس و اميد در باطنش وجود دارد . بنابراين از يک طرف شوق ديدا وطن از يک طرف براي ماريا اضطراب به وجود مي آورد وچون در فيلم نامه از اصول کلاسيک استفاده نشده است تا دوجريان مخالف همديگر به وجود بيايد بنابراين به کشمکش دروني ماريا پرداخته مي شود . از طرفي جستجوي  راز خوشايند و از طرف ديگر توام با کابوس هايي مي شود که به سراغ ماريا مي آيد .

 

 چقدر  در عدم  موفقعيت  کاري  کامران  يکدندگي و قد بودنش نقش دارد ؟

  در اين قضيه قد بودن کامران بودن لطمه هاي زيادي متحمل مي شود و جوان هاي اين دوران مي خواهند بدون رنج و زحمت کشيدن به خواسته و آرزوهايشان برسند . در حالي که چنين چيزي ممکن نيست . اصولا ما ايراني ها تلاش مي کنيم که با کمترين تلاش به همه چيز برسيم . کامران جواني عجول است ومي خواهد يک شبه ره صد ساله را طي کند و دوست دارد علي رغم اينکه در ابتداي راه بازيگري و ياد گرفتن الفباي تئاتر است  بهترين نقش ها براي بازي به او پيشنهاد شود .  تا کسي سختي نکشد به خصوص درهنر نمي تواند به جايي برسد .

 

 آيا بين سهراب و کامران رابطه مريد و مرادي وجود دارد ؟

مسلم است كه سهراب نمي خواهد چنين رابطه اي داشته باشد و فقط مي خواهد تجربياتش را به کامران منتقل کند .و با کامران همدلي مي کندو به او دلداري مي دهد و معتقد است انساني موفق است که بتواند خودش را با سختي ها هماهنگ کند . با تطبيق پذيري با جامعه و مثبت بودن براي جامعه است که مي توان به پيشرفت رسيد .

 

دليل نگراني سهراب از ديدن تالار هنري که روبه روي تئاترمحل اقامتش  قرار دارد چيست ؟

  موقعي که کامران از سهراب مي پرسد به چه انگيزه اي در اين تئاتر متروک زندگي مي کند سهراب  سردر بازار و تالار هنر را نگاه مي کند و مي گويد به اين تالار نگاه کن که چه تغييري و تحولي  در آن به وجود آمده است . اگر هنري در کشوري از بين رود . هويت فرهنگي آن کشور در معرض نابودي قرار مي گيرد .

 

 

 

 

شنبه 12 آذر 1390 - 8:42


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری