شنبه 29 مهر 1396 - 6:46
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

نيما نوربخش

 

تصويرگر حماسه بزرگ«والفجر 8»

 

نگاهي به گروه فيلمسازي«گلوگاه شيطان»(حميد بهمني)


حميد بهمني متولد دهم اسفند ماه سال 1339 شيراز، فارغ التحصيل كارگرداني از دانشكده سينما و تئاتر دانشگاه هنر است. وي فعاليت سينمايي خود را با كارگرداني فيلم هاي كوتاه آغاز كرد. گلوگاه شيطان پس از فيلم هاي آخرين نبرد(1376) و آن مرد آمد(1386) سومين اثر بهمني است. فيلمبرداري گلوگاه شيطان طي 65 روز با دوربين red و در شهرک سينمايي دفاع مقدس و بوشهر انجام گرفته است.

گلوگاه شيطان داستان گروهي از رزمندگان غواص است که براي شناسايي و آماده سازي عمليات والفجر 8 دست به کار مي شوند، اما به اين نتيجه مي رسند که شرايط خطرناک و عمليات غيرممکن است. البته اين پايان ماجرا نيست و...

بهمني درباره چگونگي ساخت گلوگاه شيطان مي گويد: اين موضوع به 16 سال پيش برمي‌گردد كه فيلمي به نام «اشك كوسه» ساخته شد. (حميدرضا آشتياني) من خبر ساخت اين فيلم را در روزنامه خواندم و تصورم اين بود كه فيلمي با موضوع «شكار كوسه» قرار است ساخته شود. در همين حين اين نكته به ذهنم رسيد كه اگر اطلاعات عمليات عظيمي چون «فاو» را كه به صورت فشرده در جعبه‌اي قرار دارد، درون دهان يك كوسه قرار دهيم، بايد چه كرد تا اين كوسه را پيدا كنيم و در شرايط دشواري كه اين اطلاعات نبايد به دست عراقي‌ها بيفتد، به آن دست يافت؛ بعداً كه به تماشاي آن فيلم رفتم متوجه شدم، اصلاً قصه آن چيز ديگري است. از همانجا تحقيقات «گلوگاه شيطان» را شروع كرديم كه چيزي نزديك به شش ماه به طول انجاميد، خوشبختانه در طول تحقيقات متوجه شدم رگه‌هاي حقيقي اين اتفاق وجود دارد، به عنوان مثال كوسه در «بهمن شير» با در «اروند» به ماهيگيران، غواصان و رزمندگان حمله مي‌كرده است. بنابراين ما فكر كرديم كه اين كوسه در فيلم مي‌تواند شخصيتي داشته باشد. در ادامه به اين نكته رسيديم كه يكي از عراقي‌ها در عمليات كربلاي 5 اسير مي‌شود و بعد كه با او مصاحبه مي‌كنند، مي‌گويد، ما فهميده بوديم كه ايراني‌ها مي‌خواهند عملياتي را طراحي كنند، اما هرچه مي‌خواستيم آن را ثابت كنيم، نمي‌توانستيم كه ما او را به شخصيت جابر در فيلم تبديل كرديم. در طول تحقيقات متوجه شديم كه قبل از عمليات فاو، عمليات شناسايي‌پردازي انجام شده كه به اولين و آخرين شناسايي منتج مي‌شود.

فيلمنامه گلوگاه شيطان در سال1374 نوشته شد و توليد بيش از يک دهه به طول انجاميد. اين تاخير به اين دليل بود که با آغاز دوران اصلاحات از سال74 به بعد نوع خاصي از سياستگذاري براي سينماي ايران انتخاب شد. در اين سياستگذاري توجهي به سينماي دفاع مقدس نمي‌شد و اصلاً توليد و حمايت از سينماي دفاع مقدس از دفترچه سينمايي کشور حذف شد. اعتقاد دارم سينماي جنگ سينماي دشوار و سختي است. زماني مي شود فيلم جنگي ساخت که يک‌ صدم سختي‌هاي جبهه‌هاي جنگ را تجربه کرده باشيم. بايد شرايط دشوار بچه‌هاي جانباز و شيميايي را از نزديک تجربه کرده باشيم و تا موقعي که اين دردها و رنجها را با گوشت، پوست و خون خودمان تجربه نکرده باشيم به طور قابل باوري نمي‌توانيم آن را در قالب تصوير به مخاطب ارائه کنيم. مرا به خاطر نگاه ارزشي که به جنگ داشتم 8 سال در محاق توقيف قرار دادند. از آنجايي که خداوند مي‌فرمايد «انالله مع الصابرين» به من هم عنايت فرمودند و الحمدلله فيلم به مرحله ساخت درآمد.

بهمني درباره مشکلات ساخت فيلم مي گويد: خودم در آن دوران در انجمن دفاع مقدس و حفظ ارزش‌هاي انقلاب فعاليت مي‌کردم، فيلمنامه در انجمن با درجه الف تصويب شد. فيلمنامه گلوگاه شيطان

حتي در بنياد سينمايي فارابي در آن سالها تصويب گرديد. اما حتي در انجمن هم براي توليد فيلم با مخالفت‌هايي مواجه شديم. در انجمن تغييراتي ايجاد شده بود. با اين‌حال يک برنامه حساب شده پشت اين جريانات وجود داشت که من نتوانم فيلم را بسازم. البته عامل اين قضيه بعداً اعتراف کرد که در مورد اين فيلم و من اشتباه کرده و درگير بازي‌هايي شده است. در آن دوران ناگهان عده‌اي از بچه‌هاي سينماگر دفاع مقدس از چرخه سينما غيب و محو شدند.

در سال‌هاي دهه هفتاد در انجمن سينماي دفاع مقدس تعداد 25 فيلم دفاع مقدس توليد شد. در آن دوران در مقطعي دبير شوراي فيلمنامه دفاع مقدس بودم و به عينه مي‌ديدم که در اين دهه شاهد نزول سينماي دفاع مقدس هستيم. تا جايي که در سال 79 توليد فيلم دفاع مقدس به 2 فيلم منحصر شد و دو سال بعد اصلاً توليدي در اين حوزه انجام نشد. تمام سياست‌ها و حمايت‌ها به توليدات فيلم‌هاي تين ايجري سطحي مربوط بود که بدون اجازه وارد حريم خصوصي آدم‌ها مي‌شد و جامعه را به آشوب و بي بند و باري رهنمون مي‌کرد که سرمنشأ آن جريان سکولار بود و برآيند اين جريان در 8-7 سال بعد در جريانات انتخابات سال قبل رياست جمهوري به عينه ديده شد و ناآرامي‌هاي انتخاباتي ريشه در اين فرهنگسازي منحط داشت.

معتقدم اين دوستان گناهکار هستند که به فرهنگ و هنر يک مملکت چنين خيانتي کردند. ارزش‌هاي جنگ، ارزش خون‌هاي شهيدان، ارزش اسطوره‌هاي دفاع مقدس را به بازي گرفتند. سينماي جنگ قبل از دوران اصلاحات در حال اوج‌گيري بود که با آمدن اين دوستان نابود شد. عليرغم تلاش دولت نهم و دهم هنوز سينماي دفاع مقدس زخمي و مجروح است و زمان مي‌برد که به دوران اوجش برسد و اميدوارم با حمايت مديريت سينماي ايران جواد شمقدري را که خود ايشان هم از زخم خورده‌هاي دوران اصلاحات هستند، سينماي دفاع مقدس به دوران اوجش بازگردد. بايد در نظر داشته باشيم سينماي دفاع مقدس هويت مردم ما است و باعث سربلندي و افتخار ايران اسلامي است و نماد سينماي بعد از انقلاب است و سينماي جنگ، ملي و بومي‌ترين گونه سينماي ايران محسوب مي‌شود.

در ساخت فيلم گلوگاه شيطان با موانع زيادي مواجه بودم. اغلب امکانات و ادوات جنگي فرسوده شده‌اند و به سختي مي‌توان از آنها در توليد فيلم استفاده کرد. اميدوارم شرايط مساعدي در حوزه سخت‌افزاري و نرم‌افزاري براي سينماي دفاع مقدس به وجود بيايد. ما پتانسيل نوشتاري خوبي براي توليدات دفاع مقدس داريم. همين کتاب دا نوشته زهرا حسيني بستر مناسبي براي توليد فيلم‌هاي دفاع مقدس است و اميدواريم سينماگران ارزش دفاع مقدس به سراغ توليد اين آثار بروند و اميدوارم تلاش دوستان براي حمايت سينماي دفاع مقدس به نتايج خوبي برسد.

بهمني درباره ويژگي هاي گلوگاه شيطان مي گويد: قصه‌اي را براي اين فيلم و البته براساس تحقيقاتي كه در مورد موضوع فيلم داشتيم، تعريف كرديم. تمام شخصيت‌هايي كه در اين فيلم حضور دارند، مشابه شخصيت‌هاي واقعي هستند. به اضافه اينكه حتي «كوسه» كه در اين فيلم تبديل به يكي از شخصيت‌ها مي‌شود، براساس شخصيتي واقعي طراحي شده است. شايد يكي از دلايل جذابيت نسبي (نه به طور مطلق) فيلم اين باشد كه تمام اتفاقات فيلم كاملاً براساس آنچه كه در واقعيت رخ داده، شكل گرفته است و دخل و تصرفي در آن نكرديم. البته از نظر درام تغييراتي را اعمال كرديم، امّا در محتوا و ساختار وقايع تغييري صورت نداديم. خاطرم هست زمانيكه نگارش فيلمنامه تمام شد، تعدادي از فرماندهان عمليات فاو فيلمنامه را خواندند و بلااستثنا همگي‌شان فيلمنامه را تأييد كردند.

بهمني درباره سينماي دفاع مقدس مي گويد: من اعتقاد دارم سينماي جنگ صرفاً براي جذب مخاطب نيست، چون احساس مي‌كنم، سينماي جنگ مفهومي دروني در خود دارد كه پر از انرژي مثبت است و نگاه ما نسبت به آن نبايد براساس ميزان مخاطبش باشد. سينماي دفاع مقدس به دليل نگاه خاصي كه در آن وجود دارد، مانند حماسه، ايثار، شهادت و ... هيچگاه به انزوا كشيده نمي‌شود. به تعداد آدم‌هايي كه در جنگ حضور داشتند زاويه ديد وجود دارد كه ما براساس آن مي‌توانيم وجهي از جنگ را براي بيننده به تصوير بكشيم.

بعد از سال 76، انحرافي در سينماي دفاع مقدس به وجود آوردند كه من نام آن را سينماي شخصي افراد مي‌گذارم كه گويي ظاهري از جنگ داشت، اما هيچ ربطي به جنگ نداشت و فقط به دستاوردهاي تلخي كه ممكن است جنگ براي يك كشور به همراه داشته باشد، پرداخته بود. بدين شكل آرام آرام سينماي جنگي كه با دشواري‌هاي فراواني شكل گرفته بود، به انزوا رفت. به عنوان مثال بعد از فيلم‌هايي مانند ليلي با من است، قله دنيا، سفر به چزابه و آژانس شيشه‌اي، سينماي جنگ به سمت ركود كامل مي‌رود و ما ديگر چنين فيلم‌هايي را نمي‌بينيم. بنابراين درحال حاضر سليقه مخاطب به سمتي گرايش پيدا كرده كه مخاطب احساس مي‌كند، ديگر سينماي دفاع مقدس نمي‌تواند جوابگوي نياز فكري و روحي او باشد. در نتيجه اين شائبه ايجاد شده كه سينماي دفاع مقدس تمام شده است، امّا زمانيكه در ادبيات دفاع مقدس جستجو مي‌كنيم، متوجه مي‌شويم كه چقدر داستان‌هاي شگفت‌انگيزي وجود دارد كه بعد از گذشت اين همه سال از جنگ وارد آن نشده‌ايم.

من مي‌خواهم به اين تعبير برسم كه سينماي دفاع مقدس به هيچ عنوان كهنه نمي‌شود، بلكه اگر ما بخواهيم زواياي پنهاني آن را كشف كنيم، اين پتانسيل در هشت سال دفاع مقدس وجود دارد. ما فيلم‌هاي بسيار خوبي را در اين حوزه مي‌توانيم بسازيم، اما متأسفانه به دليل شرايط سياسي كشور و تغيير دولت‌هاي اجرايي وقت، به يكباره سينمايي كه مي‌رفت تأثيرگذار باشد، به تعطيلي كشيده شد. در حال حاضر سليقه‌ها تغيير كرده و ما اگر بخواهيم اين سليقه‌ها را به جهت ديگري سوق دهيم، زمان زيادي را خواهد طلبيد. بسياري از افرادي كه در سينماي جنگ كار مي‌كردند، به دلايل مختلفي از اين حوزه كناره‌گيري كردند چرا كه اساساً توليد در اين حوزه كار بسيار دشواري است. خاطرم هست با آقاي حاتمي‌كيا صحبت مي‌كرديم و حرف بسيار خوبي مي‌زدند: «اگر كسي مي‌خواهد در سينماي جنگ كار كند، بايد سينه سوخته باشد». واقعاً همين طور است. با همين رويكرد است كه فيلمي مانند ديده‌بان يا مهاجر ساخته مي‌شود.

بهمني در طول برگزاري جشنواره فيلم فجر در يادداشتي درباره گلوگاه شيطان نوشت:  «و هو العزيز و الحفيظ». خداوند براي من کافي است. هيچ خدايي جز او نيست. من بر او توکل کرده ام و او پروردگار و صاحب عرش عظيم است. سوره مبارکه توبه آيه 129

«اين يک فرصت تاريخي است که هر قرن يک بار اتفاق مي افتد. آنها شط العرب و اهواز را از ما گرفته اند. در حالي که امروز کشورشان از هم پاشيده و ارتش شان از هم گسيخته است. خودت را آماده کن، من مي روم ضربه اي به آنان بزنم که صدايش در همه کره زمين شنيده شود.» بخشي از سخنان صدام معدوم چند ماه قبل از آغاز جنگ خطاب به صلاح علي، نماينده عراق در سازمان ملل؛ اما در سال 64 قضيه برعکس شد؛ بچه هاي ايران آب هاي نا آرام اروند را مهار و فاو رافتح کردند. صدام نه تنها به هيچ يک از آرزوهاي پليدش نرسيد بلکه هم حکومتش سقوط کرد و هم به قعر جهنم فرو رفت! قصه فيلم گلوگاه شيطان قطره اي از اين حماسه است؛ حماسه اي که بايد سال هاي سال هم از اين عمليات غير ممکن گفت و هم شنيد و هم فيلم ديد.

عليرضا عاقل‌زاده نويسنده فيلمنامه گلوگاه شيطان مي گويد: اين فيلم چيزي حدود 15 سال پيش نوشته شده بود و به دليل پروداكشن بالا اين كار تا 15 سال به مرحله توليد نرسيد.  15 سال پيش اوج فيلم‌سازي‌هاي دفاع مقدس بوده است و در آن زمان كسي به پشت عمليات‌ها توجه نمي‌كرده، زيرا اكثر فيلم‌ها نمايش عمليات‌ها بوده است. اين فيلم به دليل مطرح كردن موضوع پشت صحنه عمليات‌ها يك كار نويي محسوب مي‌شود. البته بايد ذكر كرد كه اين داستان 70 درصد واقعي بوده است.

امين زندگاني(بازيگر) در خصوص قبول بازي در اين فيلم گفت: فيلمنامه اين كار را چندين بار خواندم و چند عامل باعث بازي من در اين فيلم شد؛ اول آرزوي دوران بچگي‌ام براي همبازي شدن با جمشيد هاشم‌پور، دوم اينكه هميشه دلم مي‌خواست تا در فيلم‌هاي سينماي دفاع مقدس مثلاً در آثار دهه 60 و 70 رسول ملاقلي‌پور و ابراهيم حاتمي‌كيا بازي كنم، سوم همبازي شدن مجدد من با عليرضا كمالي و عليرام نورايي، چهارم نداشتن كاراكتر زن در طول اين كار، پنجم اعتقاد دارم اگر پرچم ايران در آسمان ايران آزادانه برافراشته مي‌شود مديون تمام خون‌هايي است كه براي به اهتزاز درآمدن اين پرچم ريخته شده است و ششم حضور دوست خوبم هادي اسلامي براي جلوه‌هاي ويژه اين كار. زيرا بر اين اعتقاد هستم هادي اسلامي براي ما ايرانيان يك افتخار است.

يك روز سر صحنه اين كار من به آقاي بهمني گفتم كه پشت دستم را داغ مي‌كنم تا ديگر در فيلم‌هاي دفاع مقدس بازي نكنم زيرا ما يك چيزي از سينماي دفاع مقدس مي‌بينيم ولي اصل دفاع مقدس پشت‌ صحنه‌ آن است كه يك كارگردان مجبور مي‌شود با دست خالي و با نبود تجهيزات فيلمي را بسازد. اگر مي‌گوييم كه بايد در سينماي دفاع مقدس كار كرد پس بايد امكانات سينمايي توليد اين آثار را نيز به كارگردانان بدهيم نه اينكه فقط عنوان شود كه بايد در اين حوزه فيلمسازي شود. بسيار متأسفم براي سينمايي كه افتخار مي‌كند در حال سخن گفتن از جنگي است كه جلوي عراق نه بلكه جلوي دنيا ايستاده است ولي تجهيزاتي براي فيلمسازي ندارد.

عليرام نورايي بازيگر ديگر گلوگاه شيطان درباره فيلم مي گويد: فيلم گلوگاه شيطان براي اولين بار از تروکاژ كامپيوتري در اين ژانر استفاده كرده است كه به اعتقاد من سرآغاز حركتي خوب براي آينده نوع سينما است.

به دليل همكاري قبلي كه با آقاي بهمني داشتم و با توجه به توضيحاتي كه در باره اين نقش به من داده شد، متوجه شدم كه سه شخصيت اصلي اين داستان كه يونس، ايوب و ستار هستند و بايد در كنار هم جالب و جذاب باشند و حتي اين سه نقش بايد در كنار يكديگر معنا يابند به دليل همين ويژگي ها پذيرفتم تا در اين كار به ايفاي نقش بپردازم.

اين فيلم به جنبه‌هاي ديگر سينماي دفاع مقدس از جمله به دست آوردن اطلاعات براي عمليات‌ها پرداخته و همين موضوع يكي از جذابيت‌هاي فيلم است. اين فيلم با پرداختن به پشت صحنه‌ها نشان داده است كه چگونه فداكاري‌هايي زيادي براي به دست آوردن اطلاعات عمليات‌ها انجام شده است كه ما آگاهي بسيار كمي در اين باره داريم.

بعد از خواندن فيلمنامه متوجه شدم كه با كار‌هاي دهه 60 سينماي دفاع مقدس متفاوت است و ديدي كه ما از اين سينما داشته‌ايم با اين فيلم تفاوت دارد و مي‌توان با اين كار اثبات كرد هنوز هم جاي كار براي سينماي دفاع مقدس وجود دارد. اين فيلم ساختاري متفاوت با فيلم‌هاي دهه 60 سينماي دفاع مقدس دارد و البته خالي از اشكال نيز نيست اما با توجه به پيچيدگي ها و سختي‌هاي اين موضوع، به اعتقاد من كاري قابل قبول است.

مشخصات «گلوگاه شيطان»:

کارگردان: حميد بهمني، فيلمنامه: بهمني، عليرضا عاقل زاده و علي مينايي، بازنويسي فيلمنامه: داود اميريان، مدير فيلمبرداري: امير کريمي، تدوين: حسين غضنفري، موسيقي: محمدرضا عليقلي، صدابردار: وحيد مقدسي، طراح صحنه و لباس: حميد شهيري، طراح چهره پردازي: مهرداد ميرکياني، صداگذار: عليرضا علويان، بازيگران: امين زندگاني، پوريا پورسرخ، جمشيد هاشم پور، جعفر دهقان، محمد حاتمي، عليرضا کمالي، عليرام نورايي، محمد رباني، مهدي محمد زاده، سيد مهدي حيدري، بهروز ميرلو، مجيد عبدالعظيمي. تهيه کننده: سعيد شرفي کيا، محصول بنياد سينمايي فارابي.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سه‌شنبه 8 آذر 1390 - 10:39


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری