دوشنبه 27 آذر 1396 - 8:26
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان آذربايجان شرقي

 

غربت ماه غريب

 


نوحه امام حسين (ع) با شعر و موسيقي هاي بي هويت

                                                                                               

 «بيدل به هرکجا رگ ابريست در بهار                   در ماتم حسين و حسن گريه کرده است»[1]

حماسه عاشورا به عنوان مهمترين حماسه تاريخ شيعه همواره نماد مبارزه با ظلم و ستم تلقي مي‌شود که جوهره حقيقي آن احياء دين است. اين حماسه سترگ و باشکوه سند سرافرازي ما شيعيان و وجه تمايز بين حق و باطل بوده و خواهد بود. نهضتي که نزديک به 14 قرن توسط دوستداران اهل بيت و عصمت (ع) و عشق به حسين‌بن‌علي (ع)، خاک به خاک و سينه به سينه ادامه يافته و در گذرگاه تاريخ و در بدترين شرايط با وجود سردمداران زر و زور رنگ نباخته است.

محرم و صفر ايّامي است که شيعيان جهان- علي الخصوص ايرانيان – به سوگ فرزند پيامبر نشسته و در عزاي شهداي کربلا سياه پوش مي‌شوند. محرم در پرتو نهضت عاشورا ماهي است که روح قداست، ايمان، تفکر مبارزه با ظلم و ستم و حقيقت جوئي به کالبد جامعه دميده مي‌شود و همچون محکي روح ناخالص و آلوده جامعه را از سرچشمه زلال عاشورا گوارا مي‌سازد. به بياني ديگر در ماه محرم، جامعه و مردم تحت الشعاع عاشورا قرار گرفته و همين امر و ارزشهاي معنوي آن عاملي مي‌شود تا با آگاهي و شناخت، تصميم به يک بازنگري در وجود خود بگيرند و با عزاداري و گريستن بر اهل بيت (ع) - که مظهر تام و تمام احترام به يک حرکت مقدس در جهان اسلام و شيعيان است – به تجديد نظر در رفتار و کردار خود بپردازند، حماسه اي که ابا عبدا... الحسين و يارانش در نينوا آفريدند و به دنبال آن نهضت عاشورا، منجر به احياء دين جدش گرديد، که بيان روشن آن در جمله معروف پيغمبر بزرگوار اسلام « حُسين مِنّي و اَنا مِن حُسين» تجلّي يافته است که با شناخت صحيح اهداف امام حسين (ع) و 72 تن از شهداي دشت نينوا رابطه‌اي مستقيم دارد. حسيني که اصلي ترين هدف قيامش را در خطبه اي که به هنگام سفر به کربلا خواندند، جلوگيري از انحراف دين خدا از مسير صحيح و زنده نگه داشتن امر به معروف و نهي از منکر دانستند:

« ... اِنّما خَرجتُ لطلب اِلاصلاح في اُمّه جَديِ اُريدان آمر بالمعروف وَ انهي مَن المُنکر» از اين رو پيام بزرگ و زندگي ساز سيّد و سالار شهيدان ره توشه اي گرانبها و سترگ در مسير تکامل تشيع و قيام هاي مبارزه جويانه در برابر فسق و فجور است.

از طرفي عزاداري و برپائي مراسم ماتم و سوگ امري است که ريشه در سيره نبوي و امامان (ع) دارد و اين عزاداريها مصداق موّدت اهل بيت (ع) است. مجالس عزاي حسيني نه تنها نام سيدالشهدا (ع) را پرآوازه نگه داشته است بلکه سبب ماندگاري پيام دين محمد (ص) نيز شده است. تأثير ژرف و بنيادين فرهنگ عاشورا در عميق شدن تفکر شيعي و جلوه هاي سازنده آن در ترويج جنبه هاي اصولي مکتب اسلام ناب محمدي، دشمنان قسم خورده اسلام را بر آن داشته است تا با برنامه‌ريزي هاي کلان، در پي تحريف و زدودن اين فرهنگ برآيند و با ترويج خرافه ها، اظهار مطالب موهن و ذلت آميز، بدعت هاي نامناسب استفاده از موسيقي هاي سبک و مبتذل در نوحه ها، دروغ، غلو و دستآويز قرار دادن مراسم عزاداري براي ارضاء اميال دون انساني همچون برخورد کاسبکارانه که عرصه تاخت و تاز فرصت طلبان و سوداگران شده است، سعي در کم رنگ کردن اين فرهنگ و تأثير آفريني آن داشته باشند.

متأسفانه در سال هاي اخير، هنجارشکني در شيوه هاي عزاداري به اوج خود رسيد و اين امر بيشتر نه به دست غيرمسلمان‌ها، بلکه به دست افرادي که ادعاي مسلماني داشته و دوستدار اهل بيت (ع) بوده و براي آنها مجالس عزاداري بپا مي‌کنند صورت مي‌گيرد و اين مصداق همان‌هائي هستند که در صدر اسلام به « خوارج» شهرت يافتند و به خاطر تفسيري که از اسلام داشتند بنام دين، قرآن ها را سر نيزه زدند بطوري که عمل خود را جهاد براي اسلام مي‌دانستند. حافظه تاريخ قيام عاشورا، هنوز از ياد نبرده است که در لشکر مقابل سيدالشهداء هم نماز جماعت مي‌خواندند و به قصد قربت بر فرزند اميرالمؤمنان (ع) و فاطمه زهرا (س) شمشير کشيدند.

مرحوم دکتر علي شريعتي در کتاب «هنر در انتظار موعود» آنجا که به بحث در مورد هنر ديني و انحراف آن مي‌پردازد مي‌گويد: « آنچه يک نفر و يک مذهب را مسخ مي‌کند دوست اوست و يا دشمني که در جامعه دوست خود را نشان مي‌دهد، همه مذاهب از درون مسخ شده اند و از درون پوسيده اند، اسلام را مي‌بينيم در موقعي که قريش روياروي ايستاده بودند در حال رشد و درخشش و تعالي و اقتدار بود و تفاخر، اما همان ها وقتي که مسلمان شدند و لباس دوست پوشيدند و بعد آمدند، يک چيزي ديگري شد و به کلي مسير متناقض را پيمود ... اين است که مي‌بينيم خود ما هستيم که مذهب اسلام را منحرف کرديم ... »[2]

چند سالي است که تحريفات و خرافه ها وارد دستگاه عزاداري حسين (ع) شده، بطوري که مداحي و نوحه خواني به شيوه هاي تازه با موسيقي هاي مبتذل و بسيار سخيف اجرا مي‌شوند که غالباً حرمت کلام را شکسته و با بيان و اشاعه واژه‌هاي نا مناسب و دور از شأن خاندان پيامبر جايگاه اهل بيت (ع) و سوگوارانشان را پائين آورده است. آنچنان که در اغلب مراثي و مداحي‌ها، جوهره حقيقي حماسه عاشورا و پيام هاي انسان ساز آن مورد غفلت و بي توجهي قرار گرفته و مدح ها و نوحه ها با الگو هاي نامتعارف، وجه حماسي و تأثيرگذاري در تقويت بينش و ايمان شنونده، القاء پيام عاشورا و ابعاد معنوي خود را که مي‌بايست مخاطب را به تفکر و انديشه وا دارد، از دست داده و در مقابل به اشعار بسيار نازل و نا‌مناسب آن هم با آهنگ و ريتم موسيقي‌هاي «جاز، پاپ، راک، رپ، متال» و نيز ملودي ترانه هاي فارسي قديم، ترانه هاي استانبولي، هندي، عربي و لس آنجلسي تبديل شده است بطوري که محتواي نوحه ها فقط گرياندن مخاطب و جذب جوانان و کسب شهرت و پول به نام عزاداري است و اين تأثيرپذيري به حدي شده است که در جاهائي احساس مي‌شود حتي نسبت به مقدّسات توهين صورت مي‌گيرد.

لازم به ذکر است موسيقي مذهبي در ايران سابقه اي بسيار کهن داشته و بعد از اسلام نيز اين نوع موسيقي در مراسم سوگ و عزا جاري و ساري بوده است. از طرفي بين موسيقي مذهبي و موسيقي ملّي همواره تعامل وجود داشته و آئين‌هاي مذهبي همچون تعزيه و نوحه بخشي از هويت موسيقي ملّي ايران بوده است به عبارتي موسيقي مذهبي اعم از نعت خواني، منقبت خواني، چاووش، مناجات و بالاخص تعزيه نقش بسيار مهم و تعيين کننده اي در حفظ و اشاعه موسيقي سنتي داشته به حدي که موسيقي رديفي در ايران تماماً در چارچوب تعزيه حفظ شده است.

موسيقي مذهبي از تأثيرگذارترين نوع موسيقي هاست و با توجه به پيشينه فرهنگ و هنر ايرانيان که حتي قبل از واقعه عاشورا مراسم سوگ و تعزيه به همراه موسيقي خاص خود داشتند، شيوه‌هاي عزاداري براي امام حسين (ع) در طول تاريخ شيعه در ايران از تنوع و شکوه بسيار زيادي برخوردار است. در ميان انواع موسيقي‌هاي مذهبي، آئين‌هاي عاشورائي بيشترين تنوع و قسمت موسيقي ديني ايران را در بر مي‌گيرد و موسيقي عاشورائي خود به شاخه هاي مختلف (مانند تعزيه، روضه، پرده خواني، مدح، نوحه و ...) تقسيم مي‌شود که هر بخش از آن داراي ويژگي‌ها و خصوصيات خاص خود بوده و بسته به نوع مراسم تفاوت‌هائي دارند.

کوتاه سخن اينکه هنرهايي چون شعر، تعزيه، موسيقي، نوحه خواني و مداحي از آئين‌هاي محرم جداناپذير هستند و به واسطه اين هنرها، پيام‌هاي عاشورا در کنار لِسان اهل منبر و مفسرين توانسته به خوبي انتقال يابد.

ادبيات آئيني و عاشورائي از ديرباز جايگاه ويژه اي در ميان اهل ادب داشته و شاعران آئيني واقعه عظيم عاشورا و منزلت حسين (ع) را با الهام از حرکت معنوي ايشان در قالب نظم به تصوير کشيده و مجالس را به شور عاشورائي مزيّن ساخته‌اند، از نقاط عطف اين عرصه و پرچمداران ادبيات عاشورائي مي‌توان به « محتشم کاشاني و عمان ساماني»  اشاره کرد.

با نگاهي گذرا به تاريخ مدّاحي در ايران، نوع اشعار، محتوا و پيام آنها به سهولت در مي‌يابيم که در گذشته مداحي کردن و شعر ساختن براي عاشورا و حماسه‌سازان کربلا بسيار حساس بوده و هر کسي ولو اينکه شاعر قدري هم بوده، اين مقام و مرتبه را در خود نمي ديد که براي امام حسين شعر بگويد يا مداحي کند ولي امروزه، متأسفانه برخي مداح نمايان بيسواد با اشعار بي‌محتوا و پيش‌پا افتاده و موسيقي‌هاي نامتعارف که نشان مي‌دهند نه از شعر شناخت کافي دارند و نه از موسيقي- مراسم و مجالس عزاداري سيدالشهداء (ع) را عرصه تاخت و تاز سودجويانه اميال خويش و جولانگاه مطالب انحرافي و عوام پسندانه خود تبديل کرده اند. بطوري که استفاده از اين نوع اشعار و موسيقي نه تنها در شأن اهل بيت (ع) بلکه توهين به ساحت آنان نيز است.

متأسفانه برخي جوانان ما هم ناآگاهانه و يا از روي عشق به امام حسين (ع) بدون توجه به ماهيت اشعار در دام اين سودجويان گرفتار شده و همراه آنان نوحه ها را به شکل ترانه‌هاي مبتذل مي خوانند. آنچنان که اغراض شخصي، ذوقيّات و مباحث غير ديني و غير عقلي برخي مداحان و ترويج آنها باعث گرديده اصل پيام عاشورا و ريشه معارف اهل بيت (ع) منحرف شده و سوگواران به ظواهر مشغول شوند.

به بياني ديگر با ورود افراد بي اطلاع، ناتوان و بي سواد به جرگه مدّاحان و ذاکرين اهل بيت (ع)، آسيب‌هاي جدي به ارزش‌هاي معنوي و آئين هاي عاشورائي وارد آمده و اين مصداق زنگ خطر است، زنگي که در صورت عدم پالايش و مقابله جدّي، با تحريفات، خرافات، بدعت هاي نامتعارف خطرات فرهنگي- مذهبي جبران ناپذيري در ميان عموم به بار خواهد آورد و به قول استاد شهيد مرتضي مطهري، امروزه بايد به دروغ ها و تحريفاتي که وارد دستگاه عزاداري حضرت حسين (ع) شده بايد گريست نه بر مصيبت حسين و شمشيرهائي که روز عاشورا در دشت خونين کربلا به پيکر شريفش وارد شد. ايشان درکتاب «تحريف هاي عاشورا» مي‌نويسد: « امروز بايد عزاي حسين را گرفت، امّا براي حسين در عصر ما يک عزاي جدّي است که در گذشته نبوده و آن هم دروغ‌هائي که درباره حادثه کربلا گفته مي‌شود، هيچ‌کس جلوي اين دروغ‌ها را نمي‌گيرد و به اين مصيبت حسين بن علي (ع) بايد گريست»[3]

بيان واژه هاي نابجا و بي مورد، در محتواي برخي نوحه ها، كه گوينده و سراينده آنها بدون پشتوانه فكري و معرفتي الفاظي را بر زبان جاري مي سازد كه شأن و منزلت اين واقعه عظيم از ديد شنونده كاهش مي‌يابد، بيان واژه هاي بي‌محتوا و سبكي چون «نوكرتم» «قربونتم»، «داداش جونم» « مي‌خوامت خيلي زياد» «قربون چشمان قشنگت» «شاه حسين» «اعليحضرت حسين»، «اعليحضرت ابوالفضل»، « كلب رقيه»، «كلب الحسين»، «سگ توام» عوعو كردن و صداي پارس سگ درآوردن به همراه قلاده بستن به گردن مداحان و نوحه سراياني كه با حركات نمايشي اسير احساسات زودگذر خويش شده و به هر قيمتي صِرف بازارگرمي و گرياندن مخاطب به سمت اشعاري رفته اند كه نه صِبغه تاريخي دارند و نه شور و شعور حسيني، اشعاري كه امامان شيعه مانند معشوق وصف مي‌شوند و از «چشمان سياه» و «لب هاي غنچه اي» «بازوان پهن» و ... سخن ها به ميان مي‌آيد به حدي كه پا را از خطوط قرمز فراتر مي‌نهند و اين چنين موسيقي تحريف مداحي را مي نوازند. به نمونه‌هائي از اين دست اشعار توجه كنيم:

«به بزم عزاي اعليحضرت حسين        پيچيده صداي اعليحضرت ابوالفضل

اين كيه كه دل بسته به چشماش        خيمه ها امن از قدرت دستهاش»

و در جائي ديگر در مدح حضرت ابوالفضل (ع):

«قربون آن چشمان قشنگت        قربون آن قد رشيدت»

يا:

«... الله اكبر چه چشم و ابروئي       .. الله اكبر چه دست و بازوئي»

و در مورد ابا عبدالله(ع):

«من كه به شور و شينم .... توله سگ حسينم»

و در مورد حضرت رقيه(س):

«سحر اومدم نبودي/ به شكار رفته بودي/ تو كه سگ نبرده بودي/ به شكار رفته بودي»

سؤال اينجاست كه آيا حضرت حسين (ع)، حضرت زينب، حضرت رقيه و اهل بيت (ع)، شكارچي يا نعوذ بالله سگ دوست بوده‌اند؟! چه اجباري هست كه به خاطر گرياندن لحظه اي مخاطب هر مزخرفاتي كه از ذهن مي‌گذرد در مجالس عزاي حسيني نثار اهل بيت نمائيم؟! چرا مداحان تازه به دوران رسيده امروزي نمي توانند روحيه شجاعت، قهرماني، انسانيت، صبر و رضايت و رفتارهاي انسان ساز اهل بيت (ع) و ياران سيدالشهداء در كربلا را تبليغ نمايند؟! چرا فقط سعي در مظلوم نمائي اين بزرگواران دارند و آنقدر مظلوم نمائي مي كنند كه آنان را حقير جلوه دهند؟! آيا جز اين است كه اين مداحان علم به كار خود ندارند و نا اهل اين كار هستند؟!

چرا برخي فكر مي كنند اگر در مجلسي كه به نام عزاي امام سوم شيعيان برپا شده، قلاده به گردن بسته و صداي عوعو و پارس سگ در بياورند ائمه از آنان خوشنود مي شوند؟ و ...

در مواردي ديگر از اين دست مداحي ها، شنونده با انواع شركيات و كفرگوئي‌ها نيز همنوا مي‌شود. به عنوان مثال مداح مي‌گويد:

« لا اله الا فاطمه الزهرا»، « لا اله الا زينب»، « لا اله الا محمد» و ...

و اين مداحان كفرگو چنان غلو مي نمايند و فرياد برمي آورند كه:

«حسين، مادرش زهرا، رحمان است و رحيم

زينب تو مالك يوم الدين

اياك نعبد و اياك نستعين»

و مداح ديگري چنين به كفرگوئي مي پردازد:

« حيدر، حيدر، خالق ارض و سمائي

حيدر، حيدر عبد خدا و خدائي

حيدر حيدر روزي ده ماسوائي

حيدر حيدر مستم و حيدر پرستم

حيدر حيدر مستم و حيدر پرستم

در مورد موسيقي و آهنگ‌هاي انتخابي براي نوحه ها و مراثي وضع به مراتب از اشعار مورد استفاده بدتر و اسفناك‌تر است و از آهنگ و ريتم هائي در ارائه كارهاي مذهبي استفاده مي‌شود كه هيچ ارتباطي به فرهنگ عاشورا و حتي فرهنگ ايرانيان ندارد.

برخي مداحان به دليل عدم شناخت دستگاه‌هاي موسيقي و مهمتر از همه موسيقي آوازي ايران به ملودي ترانه‌هاي استانبولي، عربي، لس آنجلسي و سبك هاي موسيقي غرب مانند جاز، پاپ، راك، رپ، متال با سازهاي الكترونيك چون ارگ، سينتي سايزِر و ... كه هيچ سنخيّتي با عزاداري ابا عبدا ... ندارد، روي آورده اند.

در سبک هاي جديد مداحي و نوحه خواني- که متأسفانه برخي رسانه ها و صدا و سيما به آن دامن زده و با بزرگ نمائي اين مداحان، مردم را به عبدالحال بودن ترغيب مي نمايند- موسيقي بر شعر پيشي مي‌گيرد. کلمات و محتواي اشعار به صورت آهنگي بي معنا درمي آيد که با ريتمهاي تند و به نوعي با ضرب پاي مداح و اطرافيانش به هر چيز غير از مراسم عزاداري شبيه است. ضرب و ريتم به همراه سينه زدن هاي سريع و پيچاندن صدا در گلو و ريه ها و «سِن سِن» کردن هاي سريع ( به جاي حسين حسين) حالتي شبيه به صداي ريتم ضرب در موسيقي‌هاي جاز و راک پديد مي آورد و در نمونه هاي پيشرفته تر اين نوع مداحي‌ها، به برکت وجود سيستم هاي صوتي آنچناني که ضعف صدائي آنها را مي پوشاند و دستگاه‌هاي موسيقي الکترونيکي يک نفر فقط «سِن، سِن» مي‌کند و نفر دوم (در بعضي مواقع با لهجه تهراني و اداي کلمات شکسته) نوحه خواني مي‌کند که اين نوع سبک‌هاي خواندن بيشترين ضربه را به ارزش هاي معنوي مجالس عزاداري و از لحاظ فرهنگي، به موسيقي مذهبي ايران وارد ساخته است. نوحه علاوه بر غناي شعري بايد با تاريخ عاشورا و اهداف شهداي کربلا همخواني داشته و ادب و احترام به اهل بيت (ع) در تمامي آنها ديده شود، بخش ديگر آن غناي موسيقائي است که آن نيز بايد با فرهنگ اسلامي و ايران، همخواني داشته باشد.

در گذشته به دليل اينکه پيوند عميقي بين موسيقي آوازي و آئين‌هاي مذهبي وجود داشته، اکثر ذاکرين، تعزيه خوان‌ها و مداحان حرفه‌اي مانند مرحوم مؤذن زاده اردبيلي (که البته افراد قدر و توانمند بسيار ديگري را نيز مي‌توان نام برد) موسيقي شناس نيز بوده اند و آشنائي کامل با رديف موسيقي ايراني داشته اند و مي‌دانستند که کدام لحن و ملودي با حفظ تأثيرگذاري بر مخاطب متناسب با شعري است که خواهد خواند و حس معنوي را در شنونده ايجاد و القاء مي‌کند.

به عنوان مثال:

در اجراي تعزيه ها، تعزيه حضرت مسلِم را در (دستگاه شور) تعزيه حضرت ابوالفضل (ع) «دستگاه ماهور» و علي اکبر را در «چهارگاه» اجرا مي‌کردند و نوحه‌‌ها و آواهائي که در ايام سوگواري حضرت سيدالشهداء اجرا مي‌شد، همه مبتني بر موسيقي دستگاهي و الحان رديف سنتي ايران بوده است، مثلاً در صحنه‌هاي حماسي از دستگاه‌هائي چون ماهور و چهارگاه و در صحنه‌هاي غم و ماتم از دستگاه‌هاي نوا، شور و آواز دشتي و بيات ترک بهره مي‌بردند.

امّا امروزه، هر کسي که فکر مي‌کند صداي خوبي داشته و در ساير عرصه ها راه برايش باز نيست، به تقليد از مداح نام آوري، بدون دانش، شناخت و اطلاعات اوليه از شعر و موسيقي وارد اين عرصه مي‌شوند و در نتيجه اتفاقات بدي را که شاهد هستيم بوجود مي‌آورند، ادّعاي دستمزد‌هاي آنچناني، رواج موسيقي‌هائي که شرحش گذشت و رواج بدعت‌هاي نابجا در مراسم‌هاي عاري از حزن و معرفت و پرداختن به حواشي‌هاي کاذب و جاذبه‌هاي بي طراوت، مداحي را به فرهنگ مطربي کشانده است.

در نمونه‌هاي ديگري از مداحي ها به دليل عدم آموزش صحيح و تناسب شعر و موسيقي با توجه به شأن مناسب با اهل‌بيت‌(ع)، مداح که خود را جامع الفنون مي‌داند، خود شعر مي‌گويد يا شعري را در قالب ملودي ترانه (حال بدون توجه به محتواي ملودي و صِبغه آن) به نوحه برمي‌گرداند.

در بيشتر مواقع در اين گونه مداحي‌ها، مداح (باز به دليل عدم آموزش صحيح) با سعي در ايجاد صدائي خوب و اغراق در حالت‌هاي تو دماغي يا خيشومي، صدائي خش ساز بيرون مي‌دهند که اين، فضاي معنوي و آرام بخش عزا را به فضائي پر سر و صدا و مملو از نعره و فرياد تبديل مي‌نمايد و چه بسا اين خود نيز بر اعصاب و روان شنونده تأثيري منفي مي‌تواند داشته باشد. در حالي که ظرافت و زيبائي‌‌هائي در موسيقي دستگاهي و رديف سنتي ايران وجود دارد که مداح مي‌تواند با يادگيري آنها فضائي عرفاني و معنوي با تأثيرگذاري بيشتر بر مخاطب بيافريند.

لازم به ذکر است، همه دستگاه‌هاي موسيقي ايراني براي اجراي مرثيه و مداحي‌ها قابليت اجرائي دارند، ولي دستگاه‌هاي نوا، سه‌گاه و شور بويژه آوازهاي افشاري، دشتي، بيات ترک، مناسب‌تر هستند، تأکيد مي‌گردد شايد مداح فرصت يادگيري رديف موسيقي ايراني را که چند سال طول مي‌کشد نداشته باشد امّا ناگزير است جهت ايجاد حزن و حس معنوي شنونده در القاء پيام، گوشه‌هائي مانند؛ حسيني، راک عبداله، روح الارواح، عشاق، بوسليك، حجاز بيات راجع، مويه، مخالف، مغلوب، اوج، مثنوي ها و ... را بياموزد.

 « شبي بيا به بزم حسيني و بشنو از عشاق            به گوش هوش نواي حجاز و شور و عراق»[4]

 

1 –  بيدل دهلوي

2 - شريعتي، علي، هنر در انتظار موعود، نشر اسرار چاپ اول، صص 9 و 8، تهران اسفند 57

۳ - استاد مطهري، مرتضي، تحريف هاي عاشورا، ص، تهران

 ۴-  شعر از آيت الله کمپاني يا مرحوم آيت الله غروي

 

 جواد كريم نژاد‏
كارشناس طرح و برنامه حوزه هنري تبليغات اسلامي آذربايجان شرقي

 

دوشنبه 7 آذر 1390 - 10:16


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری