يكشنبه 30 مهر 1396 - 4:30
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

آرش معظمي

 

همه ما کم‌کاري کرده‌ايم

 

گفت‌وگو با حبيب احمدزاده درباره اقتباس در تئاتر دفاع مقدس


حبيب احمدزاده از آن دست نويسنده‌هاي ادبيات دفاع مقدس است که اتفاقا رابطه بسيار خوبي هم با عرصه هنر دارد، تا آنجا که بسياري از اهالي رسانه و نيز علاقه‌مندان حوزه فرهنگ او را سينماگر مي‌دانند، چه که او در سابقه‌کاري خود همکاري در نگارش فيلمنامه فيلم‌هاي «اتوبوس شب» و «آژانس شيشه‌اي» را هم دارد. احمدزاده همچنين فيلم‌هاي مستندي هم ساخته که آخرين آن‌ها درباره يک شهيد ناشناخته عرصه دفاع مقدس است. از او دو کتاب «شطرنج با ماشين قيامت» و «داستان‌هاي شهرجنگي» در حوزه دفاع مقدس منتشر شده است. در حال حاضر دو نمايش با اقتباس از رمان «شطرنج با ماشين قيامت» و داستان «ننه» احمدزاده در حال تمرين است. با او درباره چند و چون نگارش نمايشنامه‌هاي اقتباس در تئاتر دفاع مقدس گفت‌وگو کرده ايم.

 

مي‌خواهم گفت و گو را با اشاره به يک فقر در تئاتر ايران آغاز کنم، فقر نمايشنامه. در وضعيت کنوني که تئاترکشورمان با فقر نمايشنامه مواجه است، علي القاعده تئاتر دفتاع مقدس ما بسيار بيشتر با اين فقر دست و پنجه نرم مي کند، بنظر شماآيا مي‌شود بخشي از اين فقر را با اقتباس از آثار ادبي اين حوزه برطرف کرد؟

چرا نشود. همين الان دو اثر از خود من در خارج از کشور در حال تبديل شدن  به نمايشنامه است. داستان «ننه» و رمان «شطرنج با ماشين قيامت».

از جانب چه کساني؟

داستان «ننه» را خانم سميرا سينايي در کشور مجارستان و نيز کشورهاي ديگري به صحنه مي‌برد و رمان «شطرنج با ماشين قيامت» هم توسط آقاي «شاهين صيادي»؛ كارگردان ايراني الاصل مقيم كانادا به صحنه مي رود. هردوي اين تئاترها البته در ايران هم اجرا خواهد شد.

درخواست براي تئاتر شدن اين آثار از جانب آنها بود يا شما؟

به هر حال در هر کاري يک رابطه‌اي وجود دارد. مهم اين است که که اثر به دست مخاطبش برسد. مشکلي که ما در فضاي فرهنگي کشور با آن مواجه هستيم اين است که نمي‌توانيم با دنياي خارج از کشور ارتباط برقرار کنيم. اين عدم ارتباط هم به خاطر زبان غلط و ارزش‌هاي غلطي است که انتخاب کرده‌ايم. وقتي ما حتي نمي‌توانيم با فرزندمان ارتباط برقرار کنيم، چه توقعي داريم که بخواهيم ارزش‌هاي جنگ و دفاع مقدس را به دنيا عرضه کنيم. مثل اين است که يک گروه از وسط اقيانوس ظاهر شوند و بخواهند با بقيه مردم دنيا ارتباط برقرار کنند. وقتي زبان ارتباطي‌مان مشکل دارد چگونه مي‌خواهيم با مردم دنيا ارتباط برقرار کنيم.

به نظر شما کم کاري در برقراري ارتباط در اين حوزه از جانب نويسنده‌ها بوده يا از سوي نمايشنامه نويس‌ها؟

کم کاري از طرف همه ماست. هيچ کس نيست که خودش را مقصر نداند. همه ما بايد خود را مقصر بداند.

اين وسط وظيفه ارگان‌ها چيست؟

من چند سالي است که ديگر کاري به ارگان‌ها ندارم. من فکر مي‌کنم ما بايد مانند زمان جنگ که در محاصره بوديم، خودمان راه خودمان را پيدا کنيم. کشاورز اگر منتظر است کسي به کمک او بيايد هيچ وقت زمين کشاورزي اش آماده نخواهد شد. بنابراين بايد همه وظيفه خودمان را بشناسيم و تلاش کنيم. به قول مارتين لوترکينگ اگر قرار است رفتگر محله‌مان هم باشيم، سعي کنيم بهترين رفتگر باشيم.

بنظرتان همه آثار دفاع مقدس، چه خاطره و چه داستاني، قابليت اين را دارند که تبديل به نمايشنامه شوند؟

من نمي‌توانم بگويم همه اين آثار قابليت اين کار را دارند يا نه، ولي مثل هر ژانر ديگري برخي از اين کتاب‌ها قابليت اين را دارند که تبديل به نمايشنامه و فيلمنامه شوند. بعضي موقع مي توان از ايده اين کتاب ها بهره گرفت، براي بعضي از آنها مي‌توان با افزودن درام به اين آثار، آنها را تبديل به نمايشنامه کرد و برخي هم خودشان اين ويژگي را دارند که به صورت آماده تبديل به نمايشنامه يا فيلمنامه شوند، يعني اصلا خودشان داد مي زنند که من تئاتر هستم، مرا به صحنه ببريد.

البته اين مسئله در داستان‌هاي کوتاه بيشتر ديده مي‌شود؟

نه، خيلي از رمان‌ها هم ان قابليت دارند.

ولي در مورد داستان کوتاه بيشتر است؟

ببيند ما در دنيا فردي داريم به اسم درآماتور که اثر ادبي را براي نمايشنامه يا فيلمنامه آماده مي‌کند، ولي در ايران ما دراماتور نداريم. اين يک کار تخصصي است که اثر ادبي را تبديل به اثرنمايشي مي‌کند و از نويسنده جداست، مثل فيلم‌هايي که در تلويزيون نمايش داده مي‌شود که کارگردان تلويزيوني از کارگردان هنري متفاوت است. ولي ما چون عقده مولف بودن و مولف نمايي داريم دوست داريم همه کاره باشيم.

برخي از نويسندگان از اين مسئله مي‌ترسند که اقتباسي که از کتابشان مي‌شود با واقعيت کتاب همخواني نداشته باشد، به نظر شما اين نگراني نويسنده تا چه حد درست و موجه است؟

اولا آن چيزي که من نويسنده مي‌نويسم، حتما برتري نسبت به کار ديگري ندارد. چه اشکالي دارد که ديگري هم فکر خودش را در اين اثر وارد کند منتها فلسفه کلي اثر بايد رعايت شود. مهم خط فکري اثر است که بايد رعايت شود.

 

 

چهارشنبه 2 آذر 1390 - 11:24


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری