دوشنبه 20 آذر 1396 - 5:21
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

فيلمي از سينماي بدنه

 

نگاهي به گروه فيلمسازي«پرتقال خوني»


سيروس الوند متولد يازدهم بهمن ماه سال 1329 در تهران است. او فعاليت خود را به‌عنوان منتقد در سالهاي قبل از انقلاب اسلامي و در مجلات ستاره سينما و فردوسي آغاز کرد. الوند فعاليت حرفه اي خود را در سينما از سال 1350 با نوشتن فيلمنامه فيلم «ميعادگاه خشم» با همكاري روبيك زادوريان، سعيد مطلبي و بهزاد فراهاني آغاز كرد.

بعدها او روند فيلمنامه نويسي خود را ادامه داد و در سال 1354 موفق به ساخت اولين فيلم بلند خود شد. الوند در سال هاي پس از انقلاب اسلامي يکي از پرکارترين کارگردانان بوده است. او در سال 1371 براي فيلم يکبار براي هميشه موفق به دريافت سيمرغ بلورين بهترين کارگرداني از يازدهمين جشنواره فيلم فجر شد. اما بعدها هيچ‌گاه نتوانست موفقيت اين فيلم را دوباره تکرار کند.

الوند بيستمين فيلم خود(پرتقال خوني) را با سه سال فاصله نسبت به کار قبلي اش ساخته است. البته سه سال دوري از سينما براي سيروس الوند به معناي موجود نبودن فيلمنامه خوب در اين مدت نيست، چون هم خودش چند فيلمنامه داشته و هم متن هاي خوبي به او پيشنهاد مي شده است. غيبت الوند در اين چند سال را بايد به گفته خودش در وضعيت کلي سينماي امروز جستجو کرد. الوند وضعيت سينمايي را که شرايط اکرانش در محاصره فيلم هاي کمدي سخيف بود مناسب براي کار نمي ديد، به همين دليل هم تصميم گرفت حضور در تلويزيون را تجربه کند که حاصل آن، ساخت سه تله فيلم و يک سريال بود. پرتقال خوني طي 53 روز در تهران، و بخشي از آن در جزيره کيش ساخته شد.

سيروس الوند در مورد اينکه پرتقال خوني انتظارات را از او بر آورده نمي کند، مي گويد: براي اينكه بازيگر مورد نظرم را پيدا نكردم! بازيگر انتخابي من براي نقش والا در نسخه اوليه فيلمنامه، رضا كيانيان بود، من يا بايد از كيانيان استفاده مي‌كردم يا اگر شكيبايي زنده بود، از او استفاده مي‌كردم و آدم ديگري را مناسب اين نقش نمي‌ديدم. وقتي با رضا كيانيان اين موضوع را مطرح كردم، زماني بود كه به آمريكا سفري داشت و هنگامي كه برمي‌گشت هم بايد سر تمرينات تئاتر آتيلا پسياني حضور پيدا مي‌كرد و عملاً چهار، پنج ماه كار عقب مي‌افتاد، در كنارش قرارهاي ديگري هم داشت كه بعدها در فيلم «يه حبه قند» و «گزارش يك جشن» بازي كرد.

به همين دليل اصلاً كار به اينكه کيانيان فيلمنامه را بخواند نرسيد، ملاقاتي با يكديگر داشتيم و هر دو هم مايل بوديم كه با يكديگر كار كنيم. من در مجموع با دو نفر كار نكردم؛ كه خيلي دوست دارم فرصتي پيش بيايد تا با آنان هم كار كنم، يكي پرويز پرستويي و ديگري رضا كيانيان. (البته با جمشيد هاشم‌پور هم تا به حال كار نكردم.) به عنوان مثال براي فيلم «يكبار براي هميشه» شايد پرستويي به لحاظ سن و سال و تيپ آدم‌هايي كه آن زمان براي كار به ژاپن مي‌رفتند، نزديك‌تر بود تا شكيبايي. بگذريم؛ فكر كرديم تا نفر بعدي براي كاراكتر والا چه كسي مي‌تواند باشد، اين كاراكتر لايه‌هاي مختلفي از جمله غرور و خودخواهي داشت كه او را به يك آدم منفي نزديك مي‌كرد.

بعدا آقاي تهيه‌كننده پيشنهاد فريبرز عرب‌ نيا را دادند، عرب‌ نيا هم مدتي بود كه در سينما حضور نداشت و آخرين خاطره من از او، فيلم خودم «برگ برنده» بود. از عرب‌نيا دعوت كرديم و هنگامي كه فيلمنامه را خواند، گفت من كه در اين سن و سال نيستم! من گفتم حالا تست گريم بزنيم تا نتيجه كار را ببينيم، حتي گفت من مي‌روم با كيانيان صحبت مي‌كنم و او را مي‌آورم چون مدنظر شما بوده است و من گفتم مي‌دانم او نمي‌تواند بيايد و حضورش منتفي شده است. تست گريم زديم و هر كاري كرديم آن كاراكتر در نمي‌آمد...

خود عرب نيا هم مي‌گفت من احساس مي‌كنم جاي كس ديگري را گرفتم و حتي چك اولم را هم به بانك نبردم و منتظر بودم تا تست گريم را ببينم كه آيا به اين نقش مي‌خورم يا نه! در نهايت ما به اين نتيجه رسيديم كه سن اين كاراكتر را به پنجاه سال برسانيم، خود عرب‌نيا هم چهل و سه، چهل و چهار سالش است. در ادامه شروع كرديم تغييراتي را در سناريو ايجاد كرديم، حتي ايده‌هايي را از عر‌ب ‌نيا گرفتيم.

الوند در مورد اينكه همسر نيوشا ضيغمي سرمايه گذار اين فيلم بوده و خود او هم از ابتدا در كنار پروژه حضور داشته، و نقش ترمه به او سپرده شده است، مي گويد: شايد بهترين انتخاب براي اين نقش، ترانه عليدوستي بود، به دليل سن كمتر و فيزيكش ... نيوشا ضيغمي را من اولين بار در فيلم شوريده(محمد علي سجادي) ديدم، او در اين فيلم نه من ، بلكه بسياري از فيلمسازان را غافلگير كرد و جالب اين است كه من دو بار خواستم با او كار كنم كه او نيامد. در يك مورد چون در يك تله فيلم از او دعوت كردم تصورم اين بود كه شايد چون تله فيلم است نيامد! اما بليت هاي سفرش را به من نشان داد كه مثلاً دو روز بعد دارد به خارج از كشور مي‌رود، پس سمپاتي كار كردن با او در من بوده است، اما اينكه آيا ترمه از هر نظر به ضيغمي نزديك بوده است، بايد بگويم نه! چون او كمي مسن تر از ترمه است. من صرفاً به خاطر اينكه او و همسرش سرمايه گذار فيلم بودند، اين نقش را به نيوشا ضيغمي پيشنهاد ندادم، اگر اين نقش خيلي از او دور بود، قطعاً انتخابش نمي‌كردم، اصلاً معتقد نيستم او به فيلم لطمه زده، بلكه معتقدم خوب بازي كرده است.

الوند در يادداشتي در زمان برگزاري جشنواره فيلم فجر درباره پرتقال خوني مي نويسد: من شانزده فيلم در سال هاي پس از انقلاب ساختم. چهار فيلم هم آن سوي اين سال ها، پس پرتقال خوني بيستمين فيلم سينمايي من است. با حساب اينکه اولي اش را سال 1353 ساختم، اکنون 36 سال است که فيلم مي سازم که زمان کمي نيست. من بسياري از سردبيران نشريات سينمايي، منتقدان، کارشناسان سينما و مديران دولتي در حوزه سينما را ديده ام که اين قدر سن و سال نداشتند. اگر دوره قبل ترش را که فيلمنامه مي نوشتم، کنار سال هاي جلوترش که نقد سينمايي مي نوشتم، بگذاريد و به سال هاي فيلمسازي ام اضافه کنيد مي بينيد که بالاي 40 سال است که در هواي سينما نفس مي کشم. کار و بار و دار و ندارم سينماست؛ همين سينماي عجيب و غريب و غير قابل تعريفي که يکي فيلمش را مي سازد، يکي نشريه اش را در مي آورد، يکي خانه اش را صاحب مي شود، يکي هم جشنواره اش را راه مي اندازد و در کمال تفاهم و دوستي همه با هم زندگي مي کنيم و به روي خودمان نمي آوريم که گاه کساني در پي حذف ما هستند، نشانگر وضعيت امروز است. چرا که اصل «سينما» و همه سينما را دوست داريم و اين شايد تنها دليلي باشد که سينماي ايران با اين همه زخمي که به اندام خود مي زند هنوز زنده و سرپاست.

به حاشيه ها نرويم؛ هر چند که اين روزها جذاب تر و  تعيين کننده تر از متن اند. داشتم مي گفتم، چهل سال کار و بيست فيلم سينمايي(تله فيلم ها و مجموعه تلويزيوني را جزو صورت حساب نياوردم!) قطعا انتظارها را بالا مي برد و طبيعي است که توقع داشته باشند اين فيلم آخري از قبلي ها بهتر، کامل تر و درست و حسابي تر باشد، که نيست. قطعا نيست. چرا بايد باشد؟ مگر فيلم هاي آخر سينماگران مطرح و پيش کسوت که جاي شان روي چشم من است، از فيلم هاي گذشته شان بهتر است؟ سابقه در سينما فقط کار آدم را پخته تر و شسته رفته تر مي کند. تصور مي کنم پرتقال خوني به لحاظ اجرا و روايت، کار کم نقص و شسته رفته اي باشد. اما اين که فيلمي باشد بالاتر از کارهاي قبلي من، با قاطعيت مي گويم که نيست و قرار هم نبوده که باشد. تکليف وجوه فرهنگي، کيفي و هنري يک اثر سينمايي را در بخش خصوصي، قراري که همان ابتدا با تهيه کننده مي گذاريم روشن مي کند. قرار بر اين بوده که فيلم سالم و آبرومندي براي تماشاگر بسازيم. اميدوارم اين اتفاق افتاده باشد.

نيوشا ضيغمي، سرمايه گذار و بازيگر پرتقال خوني درباره اين پروژه مي گويد: من به عنوان سرمايه گذار بايد دو اصل را در توليد يک فيلم رعايت مي کردم. يک، حيثيت حرفه اي. دو، نگاه به گيشه، و فکر مي کنم به خواسته هايم از توليد يک فيلم در «پرتقال خوني» رسيدم و در زمان توليد فيلم دوم («چهار سو») کمي با فراغ بال بيشتري به سينماي مورد علاقه ام پرداختم. اگر چه که در همين مدت چند روز اکران پرتقال خوني با موارد حيرت انگيزي رو به رو شدم که اصلا با آنها سابقه آشنايي نداشتم فقط در همين حد بگويم که توليد و پيش توليد در سينماي ايران يک چيز است و پخش و اکران چيز ديگري اصلا اين ها دو دنياي مختلف هستند. کار به جايي رسيده که سينمادار تعيين مي کند پوستر يک فيلم چه چيزي باشد و صاحبان اصلي فيلم حق هيچ گونه اظهار نظري را ندارند.

ضيغمي درباره فيلمنامه پرتقال خوني که توسط پيمان عباسي نوشته شده، مي گويد: ايشان اين طرح را در دفتر ما نوشتند. حتي به ياد دارم ايشان نگارش فيلمنامه اي به نام «تلکه» را آغاز کرده بود که به دليل برخي مشکلات از ساخت و ادامه نگارش آن صرف نظر کرديم تا اينکه از ميان طرح هاي مورد بررسي به «پرتقال خوني» رسيديم و نگارش آن را آقاي عباسي آغاز کرد. وقتي نگارش به اتمام رسيد ما تصميم گرفتيم کار را به دست کارگرداني بدهيم که فيلم هاي اين چنيني در کارنامه اش داشته، که در نهايت به آقاي الوند رسيديم. انتخاب آقاي الوند، يک توافق نظر بود بين من، پيمان عباسي و آقاي نشاط تهيه کننده فيلم. چون آقاي الوند تجربه نگارش فيلمنامه در کارنامه خود داشتند و هنگامي که به دفتر ما آمدند قرار شد روي فيلمنامه يک بازنويسي انجام دهند اما شاکله اصلي تغيير نکرد.

ضيغمي درباره شخصيت ترمه مي گويد: ترمه يک دختر صادق و عاشق است ، آدمها در شرايط مختلف واکنش هاي مختلف از خودشان نشان مي دهند ترمه دختري است امروزي با سرگشتگي هاي دنياي امروز و اندکي هم احساسي که در يک موقعيت دشوار گرفتار شده. اين گونه دخترها از همسران بزرگ

سال خود انتظار هم، پدر بودن را دارند و هم، همسر بودن را. اساسا در خانواده هايي که دخترانشان پدر معقولي نداشته اند، به اين نوع ازدواج ها سوق پيدا مي كنند.

مشخصات «پرتقال خوني»:

کارگردان و تدوينگر: سيروس الوند، فيلمنامه: پيمان عباسي، مدير فيلمبرداري: محمود کلاري، موسيقي: فردين خلعتبري، صدابردار: حسن زاهدي، صداگذار: عليرضا علويان، طراح صحنه و لباس: نازي پرتو زاده، طراح چهره پردازي: ايمان اميدواري. بازيگران: فريبرز عرب نيا، نيوشا ضيغمي، حامد بهداد، زيبا بروفه، آهو خردمند، ويشکا آسايش، سرمايه گذاران: آرش پولاد خان و نيوشا ضيغمي، تهيه کننده: محمد نشاط.

 

دوشنبه 30 آبان 1390 - 12:42


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری