پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 23:45
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

کارگرداني، تکنولوژي و اقتصاد

 

«نگاهي به مقوله کارگرداني، در دهه اخير سينماي جهان»


1-کارگرداني و بحران اقتصادي:

بحران اقتصادي گسترده اي که از چند سال قبل در آمريکا آغاز شد، به سرعت همه جهان را فرا گرفت و صنعت سينماي آمريکا و ساير کشورهاي جهان را تحت تأثير قرار داد. رکود اقتصادي، بسيار بر عملکرد کمپاني ها و شرکت هاي فيلمسازي تأثيرگذار بود و تهيه کنندگان و کارگردانها را در آمريکا و ساير نقاط جهان واداشت که از هزينه هاي توليد بکاهند.

پيش از اين آمريکا در دهه 30 هم دچار رکود اقتصادي شده بود و در آن زمان هم کمپاني هاي فيلمسازي از بودجه توليد فيلم ها کاستند و کارگردان ها فيلم ها را ارزان تر تمام مي کردند. در دوران رکود دهه 30 زندگي مردم به دليل مشکلات اقتصادي به تلخي گراييده بود به همين جهت هاليوود کارگردانهاي فيلم هاي فانتزي را به کارگرفت تا براي مردم روياسازي کنند. همچنين توليد فيلم هايي با بودجه اندک که به فيلم هاي «رده b » معروف بودند، آغاز شد.

بحران اقتصادي دهه اخير سينماي جهان البته با رشد نسبي توليد هاي مستقل و فعاليت کارگردان هاي اين نوع سينما نيز همراه بود. کارگردان هاي مستقل معمولاً براي کاهش هزينه توليد فيلم هايشان بازيگران معمولي و غير معروف را به کار مي گيرند و اگر هم از بازيگري شناخته شده استفاده کنند، بازيگري است که با دستمزد پايين تري حاضر به ايفاي نقش شده است.

فشار بحران اقتصادي با اعتصاب فيلمنامه نويسان و سپس بازيگران بر صنعت سينماي آمريکا مضاعف شد و موجب اتخاذ سياست هاي منعطف تري از سوي کمپاني ها در مقابل اين صنوف شد. در مجموع رکورد اقتصادي به طور نسبي به نفع مقوله کارگرداني و سينماي مستقل عمل کرده است.

تفاوت توليد فيلم هاي مستقل نسبت به فيلم هاي رايج در هاليوود، تنها پايين بودن هزينه توليدشان نيست. فيلم هاي رايج هاليوودي معمولاً متکي بر جلوه هاي ويژه و صحنه هاي اکشن هستند به همين جهت استفاده از جلوه هاي ويژه براي اين فيلم ها نسبت به پرداخت فيلمنامه در اولويت قرار دارد. فيلم هاي مستقل چون هدفشان جذب مخاطب نيست (و انتظار زيادي از آنها در اکران وجود ندارد.) به همين جهت کارگردانهايشان مي توانند فيلمنامه هايي را انتخاب کنند که شخصيت پردازي و ساختار قوي و قوام يافته تري داشته باشند.

مثلاً ايناريتو در دهه اخير سينماي جهان نشان داد که مي توان نگاه متفاوت و پيچيده به مقوله داستان گويي در سينما را در هاليوود هم پي گرفت. «21 گرم» (2003) از اين نظر يک نمونه برجسته و مثال زدني است. (در دهه گذشته هم «يادآوري» (کريستوفرنولان) در اين مقوله جايگاه قابل توجهي دارد.) شکستن زمان در «21 گرم» پيش از آنکه يک بازي با زمان و روايت در سينما باشد به ساختاري بدل شده که به شيوه اي درخشان بر وجه مقدر و سرنوشت محتوم شخصيت هاي فيلم تأکيد مي کند. ساخته شدن فيلم هايي چون «21گرم» و «بابل» (2006) در دهه اخير سينماي آمريکا از جمله اتفاقات مهم و قابل تأمل است.

يا مثلاً مي توان به فيلم «منطقه 9»، اولين ساخته نيل بلوم کمپ و به تهيه کنندگي پيتر جکسن اشاره کرد. اين فيلم با هزينه به مراتب پايين تري از فيلم هاي معمول افسانه –علمي، هاليوودي ساخته شده است. «منطقه 9» مثل ساير فيلم هاي افسانه – علمي هاليوودي، فضايي انتزاعي و جلوه هاي ويژه اي پرطمطراق و پيچيده ندارد. بلوم کمپ، گويي يک داستان واقعي از حضور موجودات فضايي در زمين را براي مخاطبين به تصوير مي کشد. کمپ با ساختار گزارش گونه و مستندي که با استفاده از دوربين روي دست براي فيلم طراحي کرده، «منطقه 9» را به اثري موفق و تأثيرگذار در ژانر افسانه – علمي و با فروشي قابل ملاحظه بدل ساخته است.

2- کارگردان ها و تقابل با سلطه هاليوود:

در حالي که سال هاست گيشه سينماهاي جهان کاملاً در تسخير محصولات هاليوودي قرار دارد در دهه  اخير، گاه برخي از محصولات داخلي کشورها در موطن خود صدر نشين جدول فروش شدند. اين مسئله نشان مي دهد که کارگردان هاي برخي از کشورها طي مصافي نابرابر، گاه با ارائه محصولات خوش ساخت و جذاب سعي مي کنند با آثار هاليوودي به رقابت برخيزند؛ هر چند سلطه هاليوود بر بازار جهاني همچنان ادامه دارد، ولي چنين تلاش هاي سخت کوشانه اي قابل ستايش است.

مثلاً در سال 2008 پرفروش ترين فيلم سينماي روسيه «طعنه سرنوشت 2» نام داشت؛ که تيمور بکامبتوف توانست با کارگرداني آن، خاطره سينماي کلاسيک شوروي و حال و هواي رمانتيک آن را در تماشاگران زنده کند. «طعنه سرنوشت 2» با فروش 50 ميليون دلاري اش، پرفروش ترين فيلم سال روسيه شد.

يا مثلاً ژان پي ير ژونه با «سرنوشت شگفت انگيز آملي پولن» در کنار ارائه تحليل ريزبينانه اي از زندگي فرانسوي به ستايش فرهنگ و خلق و خوي فرانسوي ها مي پردازد. ژونه در دل نا اميدي هاي زندگي انسان معاصر، درامي شيرين و پر از اميد خلق کرده است، شايد رمز موفقيت فيلم هم در همين نکته نهفته باشد. «سرنوشت شگفت انگيز آملي پولن» فيلمي به شدت ملي است. فروش فراتر از انتظار فيلم در فرانسه و ساير کشورهاي جهان، همان سخن هميشگي را يادآوري مي کند: «براي جهاني شدن، ابتدا بايد ملي بود.»

3-عملکرد اقتصادي کارگردان ها:

با وجود آنکه «تئوري مولف» هنوز طرفداران سرسختي دارد. يکي از مسائلي که در هر زمان از جمله در دهه اخير ، تئوري مولف را در هاليوود زير سوال مي برد. ماهيت صنعتي فيلمسازي در آمريکا است.

اين يک نکته کليدي است که فيلمسازي در هاليوود، يک صنعت و تجارت به شمار مي آيد و تهيه کننده در توليد محصولات هاليوودي، نقش محوري و مهم تري از کارگردان داراست. به همين دليل يک کارگردان در هاليوود به دشواري مي تواند به چنان استقلالي دست يابد که به او نام مولف را بدهيم.

اين محدوديت ها در توليدات اصلي سينماي آمريکا بيشتر به چشم مي خورد. اينکه هنوز کارگردان هايي چون گدار، ريوت، سوکوروف و ... فيلم مي سازند شايد عملي بدون توجيه اقتصادي به نظر برسد. ولي ساخت اين فيلم ها در اروپا در سايه کمک هاي دولتي و اهميت دادن به مقوله مولف در کنار سيطره سينماي تجاري امکان پذير شده است.

البته در سينماي معاصر آمريکا، کارگردان مولفي چون اسپيلبرگ وضعيت متفاوتي دارد. موفقيت هاي متوالي فيلم هايش از دهه 70 تا امروز، به او چنان قدرتي بخشيده که اکنون در هاليوود هر چه بخواهد مي کند. مثلاً هر فيلمساز ديگري اگر مي خواست سراغ پروژه اي سياه و سفيد درباره کشتار يهوديان در جنگ جهاني دوم برود، اين کار برايش دشوار بود. ولي موقعيت مستحکم اسپيلبرگ در هاليوود در کنار اعمال نفوذ قدرت هاي سياسي و صهيونيست ها، توليد «فهرست شيندلر» را برايش امکان پذير ساخت. «فهرست شيندلر» که با بودجه اي 25 ميليون دلاري ساخته شد، در سينماهاي آمريکا 96 ميليون دلار و در سراسر دنيا 317 ميليون دلار فروخت.

فيلم هاي اسپيلبرگ در دهه اخير هم، اکثراً پر فروش بوده اند و موفق ترين فيلم او در اين دهه «جنگ دنياها» (2005) است؛ که چهارمين فيلم پرفروش سال شد.

مارتين اسکورسيزي کارگردان برجسته و استاد مباحث تاريخ سينما، هم در طول دوران فيلمسازي اش تا امروز تا حدودي توانسته ديدگاه و علايق شخصي اش را دنبال کند و به همين جهت ناگزير بوده براي سينماي تجاري و مرسوم هم فيلم بسازد. البته هيچ يک از فيلم هاي اسکورسيزي فروشي نجومي نداشته، که مسير او را براي ساخت چندين فيلم شخصي هموار کند.

بيشتر فيلم هاي او آمار فروش متوسطي داشته اند؛ ولي آثار او هميشه از جانب منتقدان با ستايش مواجه شده اند. مثلاً در دهه اخير اسکورسيزي پس از ساخته دو فيلم پرخرج و استوديويي «دار و دسته نيويورکي» (2002) و «هوانورد» (2004) علايق شخصي اش را پي مي گيرد و فيلم هاي «راهي به سوي خانه نيست» (2005) و «رفتگان» (2006) را مي سازد.

4-رونق فيلمسازي ديجيتال:

در دهه اخير سينماي جهان هر چند فيلمسازي به شيوه ديجيتال در فيلم هاي بلند سينمايي، عمومي نشده، ولي رونق خاصي پيدا کرده است. مهم ترين امتياز استفاده از دوربين ديجيتال بي نياز بودن فيلمساز از نگاتيو 35 ميليمتري است که هزينه بالايي را موقع فيلمبرداري و به خصوص هنگام تکرار برداشتها به خود اختصاص  مي دهد. با استفاده از دوربين ديجيتال، کارگردان ها ديگر هنگام فيلمبرداري محدوديتي از نظر تعداد برداشت نخواهد داشت. امتياز ديگر دوربين ديجيتال کاربرد ساده تر و آزادي عمل آن نسبت به دوربين 35 ميليمتري است. دوربين هاي ديجيتال که کوچک تر و سبک تر هستند در فيلم هايي که نياز به حرکت فراوان دوربين وجود دارد، موجب سهولت فعاليت کارگردان و فيلمبردار مي شوند.

نمونه شاخص فيلمسازي به شيوه ديجيتال در دهه اخير مايکل مان و فيلم هايش هستند. انتخاب سيستم فيلمبرداري ديجيتال توسط مان در اين دهه، همانطوري که خودش اشاره کرده، موجب افزايش حس همذات پنداي در مخاطبين آثارش شده است؛ چرا که با فيلمبرداري ديجيتالي تماشاگر به خوبي مي تواند عمق تصاوير را ببيند و جزئيات صحنه را باور و حس کند. به اين ترتيب تماشاگر فضاي شبانه لس آنجلس (در «شريک جرم») يا مثلاً آمريکاي دهه 30 (در «دشمنان مردم») را با تمام وجود درک و لمس مي کند. «علي» (2001)، «شريک جرم» (2004)، «پليس فاسد ميامي» (2006) و «دشمنان مردم» (2009) همگي فيلم هاي پرتحرکي هستند که در آنها دوربين هاي ديجيتالي به خوبي به کمک مان براي خلق فضاهايي پر از تنش و حرکت آمده اند.

مقرون به صرفه بودن فيلمبرداري ديجيتال و آزادي عملي که اين دوربين ها به کارگردان ها مي بخشند موجب شده که اين شيوه از فيلمسازي، محبوب فيلمسازان مستقل و تجربي در سراسر جهان باشد. بهترين مثال در اين زمينه در دهه اخير، «کشتي نوح روسي» (الکساندر سوکوروف، 2002) است. سوکوروف در اين فيلم به کمک دوربين هاي ديجيتالي، تاريخ روسيه را در يک نماي بدون قطع و در زمان 96 دقيقه در موزه ارمتياژ به تصوير مي کشد. اين پروژه آنقدر دشوار و بلند پروازانه بود که عملي شدن آن بدون دوربين ديجيتال غير ممکن به نظر مي رسيد. فيلمبردار فيلم (آناتولي نيکيفوروف) براي حمل دوربين و فيلمبرداري در يک نماي طولاني و بدون قطع ، تمرين ها و ورزش هاي سختي را انجام داد تا اينکه سرانجام پس از سه برداشت ناموفق در برداشت چهارم، توانست فيلمبرداري اين پروژه دشوار را به سرانجام برساند.

5-فيلمبرداري و فناوري سه بعدي:

فناوري تصاوير سه بعدي از زمان ابداع آن، در دهه 1890 تا رونق نسبي اش در دهه پنجاه، با اقبال چنداني مواجه نشد. موانع متعددي مانند هزينه بالاي توليد، محدوديت تجهيزات نمايش در کشورهاي مختلف و پايين بودن آمار تماشاگران از ميزان قابل انتظار، تهيه کنندگان را در استفاده از اين فناوري محتاط کرده بود.

زماني که يک گروه موسيقي در جشنواره کن سال 2007 بعد از سال ها تصاوير سه بعدي همراه با موسيقي خود به نمايش درآوردند، تهيه کنندگان آغاز دوران جديدي از توليد فيلم هايي با فناوري سه بعدي را پيش بيني کردند. اين فناوري با فيلم «آواتار» (2009) به اوج شکوفايي خود رسيد. جيمز کامرون که تکنسيني توانا است؛ «آواتار» را در ترکيب فيلم زنده و انيميشن و در کوچک ترين جزئيات مطابق فناوري سه بعدي طراحي کرد. او بودجه اي 250 ميليون دلاري را به کار گرفت تا اين فناوري را دقيق و به شيوه اي مناسب در فيلمش به نمايش بگذارد.

استفاده از فن آوري سه بعدي پيش از آنکه مقوله اي مرتبط با کارگرداني باشد، مربوط به تهيه و اکران فيلم ها است. دليل اصلي بازگشت فناوري سه بعدي به سينما، بالا بردن آمار فروش فيلم ها و کمک به اقتصاد سينما بوده است.

با توجه به ويژگي هاي خاص فن آوري سه بعدي به نظر نمي رسد که اين فناوري براي فيلم هاي واقع گرا مناسب باشد. اين تکنولوژي بيشتر مي تواند در فيلم هاي افسانه علمي، انيميشن ها و فيلم هاي فانتزي موفق باشد. فيلم هايي مثل «آواتار»، «آليس در سرزمين عجايب» (تيم برتن) و انيميشن هايي مثل «بالا» آثاري هستند که با استفاده از فن آوري سه بعدي توليد شده اند و مورد اقبال عمومي قرار گرفته اند.

6-کارگردانها و سينماي عامه پسند:

از آنجايي که دغدغه اصلي هاليوود، اقتصاد است. به همين جهت کارگردان هاي سينماي عامه پسند و تجاري آمريکا چاره اي جز اين ندارد که فرمول هاي امتحان شده و موفق را دوباره به کار مي گيرند و کمتر تن به ريسک متفاوت بودن، بدهند. اگر هم بر حسب تصادف، کارگرداني اثري متفاوت توليد کند و مورد استقبال قرار گيرد. اين شيوه متفاوت و پولساز توسط کارگردان هاي ديگري مورد تقليد و تکرار قرار مي گيرد و اين عمل آنقدر ادامه مي يابد تا فرمول تازه قابليت جذب مخاطب را از دست بدهد. هاليوود در بيشتر موارد ترجيح داده در فيلم هاي کارگردان هايي سرمايه گذاري کند که فيلم هاي موفق قبليشان را تکرار کرده اند.

کارگردانهاي تجاري و عامه پسند هاليوود در ساخت فيلم هايشان روانشناسي توده مردم را به کار گيرند. يکي از دلايل اصلي که تماشاگر عام به سينما مي رود، برآورده ساختن انتظارات هميشگي اش از ديدن فيلم هاست. البته تفاوت هاي جزيي در هر فيلم هم مي تواند برايش لذت بخش باشد. اگر تکرار کليشه ها بيش از اندازه صورت بگيرد، فيلم خسته کننده و قابل پيش بيني خواهد شد و اگر تفاوت ها زياد باشد، ايجاد دافعه خواهد کرد. کارگردان سينماي عامه پسند با ظرافت خاصي بايد اين تعادل را در اثرش ايجاد کند.

مثلاً تام شادياک(کارگردان) در «بروس متعال» (بروس قدرتمند) (2003) شخصيت هميشگي جيم کري را به کار مي گيرد؛ ولي جزئيات جديدي به شخصيت او و داستان فيلم مي افزايد تا فيلمي از جيم کري همچنان براي عامه تماشاگران جذاب باشد و در فهرست فيلم هاي پر فروش سال قرار بگيرد.

در طي اين سال ها ساخت فيلم هايي همراه با جلوه هاي ويژه پرحجم به گرايش اصلي کارگردانان و تهيه کنندگان سينماي تجاري آمريکا بدل شده است. در اين آثار در بيشتر موارد روايت فداي ازدحام صحنه هاي با شکوه و استفاده افراطي از جلوه هاي ويژه مي شود. مثلاً در دهه اخير، اپيزود دوم و سوم جنگ هاي ستاره اي و قسمت سوم پارک ژوراسيک در اين زمينه قابل اشاره هستند، که در هياهوي موجودات فضايي و ازدحام دايناسورها روايت را به فراموشي مي سپارند.

موخره:

صحبت هايي از گوشه و کنار، داخل و خارج و از منتقدان و کارشناسان به گوش مي رسد که در سال هاي پيش روي، با کاهش تدريجي فيلم هاي خوب در سطح جهان، بالاخره مرگ سينما فرا خواهد رسيد. البته درست است که در اين سالها شرايط سخت تر شده و استوديو ها و تهيه کنندگان براي کاهش ريسک توليد، محدوديت هاي بيشتري بر کارگردان ها تحميل مي کنند و تعداد آثار ارزشمند سينمايي نسبت به دهه هاي گذشته کمتر شده است، اما به شهادت آثار دهه اخير سينماي جهان، هنوز هم مي توان با ديدن فيلمي خوب از اين دهه، به آينده هنر-صنعت سينما بسيار اميدوار بود.

 

دوشنبه 23 آبان 1390 - 12:49


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری