جمعه 28 دی 1397 - 15:56
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

نيم نگاهي به معنويت اوشو

 

- نيم نگاهي به معنويت اوشو

-حمزه شريفي دوست

- موسسه فرهنگي بهداشت معنوي، عصر آگاهي، چاپ اول 1390

- شابک: 8-16-6289- 600-978

قيمت: 250 تومان

باگوان راجنيش مشهور به اشو در سال 1931 در هند ديده به جهان گشود. وي در سال 1953 تحصيل در رشته­ي فلسفه را به پايان رساند. سپس 9 سال در دانشگاه جبال پور هند به تدريس فلسفه و عالمان مشغول شد و سالها به مذاکره­ي علمي با بزرگان فلسفه و عالمان هندي پرداخت. اشو در سال 1974 اقدام به تاسيس يک مرکز مراقبه – بنام کمون بين المللي اشو – در هند نمود که بعداً اين مرکز به يکي از بزرگترين مراکز مراقبه در هند تبديل شد. وي در سال 1981 به آمريکا مهاجرت کرد. در اين سفر توانست مريدان زيادي گرد آورد؛ به طوري که شاگردان او شهرکي به نام وي در يکي از اماکن آمريکا بنا کردند؛ اما بعد از چهار سال، دولت امريکا در يک اقدام مبهم، دستور اخراج اشو را صادر کرد. در مورد اخراج اشو از آمريکا دو نظريه وجود دارد: «پيروان و مريدان اشو مي­گويند: اشو کليه­ي ارزش­هاي جامعه­ي امريکا را زير سؤال برده و راهي جديد فرا روي انسان­ها قرار مي­داد. بنابراين سران آمريکا از او احساس خطر کردند و او را اخراج کردند.

گروهي ديگر معتقدند که اشو به دليل فساد افراطي که در آمريکا در پيش گرفته بود – به گونه­اي که از هنجارهاي رايج جامعه آمريکا هم جلو افتاده بود – اخراج شد. گفتني است که اسناد سازمان اتباع خارجه آمريکا که وزارت امور خارجه هند هم آنها را تائيد مي­کند، مؤيد نظر دوم است.»

اشو مطالب زيادي در تائيد و ترويج يوگا دارد. وي از يکي از آيين­هاي هندي به نام آيين تنتره به شدت تأثير پذيرفته و اين مطلب را در موارد فراواني به طور شفاف مطرح کرده است. خوشبختانه اشو تکليف پيروان خود را روشن نموده؛ آنجا که گفته است: «حقيقت از کسي به کس ديگر منتقل نمي­شود هرچه ديگران به تو ياد مي­دهند، دست بالا مي­تواند يک دروغ زيبا باشد.» از آنجا که وي تمامي باورها را مانع حقيقت مي­داند، باور به گفته­هاي اشو هم لازم نيست و مادامي که ادعاهاي اشو به تجربه­ي شخصي من و شما تبديل شود؛ دست بالا يک دروغ زيباست. کتاب «نيم نگاهي به معنويت اشو» همانطور که نامش پيداست درباره­ي زندگي و طرز فکر اشتباه و منحرفانه­ي اشو مي­باشد که نگارنده در چند بخش به نقد و بررسي وي پرداخته است. عناوين اين بخشها عبارتند از خانواده، مفهوم خدا، دين بهشت و جهنم و مراقبه از نظر اشو. حکايات کودکي اشو، نشان از وجود روح عصيان گري در وي دارد. حس سرکشي و عصيان اشو طوري بوده است که در کودکي در کلاس درس پاهايش را روي ميز قرار مي­داد! اين عمل اعتراض معلم را در پي داشت. اشو به معلم چنين پاسخ گفت: «ميز اعتراضي ندارد. اين مسئله­اي است بين من و ميز. . . اين طوري بهتر مي­ توانم مطالب نامفهوم شما را بفهمم.»

روزي اشو برخلاف هنجارهاي موجود، موي سرش را بلند مي­گذارد و تعدادي فکر مي­کنند وي دختر است! پدر اشو که نمي­تواند کنايه­هاي مردم را بشنود به عنوان اعتراض، موي سر اشو را مي­کند. اشو به سلماني مي­رود، موي سرش را از ته مي­تراشد (در هند کسي که پدرش مرده است، اين کار را انجام مي­دهد) اشو بعد از نقل عکس العملش در مقابل پدرش مي­گويد:« اين آخرين کاري بود که پدرم با من کرد. چون مي­دانست پاسخ خطرناک­تر خواهد بود.» در هند فرقه­ها و مذاهب بسيارري وجود دارد که يکي از آنها هندوئيزم است. هندوئيزم سه خداي اصلي يا سه جلوه از خدا را معرفي مي­کند که عبارتند از: 1- برهمن (آفرينشگر و خالق) 2- ويشنو (حافظ و نگهدارنده) 3- شيوا (تخريب گر و ويران کننده) هرکدام از اين خدايان، همسران، فرزندان و جلوه­هايي دارد. مذهب تنتره براساس پرستش شاکتي، ممر شيوا استوار است. پيروان اين مذهب انرژي جنسي و شهوت زنانه را نماد شاکتي مي­دانند. درباره­ي ايده­هاي اشو بطور خلاصه بايد گفت اشو بسياري از امور را مخدوش مي­داند و مورد حمله قرار مي­دهد؛ از جمله خانواده، علم و فلسفه، تمدن غرب، سياسي مداران، اديان و مذاهب هيچ کدام در نظر اشو جايگاهي ندارند. از طرف ديگر وي خود را از بسياري از بزرگان و دانشمندان حتي از پيامبران الهي هم برتر مي­داند. نگارنده درباره­ي نگاه اشو به خانواده چنين مي­ گويد: نگاه اشو به خانواده، همان نگاه مکتب تنتره به موضوع آزادي جنسي است. وي مي­گويد: بساط ملت­ها بايد برچيده شود. لازمه­ي اين کار از بين رفتن خانواده است. ازدواج ريشه­ي همه­ي اين مشکلات است. در کمون پيشنهادي من، از ازدواج خبري نيست. شايد شنيده­ايد که خانواده مظهر عشق است؛ «اما من – اشو – مي­گويم خانواده مخالف عشق است. خانواده با کشتن عشق زنده است اجازه نمي­دهد عشق رخ دهد.» در خانواده جهاني، براي بچه دار شدن، به جاي ازدواج رسمي، تلقيح مصنوعي جايگزين مي­شود و اصولاً بچه­ها به کمون تعلق دارند؛ نه پدر و مادرها. آنها اگر عاشق فرزندان خود هستند، فقط حق دارند آخر هفته را با فرزندان خود بگذرانند. . .

يکي از مفاهيمي که در گفتارهاي اوشو به آن پرداخته شده حقيقتي روشن به نام «خدا» است. وي گاهي خدا را معادل شادي مي­شمارد: «خدا براي من چيزي جز شادي نيست. پس شادمان باش و بگذار شادي­ات عبادت باشد. تمامي مباحث خداشناسي از نظر وي هياهويي بيش نيست؛ آن هم هياهو براي هيچ. از منظور اشو، انديشيدن به خدا سودي ندارد و انسان بايد همه چيز را در مورد خدا فراموش و خود را آماده­ي ديدار خدا کند. تنها در اين صورت است که خدا به ديدار انسان مي­آيد. جالب­تر اينکه اين آمادگي فقط در خوش بودن، رقصيدن، ترانه خواندن و مراقبه کردن خلاصه مي­ شود. عرفان اشو، عرفان بدون خداست و اگر احياناً در اين عرفان خدا مطرح مي­شود، خدايي است که فقط حکم يک وسيله را دارد، نه هدف. خدا ابزار است، نه مقصد؛ مي­گويد:«همه چيز را در مورد خدا فراموش کن و فقط به جست و جوي شادماني بپرداز.»

در بخش دين از نگاه او نويسنده مي­گويد: اشو دين را نه به عنوان راه واقعي جهت سعادت بشر که پديده­اي ساخته­­ي دست بشر مي­داند. وي اصولاً نسبت به دين تلقي وحياني ندارد و اين مطلب که خداوند سامانه هدايت بشر را در عرصه­ي دين و ديانت کار گذاشته باشد، به شدت انکار مي­کند. دين در کلمات اشو مسئله­اي شخصي و فردي است که فقط با درون و روان انسانها سروکار دارد و اگر اين تجربه شخصي و دروني بخواهد به آيين عمومي تبديل شود، اصولاً دين نيست: «تأکيد مي­کنم که فقط فرد است که مي­تواند دين­دار باشد. دين همين که به يک کليسا و کيش و آيين تبديل شود، ديگر دين نيست؛ پوششي به نام دين است.»

نويسنده در ادامه درباره­ي بهشت و جهنم از ديدگاه اشو اشاره مي­کند؛ او به صراحت روز واپسين و معاد را انکار مي­کند و مي­گويد:«از جهنم نهراس! آري! نوعي از بهشت و جهنم وجود دارد که حالتي رواني در وجود توست؛ ولي به جا و مکاني ويژه در زمين يا آسمان هيچ ربطي ندارد. اين پندار را دور بينداز. دين به اين مهملات ربطي ندارد.»

نويسنده در بخش پاياني جملاتي از اشو را آورده و از خواننده خواسته که خود جواب مغالطه را از کلام اشو بيابد.   

 

 

شنبه 21 آبان 1390 - 14:12


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری