دوشنبه 5 تير 1396 - 11:26
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

داود خسروي

 

به ياد شاعره اي نامدار

 

گزارشي از مراسم گراميداشت طاهره صفارزاده


مراسم گراميداشت طاهره صفارزاده شاعر و قرآن‌پژوه، پنجشنبه 12 آبان با حضور جلال صفارزاده برادر زنده‌ياد صفارزاده، سيدمحمود دعايي مدير موسسه اطلاعات، فاطمه راکعي مديرعامل انجمن شاعران ايران، ساعد باقري، سهيل محمودي، افشين علاء و ديگران شاعران کشور در محل انجمن شاعران ايران برگزار شد.

 به گزارش خبرگزاري مهر، دعايي در اين مراسم گفت: صفارزاده اگر مي‌خواست، مي‌توانست متمکن شود. او هم از نظر خانوادگي و هم از نظر موقعيت اجتماعي و مسئوليت‌هايي که داشت مي‌توانست تمکن بيشتري داشته باشد، ولي زندگي ساده‌اي را در آپارتمان اجاره‌اي 40 تا 50 متري اطراف ميدان فلسطين برگزيد و اوقاتش را به مطالعه و فعاليت‌هاي ادبي و فکري و به همان اندازه هم به معنويات اختصاص داد.

وي افزود: گاهي اوقات مي‌ديدم که انگشتري را از اين انگشت بيرون آورده و با ختم اذکار مختلف در آن انگشت مي‌برد. ساختماني که آپارتمان اجاره‌اي‌اش در آن قرار داشت، مصادره‌اي بود و يکي از سازمان‌ها بعد از مدتي به صفارزاده اعلام کرد اين ساختمان مصادره‌اي است و شما بايد مبلغ اجاره را به شماره حساب سازمان واريز کنيد. او با تقيدي که داشت هم مبلغ اجاره را براي حساب آن سازمان واريز مي‌کرد و هم آن مبلغ را براي صاحب‌خانه مي‌فرستاد.

مدير موسسه اطلاعات ادامه داد: در همان زمان‌ها بود که صفارزاده تصميم گرفت اشعار تازه سروده شده‌اش را اول در اختيار روزنامه اطلاعات بگذارد. يک نکته ديگر هم اين که روحياتش با رو زدن و برقراري رابطه با مسئولان براي راه افتادن کار، همخواني نداشت. همان‌طور که گفتم او حالات معنوي داشت و زياد مي‌شد که مشغول به قرائت قرآن و ختم ذکرهاي مختلف باشد. زماني به من گفت در اين حالات معنوي به موارد عجيبي برمي‌خورم که من را به شک انداخته که آيا در معنويت افراط مي‌کنم يا خير.

دعايي افزود: صفارزاده گفت به دنبال فرد مورد اعتماد و يک مراد مي‌گردم تا شرح اين حالم را به او بگويم و جواب بگيرم. اين شد که به فکر افتادم ملاقاتي براي او با امام خميني (ره) ترتيب بدهم. با هماهنگي‌هايي که انجام شد قرار بر اين شد که من او را به محضر امام خميني (ره) ببرم. ايشان از من پرسيد آيا براي رفتن به حضور امام خميني (ره) چادر به سر کنم يا نه؟ ايشان چادر به سر نمي‌کرد، ولي حجابش کامل و اسلامي بود. من گفتم امام خميني(ره) بانوان غيرچادري را هم به حضور مي‌پذيرند. وقتي به کوچه‌هاي جماران رسيديم، صفارزاده با درخت‌ها سخن مي‌گفت و با آنها نجوا مي‌کرد که خوش به حالتان که سايه‌تان بر سر چنين مردي است.

وي گفت: وقتي به در ورودي جماران رسيديم، صفارزاده چادر نمازش را از کيفش بيرون‌ آورد و آن را به سر کرد. وقتي به محضر امام خميني(ره) رفتيم، بعد از چند دقيقه من آن‌ها را تنها گذاشتم تا صفارزاده مسائل و حالاتش را براي امام (ره) تشريح کرده و جواب بگيرد. وقتي از جماران بيرون آمديم، گفت از امام خميني (ره) خواستم مرا شفاعت کند. صفارزاده در طول عمرش براي هيچ شخصيتي شعر نسرود؛ مگر دو شخصيت؛ يکي دکتر علي شريعتي که بعد از شهادتش برايش شعري سرود و ديگري هم بعد از قيام امام خميني(ره) بود که شعري براي ايشان سرود و آن شعر را از طريق ياران امام(ره) براي ايشان در پاريس فرستاد.

دعايي در پايان سخنانش گفت: من اين افتخار را دارم که بر پيکر طاهره صفارزاده نماز خواندم و در آن نماز با اعتقاد گفتم: خدايا! تو شاهد باش که ما جز پاکي از او نديديم.

ساعد باقري در اين برنامه گفت: اميدوارم خواندن قرآن در برنامه‌هايمان، فقط براي آغاز جلسات و دادن وجهه رسمي به آنها نباشد.

وي درباره طاهره صفارزاده گفت: نخستين بار که با اشعارش آشنا شدم، مي‌توانم بگويم که با شعرهايي عجيب روبرو شدم. شعر «کودک قرن» او درباره قرني است که در فساد و انحطاط غوطه‌ور است و اين مسائل از زبان يک کودک بيان مي‌شود. زماني با اشعار او آشنا شدم که هنوز جوان بودم و نيما و ديگر شاعران معاصر ايران را نمي‌شناختم.

باقري ادامه داد: اميدوارم نشست امشب، پرده و شايد پتويي را که جلوي پنجره‌ها را گرفته به کنار بزند و فرصتي داشته باشيم تا علاوه بر اداي دين به صفارزاده، يک بازشناسي هم از اين شاعر محترم داشته باشيم.

اين شاعر در بخش ديگري از سخنانش گفت: هر کلامي را اگر در جغرافياي خودش به کار نبريم، از دروغ بدتر است. عده‌‌اي بدون اينکه ابتدا و انتهاي اشعار صفارزاده را در نظر بگيرند، با خواندن چند بيت از وسط شعرهايش، نظر مي‌دهند و به آثارش ايراد وارد مي‌کنند.

در اين برنامه شاعراني مانند فاطمه سالاروند، حسين جنتي و مريم جعفري به شعرخواني پرداختند.

افشين علاء هم در اين برنامه گفت: مي‌خواهم در اين برنامه يک تقليد ناشيانه از قيصر امين پور بکنم و بگويم بيشترين تاثيري که در زندگي هنري‌ام از يک زن گرفته‌ام، از زنده ياد صفارزاده بوده است. همه ما با تلاوت قرآن مانوسيم. من هم با صداي تلاوت قرآن مادرم بزرگ شده‌ام، اما مادري که شيوه روبرويي عميق با قرآن را به من آموخت، طاهره صفارزاده بود.

وي افزود: از بخت من، در نوجواني‌ام اشعار کتاب «سفر پنجم» به دستم رسيد. در آن زمان نوجواني بودم که با شعر آشنايي زيادي نداشتم. وقتي اين شعرها را خواندم، با اين که با شعر آشنا نبودم اين شعرها به نظرم جور ديگري آمدند. يکي از آفاتي که به آن دچاريم، اين است که وقتي صحبت از مضامين ديني و مذهبي مي‌شود، ذهن‌ها به سمت آرشيوي از کلمات تکراري مي‌رود. ما براي هر معصومي آرشيوي از کلمات مشخص و تکراري آماده کرده ايم. مثلا براي امام رضا (ع) ضامن آهو، کبوتر حرم، غريب و يا براي حضرت زهرا (س) گل ياس، کبود، پهلوي شکسته و ...

اين شاعر در ادامه گفت: حتي جوان‌هاي نوگرا هم فکر مي‌کنند براي سرودن شعر مذهبي بايد از اين کلمات بهره ببرند، اما صفارزاده به همه آموخت که مي‌توان فارغ از اين دلمشغولي‌ها که البته زيبا هستند و بايد حفظ شوند، افق‌هاي وسيعي را به مخاطب نشان داد که از زاويه‌‌اي برازنده به ديانت نگاه کند و اين زن بسيار دلير بود؛ چون اين کار را سال‌ها پيش از انقلاب شروع کرد. آن هم شاعري که در فضاي روشنفکري طلوع کرده بود. با اين حال هيچ کس نتوانست منکر مقام والاي ادبي او در شعر مدرن شود.

علاء گفت: اين يک نعمت خدادادي است که اگر چيزي در چنته نداريم، اما دغدغه انديشه ديني را داريم. خانم صفارزاده هم توانست نه با ادعا و نه با شعار که با سرودن شعر از اين مشرب و عقيده دفاع کند.

راکعي در اين برنامه گفت: طاهره صفارزاده داراي حس قوي فراماده براي انساني است که شاعر و زن است و در اين قرن زندگي مي‌کند و خيلي ساده از احساسش و صداي اذان صحبت مي‌کند. با خود فکر مي‌کنم واقعاً چه چيزي باعث شده که به شخصيت چند بعدي صفارزاده، با وجود آن همه خدماتش پرداخته نمي‌شود. اميدوارم ما بتوانيم آن‌طور که وظيفه انجمن شاعران است، به اين شاعر بپردازيم.

وي افزود: بعضي‌ افراد به لحاظ شخصيت، برخي به لحاظ شعر و بعضي به خاطر هر دو مورد توجه هستند. صفارزاده از گروه سوم است. بعد از کودتاي 28 مرداد سال 32، شعر رئاليسم اجتماعي به 3 دسته رئاليست سوسياليستي، سمبوليک اجتماعي و مقاومت ديني. صفارزاده در شعر مقاومت ديني يکي از شاعران مطرحي است که تعدادشان به عدد انگشتان دست هم نمي‌رسد.

مدير عامل انجمن شاعران ايران ادامه داد: سير تکاملي شعر او از مرحله رمانتيک و به لحاظ فرم و محتوا در قالب‌هاي سپيد شکل مي‌گيرد و با محتواي خاصي که شعر اجتماعي مذهبي‌اش دارد، از دهه 50 به بعد به عنوان يک شاعر برجسته مسلمان نوگرا مطرح مي‌شود. به خاطر ظرفيت‌هاي دروني‌ و ژرف‌انديشي که در فلسفه دارد، مطالعات وسيعي در حوزه قرآن و دين را تجربه مي‌کند که در کنارش تجربيات بين‌المللي در شاخه زبان و ادبيات و مطالعات جنبش‌هاي جهاني و ضد استثماري و استبدادي را مي‌اندوزد.

راکعي گفت: همه اين موارد در کنار هم باعث مي‌شود که در عرصه شعر ديني و آييني، آثاري مدرن و ارزشمند ارائه بدهد که در مقابل ديگر آثار که گرايش ديني و مذهبي ندارند، قد علم کند. شعرهاي او بسيار ارزشمند هستند؛ چون نظر بسياري از منتقدان را جلب کرده و به زبان‌هاي بسياري در جهان ترجمه شدند. صفارزاده يک چهره تاثيرگذار نه در سطح ملي که در سطح جهاني است که بزرگ‌ترين خدمت‌ها را به معنويت کرده است.

وي گفت: صفارزاده در سال‌هاي آخر عمرش شديدا درگير ترجمه قرآن به دو زبان فارسي و انگليسي بود. تلاشش واقعا عاشقانه بود. اين که گفتم وجود او ابعاد مختلفي داشت، به اين دليل بود که هم نويسنده خوبي بود و هم پژوهشگر و هم مترجم بود که لقب خادم‌القرآن را کسب کرد. او يکي از کتاب‌هاي اصول اوليه ترجمه را نوشت که در واقع يک آموزش کارگاهي ترجمه بود که بسيار براي دانشجويان و اساتيد ترجمه مفيد بود.

شاعر مجموعه شعر «ناخنکي به زندگي» ادامه داد: او مجله‌اي را هم به کمک جهاد دانشگاهي منتشر مي‌کرد. به ياد دارم يک بار به چه عشقي به دانشگاه الزهرا آمده بود تا تعدادي از اين مجله را در اختيار دانشجويان قرار دهد. متاسفانه به اين تلاش‌هاي ارزشمند او چندان بها داده نشد. يک بار از او پرسيدم اين مجله را چگونه منتشر مي‌کني و گفت همه کارهايش را خودم انجام مي‌دهم. به همين دليل من بيشتر يک شماره از آن مجله را نديدم.

راکعي افزود: طاهره صفارزاده در همه اين سال‌ها، از حضور در محافل و مراسم اهداي جوايز ابا داشت و به دليل صراحت لهجه، اشعار ديني و عقايدش در سال 55 از دانشگاه اخراج شد. او سال‌ها در انتشارات سمت زحمت کشيد. هرجا که بود خالصانه و با عشق تلاش کرد.

 

 

يكشنبه 15 آبان 1390 - 10:25


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری