پنجشنبه 8 تير 1396 - 1:21
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

اولين ستاره بزرگ سينماي کمدي

 

نگاهي به کمدين هاي مشهور سينماي کلاسيک(5):  ماكس لندر


گابريل لووي يل كه بعدها نام مستعار ماكس لندر را به خود گرفت در 16 دسامبر 1883 در درسن لوبز واقع در استان ژيروند فرانسه به دنيا آمد. او در 17 سالگي پس از اخذ مدرک تحصيلات دبيرستاني وارد كنسرواتوار هنرهاي دراماتيك شهر بوردو شد و دو سال بعد، پس از به دست آوردن جايزه اول كمدي، از كنسرواتوار خارج شد و چون محيط شهرستان را براي بروز استعداد هايش مناسب نمي‌ديد به پاريس رفت.

پس از ورود به پاريس، لندر در تئاترهاي مختلف «بولوارهاي بزرگ» پايتخت فرانسه در نمايش هاي وودويل ظاهر شد و در گروه تئاتر واريته پاريس كه برجسته ترين کمدين هاي فرانسه در آن فعاليت داشتند. ماكس لندر به تدريج توانست توجه عموم مردم را به خود معطوف كند.

پس از مدتي ماکس لندر توسط دوستانش به كمپاني «پاته» معرفي شد و نخستين فيلم او با نام «نخستين گردش شبانه يك دانش آموز» در سال 1905 ساخته شد. لندر در اين فيلم به خوبي قريحه کمدي خود به منصه ظهور رسانيد و تحسين عموم را برانگيخت. او از اين فيلم به بعد سيمايي را در فيلم‌ هايش تكرار كرد: بورژوا زاده اي خوش پوش و درگير با حوادثي كه در محافل اشرافي روي مي دهد.

نمايش دو فيلم «زندگي پولي شينل» و «ماكس و پاتيناژ» در سال 1907 لندر را به اوج شهرت و محبوبيت رسانيد. ماكس لندر حتي از آندره ديد، كمدين معروف آن زمان سينماي فرانسه موقعيت بهتري در موسسه پاته پيدا كرد.

لندر فعاليت خود را با ساختن فيلم‌هاي كوتاه كمدي ادامه داد، تا اينكه در سال 1911 اثر درخشانش «ماكس و نوشيدني گنه گنه» را ساخت. با اين فيلم شخصيت سينمايي استاد فرانسوي سينماي كمدي كاملاً شكل مي‌گيرد: شخصيتي ملايم و خونسرد و بزرگسال، يك آدم با نزاكت، نامطمئن و خوش سيما، مصون در برابر حادثه‌ها، اما دمدمي مزاج؛ او با لباس شب، شنل، كلاه سيلندر و سبيل خود يک تيپ جذاب کمدي را ارائه کرد.

روش او در خنداندن، با اجتناب از كمدي‌هاي بزن بكوب(اسلپ استيک)، متكي بر ژست‌ها و واكنش چهره بود و در آثار کمدي او، از احساساتگرايي كه كمدين‌هاي آمريكايي در آن زمان به کار مي گرفتند، نيز خبري نبود.

«ماكس و نوشيدني‌ گنه گنه» شاهكار پيش از جنگ جهاني اول، لندر است كه در آن علاوه بر بازيگري، كارگرداني و تدوين را هم بر عهده داشت. اين فيلم لندر را درخشان ترين چهره سينماي كمدي، پيش از ظهور چاپلين ساخت. چاپلين هم بعدها خود را شاگرد و پيرو لندر خواند.

ماكس لندر به هنگام آغاز جنگ جهاني اول به جبهه رفت و چون مجروح شد و از نظر مزاجي هم ضعيف بود، معاف شد. در اين هنگام چاپلين موسسه «اساني» را ترك كرده بود؛ به همين جهت اين موسسه از لندر دعوت كرد به آمريكا برود. او در هاليوود چند فيلم كوتاه براي اين موسسه ساخت ولي آثار او در اين دوران هرگز ارزش كارهاي فرانسوي اش را نيافت، چون تيپ و سيمايي كه ارائه مي داد فرانسوي و پاريسي بود، و آمريكايي‌ها اين تيپ را درك نمي کردند. 

در اين زمان چاپلين در حال فتح سينما بود. ژرژ سادول مورخ مشهور سينما، يك سئوال مهم را مطرح مي كند: «چه شد كه لندر مغلوب چاپلين شد؟» پس از يك توقف كوتاه در هاليوود، ماكس لندر به فرانسه بازگشت و در چند فيلم ظاهر شد كه مهمترين آنها عبارتند از: «ماكس پزشك اجباري»، «ماكس و دست خفه كننده» و «كافه كوچك».(که اقتباسي از داستان تريستان برنار بود و توسط پسر نويسنده، رمون برنار به فيلم درآمد.)

لندر در سال 1921 مجددا به آمريكا بازگشت و در چند فيلم ظاهر شد كه مهمترين آنها «بدشانسي هفت ساله» (1921)، «سه تفنگچي» (1922) و «زن من باش» (1921) بودند. بعدها از اين سه فيلم آمريكايي  لندر، دختر او مود لندر فيلمي تدوين كرد كه «به همراه ماكس لندر» نام داشت و زير نظر و با صداي رنه كلر به نمايش درآمد.

فيلم «بدشانسي هفت ساله» فيلمي شاد، مفرح و يكي از كمدي كلاسيك هاي مهم تاريخ سينماست. لندر در اين فيلم شخصيت تاثيرگذاري خلق كرد و بر كمدين هاي بعد از خود تاثير عميقي بر جاي  گذاشت.

در مشهورترين صحنه فيلم لندر به شيوه اي کميک و جذاب، سعي دارد از شر مامور كنترل قطار خلاص شود. در پايان فيلم هم، همه بدبختي‌هاي او تبديل به خوشبختي مي شوند و او با تازه عروس خود، شادي هفت ساله اي را آغاز مي كند.

 نام فيلم «سه تفنگچي»، جناسي لفظي با اثر مشهور الكساندر دوما، سه تفنگدار دارد. اين فيلم آخرين اثر ماندگار لندر بود؛ اما براي نخستين بار، شخصيت سينمايي هميشگي اش در آن حضور ندارد. فيلم در صحنه هايي زمان را مي شكند و سه تفنگچي سوار موتور سيكلت مي شوند و آرام و خونسرد، از تلفن و ماشين تايپ استفاده مي كنند! فيلم اگر چه در هاليوود ساخته شد، اما از لحاظ سبك كمدي بسيار فرانسوي بود؛ شايد به همين دليل، فيلم در آمريكاي شمالي و انگلستان فروش چنداني نكرد.

در ميان سه فيلم مذکور شاخص ترين اثر بدون شک «بدشانسي هفت ساله» است. هرگز نمي توان كاراكتر لندر در اين فيلم را از ياد برد؛ جايي كه او در خانه اي با شكوه با خدمتكاراني متعدد، در ناز و نعمت زندگي مي كند و در سكانس مشهوري، خدمتکار لندر، آينه اي را مي شكند و سپس آشپز را متقاعد مي كند كه در لباس لندر ظاهر شود و لندر كه فكر مي كند تصوير خود را در آينه، كه قابي خالي بيش نيست، مي‌بيند؛ سعي مي كند صورتش را اصلاح کند.

چارلي چاپلين درباره ماكس لندر مي‌گويد: «او بزرگترين مرد سينماي فرانسه است، چه تنها او است كه بيش از ديگران به ضرورت سادگي، براي هنر سينما پي برده است او هوشياري ستايش آميزي در ساختن فيلم‌هايش نشان داد. او يك كمدين واقعي و يك مرد شوخ حقيقي است». لازم به ذكر است كه لندر قبل از عزيمت به آمريكا بين 100 تا 200 فيلم كوتاه كمدي ساخت؛ كه چارلي چاپلين بزرگترين تحسين كننده اين آثار بود.

لويي دلوك فيلمساز و تئوري پرداز سينماي فرانسه در سال 1919 درباره ماكس لندر نوشت: «ماكس شخصيت بزرگ سينماي فرانسه است. او و تنها او است كه در ساختن فيلم هوشياري تعجب آوري را نشان مي دهد. تغيير صحنه ها، ساده ساختن آثار كميك و انديشه‌هاي ابتكاري، كارها و برخوردهايش با بياني لطيف عرضه مي شود. سال‌ ها سينماي كمدي منتظر ظهور چنين سيمايي بود؛ كه در حقيقت مي تواند پيشرو سبك شمرده شود. هنوز ديگران نتوانسته اند از او تقليد كنند محبوبيتي كه او به دست آورده، مبين اين است كه صحت و دانش و هنر جواني غير منتظره اي كه او به كار مي‌گيرد سهمي برابر با شور كميك او دارد».

لندر در سال 1923 در يك كمدي ترسناك به كارگرداني ابل گانس با نام «كمك» بازي كرد؛ سپس به وين رفت تا «سلطان سيرك» (1924) را بسازد. جاذبه كميک او هنوز از ميان نرفته بود، اما زندگي شخصي‌اش به سرعت به سمت تراژدي مي‌رفت. در سال 1922 سلامت رواني او روز به روز وضع بدتري پيدا مي کرد و حتي مدتي در يك بيمارستان رواني بستري بود. سرانجام ماکس لندر صبح روز اول نوامبر 1925 درگذشت.

 

يكشنبه 15 آبان 1390 - 10:18


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری