شنبه 28 مرداد 1396 - 6:30
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

ميلاد بهاري

 

اين اثر تاثيري آرامش بخش دارد

 

گفت‌وگو با محمدرضا سرشار دربارة رمان درة گل سرخ

کارتون برادران شيردل را خيلي از ما به ياد داريم؛ کارتوني جذاب دربارة دنياي بعد از مرگ؛ دنيايي داستاني که سراسر هيجان بود و پُرماجرا. اما شايد کمتر کسي مي‌دانست که اين سريال بر اساس رماني سوئدي ساخته شده است. داستاني که پزشکي ايراني آن را ترجمه و محمدرضا سرشار، نويسندة شناخته‌شدة عرصه ادبيات کودک و نوجوان، آن را ويرايش کرده است؛ اما نه‌فقط ويرايش نگارشي. سرشار به ترجمة فارسي کتاب زباني داستاني بخشيده تا به آن جذابيت ادبي بدهد. وقتي نام سرشار بر پيشاني کتاب مي‌آيد، بايد دربارة آن کمي تأمل کرد و با دقت دربارة آن سخن گفت. ازاين‌رو، با اين نويسندة شناخته‌شده دربارة چرايي ويراستاري اين داستان و اهتمامش در انتشارِ آن گفت‌وگو کرده‌ايم.

 

مهم‌ترين ويژگي کتاب درة گل سرخ چه بود که تصميم گرفتيد آن را ويرايش و دوباره منتشر کنيد؟

جايي خواندم که خانم ليندگرن، نويسندة کتاب، اين داستان را براي بچه‌اش، که مشرف به موت بود، نوشت و با نوشتن همين داستان بود که او نويسنده شد؛ يعني، قبل از آن نويسنده نبوده است. وقتي فرزندش بيماري لاعلاجي مي گيرد و در معرض مرگ زودرس قرار مي گيرد ، شغل خود را رها مي‌کند و براي تسلي دادن به او اين داستان را به تدريج تخيل و به صورت شفاهي برايش نقل مي کند. سپس، تصميم مي‌گيرد آن را مکتوب کند. گويا هدفش هم از اين کار اين بوده که وحشتناک بودن مرگ را براي فرزندش و، بعد از مکتوب کردن آن،براي همة بچه‌هايي که در چنين شرايطي هستند از بين ببرد و به آن‌ها بگويد که مرگ وحشتناک و پايان زندگي نيست و چه‌بسا مي‌تواند زيبا و پرهيجان باشد. براي همين، با تصورات مسيحي و تخيل خود، در اين اثر عالم جديدي خلق کرده که اصلش شباهت با عالم برزخ در نگاه اسلامي ما دارد. منتها نويسنده سعي کرده با آميخته‌اي از معيارهاي خاص عقيده‌اي و تخيلش، به طور ويژه، موقعيتي هيجان‌انگيز و جذاب براي کودکان و نوجوانان ايجاد کند. البته از نظر عقيده‌اي عالم برزخي که در اسلام است با دنيايي که نويسنده ساخته تفاوت دارد، ولي در مجموع اين اثر نوشته‌اي مثبت است. از آن جهت که نگاه بچه‌ها را به دنياي پس از مرگ روشن و تحمل مرگ را خود يا نزديکان را براي آنان قدري آسان‌تر مي‌کند.

 

با توجه به حرف‌هاي شما و اينکه عالم پس از مرگ در اسلام با چيزي که در اين کتاب آمده متفاوت است، چه نگاهي در اين کتاب بود که علاقه‌مند شديد آن را ويرايش کنيد؟

در زبان فارسي – و شايد هم سراسر دنيا - ، آثاري که بتوانند نگراني کودکان و نوجوانان را دربارة مسئله مرگ و جهان پس از آن کم کنند نداريم؛ نه در آثار مسلمانان و نه غير مسلمانان. بنابراين، در نبود هيچ اثر ديگري، اين کتاب مي‌تواند مؤثر باشد و در اين جهت تأثير مثبتي داشته باشد. اصل اين است که مرگ پايان زندگي نيست و حياتهاي ديگري بعد از اين دنيا وجود دارد که آنها هم براي خودشان تازگيها، زيبايي‌ها و هيجاناتي دارند. اين بين اسلام و مسيحيت و ديگر اديان آسماني مشترک است. من به اين اصل توجه کردم. منتها طبيعي است که کيفيت آن دنياها از نظر اسلام اين چيزي نيست که نويسندة اين کتاب بيان کرده است. وقتي اين کتاب براي اولين بار توسط ناشري ديگر منتشر شد، مديرعامل آن انتشاراتي براي من تعريف کرد که يکي از قهرمانان سابق کشتي، که سابقة مدال‌آوري در سطح جهان را هم داشت، پسر نوجوانش در اثر يک بيماري لاعلاج مرده بود. او مي‌گفت: تنها چيزي که به فکرم رسيد در ديداري که براي گفتن تسليت به وي مي رفتم به او هديه بدهم همين کتاب بود. احساس کردم که اگر پدر بزرگ‌سال او هم اين کتاب را بخواند، تأثير مثبتي رويش خواهد گذاشت. مهم تأثير آرامش‌بخش اين اثر است.

 

ترجمه‌اي آقاي دکتر عزيزالله قوطاسلو را چگونه ديديد؟ مي‌توانست ترجمه بهتري باشد؟

آقاي قوطاسلو پزشک ايراني تحصيل کرده و مقيم سوئد است. ايشان در آن کشور تشکيل خانواده داده بود و زندگي مي‌کرد و چه‌بسا هنوز هم آنجا باشد. بنابراين، زبان سوئدي را بي‌واسطه مي‌دانست. از نظر دقت ترجمه، اين کتاب مشکلي نداشت. منتها او زبان داستان را نمي‌شناخت. ترجمه‌اي که او انجام داده بود خيلي رسمي و شبيه مقاله بود. کاري که من انجام دادم اين بود که آن را به زبان داستاني تبديل کردم؛ که البته وقت زيادي هم صرف اين کار شد. درواقع، اين اثر با رعايت امانت، انگار يک بار ديگر نوشته شد. البته اسم اصلي اين کتاب در زبان سوئدي برادران شيردل بود که آن را تغيير دادم و درة گل سرخ نهادم.

 

 در ويراستاري اثر چقدر به ترجمه و اصل کتاب وفادار مانديد؟ آيا جايي بود که به دليل مسائل فرهنگي بخواهيد اصلاح کنيد و يا حذفياتي انجام دهيد؟

نه‌خير. تغييري در اصل داستان نداده‌ام. فقط زبان مقاله‌اي و رسمي آن را به زبان داستاني تبديل کردم. من مطمئنم که نگارش زبان اصلي هم داستاني بوده؛ چون خانم ليندگرن قاعدتا شخصي بيگانه با جهان و زبان داستان نبوده است.طبعا مترجم، به دليل ناآشنايي با زبان داستان، اين اثر را با نثر رسمي ترجمه کرده است.

 

چرا عنوان «درة گل سرخ» را انتخاب کرديد؟

يکي از ويژگي‌هاي نام داستان جذابيت آن براي مخاطبان است. احساس کردم که اين عنوان، علاوه بر اينکه اسم مکاني در داستان است، از اسم سردستي «برادران شيردل» جذاب‌تر و قشنگ‌تر است.

 

چهارشنبه 11 آبان 1390 - 10:42


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری