جمعه 27 مرداد 1396 - 11:31
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

آرش معظمي

 

کتاب به جاي کارتون

 

قصه هاي شيرين ايراني روايت مي شود؛


کودکي‌هايمان بيشتر از آنکه با کتاب بگذرد با تلويزيون گذشت. اين را مي شود از ايميل‌هاي يادآوري خاطرات که براي هم ارسال مي کنيم، دريافت. تقريبا همه ما کارتون‌هايي همچون « بچه هاي مدرسه آلپ » ، «هاچ زنبور عسل» ، «بل و سباستين» ، «خانواده دکتر ارنس» ، «پلنگ صورتي» ، «حنا دختري در مزرعه» ، «پينوکيو» و برنامه هايي نظير «مدرسه موش ها» ، «خونه مادربزرگه» ، «آقاي حکايتي » ، « هادي هدي » ، «علي کوچولو» ، «بازم مدرسه م  دير شد» و ... را ديده ايم. اما آيا در ايميل‌هاي يادآوري خاطرات که براي هم ارسال مي‌کنيم جايي هم براي کتاب هست؟

پاسخ به اين سوال در حالي منفي است که دو نسل قبل از ما اينگونه نبودند. کودکان دهه هاي 20 و 30 بسيار بيشتر از کودکان دهه‌هاي 60 و 70 کتاب خوانده اند، يا بهتر است بگوئيم بيشتر با کتاب عجين هستند. هجوم تلويزيون يکي از دلايل فراموشي کتاب در کودکي ماست. تغيير شيوه تحصيل و به اصطلاح مدرن شدن آن عامل موثر ديگري براي اين نقصان است. در شيوه‌هاي سنتي ( بخوانيد مکتب خانه اي ) کتاب‌هاي درسي همان کتاب هاي زندگي بود. کتاب فارسي کودکان ، سعدي و حافظ و مثنوي معنوي بود و شاهنامه، کتاب ديني شان کلام الله و نهج البلاغه، فلسفه‌شان «شفا» ابن سينا بود و رياضياتشان از خيام. بي‌جهت نيست که کودکان چند دهه پيش از ما، حتي اگر سوادشان در حد همان مکتب خانه باشد ، بسيار بهتر از شاهنامه مثنوي معنوي مولانا و منطق الطير عطار را بسيار بهتر از ما مي‌خوانند و حکايات سعدي را با خود زمزمه مي کنند.

در روزگاري که ما حافظ  را از با غلط روخواني مي‌کنيم آن ها غزل هاي عارفانه و عاشقانه خواجه شيراز را از بر دارند و در حالي که ما «زرو» و «بتمن» را الگو کرده ايم آنها به شاهنامه و قهرمان هايش افتخار مي‌کنند. اين همه اما مقصرش من نيستم. روزگاري قطب الدين صادقي کودکي اش را که روايت مي‌کرد، از شب‌هاي زمستاني مي‌گفت که بزرگترهاي خانواده براي او و ديگر کودکان خانه ، مثنوي معنوي مي‌خوانده اند و کليله و دمنه. اما در کودکي من همراهي و حتي پيشگامي بزرگترها براي ديدن کارتون «فوتباليست ها» خاطره شده است.

در کودکي ما هرگز برايمان از کليله ودمنه گفته نشد ، هرگز شاهنامه برايمان خوانده نشد، هرگز از حکايات سعدي نشنيديم و هرگز ...، خدا خير دهد به کتاب هاي مدرسه مان که نمونه اي از اين شاهکارها را براي ما نشان دادند تا لااقل عنوان آن ها را در ذهن داشته باشم.

همه اين گلايه ها را گفتم تا خبر بدهم تعدادي از آثار با ارزش و مهم ادبيات کلاسيک ايران در مجموعه اي تحت عنوان «قصه هاي شيرين ايراني» براي کودکان روايت مي شود تا شايد بر خلاف عصر کودکي ما، کتاب ها جاي کارتون ها را بگيرد. در همين خبر آمده که اين مجموعه در واحد کودک و نوجوان مرکز آفرينش هاي ادبي حوزه هنري و با سرپرستي حسين فتاحي انجام مي شود.

گفته مي شود از اين مجموعه تا امروز کتاب هاي «کليله و دمنه» با روايت مژگان شيخي ، «مثنوي معنوي» و «بوستان سعدي» با روايت حسين فتاحي، «گلستان سعدي» توسط فرهاد حسن زاده، «هفت اورنگ» توسط جعفر ابراهيمي، «جوامع الحکايات» توسط مهدي ماهوتي، «مرزبان نامه» با روايت محمدرضا شمس، «هزار و يک شب» با روايت زهرا حيدري و «قابوس نامه» با روايت مجيد ملامحمدي بازنويسي شده و مراحل توليد فني و انتشار را در سوره مهر طي مي کند.

«قابوس نامه» يکي از کتاب هاي خيلي مهم ، شناخته شده و شيرين کهن است که گويا نويسنده  آن را براي امروز نوشته است. اين کتاب هم جنبه هاي آموزشي و تربيتي دارد و هم نثر حکايت ها و قصه هاي کتاب شيرين و دلچسب و متناسب با آن بعد آموزشي است که نويسنده مدنظر داشته است.

مجيد ملامحمدي که بازنويسي اين اثر کهن را بر عهده داشته ، از آنجا که اين بازنويسي را براي کودکان انجام داده، سعي کرده حکايت ها و قصه هايي را انتخاب و در برنامه بازنويسي قرار دهد که متناسب با خلق و خو و درک کودکان باشد.

البته او هدفش را رجوع به ابعاد تربيتي حکايت ها ندانسته و سعي کرده داستان هاي متناسب با کودکان را انتخاب و با شاخ و برگ دادن به حکايت و با رعايت اصل داستان و شخصيت سازي و فضاسازي در داستان ها آنها را براي کودکان بنويسد.

حسين فتاحي هم که علاوه بر مديريت اين مجموعه، بازنويسي «مثنوي مولوي» را بر عهده دارد، در اين باز نويسي سعي کرده قصه هايي که مناسب کودکان و جذاب و شيرين است را انتخاب کند. قصه هايي مثل طوطي و بازرگان. او در اين بازنويسي در حدود 20 قصه  از «مثنوي معنوي» حضرت مولانا را براي کودکان روايت کرده است.

زهرا حيدري 23 قصه از « هزار و يک شب» را براي مجموعه «قصه هاي شيرين ايراني» بازنويسي کرده که اين کتاب هم  مراحل انتشار را در سوره مهر طي مي کند و در آينده منتشر خواهد شد.

اين نويسنده، اگرچه در بازنويسي خود، دو اصل امانت داري و حفظ زبان داستان را مدنظر داشته ولي رعايت اين دو اصل باعث نشده که او در بازنويسي اش نتواند از متن داستان کم يا زياد کند. او حتي در مواردي به شرطي که به پيکره و ساختار کلي داستان لطمه وارد نشود، به اصل داستان، شاخ و برگ دادن داده است. حيدري همچنين در کار خود توجه داشته که قهرمانان داستان هاي کهن داراي شخصيت سياه و سفيد هستند ولي او به عنوان بازنويس اين شخصيت ها را براي کودکان خاکستري کرده است.

«هزار و يک شب» يکي از بهترين يادگارهاي متون کهن است که در برگيرنده آداب و رسوم مردمان مشرق زمين است.اين کتاب با نام «هزار افسان» در ايران باستان است که قبل از دوره هخامنشي در هندوستان نوشته شده بود و بعد توسط اسکندر با ايران آورده و به زبان پهلوي ترجمه شد و در دوره اسلامي و نهضت ترجمه به عربي برگردانده شد و تعدادي حکايت عربي به اين کتاب اضافه شد و نام کتاب به «الف ليله ليله» نام گذاري مي شود.در نهايت اين کتاب در دوره محمد شاه قاجار توسط فردي به نام عبداللطيف تسوجي به فارسي ترجمه شد.

ويژگي اين کتاب پرداختن به مجموعه آداب و رسوم و قصه هاي کهن مردم ايران، هند و سرزمين هاي عربي است و سرشار از نکات پند آموز و حکايت هاي آموزشي است.دراين قصه ها همه طبقات مختلف مردم جامعه از پادشاهان و وزيران گرفته تا بازرگانان و مردم عادي حضور دارند. از طرفي ، از آنجايي که در اين کتاب بعضي قصه ها به زبان حيوانات آمده، جذابيت آن براي کودکان زياد است.

کل حکايت اين داستان درباره پادشاهي به نام شهريار است که نسبت به زنان بدبين بود و هر زني را که مي گرفت روز بعد او را مي کشت.تا اينکه زني به اسم شهرزاد وارد قصر او مي شود و هر روز براي اين پادشاه قصه مي گويد و عملا با قصه هاي خود مرگ خود را به تاخير مي اندازد و مجموع اين روزها به هزار و يک شب مي رسد و در واقع اين قصه ها اساس داستان هزار و يک شب است.

سپيده خليلي هم50 حکايت از «بوستان سعدي» را براي کودکان بازنويسي  کرده که در قالب مجموعه «قصه هاي شيرين ايراني» منتشر مي شود.او سعي کرده حکايت‌هايي را انتخاب کند که ساده‌تر و جذاب‌تر بوده و براي کودکان مناسب‌تر باشد.

گزيده اي از قصه هاي «جوامع الحکايت و لوامع الروايات» با بازنويسي مهري ماهوتي هم يکي ديگر از کتاب هاي مجموعه است. مجموعه اي که به زعم ماهوتي، هدفش ايجاد علاقه و انگيزه در ميان کودکان و نوجوانان براي آشنايي با ادبيات کهن فارسي است. بر همين اساس او قصه هايي را روايت کرده که با هدف همخواني داشته باشد. اوکه معتقد است متن اصلي اين کتاب ها سنگين است و حتي از نظر جنبه هاي بصري هم کشش ندارد، ضرورت بازنويسي اين کتاب ها با زباني امروزي و ساده را يادآوري مي کند.

ماهوتي البته او کتاب هاي کهن فارسي را مانند گنجي مي داند که گوشه اي مهجور افتاده اند و بايد با زباني ساده و شيرين و امروزي بيان شوند.

 

 

چهارشنبه 11 آبان 1390 - 10:35


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری