شنبه 25 آذر 1396 - 20:25
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

نستوه جهان‌بين

 

تبيين آسيبها و مسائل اجتماعي از منظر جامعه شناسي و اسلام و بيان زمينه هاي پيدايي آسيبها از منظر اسلام

 

 

مقدمه

يکي از پديده هايي که در تمامي جوامع و در تمامي زمان ها وجود داشته و دارد آسيب هاي اجتماعي هستند که برخورد با آنها نيز در جوامع  و در دوران هاي مختلف متفاوت بوده است. اما يکي از اصول عمده در پيشگيري و کنترل آسيب هاي اجتماعي  و نيز اتخاذ تدابير لازم در اين مورد، توجه به موضوع فرهنگ جوامع و بومي سازي شيوه هاي اتخاذ شده در تمامي عرصه هاست. يکي از راههاي موثر  در پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي در کشور ما هم توجه به آموزه هاي ديني در اين مورد مي باشد که در نوشتار ذيل سعي شده از اين منظر آسييب هاي اجتماعي تعريف شود و راههاي پيشگيري از شيوع آنها به بحث گذارده شود. اما بايد توجه داشت که آسيب هاي اجتماعي رابطه تنگاتنگي با مسائل اجتماعي داشته و مسائل اجتماعي بسترساز آسيب هاي اجتماعي محسوب مي شوند در توضيح مطلب بايد گفت که هر آسيبي يک مسأله اجتماعي تلقي مي شود اما لزوما هر مسأله اجتماعي آسيب محسوب نمي شود. مثلا طلاق يا افزايش سن ازدواج، تجرد يا بيکاري لزوما آسيب اجتماعي نيست اما يک مسئله اجتماعي است. از اين رو، ابتدا به مسأله اجتماعي و برخي مباحث پيراموني آن، سپس به آسيب هاي اجتماعي و در نهايت به تبيين آسيب هاي اجتماعي از منظر اسلام به عنوان هدف نهايي اين نوشتار خواهيم پرداخت.    

 

مسأله اجتماعي:

بررسي مسائل اجتماعي از عمده‌ترين مباحث جامعه‌شناسي است كه از اوائل قرن بيستم و به ويژه از دهه 40 در آمريكا و سپس ساير كشورهاي اروپايي اهميت يافته و در سه دهه اخير نيز به تدريج اهميت آن در كشورهاي در حال توسعه شناخته شده است. اين شاخه از جامعه‌شناسي در سطح كلان در تعيين و تبيين عمده‌ترين معضلات اجتماعي يك جامعه اهتمام ورزيده است، كه تلاش جامعه‌شناسان در اين حوزه به مدد  نظريه‌هاي جامعه‌شناسي، تعريفي از مساله اجتماعي و تحليلي از روند شكل‌گيري آن و نيز ارائه راه‌هاي مقابله با آن بوده است.

تعريف: ارائه تعريفي مطلق و فراگير درباره مسأله اجتماعي غير ممکن است چرا كه امور اجتماعي كه در اطراف ما وجود دارند ممكن است فقط از ديدگاه برخي افراد، گروهها وسازمانها مسأله اجتماعي قلمداد شوند. بنابراين هر نوع تلقي از مسأله اجتماعي و همچنين تعريف آن بر اساس زمان، مكان و موقعيت يا وضـعيتهاي خاص، متــغير است البته اين تغيير پذيري و نسبيت مسائل اجتماعي نافي قانونمندي هاي حاکم بر فرايند پيدايش و تحول آنها نيست. جامعه شناسان براي تـعريف مسأله اجتماعي معيارهايي مطرح كرده اند كه برخي از آنها عبارتند از: 1)قانونمند بودن  2)منشاءاجتماعي داشتن 3)داشتن موقعيت (شرايط) غير مطلوب 4)قضاوت اكثريت مردم مبني بر مسأله بودن آن 5)متغير و نسبي بودن 6) مشکل زا، شايع و قابل تغيير بودن مسأله اجتماعي 7) بعد کيفي و ربط ارزشي داشتن  8)واقعي بودن.

هر چند متناسب با اين معيارها ارائه تعريفي جامع از مسأله اجتماعي بعيد به نظر مي رسد اما مسأله اجتماعي را برخي از جامعه شناسان اختلال اجتماعي يا اختلال در نظام اجتماعي دانسته اند و عده اي آن را بحران در نظام نهادها يا بي تعادلي ساختي مي دانند. براي مثال، در صورتي که ميزان خودکشي از حد مشخصي بالاتر رود مسأله اي اجتماعي مي شود. هنگامي که ميزان نابهنجاري از مقدار مشخصي افزايش بيابد، مسأله اي اجتماعي مي شود و صرف وجود يک پديده ناهنجار در يک جامعه در بسياري زمان ها و مکان ها مسأله اي اجتماعي نيست(سفيري، خديجه، «مسأله اي اجتماعي به نام اشتغال زنان»، مسائل اجتماعي ايران(مجموعه مقالات)، 1387، ص 101). 

تعيين اولويت مسائل اجتماعي:

تعيين اولويت‌ براي مسائل اجتماعي با توجه به چارچوب‌هاي نظري و رويكردهايي كه نسبت به مسايل اجتماعي وجود دارد، صورت مي گيرد که مهم ترين اين رويکردها از اين قرارند:

1-تعيين اولويت براساس رويکرد ايدئولوژيک: ممکن است در يک جامعه ديني حکومت ها براساس رويكرد ايدئولوژيك يا ديني مسايل اجتماعي را تعريف كنند، و شايد در جامعه ذهنيتي نسبت به مصاديق اين نوع مسئله سازي وجود نداشته باشد.

2-تعيين اولويت براساس رويکرد کلاسيک: روش ديگر تعيين اولويت براساس رويكرد كلاسيك نسبت به مساله اجتماعي اين است كه ما از بين انبوهي از مشكلات اجتماعي مهم ترين شان را به عنوان مسأله اجتماعي تعيين کنيم. چون توان، وقت و انرژي کافي براي پرداختن به همه مسائل اجتماعي را نداريم.

3-تعيين اولويت براساس رويکرد هاي نوين: در رويکردهاي نوين اولويت به مسايلي داده مي شود که افراد يك جامعه بيشترين انزجار را از آن دارند. در رويكردهاي نوين مسايلي كه ممكن است قانونگذار به عنوان مساله شناخته باشد، اولويت ندارد. بلكه اولويت به مسايلي داده شده، كه افراد يك جامعه بيشترين تنفر را از آن دارند. معمولا افراد اندکي در جامعه وجود دارند که مرتکب اين گونه مسائل مي شوند که همين افراد به شدت وجدان جمعي افراد جامعه را تحريك مي‌كند.

          آسيب هاي اجتماعي                                                               

مفهوم آسيب اجتماعي بر گرفته از ادبيات پزشكي بوده و در يك نگاه اجمالي منظور از آسيب حالتي در حيات يك پديده است كه روند عادي يا سالم آن دچار بيماري گردد. بنابراين آسيب اجتماعي شيوع يك بيماري در گروههاي مختلف اجتماعي، سازمانها، روابط اجتماعي و به طور كلي در اركان مختلف اجتماع است كه روند معمول وفاق و سلامت جامعه را بر هم زند. وقتي آسيبهاي اجتماعي با بار كيفري و قانوني تعريف مي شوند حكم جرم پيدا مي كنند.

تعريف: هرگاه در يک نظام اجتماعي رفتاري به طور مشخص با هنجارهاي اجتماعي تعارض پيدا کند، که موجب کاهش يا از دست دادن کارايي و عملکرد مثبت فرد، خانواده يا گروههاي اجتماعي شود، اين پديده آسيب اجتماعي شناخته مي شود.

اجزاء تعريف:

هنجار: «هنجار» (norm) در لاتين معناي «گونيا»‌ مي‎دهد و از اين رو از آن قانون، قاعده و يا مثالي بر مي‎آيد كه بدان رجوع مي‎شود(بيرو، ص248). يعني هنجارها به عنوان يك ملاك و ضابطه و ابزار سنجش و سرمشق نظم در موارد گوناگون به كار رفته و از آن استفاده مي‎شود. در امور اجتماعي، هنجارها يك سلسله قضاياي انشايي، دستوري و قاعده‎اي هستند كه انسان اجتماعي را در شناخت كارها و اعمال شايسته و هماهنگ با جامعه ياري مي‎دهد. ‌(آراسته خو، ص553).

در اينجاست كه مفهوم هماهنگي با جامعه، و به عبارت ديگر جامعه‎پذيري، اجتماعي شدن و عمل اجتماعي در تعريف هنجار به كار گرفته مي‎شود و رابطة ميان آن دو مشخص مي‎گردد. بدين ترتيب هنجارها عبارت از احكامي هستند كه به عنوان ضوابط مشترك عمل اجتماعي به خدمت گرفته مي‎شوند. رفتار انساني قاعده‎منديهاي معيني از خود بروز مي‎دهد كه حاصل پاي بندي به انتظارات يا هنجارهاي مشترك است. به اين معني، عمل آدميان تابع قواعد است. (آبركرامبي، ص259).

در دايرة المعارف علوم اجتماعي نيز آمده است: «هنجارها مدلهاي فكري يا خطوط راهنمايي هستند كه بوسيلة آن، ما اعمال خود و ديگران را از لحاظ فكري، كنترل و ارزشيابي مي‎كنيم(kuper, , p 560).

از اين رو، بايد گفت هنجارهاي اجتماعي عبارت است از شيوه‎هاي رفتار، عمل يا انديشه كه در جامعه‎اي پذيرفته شده و انطباق با آن در فرآيند اجتماعي شدن فرد تحقق مي‎پذيرد(ساروخاني، 1370). بنابراين، هنجارها و ارزشها در هر جامعه ملاك انديشه و تفكر، احساس و تعقل، عمل و رفتار افراد آن جامعه مي‎باشد كه همة افراد ملزم به رعايت آن مي‎باشند و اين رعايت و الزام به آن، از طرق مختلف بر افراد جامعه تحميل مي‎شود.

گروه اجتماعي: گروه اجتماعي به عده‎اي از افراد انساني كه براي نيل به هدفي معين، اقدامات متقابل انجام مي‎دهند، اطلاق مي‎شود كه بر اثر كنشهاي متقابل، تحرك پيدا كرده و با نفوذ در يكديگر و وابستگي به يكديگر، اتحاد و يگانگي مي‎يابند. به اين ترتيب با هماهنگي و تجانس در رفتار اعضاي گروه، رفتار مشترك گروهي و رفتار جمعي حاصل مي‎شود. اين رفتار تحت تأثير محيط زندگي و طرز فكر عمومي است و با راه و رسمهايي كه ناخودآگاه مورد پذيرش ديگران است، انطباق كامل دارد. بدين ترتيب مي‎توان گفت زندگي افراد هميشه تحت تأثير يك محرك مشترك و جمعي است(معتمد نژاد، صص1 – 160).

 معمولا در طرح مسائل و آسيب هاي اجتماعي سه هدف عمده دنبال مي شود: تيپولوژي و توصيف مسائل و آسيب هاي اجتماعي، تحليل و ريشه يابي مسائل و آسيب هاي اجتماعي، ارائه راه حل هاي مناسب براي اصلاح، رفع و پيشگيري از آن ها.

مشخصه هاي لازم در بررسي آسيب هاي اجتماعي و برنامه ريزي براي مقابله با آنها:

1-وااقع گرا بودن در برخورد با آسيب هاي اجتماعي.

2-واقع گرايي در ارزيابي مسأله ي اجتماعي: در سطح توصيف بايد دانست با چه مسائلي روبرو هستيم و شدت اين مسائل چقدر است.

3-واقع گرايي در تبيين مسأله: بايد با واقعگرايي علمي بررسي شود که  چه عواملي باعث شکل گيري مسأله مي شود. بايد به اين نکته توجه داشت که آسيب هاي اجتماعي مختص نظام ويژه اي نيست که با تغيير آن نظام، از بين برود. و يا انتظار داشته باشيم که با استقرار حکومت اسلامي همه آسيب هاي اجتماعي به يکباره رخت بربندد. در رويکرد واقع گرايانه از تبيين سياسي مسائل اجتماعي خودداري مي شود اگرچه مسائل و آسيب هاي اجتماعي  با مسائل سياسي آميخته است.و حکومت ها بر اساس عملکردي که در کنترل و مهار آسيب هاي اجتماعي دارند، مورد ارزيابي قرار مي گيرند اما بايد توجه داشت که مسائل اجتماعي خاص يک حکومت يا يک جريان خاص نيست. ممکن است يکي از عوامل سياسي باشد، ولي عوامل ديگري از قبيل عوامل اقتصادي، ساختاري، فرهنگي و... نيز در اين امر دخيل هستند. آسيبهاي اجتماعي ريشه در مجموعه اي از امور، پديده هاو مسايل اجتماعي بهم پيوسته دارد (فقر با مسايلي همچون بيكاري ، اختلاف طبقا تي و... در ارتباط است). يک آسيب اجتماعي مي تواند زمينه بروز آسيب ديگري گردد . (فقر ميتواند موجب بروز روسپيگري ،تكدي گري و.. گردد. ) بنابراين هر گونه اقدام درخصوص يك آسيب اجتماعي مي تواند آسيب ديگري را تحت تاثير قرار دهد، بطوريكه برخورد با پديده فرار از منزل منجر به تغيير در ميزان قاچاق زنان و دختران ميگردد. آسيبهاي اجتماعي امرنسبي بوده از گروهي به گروه ديگر ،از زماني به زمان ديگر متفاوت است و بر اساس ارزشهاي حاكم بر جامعه تعريف مي گردد . لذا ممكن است در يك منطقه پديده اي به عنوان آسيب تلقي شود ولي  در منطقه اي ديگر همان پديده آسيب محسوب نگردد .( همچون پديده خشو.نت عليه زنان كه حدود و تعاريف  آن در اقوام مختلف كشور متفاوت است).

1-واقع گرايي در تعيين هدف: ديدگاههاي آرمان گرايانه براي رسيدن به جامعه اي عاري از هر گونه آسيب اجتماعي در مقام تعيين هدف براي برنامه ريزي اجتماعي مناسب نيست. براي مثال يک هدف واقع گرايانه در زمينه اعتياد مي تواند اين باشد که جلوي سير تبديل مصرف استنشاقي به مصرف تزريقي گرفته شود و يا در مورد روسپي گري اين هدف که طي 5 سال هيچ فرد روسپي در جامعه وجود نداشته باشد، غيرواقع گرايانه است. در عوض اين اهداف که طي 5 سال رابطه ي روسپيگري با فقر مزمن قطع شود و يا اين که سن روسپي گري از حد مشخصي پائين تر نيايد، واقع گرايانه است.

2-واقعگرايي در تعريف مسأله ي اجتماعي و طرز تلقي نسبت به جرايم:  برخي از مسائل اجتماعي جرم نيستند و جرم تعريف کردن آن ها نه تنها گرهي از مشکل نمي گشايد، بلکه وضعيت را وخيم تر نيز مي کند. يک مثال، در نظر گرفتن اعتياد به عنوان بيماري و نه جرم است.

طبقه بندي مسائل و آسيب هاي اجتماعي:

در توصيف مسائل اجتماعي، شيوه هاي مختلفي از طبقه بندي مورد استفاده قرار گرفته است که مهم ترين آنها از اين قرارند:

1-طبقه بندي مسائل و آسيب هاي اجتماعي بر حسب عام و خاص بودن از لحاظ محدوديت يا گستردگي موضوع يا مسئله و يا واحد و سطح تحليل: در طبقه بندي بر حسب موضوع، مسائل عام جامعه اي از قبيل عقب ماندگي و يا نظم اجتماعي به پديده هايي اطلاق مي شوند که کثير الابعادند و خصلتي بين رشته اي دارند. در مثال فوق عقب ماندگي و يا نظم هريک داراي ابعاد فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي است. ولي مسائل خاص شامل پديده هايي مي شوند که معمولا به حوزه يا بعد خاصي از حيات اجتماعي محدود مي شوند، مثل مسائل ديني، هنري و يا علمي. در طبقه بندي مسائل اجتماعي براساس واحد تحليل هم، مسائل خاص شامل پديده هاي محدود به يک واحد اجتماعي کوچک مي شوند، مثل نزاع هاي جمعي در ميان طوايف يک ايل در گوشه اي از يک کشور؛ مسائل عام هم پديده هاي مربوط به واحدهاي اجتماعي بزرگ يا جوامع نظير توسعه نابرابر و يا جنگ و اعمال خشونت در روابط بين المللي را شامل مي شوند.

2-طبقه بندي مسائل و آسيب هاي اجتماعي بر حسب حوزه هاي نرم افزاري يا سخت افزاري: در اين طبقه بندي معمولا مسائل فکري، فرهنگي و اجتماعي را تحت عنوان مسائل نرم افزاري و بقيه مسائل را تحت عنوان مسائل سخت افزاري قرار مي دهند.

3-طبقه بندي مسائل و آسيب هاي اجتماعي برحسب ميزان اهميت و ارتباط آن ها با نظام ارزش ها و کمال مطلوب هاي مردم: در اين طبقه بندي پديده هاي تهديد کننده ارزش هاي ذاتي چون معرفت و تعهد و فضيلت و غيره را که معمولا در هر جامعه اي داراي منع قانوني و قبح اجتماعي و اخلاقي اند در رديف آسيب هاي اجتماعي قرار مي دهند.

بررسي آسيب هاي اجتماعي از ديدگاه اسلام

   با توجه به اينکه ديدگاه اسلام به زندگي فردي و اجتماعي ديدگاهي ارزش محور و کمال طلب است، بر اين اساس بررسي مسائل و آسيبهاي اجتماعي از اين منظر جزو طبقه بندي سوم قرار مي گيرد( طبقه بندي بر حسب ميزان اهميت و ارتباط آن ها با نظام ارزش ها و کمال مطلوب مردم ).

به شهادت تاريخ حکومت اسلامي تنها حکومت بر مسلمانان، يعني کساني که به اختيار و از روي آگاهي اسلام را پذيرفته اند نيست. بنابراين، مبناي اين حکومت طبق آموزه هاي قرآن و سيره پيشوايان آن خصوصا دوران بيش از چهار سال خلافت مولاي متقيان امام علي(ع) بر کرامت انسان استوار است.

قرآن در اين خصوص مي فرمايد:

 لقد کرمنا بني آدم و حملناهم في البر و البحر و رزقناهم من الطيبات و فضلناهم علي کثير ممن خلقنا تفضيلا(اسراء/70)

فتبارک الله احسن الخالقين(مومنون/14)

هو الذي خلق لکم ما في الارض جميعا(بقره/29)

در اين آيات خداوند به کرامت انسان فارغ از هر پيشوند و پسوند يا هر اسم و صفتي اشاره دارد. حکومت اسلامي نيز حکومت بر انسان ها در قلمرو حاکميت اسلام مي باشد. بنابراين، ملزم به رعايت کرامت آنها در حريم حکومت خويش است. بر همين مبنا، مولاي متقيان، امام علي(ع) در هر شرايطي حرمت ساکنان حريم حکومت اسلامي را پاس مي داشت، مگر آنکه فرد يا گروهي متعرض جان، مال و ناموس افراد جامعه شود. اين حساسيت ايشان در پاس داشت کرامت انسان تا بدانجا بود که وقتي سپاهيان معاويه در تعرض به حريم قبايل يهودي در ذمه اسلام خلخال از پاي يک زن يهودي بيرون کشيدند، فرمود: «اگر مسلماني از اين درد بميرد، مستحق ملامت نيست». بنابراين، به نظر مي رسد آسيب اجتماعي از نظر اسلام شکستن حريم کرامت انساني، چه فردي و چه اجتماعي است. و فرد مسلمان، جامعه اسلامي در اين زمينه بسيار غيرتمند است.

اما مبناي کرامت انساني از ديدگاه اسلام آزادگي انسان هاست. همان پيام بي حد و مرزي که مولاي ما سيدالشهداء(ع) در واپسين دقايق حياتش خطاب به سپاهيان عمر سعد که قصد تجاوز به حريم حرم اهل بيت داشتند، بيان فرمود: که پيامي است خطاب به همه انسان ها فارغ از خاستگاه جغرافيايي، فرهنگي و مذهبي که فرمودند: « اگر دين نداريد و از روز جزا نمي ترسيد لااقل در دنيا آزاده باشيد». اين پيام عصاره همه خوبي ها و فطري ترين راه به سوي درک حقيقت است.

آزادگي و آزادمنشي يعني کوشش انسان در هر مقام و مرتبه فردي و اجتماعي براي رهايي از هر قيدي و پيوستن به حق و حقيقت. اين کوشش از ديدگاه اسلام اصلي ترين روش مسلماني است. چه بسا مسلماناني که در شناسنامه مسلمان هستند و تظاهرات مسلماني مي کنند ولي به دليل نداشتن چنين ويژگي اي با کفر از دنيا مي روند. و چه بسا انسان هايي به ظاهر متدين به ديني غير از دين اسلام هستند ولي به دليل داشتن روحيه آزادگي مسلمان از دنيا مي روند. بنابراين، اصلي ترين وظيفه يک حکومت اسلامي اين است که در جامعه شرايطي فراهم کند که انسان ها بتوانند فارغ از هر دين و نژادي آزادگي خود را حفظ نمايند و بدون هرگونه جهت گيري، جوزدگي، عادت، فشارهاي اجتماعي و .... در يک نظام متعادل حق را جستجو کرده و به اندازه فهم خود از آن پيروي نمايند.

مصاديق کرامت انساني در يک جامعه، که حکومت اسلامي ملزم به فراهم کردن آنها با ابزارهاي در اختيار است، به قرار زير مي باشند:

1-فراهم کردن فضاي متعادل اجتماعي براي اين افراد تا بتوانند حق را با امنيت و آسودگي جستجو کرده و در حد مقدورات خود از آن پيروي کنند.

2-فراهم کردن زمينه تأثيرگذاري اجتماعي براي کليه افراد سالم جامعه.

3-زدودن محيط جامعه از عناصر مخل کرامت و آزادگي انساني نظير: اعتياد، فحشا، تکدي گري، دروغ، تهمت، بي صداقتي، ناراستي، هنگ حرمت و ...

4-فراهم آوردن زمينه هاي اجتماعي و فرهنگي براي بهره مندي افراد جامعه از شغل و درآمد مناسب و منطبق با قابليت هاي فردي و پاک کردن چهره جامعه از عوارضي نظير فقر، بيکاري و ... .

5-ايجاد امنيت در کليه عرصه هاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، اعتقادي، گفتاري، نوشتاري و ... .

6-فراهم کردن زمينه آزاد رشد اجتماعي مبتني بر قابليت هاي متنوع انساني.

7-تساوي حقوق و موقعيت هاي اجتماعي تا هرکس بتواند حسب توانمندي هايش از آنها بهره مند شود و زدودن چهره جامعه از عوارضي نظير رانت، رشوه، پارتي بازي و ... .

8-فراهم آوردن شرايط تساوي براي همه افراد در مقابل قانون داراي ضمانت اجرايي.

9-وجود احترام اجتماعي به انسان ها به صرف انسان بودن.

10-فراهم آوردن زمينه هاي رقابت سالم در کليه عرصه هاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي و برخورد مقتضي با افرادي که سلامت اين فضاها را مختل مي کنند.

بديهي است که هر رخدادي که اين امکان را از جامعه و حکومت اسلامي بگيرد، که نتواند با رعايت موارد پيش گفته کرامت انساني را پاس بدارد منجر به پديد آمدن آسيب اجتماعي خواهد شد و حکومت اسلامي موظف است کوشش کند با رفع آسيب ها و حل مسائل، جامعه را به تعادل مطلوب رسانده و به سمت رشد، پويايي و شکوفايي سوق دهد.

 

فهرست منابع

کتاب:

قرآن کريم.

آبركرامبي، نيكلاس،‌استفان هيل و برايان. اس. ترنر، فرهنگ جامعه شناسي، تهران، 1367.

آراسته خو، محمد، نقد و نگرش بر فرهنگ اصطلاحات علمي اجتماعي،‌تهران، گسترة،1370.

بيرو، آلن، فرهنگ علوم اجتماعي،‌تهران، كيهان،1370.

رضايي، محسن، ايران آينده در افق چشم انداز، تهران، وزارت ارشاد، 1386.

ساروخاني، باقر، جامعه‎شناسي ارتباطات، تهران، اطلاعات، 1367.

.مرتضوي، شهرناز، آشنايي با روانشناسي بين فرهنگي، تهران، دانشگاه شهيد بهشتي، 1370.

معتمد نژاد، كاظم، وسايل ارتباط جمعي، تهران، دانشگاه علامه طباطبائي، 1371.

مسائل اجتماعي ايران(مجموعه مقالات)، انجمن جامعه شناسي ايران، تهران، 1387.

10. kuper, adam and jessica the social science encyclopedia, london,routledge, 1985.

 

اينترنت:

1. سراج زاده، حسين، رويکرد واقع گرا در برخورد با آسيب هاي اجتماعي، برگرفته شده از سايت:

http://rahman.org.ir/sportal/(s(utlk3kebrtxjbhmhlu0vedba))/uploads/dr.%20serajzade

 

2. http://www.hamshahrionline.ir/news/?id=4530

 

 

 

 تهيه کنندگان: نستوه جهان بين- عبدالحميد مرادي

معاونت امور فرهنگي و تبليغ  

اداره کل امور فرهنگي گروه برنامه ريزي امور اجتماعي

 


           

 

چهارشنبه 11 آبان 1390 - 10:14


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری