دوشنبه 1 آبان 1396 - 20:42
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

آرش معظمي

 

... طرحي نو دراندازيم

 

آيا سفرنامه‌نويسي جايگاه خود را از دست داده است؟


در گذر از معابر و آثار تاريخي، افراد مختلفي را مي‌بينيم كه با مشاهدات عيني يا وسايل تصويري و الكترونيكي به كاوش و رصد بقاياي پيشينيان مشغول‌اند. ديگر كمتر افراد قلم و كاغذي به دستي را مي بينيم که مشخصات تاريخي را مو به مو و نكته به نكته قيد مي‌كنند، و از اين ره مجلدي را، با نام سفرنامه، به نام خود ثبت مي‌كنند. اما در کشور  ما با تکيه سنتي به نوشتن ادبي خاطرات سفر،سفرنامه نويسان سعي دارند با اقتباس از آثار ناصرخسرو و «خسي در ميقات» جلال آل احمد براي خود جايي در ادبيات نويسي دست و پا کنند. تکيه نويسندگان سفرنامه نويس بر تشبه به آثار بزرگان اين راه عموما،باعث ريزش و افول مخاطب شده است كه لازم است نويسندگان اين راه با پوست‌اندازي انديشه و نگاه به شرايط و پيشرفت‌هاي اجتماعي طرحي نو را به مخاطبان ارائه دهند. در اين گزارش، سعي کرديم نظر نويسندگان ومنتقدان سفرنامه را جويا شويم.

محمدرضا سرشار، نويسنده و مجري راديو و تلويزيون به عنوان منتقد مي‌گويد: «تن دادن به بعضي از روال‌ها براي انسان و نويسنده ضروري است. در دوراني كه راديو، تلويزيون و ديگر وسايل ارتباط‌جمعي روابط و مناسبات فرهنگي را تغيير مي‌دهد تن دادن به مسائل و مواردي چون سفرنامه‌نويسي ديگر لزومي ندارد.»

اسدالله بقايي، نويسنده سفر نامه« بوي جوي موليان»، نظر ديگري دارد و معتقد است كه سفرنامه هيچ وقت نمي‌تواند اعتبار خودش را از دست دهد، زيرا يك روح سيال در سفرنامه‌نويسي موجود است كه به‌راحتي به مخاطب منتقل مي‌شود. اين مدرس دانشگاه سفرنامه را مبتني بر سه اصل مشاهده‌اي، روش عمومي و كتابخانه‌اي مي‌داند و معتقد است در طول زمان نويسنده بايد اين اقتضائات را تغيير دهد. وي تلفيق دو روش مشاهده‌اي و تحقيقي را بهترين شيوه براي يك سفرنامه مطلوب ذكر مي‌كند. بقايي، كه با شش  اثر منتشر شده در زمينه سفرنامه جزو پيشگامان اين عرصه است،سفرنامه از «ملك تا ملكوت» خود را، كه درباره سفر به مكه است، جزء آثاري قلمداد مي‌كند كه دو روش مشاهده‌اي و كتابخانه‌اي  را در آن بکار برده است.زماني كه از بقايي جويا مي شوم كه چرا در دنياي امروز ديگر اثري از سفرنامه و سفرنامه‌نويسي نيست و سفرنامه‌‌نويسي در هيچ فستيوال بين‌المللي ديده نمي‌شود تعمقي كرده و مي‌گويد: «دست‌اندركاران، ارباب جرايد و ناشران بايد دست در دست هم براي ارتقاي سفرنامه‌نويسي تلاش كنند.»

وي همچنين نقش متوليان آموزشي در ترويج سفرنامه‌نويسي را بي‌بديل خواند. نويسنده سفرنامه‌هاي« هند و هندو»  و        سفرنامه« سرزمين تزارها» به نويسندگان و علاقه‌مندان به اين عرصه توصيه كرد كه به خويشتن خويش اتكا داشته و نوآوري را در بهبود سفرنامه‌نويسي همواره مدنظر داشته باشند.

كمبود توليد سفرنامه‌نويسي عموماً به ضعف و تنبلي نويسنده برمي‌گردد. اين جملات قسمتي از صحبت‌هاي آرش شفاعي نويسنده، شاعر و روزنامه‌نگار كشور است که چندي پيش سفرنامه حج او با عنوان «سنگ در سرزمن آيينه ها» منتشر شد.وي ضمن سهل‌الوصول خواندن سفرنامه، نوشتن خاطرات را براي يك نويسنده سخت عنوان مي‌كند و مي‌افزايد: «در قديم تنها راه ثبت تجربيات و خاطرات،سفرنامه نوشتن بود؛ اما امروزه وسايل تصويربرداري و دنياي سايبر مي‌تواند بعضاً در جايگاه سفرنامه‌نويسي بنشيند و به ثبت خاطرات كمك كنند.»

نويسنده سفرنامه«سنگ در سرزمين آيينه‌ها» در تحليلي عنوان مي‌دارد كه شاكلة اصلي ادبيات بر سه ركن رمان، داستان و شعر استوار است. بر همين مبنا، سفرنامه‌نويسي در هياهو و ازدحام اين سه اصل كم‌رنگ مي‌شود. وي با تأكيد بر اينكه سفرنامه‌نويسي جزو شاكله‌هاي ميراث فرهنگي ما است، اذعان مي‌دارد كه هنوز اگر نويسنده اثر بكري از خود خلق كند، اقبال عمومي را به سمت خود مي‌كشاند. شفاعي ضمن تجليل از سفرنامه رضا اميرخاني، رمان او را به علت نوآوري جزو كارهاي خواندني قلمداد مي‌كند. شفاعي يكي از آفت‌هاي سفرنامه‌نويسي را ريسك‌پذيري آن عنوان مي‌كند و مي‌افزايد: «نويسنده حرفه‌اي براي نوشتن سفرنامه بايد دست به ريسك بزند، زيرا آن وقتي را كه مي‌خواهد براي سفرنامه‌اي بگذارد، مي‌تواند صرف خلق رمان و يا داستاني جديد بكند كه در بين خوانندگان سروصدايي ايجاد كند.»

وي گسترش وبلاگ‌نويسي را شيوة خوبي براي كمك به سفرنامه‌نويسي ذكر كرده و عنوان مي‌دارد، كه اگر كسي قصد نوآوري در داستان‌نويسي سفر را دارد مي‌تواند با به روز كردن وبلاگش در سفر، حوادث و اتفاقات سفر را به اطلاع مخاطبان و خوانندگان برساند.

«چراغستان خاموش و مسجد بي‌محراب» عنوان سفرنامه حسن‌رضا رفيعي است كه دفاعي قاطعي از سفرنامه‌نويسي ابراز داشته و مي‌گويد: «سفرنامه‌نويسي هيچ وقت كهنه نشده و نمي‌شود، زيرا احساسات،‌ درك و عواطف يك نويسنده را با خود دارد كه كمتر اثر ادبي بدين صورت است.»رفيعي تعدد آثار در سفرنامه‌نويسي را باعث رونق و انگيزه در بين نويسندگان اين مجموعه مي داند.

گلعلي بابايي را با «سفرنامه غوغاي غبار»، كه شرح حال سفر حج او و معرفي اماكن مذهبي مكه و مدينه است، مي‌شناسند. وي كه سفرنامه‌اش را شبيه و تحت تأثير سفرنامه خسي در ميقات جلال آل‌‌احمد مي داند، مي گويد كه عدم اقبال عمومي به سفرنامه‌خواني؛ بي‌حوصلگي و تنبلي مخاطبان است. وي نوآوري در سفرنامه‌نويسي را رمز موفقيت در اين كار مي‌داند و بيان مي‌دارد: «در سفرنامه حج خود، با توجه به سال‌هاي طولاني حضور در جبهه جنگ، سعي كردم تشابهات دو سفر را به هم آميخته و براي خواننده عنوان كنم.»

بابايي همچنين در بياني به تمام نويسندگان توصيه مي‌كند كه در هر سفر نوشتن را فراموش نكنند و با هر ديدگاهي که دارند به بيان خاطرات خود بپردازند، زيرا در سفرنامه‌نويسي نويسنده نبايد به دنبال اقبال عمومي بوده و صرفاً بايد به فكر توليد يك اثر فاخر باشد.

 

يكشنبه 8 آبان 1390 - 11:24


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری