شنبه 29 مهر 1396 - 6:42
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

اثري در نقد انحطاط و تباهي

 

نقد فيلم سعادت آباد (مازيار ميري)

                                                                

مازيار ميري در سعادت آباد هم مانند ساير آثارش به نقد معضلات اجتماعي مي پردازد. ميري در به آهستگي سرک کشيدن و دخالت در زندگي خصوصي ديگران، در پاداش سکوت پشت کردن به آرمان ها و ارزش ها، در کتاب قانون غيبت و سخن چيني را مورد نقد قرار مي دهد. امير عربي (فيلمنامه نويس) که در  سريال گاو صندوق با مازيار ميري همکاري کرده بود، در فيلم سعادت آباد همکاري اش را با ميري ادامه داده است.

عربي درام را بر رابطۀ سه زوج در يک مهماني شام استوار کرده است و در خلال روابط اين سه زوج مفاهيمي چون پنهان کاري، دروغ و تزوير نقد مي شود. در زندگي زناشويي پيچيده شخصيت­هاي فيلم فضايي از سوءظن، ترديد و توطئه حکمفرماست. فضايي تيره و پرتنش که در نهايت به بحران ختم مي شود. بحراني که نتيجۀ گريزناپذير همين دروغ ها و پنهان کاري هاست. سعادت آباد از لحاظ گزينش شخصيت­ها و فضاي داستان (چند زوج که دوست هاي خانوادگي هستند و در يک مکان گرد هم مي آيند) و به لحاظ مضموني بسيار به درباره الي شباهت دارد. البته ميري با وجود تاثير پذيرفتن از درباره الي، امضاء منحصر به فرد خود را بر اثر گذاشته است. ميري بر خلاف شخصيت هايش که مدام دروغ مي گويند، روايتي سرراست و بدون پنهان کاري ارائه کرده است.

ميري واقعيت هاي تلخ و تکان دهنده اي را از جامعه پيش رويمان قرار مي دهد که شايد در اثر تکرار ديگر به چشممان نمي آيد. اگر در دربارۀ الي بيشتر دروغ ها در موقعيتي بحراني شکل مي گيرند، در سعادت آباد از همان آغاز همه به هم دروغ مي گويند. اينجا با افرادي سروکار داريم که مرفه و در ظاهر سعادتمندند، ولي در حقيقت رياکاري و عدم صداقتشان، آنها و زندگيشان را به سقوط کشانيده است. اينجا با يک آرمانشهر کنايي روبرو هستيم که در آن، ظاهراً رفاه مالي معادل خوشبختي است ولي در باطن بسياري از اين تمکن­ها بر عواطف يا اعتمادهايي بر باد رفته و اعتقاداتي از دست رفته بنا شده­اند. سعادت آباد با وجود آنکه به طبقه مرفه مي­پردازد ولي مانند بسياري از فيلم­هايي که درباره اين طبقه ساخته شده، تأکيد و تمرکز خود را معطوف به نمايش اغراق آميز تجمل و زرق و برق چنين زندگي­هايي نمي­کند. فيلم خط داستاني کمرنگي دارد و درام را شخصيت­ها و روابطشان به پيش مي­برد.

با وجود آنکه سعادت آباد داستان متعارفي ندارد، تماشاگر تا به انتها مشتاقانه فيلم را دنبال مي­کند ارائه تدريجي اطلاعات در طول اثر حس کنجکاوي را در تماشاگر برمي­انگيزد و او را درگير تعليق کشف ماهيت شخصيت­ها و جزييات پنهان در روابط مي­کند. شخصيت­هاي فيلم زياد حرف مي­زنند و آسمان و ريسمان مي­بافند اين برون­گرايي شايد تعبير به اين شود که آنها همه چيز را مي­گويند و چيزي براي پنهان کردن ندارند. تنها علي (امير آقايي) در ميان جمع سکوت معناداري دارد که اين هم شايد برداشت به پنهان کاري شود، اما با ادامه فيلم مشخص مي­شود که شخصيت­هاي به ظاهر صميمي و صادق ابتداي فيلم دروغگويان و رياکاراني بيش نيستند و اتفاقاً تنها شخصيت صادق فيلم همان علي است. علي همراه با سکوتش، رفتاري به ظاهر متعصبانه و پر سوء ظن دارد و همين مسئله شخصيت او را دافعه برانگيز مي­کند.

اما در پايان فيلم و با گره گشايي درام او بدل به يک قرباني فريب خورده و همدلي برانگيز مي­شود. چين نکات و ظرايفي سعادت آباد را هر لحظه غير قابل پيش بيني و غافلگيرکننده مي­سازد. تک افتادگي علي در جمع و سکوتش، به تفاوت طبقاتي و خاستگاه فکري متفاوتش برمي­گردد به همين جهت در طول فيلم او هميشه در  موقعيتي جدا، درک نشده و در تضاد با جمع قرار دارد.

اين تضاد پس از آنکه دروغ همسرش فاش مي­شود، با زد و خورد و گلاويز شدن او با ديگران شکل بيروني و فيزيکي به خود مي­گيرد و سرانجام، علي که مردي سنتي و وفادار به ارزش­هاي خانوادگي است در اثر عملکرد غيراخلاقي، مزورانه و به اصطلاح مدرن اطرافيانش به استيصال مي­رسد و درهم شکسته مي­ شود. ميري براي حفظ ريتم فيلم در فضايي بسته و محدود، به خوبي از حرکات دوربين و شيوه دوربين روي دست استفاده کرده است. نماهاي متحرک به سعادت آباد حسي از واقع گرايي فيلم­هاي مستند را بخشيده است. حرکات دوربين نوعي عدم ثبات و تزلزل را بر تصاوير حاکم کرده که بسيار با مضمون فيلم مناسبت دارد.

محمدرضا موئيني (تدوينگر) هم گاه با استفاده از نماهايي کوتاه و قطع­هايي پياپي سعي کرده، ريتم فيلم را حفظ کند. مثلاً در صحنه شام، قطع نماهايي متعدد از واکنش شخصيت­ها به هم، علاوه بر اينکه جزئيات روابط شخصيت­ها را به شيوه تأثيرگذاري مؤکد مي­کند، ريتم فيلم را هم به نحو مطلوبي حفظ مي­نمايد. فيلم با نمايي از آينه اتومبيل آغاز مي­شود که در آن تصوير ياسي (ليلا حاتمي) که چهره نگراني دارد، منعکس شده است.

در پايان فيلم هم لاله (مهناز افشار) پس از درگيري و مضروب شدن توسط همسرش با چهره­اي دردمند در آينه نگاه مي­کند. بطور کلي آينه در فيلم به صورت موتيفي درآمده که گويي به مکاشفه شخصيت­ها مي­پردازد و درونيات آنها را انعکاس مي­دهد. پايان تلخ سعادت آباد، نه متإثر کننده و رقت انگيز است و نه تماشاگر را بي تفاوت برجاي مي­گذارد.

چنين پاياني، ما را به تعمق در روابط گناه آلود، ناسالم و در ضمن پيچيده شخصيت­ها (که ميري ما را در طول فيلم تا اين حد درگيرش کرده است) و نتيجه نهايي و تلخ اين روابط، وا مي­دارد. به خصوص تصوير نمادين و پاياني فيلم که ياسي به گلداني آب مي­دهد، تماشاگر را وامي­دارد که در ميان حجم متراکمي از پلشتي­ها در انتها به روزنه­اي از نور و رهايي بيانديشد.         

 

 

يكشنبه 8 آبان 1390 - 11:16


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری