پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 22:8
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

علي الله سليمي

 

ستايش منقبت خوانان

 

نگاهي به کتاب«مناقب خواني» به اهتمام هوشنگ جاويد

  

کتاب«مناقب خواني» مجموعه اي از مقالات تحقيقي، سخنراني و يافته هاي پژوهشي در ارتباط با موضوع کتاب (مناقب خواني) است که به همت هوشنگ جاويد، پژوهشگر اين حوزه گردآوري و تدوين شده و انتشارات سوره مهر حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي آن را چاپ و منتشر کرده است.

اين کتاب که با هدف معرفي هنر مناقب خواني تهيه و انتشار يافته است، شامل چهار بخش رو در رو، سخنراني، مقالات و يافته هاي پژوهشي است که عمده مطالب آن به معرفي تعدادي از مناقب خوانان نواحي مختلف ايران اختصاص يافته است.

بخش هاي اصلي اين کتاب حاصل جمع آوري مطالب مطرح شده در همايشي است که در مهرماه سال ۱۳۸۳ توسط مرکز موسيقي حوزه هنري برگزار شد.

گردآورنده مطالب کتاب مناقب خواني در بخشي از مقدمه آن ضمن اشاره به اين موضوع که پس از کودتاي پهلوي اول اعمال و افعال مذهبي ممنوع و هنر مناقب خواني هم به اضمحلال دچار شد، ادامه داده است که آنچه در اين باره باقي ماند، کورسوهايي در روستاها و شهرهاي دور از مرکز بود.

آن گونه که گردآورنده اين کتاب مي گويد بي مهري به منقبت خوانان حدود هشتاد سال ادامه پيدا کرده است. البته در مقالات گردآوري شده در کتاب حاضر به صورت دقيق به اين موضوع پرداخته نشده و اغلب به محدوديت هاي ايجاد شده در دوره هاي تاريخي مختلف اشارات پرکنده شده است.

هوشنگ جاويد در بخشي از كتاب درباره جايگاه اين هنر در نزد پيشينيان ما و منتسب بودن آن به ستايش مولاي متقيان، علي (ع) مي نويسد:« گذشتگان ما فضيلت شنيدن و فضيلت ديدن را خوب مي دانستند، وقتي كه نگاه مي كنيم به گستره اي نغمات موسيقي در كشور خودمان، به يک اقيانوس برمي خوريم، اقيانوسي كه از خليج فارس شروع مي شود و تا درياي خزر ادامه پيدا مي كند. منقبت نخل قد كشيده اي علي(ع) است بر آسمان ايمان در طول تاريخ، گام هاي مرد عدالت، رادي و جوانمردي است در عصر پر از بيگانگي. منقبت صدايي است كه زنجيرهاي ستم را از هم مي درد. منقبت، حكايت مردي را آواز مي دهد كه رنج، صيقلش مي داد، و در هر گام پرغرور و شكوهمندش چهره پر نيرنگ ستمگران را مي نماياند... و منقبت هر چند خيال، حقيقت است. شعرترين شعر ايمان و ايقان.»

کتاب مناقب خواني اگر چه به لحاظ انعکاس نظرات گوناگوني که در اين باره ارائه شده کتابي يکدست نيست و نياز به بازخواني دوباره دارد، اما عزم گردآورنده آن را بايد ستود، چرا که در ميان گونه هاي مختلفي که در مدح ائمه (ع) مي شناسيم سراغ مظلوم ترين آنها رفته است و همان گونه که خودش هم در بخشي از کتاب مي گويد، اين نغمه ها و آواهاي گمنام، مظلوم تر از ماهيت مظلوم موسيقي نواحي و مناطق ايران است. 

براي آشنايي بيشتر با موضوع کتاب، اشاره اي کوتاه به ريشه هاي تاريخي هنر مناقب خواني خالي از لطف نيست. آنگونه که در تعريف هاي گوناگون درباره هنر منقبت خواني از جمله در همين کتاب آمده است، منقبت خواندن  هنر قدسي، مذهبي، آييني ايرانيان معرفي شده است. اگر چه مسقط الراس مناقب به لحاظ ستايش ائمه اطهار(ع) به سيد حميري مي رسد، اما هنر ستايشگري در ايران  داراي تاريخچه اي کهن تر از عهد هخامنشيان است. ايرانيان پس از اسلام و گرويدن به مذهب شيعه همان هنر ستايشگري را  در خدمت خاندان علويان در آوردند و پيشتاز هنري بس عظيم شدند که اوج ان در قرن پنجم و ششم هجري بود.

از نوشته هاي کتاب چنين بر مي آيد که بسياري اين داعيه را دارند که تعزيه خواني، موسيقي رديف و دستگاه را حفظ کرده است، در حالي که به جرات مي توان گفت تمامي هنرهاي مذهبي آييني در گونه هاي خود، چونان مقتل خواني، منقبت خواني، مرثيه خواني اين حفاظت را انجام داده اند و تعزيه فقط بخشي از آن را حافظ شده است.

به نظر مي رسد گردآورنده مطالب کتاب مناقب خواني به جاي گنجاندن نظرات تکراري و حتي غيرکارشناسانه بايد به وجه تاريخي مناقب خواني توجه بيشتري مي کرد.

البته او در جايي از کتاب به اين موضوع اشاره کرده که شيخ عبدالجليل رازي در کتاب«النقص به تفصيل» از مناقبيان و مناقب خوانان نام آورده وشرح احوال آنان را نوشته است. از جمله ابوطالب مناقبي و بو العميد مناقبي و گفته است که مناقب خوانان در بازار شهرها به مناقب خواني مي پرداختند و در اين رهگذر دچار رنج هايي مي شدند که اي کاش کتاب حاضر بيشتر از همين زاويه  با قضيه برخورد مي کرد تا از تبديل شدن به کتابي پر گو و کم تاثير جلوگيري مي شد.  

نحوه در کنار هم قرار گرفتن مطالب کتاب که هر کدام لحن و زاويه متفاوتي را به موضوع اصلي که همان مناقب خواني است در پيش گرفته اند، باعث پراکندگي نگاه ها شده و هدف مشخصي در کليت کتاب پيگيري نشده است. هر چند سعي شده افق نگاه ها اغلب به سمت معيني(تاريخچه و جايگاه فعلي هنر مناقب خواني) هدايت شود و در مجموع، تاريخچه و جايگاه کنوني هنر مناقب خواني در جامعه مورد بررسي قرار گيرد.

 در بخش سخنراني، مطالبي از حسن بنيانيان(رئيس وقت حوزه هنري)، رضا مهدوي(رئيس مرکز موسيقي حوزه هنري)، محمد علي رجبي کياسري، هادي سعيدي کيا و هوشنگ جاويد (دبير همايش) آمده است.

در قسمت مقالات هم محمد رضا دروريش، مدرس و پژوهشگر موسيقي نواحي ايران مقاله اي با عنوان «توجه به موسيقي قدسي، مذهبي و آئيني ايران» نگاشته است.

همچنين «حفاظت از ميراث فرهنگي» عنوان مقاله ديگري است که بهروز وجداني، عضو هيئت علمي پژوهشكده مردم شناسي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري آن را به نگارش در آورده است.

بخش سوم کتاب با عنوان«رو در رو»، معرفي مناقب خوانان شهرهاي مختلف ايران است که مدت زيادي است فراموش شده اند. همچنين تصاوير برخي از مناقب خوانان نواحي مختلف ايران هم در پايان كتاب آمده و در بخش پاياني نيز يافته هاي مربوط به پژوهش در حوزه مناقب خواني آمده است.

کتاب مناقب خواني در ۲۳۲ صفحه در قطع رقعي و با قيمت ۳۰۰۰ تومان منتشر شده است.

 

چهارشنبه 4 آبان 1390 - 11:8


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری