جمعه 2 تير 1396 - 9:46
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

چه ميراثي براي آيندگان داريم؟

 

گفت وگو با سياوش طهمورث کارگردان نمايش بعضي وقت ها خوبه که آدم چشمهاشو ببنده

 

مقدمه : سياوش طهمورث از بزرگان بازيگري و کارگرداني تئاتر است  که سالهاست در عرصه تئاتر حضور تعيين کننده و جدي دارد .نمايش بعضي وقتها خوبه که آدم چشمهاشو ببنده يک اثر اجتماعي است که به بهانه نشان دادن زندگي سه زوج به واکاوي مناسبات و روابط جامعه معاصر شهري ايران مي پردازد ؛ روابطي که در زندگي بسياري اززوج هاي جوان ديده مي شود ؛ روابطي که بر پايه راستي و صداقت نيست . بر آيند اين نوع روابط گاه پايان تلخ و تراژيکي دارد .

 

به چه دليل علاوه بر کارگرداني، طراحي صحنه و لباس نمايش را نيز انجام داديد ؟ 

 نکته مهمي که بايد به آن توجه داشت اين مسئله است در اکثر نمايش هايي که بر روي صحنه تئاتر اجرا کرده ام خودم کارهاي طراحي لباس و صحنه را انجام داده ام . با دوست طراحي براي انجام کارهاي طراحي نمايش گفت وگوهايي انجام داديم و بر اساس فضاي نمايش اين طراح طرحي را به من ارائه کرد که با آن ارتباطي برقرار نکردم . در ادامه طرحي را به ايشان پيشنهاد دادم که آن را عملياتي کند . اما اين طراح دستمزدي را براي اين کار در خواست کرد که از توان بودجه گروه خارج بود. خودم به اتفاق مجري طراحي  ( محمد رضا پناهي) توانستيم  امور طراحي را انجام بدهيم .

 

چقدر اجراي نمايش متکي بر کار صحنه و طراحي لباس بود ؟

ببيند اگر فضاي اين نمايش اين گونه نبود کار سمت و سوي ديگري پيدا مي کرد . براي القاي بهتر مفهوم نمايش احتياج به يک فضاي رئاليسمي داشتم .

 

اين مسئله که آيندگان سهمي از زندگي ما دارند چقدر برايتان يک دغدغه است ؟

حرف و بن مايه اصلي نمايش اين مسئله است که اگر براي آيندگان ميراثي نداشته باشيم چه سرنوشتي در انتضار آيندگانمان خواهد بود و اين پرسش را از نسل جوانمان مطرح مي کنيم که چه چيزي را براي آيندگان باقي خواهند گذاشت .اگر نسل گذشته من برايم ميراثي باقي نگذاشته بود من الان اينجا نبودم که دغدغه هايم را در اين خصوص مطرح کنم و آن را مورد نقد و واکاوي قرار بدهم  .

 

دليل اصلي عدم اخلاق گرايي نسل جوان که در نمايش ديده مي شود در چه مسائلي است. آيا ريشه اش برمي گردد به گذر جامعه از سنت به مدرنيته ؟

 

اصلا قبول ندارم که از سنت به مدرنيته گذر کرده ايم . ما اول بايد واقعيت و ريشه هاي سنتي خودمان را پيدا کنيم و آن را درست بشناسيم و در ادامه مي توانيم از ويژگي هاي اين مسئله به سمت مدرنيته گام برداريم . در جامعه ما بيشتر لايه سطحي مدرن بودن مورد توجه قرار گرفته است . صرف داشتن رايانه و ارتباط برقرار کردن با ديگران از طريق اين وسيله مدرن آدمها و تفکراتشان را مدرن و امروزي نمي کند . تفکر ، خرد و جهان بيني نو و مدرن داشتن است که ما را به سمت دانايي و مدرنيته رهنمون مي کند .. با چنين رويه اي حتي مي توانيم خيلي از خلاهاي بحث سنتي را هم پوشش بدهيم . در سنت و آداب و رسوم  ما به علت گذشت زمان ضعف هايي بروز و ظهور پيدا کرده که بايد آنها را شناسايي و رفع کنيم . هنوز با خيلي از اين ضعفها زندگي مي کنيم . تا از اين مرحله عبور نکنيم راهي به مدرنيته پيدا نخواهيم کرد . فکر مي کنم ما آلان در اين ميانه سنت و مدرنيته گير کرده ايم . شايد به همين دليل است که جوان هايمان سرگردان هستند و ضعفها و لغزش هايي از خودشان بروز مي دهند .

 

ايده اصلي نمايش چگونه بود که نوشتن آن را به آرش عباسي سفارش داديد ؟

 ايده اصلي نمايش حضور شش دوست زمان تحصيلي بود که به مناسبتي يک ميهماني برگزار مي کنند و در ادامه نوشتن متن توسط آرش عباسي انجام شد .

 

  نحوه هدايت بازيگران را در نمايش چگونه انجام داديد ؟

 در ابتدا براي آشنايي بازيگران يک شماي کلي از متن به آنها عرصه مي شود و در ادامه نوبت به دورخواني متن مي رسد که البته اينجا پايان کار ارتباط با بازيگرانم نيست . استنباط و درک بازيگر و پيشنهاداتي که در حوزه نقش ارائه مي کند مي تواند به کامل شدن نقش کمک زيادي كند و برخي از ويژگي‌هاي شخصي بازيگر هم مي تواند در بهتر شدن نقش مورد استفاده قرار بگيرد .

 

 به عنوان نسل معاصر چقدر بايد نگران قضاوت آيندگان در باره نحو عملکردمان باشيم ؟

اگر جوان هاي اين نسل ما همين رويه را در پي بگيرند نسل آينده محق هستند خيلي از مسائل را به ما نبخشند . اگر مي خواهيم براي آيندگان ميراث ارزشمندي داشته باشيم و آنها بتوانند روي پاي خودشان تکيه کنند و بتوانند مسائلشان را حل کنند بايد صريح تر ، درست تر و اصولي تر رفتار کنيم .

 

به چه دليل زوج هاي نمايش که از ازدواج آنها در حدود هفت ، هشت سالي زمان مي گذرد بعد از اين سالها به فکر فرزند داشتن افتاده اند ؟

همه اين زوجها که هفت سال قبل ازدواج نکرده اند بلکه مدت زمان کمتري از تاريخ ازدواج آنها زمان مي گذرد . اينها سالهاي  زيادي بايکديگر همکلاس بوده اند . ماني و ندا طبق ديالوگي که در نمايش دارند در حدود سه سال است ازدواج کرده اند و بنابر اين طبيعي است که بعد از گذر اين مدت به فکر داشتن بچه بيفتند .

                        

 

 

 

دوشنبه 2 آبان 1390 - 11:31


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری