چهارشنبه 22 آبان 1398 - 7:42
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

آمريکا شناسي (فراز و فرود يک امپراطوري)

 

آمريکا شناسي (فراز و فرود يک امپراطوري)

نوشته: پروفسور حميد مولانا

انتشارات: امير کبير                  

 نوبت چاپ: اول 1390

کتاب حاضرتلاش دارد تا مخاطب خود را به شناخت واقع بينانه اي نسبت به ايالات متحده آمريکا برساند.و در اين مسير به مراحل اوج و فرود اين سرزمين و تفاوت بين آمريکا و آمريکايي‌ها نظر دارد.

نويسنده كتاب حاضر در مقدمه اين اثر مي نويسد: شما در اين کتاب مشاهده خواهيد کرد که آمريکاساده و در عين حال پيچيده، گيج کننده، پر از تناقض و همچنين فريبنده، متنوع، يکنواخت و بزرگ است. براي مثال، ما امروز فرهنگ مصرف گرايي دنيا را به ارث برده ايم براي بسياري از مردم، زندگي در آمريکاجذاب و دلربا به نظر مي رسد، اگر برخي از عادت هاي آمريکايي ها به ديگر ملت ها سرايت کند، جهان نياز سه برابر خواهد داشت و افزون بر آن آلودگي محيط زندگي نيز چندين برابر خواهد شد.

اعتياد به خريد در آمريکابه حدي است که گويي فردايي وجود ندارد. فرهنگ عمومي آمريکابا پيام هاي بازرگاني بمباران مي شود اين حسن طمع، همراه با اعتبار کاذب، مصرف گرايي را آسان اما مردم را ورشکسته يا مقروض ساخته است بدين ترتيب فروشگاه هاي بزرگ جاي کليساها و معابد را گرفته است.

نگارنده با توجه به تجربه پنجاه ساله اي که از زندگي درآمريکا دارد ويژگي هاي دولت و ملت آمريکا را در سه بخش اين كتاب به رشته تحرير در آورده است.

وي در بخش اول نگاهي دارد به شناخت كلي جامعه آمريکا، که در اين راستا تاريخ و تمدن، اقتصاد سرمايه داري ، دين و سياست نيز بررسي شده است: براي بيشتر مردم دنيا، ايالت متحده آمريکاتصويري ذهني و نه واقعي است بسياري از مردم جهان به آمريکاسفر نکرده، آن سرزمين را نديده اند و فرصت زندگي و کار در آن کشور را نداشته اند ولي چون آمريکايک نيم قاره پهناور و قدرتي بزرگ محسوب مي شود علاقه و کنجکاوي درباره ي آن در ميان مردم ديگر کشورها زياد است اين کتاب مي کوشد تا آمريکارا آن گونه که حقيقتاً هست معرفي کند نه آن گونه که ما تصور کرده، حدس مي زنيم و يا با رسانه ها و تصاوير ماهواره اي، اشيا، ابزار و کالاهاي ساخت آن کشور،آن در مغزمان مجسم مي کنيم.

به نقل از کتاب حاضر از پايان جنگ جهاني دوم تا کنون، آمريکاسهم بزرگي از اخبار و وقايع دنيا را به خود اختصاص داده است بخش بزرگي از مردم جهان مجبور شده اند روزانه به جزئي ترين اتفاقات روي داده در آمريکاو روند آن توجه داشته باشند آنها تقريباً به هر سو که نگاه مي کنند تبليغات آمريکا، محصولات آمريکا، غذاي آمريکا، سليقه (مد) آمريکاو موسيقي آمريکارا مشاهده مي کنند. ترويج و توسعه سليقه و مصرف گرايي آمريکا، تمامي قاره هاي دنيا را فرا گرفته است.

بيشتر اختراع ها و توسعه فناوري هاي امروزي از آمريکاسرچشمه گرفته و در حوزه هايي چون فناوري اطلاعات، زيست شناسي، پزشکي و قضايي، آمريکابر ديگران تقدم داشته است...

در اين بخش علاوه بر آنکه در خصوص چالش بين کشف يا تصرف اين سرزمين بحث شده است به جنگهاي اين کشور با مکزيک و اسپانيا اشاره شده است. يکي از وقايعي که در تقويم ساليانه آمريکاو در رسانه ها و کتب تاريخي معمولي بدان توجه نمي شود، جنگ آمريکاو اسپانياست که در نتيجه آن بر اساس قرارداد 1898 م. پاريس، آمريکايي ها کوبا را تصرف کرده، ايالت هاي پورتوريکو را به آمريکا ملحق نموده و به مدت طولاني کشورهاي فيليپين و جزاير نزديک اقيانوس آرام را به مستعمره هاي واشنگتن اضافه کردند...

با پيروزي انقلاب اسلامي ايران و سپس با فروپاشي شوروي و رژيم هاي کمونيستي اروپاي شرقي، بعد از صحبت درباره ي موضوع «دولت، ملت»که واحدهاي سياسي دنياي مدرن ما را تشکيل مي دهد، توجه غرب به موضوع تمدن معطوف شد همان گونه که بحث ونظر درباره ي مفاهيم اجتماعي، مانند جامعه مدني، جامعه اطلاعاتي و جامعه باز و بسته در دستور روز دولتمردان، روشنفکران، دانشگاهيان و روزنامه نگاران قرار گرفت واژه تمدن نيز جاي خود را در مذاکره هاي روزانه بازنمود، برخورد، تصادم و کشمکش تمدن ها همکاري و گفتگوي تمدن ها، توسعه و رشد تمدن ها، تمدن غرب، تمدن اروپايي، تمدن آمريکاو تمدن اسلامي از جمله موضوع هاي گفتاري و نوشتاري سال هاي اواخر قرن بيستم و دهه اول قرن بيست و يکم قرار گرفت و موضوع تمدن آمريکايکي از دريچه هاي شناخت آمريکاشد.

در قسمتي از اين بخش آمده است: تمدن امريکا يکي از دروس اجباري در بسياري از دانشگاه‌هاي آمريکا پس از انجيل است و جنگ هاي داخلي آمريکا و موضوع تمدن آمريکايکي از برجسته ترين موضوعات اهميت دار براي نشريه هاي معاصر ايالات متحده به شمار مي رود توجه مردم و رسانه هاي دنيا به موضوعع تمدن آمريکابا توسعه قدرت سياسي، اقتصادي، نظامي، فناوري، فرهنگي و صنايع رسانه اي پس از جنگ جهاني تا امروز شدت يافته است.

شناخت نظام آمريکاموضوعي است که در بخش دوم بررسي شده است مباحث کلي اين بخش عبارتند از دولت و حکومت، احزاب سياسي، سازمان هاي اجتماعي، جامعه مسلمانان در آمريکاو دموکراسي آمريکا.

در نظام و تاريخ سياسي آمريکاهيچ مقامي بالاتر و حتي مقدس تر از مقام رياست جمهوري نيست زيرا در غيبت يک قدرت معنوي و ديني ملي، نهاد رياست جمهوري و شخص رئيس جمهور مسئوليت رهبري ملي و رياست قوه مجريه را عهده دار است.

گفتني است در آمريکا، انتقاد، شوخي، بحث و جدال درباره ي سياست گذاري و سياست هاي رياست جمهوري، آزاد و متداول است ولي توهين، شک و ترديد در مورد شخص رئيس جمهور و نهاد رياست جمهوري، ممنوع و يک گناه بزرگ سياسي و دليل بي علاقگي به کشور، نظام و وطن است.

به نقل از کتاب حاضر يکي از مسائل بزرگ مردم سالاري و دموکراسي در آمريکااين است که نخبگان و به طور کلي سيستم سياسي آن کشور نتوانسته اند در مفهوم قديمي و سنتي خود در مورد قدرت تجديد نظر کنند. گرچه بازيگران سياسي دنياي امروز از روش هاي ماکياولي شيطاني و قدرت گرايي تقليد و اطاعت مي کنند اما در نهايت نه مفهوم نظري نه معناي عملي قدرت، در چند دهه اخير بي تغيير مانده است بر خلاف ادعاهاي متفکران غرب در قرون وسطي و دوران معاصر، مرکز ثقل سياست تنها در قدرت به معناي قديمي آن نيست بلکه سياست به طور کلي يک فعاليت فرهنگي است و منابع اصلي امروز قدرت، عبارت است از منابع و زير ساختهاي غير ملموس يا قدرت نرم و نيز منابع و زير ساختهاي ملموس يا قدرت سخت (نظامي، اقتصادي، جغرافيايي، طبيعي، جمعيت و انرژي) در آستانه قرن بيست و يکم، کمبود منابع غير ملموس و نرم قدرت، بيش از هر زمان ديگر در آمريکامشهود و حائز اهميت بوده و ترازوي حکومت و فرمانروايي را متلاطم ساخته است.

در مبحثي با عنوان جنايت هاي کلمبوس آمده است: تصرف قاره آمريکاتوسط مهاجمان اروپايي و کوشش آنها براي به دست آوردن هر چه بيشتر منابع طلا و ساير مواد و عناصر با ارزش همراه با شروع اسارت بوميان و تجارت بردگي، آثار چشمگيري بر جامعه و مردم اين سرزمين بر جاي گذاشت.کشتار بوميان هائيتي باعث شد در عرض دو سال جمعيت آن سرزمين به 250 هزار نفر تقليل يابد.

در ادامه اين مباحث و در خصوص بردگي و برده داري که توسط اروپائيان انجام مي شد به يک نويسنده سياه پوست امريکايي اشاره شده است. وي ورود و خروج کشتي ها را به بنادر و سواحل شرقي آمريکاي شمالي در سال 1619 م. اين گونه گزارش مي کند: کشتي ها با پرچم هاي ناشناخته پي در پي وارد بندر مي شدند کالاهاي اين کشتي ها معمولي نبود زيرا بار اصلي آن را برده هاي آفريقايي تشکيل مي داد که اغلب هلندي ها براي تجارت و فروش با انگليسي ها وارد بندر جيمزتان در سواحل ايالت ويرجينيا مي کردند.

 در دنيايي مدرن پانصد سال گذشته کشوري وجود نداشت که نژاد پرستي و تبعيض ديني در آن به اندازه ايالت متحده آمريکاباشد. همان گونه که نژاد سفيد اروپايي خود را بر اين قاره تحميل کرد همين نژاد سياه پوستان آفريقا را به عنوان کالاهاي تجارتي در آمريکارواج داد و بوميان اين قاره يعني سرخپوستان را نابود کرد.

در قسمت ديگري از اين بخش مي خوانيم: با کشف قاره آمريکاتوسط اروپايي ها و دخالت نظامي کشورهاي اروپايي در اين قاره عليه بوميان و نيز مهاجرت اروپايي ها به مناطق مختلف آن به تدريج آمريکاي شمالي توسط انگليسي ها، آمريکاي مرکزي توسط اسپانيايي ها و آمريکاي جنوبي توسط پرتغالي ها و اسپانيايي ها، بخشي از مستعمرات اروپا شد. چيزي نگذشت که کشورهاي ديگر اروپايي مانند فرانسه، هلند و آلمان نيز مناطق و مستعمرات ويژه ي خود را در اين قاره مستقر کردند سواحل شرقي و شمالي آمريکاکه شامل ايالت هاي متشکل از مهاجران انگليسي، ايرلندي، اسکاتلندي، هلندي و آلماني بود، با حکومت و پادشاهي انگلستان، به صورت مستعمره اداره مي شد.

همچنين در قسمت ديگر اين اثر و در نگاهي آماري به جامعه مسلمانان در آمريکاآمده است: در نيم قرن پيش، جامعه شناسان و کارشناسان علوم سياسي غرب فکر نمي کردند که اسلام به قدرت بزرگ در سيستم بين المللي تبديل شود. به همين دليل مطالعه ي نفوذ مسلمانان در دنيا از جنبه سياسي، اقتصادي، فرهنگي و منطقه اي تقريباً ناچيز بود. در آمريکاي شمالي و ايالات متحده آمريکانيز جمعيت مسلمانان و فعاليت آنها در حاشيه قرار داشت. در سه دهه اخير و به ويژه با پيروزي انقلاب اسلامي ايران، نه تنها اين پيش فرضها و معادله‌ها اعتبار خود را از دست داد بلکه اندک اندک برداشت و تحليل هاي جديدي از جايگاه اسلام و مسلمانان در امور بين المللي ارائه شد.

نويسندههمچنين در خصوص مالکيت و آزادي بيان در آمريکا، آوردهاست در اعلاميه ي استقلال آمريکا، عبارت: زندگي، آزادي، سعادت و خوشبختي براي مردم امريکا ذکر شده است ولي در قانون اساسي مصوب مجلس مؤسسان اين کشور اين عبارت به زندگي، آزادي و مالکيت تبديل مي شود. مالکيت زمين و ثروت، اصلي مهم از زندگي اجتماعي، سياسي و اقتصادي اين سرزمين بزرگ، يعني آمريکارا تشکيل مي داد و مؤسسان جمهوري اين کشور، در مورد ثروت و دارايي مردم بي طرف نبودند. قانون اساسي آمريکا، نشان دهنده پيچيدگي اجتماعي آمريکاست. اصلي ترين قانون در مرحله نخست حفظ و حمايت از ثروت و دارايي عده کوچکي از نخبگان و گروه برتر آمريکاست و مرحله بعد تلاش براي حفظ و نگهداري مالکيت طبقه متوسط است...

وي ادامه نيز اشاره دارد به اين مطلب که: در قانون اساسي آمريکاو لايحه  حقوق مردم تناقض در آزادي بيان، به خوبي آشکار است بر اساس نخستين ماده لايحه حقوق مردم آمريکاکه در سال 1719 م. به تصويب کنگره رسيد، «کنگره آمريکاحق تصويب لوايحي که با آزادي بيان و مطبوعات منافات  داشته باشد، ندارد.» اما چند سال بعد يعني در سال 1798 م. کنگره آمريکا، لايحه (ضد) تفرقه آفريني و آشوبگري را که در دولت جان آدامز (دومين رئيس جمهور آمريکا) تنظيم شده بود، به تصويب رساند. اين نوشتن و گفتن هر چيزي عليه نظام، دولت و رئيس جمهور را که دروغ، فساد انگيز و بد انديشانه باشد، ممنوع و غير قانوني اعلام کرد...

هم چنين در اين فصل به مباحثي چند در خصوص محروميت هاي زنان، کوچ اجباري بوميان، دو گانه استبداد و دموکراسي، نيز پرداخته شده است: در مغز و انديشه اي بسياري از آمريکايي‌ها و مهاجراني که سه قرن گذشته در اين قاره سکونت اختيار کرده‌اند بزرگترين چالش عصر مدرن اختلاف و رويارويي بين دموکراسي و استبداد بوده است اين جهان بيني و بينش دو قطبي به نظام جوامع، به آمريکايي آموخته است که دموکراسي بهترين نظام سياسي براي آمريکاو تمام جوامع دنياست بدون اينکه کوشش کند معنا و ابعاد دموکراسي را بيان و توجيه کند بنابر اين آمريکايي ها دموکراسي را دوست داشته و خواهان آن هستند ولي درباره ي معناي آن، جزء اشاره به حکومت، دولت، کنگره و قانون اساسي، چيزي نمي توانند بيان کنند...

موضوع بخش سوم کتاب حاضر، شناخت فرهنگ و نخبگان آمريکاست که در اين بخش مباحثي نظير صنايع فرهنگي و رسانه ها، آزادي و کنترل بيان، آمريکابه کجا مي رود؟ و فراز و فرود قدرت، بررسي شده است.

مقدمه اين بخش نگاهي دارد به شکوفايي ملي ايالات متحده آمريکا: دوران شکوفايي اقتصادي و بزرگداشت ملي گرايي آمريکادر سال هاي پس از جنگ جهاني دوم، در دهه 1950 م. بود اين دوره همچنين اوج دوران غرور و خودپسندي امريکاست در اين سال ها رياست و جمهوري آمريکارا ژنرال آيزنهاور فرمانده ي نيروهاي متفقين در جنگ جهاني دوم، عهده دار بود. سفيد پوستان مسيحي اروپايي نژاد، محافظه کار و ليبرال براي خود مقام سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي ويژه اي متصور بودند. رجز خواني هاي وزير امور خارجه آمريکا، جان فاستر دالس، در مورد تهديد و خطر شوروي تا حد زيادي سياست خارجي، جهاني و گفتمان دولت  وي را تشکيل مي داد.

در ادامه اين فصل در خصوص آزادي بيان مي خوانيم: شايد بزرگترين منشور حقوقي آزادي فکر،  بيان و رسانه، که در نهايت در دادگاه ها و محکمه ها، حدود عملکرد رسانه ها را تعيين مي کند، ماده اول قسم قانون اساسي (لايحه الحاقي به قانون اساسي) است که در سال 1791 م. از سوي کنگره امريکا به تصويب رسيد و تا امروز تا حدي ملاک عمل است.

بر اساس اين ماده کنگره آمريکانبايد قانوني که منجر به نقض آزادي بيان يا مطبوعات باشد تصويب کند. ولي هنوز هفت سال از تصويب اين ماده الحاقي به قانون اساسي نگذشته بود که کنگره آمريکابا تصويب لايحه ديگري به نام لايحه ضد فتنه و آشوبگري 1798 م. به طور آشکار و صريح، همين ماده مربوط به آزادي بيان و مطبوعات را نقض کرد.

تسلط صهيونيست ها بر رسانه ها، رسانه ها و ديپلماسي عمومي، تناقض هاي نظام سرمايه داري و استقلال فردي از مواردي ديگر است که در اين بخش بدان‌ها اشاره شده است: يکي از ويژگي هايي که آمريکايي ها درباره ي خود اظهار کرده و بدان افتخار مي کنند استقلال فردي و خودکفايي است. در جامعه آمريکارقابت و فردگرايي يک خصلت نيک و يک صفت مطلوب و حتي با فضيلت محسوب مي شود آمريکايي ها کارهاي دشوار را تحسين مي کنند و براي آنان زندگي يک بازي جدي است که پيروزمندان هميشه قهرمان هستند افراد ضعيف جه از نظر جسمي و چه از نظر فکري و کار، جايگاه مناسبي در ميان آمريکايي ها ندارند.

معناي  وجداني و اخلاقي فردگرايي از ديدگاه آنان، فلسفه و جهان بيني سودگرايي و استفاده از اشيا، زمان و مکان است از اين جهت امريکايي ها ارزش هاي مسيحي پروتستاني، به ويژه گروه کلونيست ها را به ميراث برده اند. ارزش هايي که در آن ثروتمندان بزرگ بوده و فقرا، کودکان وابسته به ديگران حساب مي شوند...

امروز شناخت و درک صحيح جامعه و نظام آمريکابه اين دليل ضروري است که پديده آمريکامرکزيت ويژه اي در نظام جهاني و آنچه به نام مدرن و فرا مدرن معروف شده، پيدا کرده است. به نظر مي رسد کتاب حاضر با اين فرض مي تواند مورد قبول، استفاده و استقبال علاقه مندان قرار گيرد.

 

 

 

شنبه 30 مهر 1390 - 12:42


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری