چهارشنبه 7 تير 1396 - 4:51
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

شيما حسن زاده

 

سينماي ما تشنه آموختن است

 


در سال جاري تعداد قابل توجهي کتاب در زمينه­هاي گوناگون در حوزه سينما به چاپ رسيده است. از اين ميان سهم زيادي به کتب ترجمه شده اختصاص داشته است و شمار کتب تأليفي کم بوده. با توجه به وجود افراد شاخص و حرفه­ اي در زمينه تحليل و تأليف کتب سينمائي اين سؤال مطرح مي­شود که چه باعث شده است که اين افراد کارآزموده دست از قلم کشيده و اجازه بدهند تا آثار نويسندگان خارجي خوراک مطالعه براي نسل جديد و مخاطبان مشتاق به سينما شوند. جواد طوسي منتقد سينما در اين رابطه معتقد است: رونق بازار در حوزه­هاي مختلف از جمله عرصه فرهنگي و هنر تابع شرايط فرهنگي يک جامعه است. اگر بپذيريم که با سير نزولي از نظر تيراژ کتب در زمينه­هاي تخصصي مختلف مواجه هستيم بايد عامل يا عوامل اصلي آسيب شناسي ايجاد وضعيت بغرنج را متوجه بحران حاکم در فضاي فرهنگي جامعه نمود. او افزود: قدر مسلم شرايط اقتصادي و بنيه مالي و انگيزه در خواننده مي­تواند در تشريح دقيق و کارشناسانه اين وضعيت نقش مؤثر اوليه داشته باشد اگر بخواهيم خودمان را محدود و مقيد به حوزه کتب سينمائي کنيم بايد به اين نکته اذعان داشته باشيم که گستردگي انتشار کتب تأليفي مستلزم خوراک مناسب در جهت انتقال و انتخاب منطبق با رخدادهاي معاصر عرصه فرهنگ و هنر است. طوسي در ادامه گفت: در شرايطي که در فضاي داخلي حاکم بر سينماي ايران و چرخه توليد شاهد رشد کيفي و دستيابي که تنوع مضموني و ساختاري و استانداردهاي حرفه­اي سينما نيستيم و تکرار کليشه­ها و تعميم نگاه سخيف و سهل پسندانه بخش قابل توجهي از توليدات سالانه سينمائي را شامل مي­شود، نويسنده و پژوهشگر و صاحب نگاه تأليفي چگونه مي­تواند با انگيزه و شور و شوق از پيش تعيين به نقطه انتخاب مطلوب خود برسد؟ به ويژه اين نکته مهم را نبايد ناديده گرفت که پرداختن به مباحث تأليفي در شرايط نامساعد کنوني بدون يارانه فرهنگي و پيش قدم­تر شدن سازمان­ها و مراکزي همچون فرهنگستان هنر، موزه سينما، بنياد سينمائي فارابي، مرکز پژوهش­هاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان فرهنگي هنري شهرداري، حوزه فرهنگي هنري، حوزه هنري و . . . نمي­تواند شکل علمي و اجرائي پيدا کند. او تصريح کرد: ممکن است اين سؤال مطرح شود که در حوزه نشر کتاب مي­توان در اين زمينه از ناشران معتبر غيردولتي کمک گرفت ولي مرور کتب منتشر شده از سوي ناشرين شناخته شده در طول اين سال­ها نشان مي­دهد که به دلايل گوناگون از جمله افت چشمگير مخاطب اينگونه کتب، تمايل چنداني براي سرمايه­گذاري در جهت نشر اينگونه آثار تأليفي در اين طيف (ناشرين بخش خصوصي) به جز چند ناشر معتبر پرکار از جمله نشر ثالث، چشمه و قطره وجود ندارد. از سوي ديگر صاحبان آثار تأليفي در حوزه سينما نبايد از منابع کافي که به سهولت قابل دسترسي باشد برخوردار بوده تا بتوانند با مرور مقاطع حساس تاريخي معاصر سينما و رخدادهاي تأثيرگذار آن در مقاطع حساس به نقطه انتخاب مطلوب خود (منطبق با نگاهي دقيق و جامعه شناسانه) دست يابند.

او در ادامه در رابطه با فزوني کتاب­هاي ترجمه شده در حوزه سينما گفت: اين واقعيت را نيز بايد در نظر داشت که رشد کمي در آثار ترجمه­اي در شرايطي که فاقد اصول و مباني تخصصي در اين حوزه باشد، نبايد ما را ذوق­زده کند. متأسفانه عدم اشراف شماري از اين مترجمين به ساحت سينما و موضوع و مباحث انتخابي خود باعث اغتشاش ذهني و سردرگمي خواننده مي­شود روي همين اصل لزوماً بايد نظارت جدي صورت بگيرد تا مترجمين سينمائي مبتني بر دغدغه­مندي و عشق ذاتي خود به زبان سينما و تسلط و توانائي لازم به جنبه­هاي تخصصي اين مديوم و برداشت صحيح از واژه­هاي متداول در آن، جذب اين عرصه شوند و در مرحله صدور پروانه انتشار نظارت تخصصي از اين جهات صورت پذيرد. او در پايان گفت: مطالب ياد شده نبايد اين سوءتفاهم را ايجاد کند که ما در زمينه انتشار آثار تأليفي و نيز ترجمه­اي با تعداد محدود از افراد صاحب نظر و اهل فن مواجه هستيم. به عکس نگاهي اجمالي به کتب منتشر شده سينمائي اعم از کتب تأليفي يا ترجمه­اي در طول سال­هاي پيش و پس از انقلاب نشان مي­دهد که افراد صاحب نظر و آشنا به اين مقوله که عاشقانه با سينما محشور شده­اند کم نبوده و نيست ولي نکته اصلي و غم­انگيز سير صعودي انفعال و بي­انگيزگي در آن­ها است که متأسفانه اين واقعيت تلخ در سال­هاي اخير تشديد شده است.

چون چگونگي تثبيت مديريت 10ساله سينمائي در دهه 60 و وجوه مثبت و منفي آن، سينماي جنگ و دفاع مقدس به عنوان مهمترين ژانر سينمائي پس از انقلاب، جايگزين شدن بخش دولتي به جاي بخش خصوصي و مخدوش شدن تشخص حرفه­اي بخش خصوصي در سال­هاي اخير، عمل جريان­ساز شدن فيلم سازان نسل دوم و . . . موانع پيش روي فيلم سازان مستعد و خوش فکر و پرانرژي نسل سوم و تداوم سوءتفاهم تاريخي نسبت به سينماي اجتماعي مي­تواند از جنبه­هاي مختلف خوراک و مضامين مناسب براي آثار تأليفي اين دوران باشد.

 رضا درستکار نويسنده و منتقد سينما در رابطه با وضعيت کتاب­هاي سينمائي در ايران مي­گويد: به طور کلي وضعيت کتاب و کتابخواني در ايران خوب نيست. که البته دو علت مهم براي اين امر وجود دارد: اولاً وضعيت تراکم رسانه­ها (رسانه­هاي زيادي وارد مدار زندگي مردم شده­اند و به ويژه حضور رسانه­هاي ديداري توجه مردم را از رسانه­هاي نوشتاري کم کرده است.) ثانياً از قديم مردم ما چندان کتاب­خوان نبوده­اند.

او در ادامه گفت: با توجه به دو نکته­اي که در بالا عرض کردم وقتي وارد حوزه تخصصي­تر مي­شويم مسائل و مشکلات مربوط به آن حوزه دو چندان مي­شود به هر حال شعاع مخاطبان کتب سينمائي شعاع محدودتري است ولي با توجه به اينکه اساساً پديده سينما پديده­اي مورد خواست و مورد تقاضاي مردم است به نظر مي­رسد که نياز به کتب سينمائي هم بايد بيشتر در بين مردم احساس شود. به علاوه سينما به دلايل متعدد مورد توجه آحاد جامعه، مسئولين، مردم و مديران و . . . است در اين جا اين سؤال مطرح مي­شود که با اين احوال چرا وضع کتاب­هاي سينمائي اينقدر بد است؟ او در ادامه گفت: در زمينه سينما دولت در حوزه نشر کتاب و حوزه­هاي ديگر علاقه به چاپ و نشر ندارد. به علاوه آنچه که از همه نگاه­ها پنهان مي­ماند اين است که کتاب خم رنگ­رزي نيست که همين طور بجوشد. ما در اين حوزه نيازمند متفکر و انديشمند هستيم. کسي که روي سينما تمرکز داشته باشد و به حوزه­هاي مختلف آن تسلط کافي داشته باشد. البته تعداد اين افراد بسيار کم هستند به گونه­اي که ما رسماً در حوزه سينما با قحط الرجال مواجه هستيم. او افزود: من به عنوان يک نويسنده به دلايل دشواري­هاي متعددي که در اين راه برايم وجود دارد، نوشتن در عرصه سينما را رها کرده­ام و به حوزه عمليائي کارگرداني رفته­ام در حالي که علاقه شخصي خودم در اين حرفه نوشتن است.

 امير فرض­الهي مؤلف کتاب (آسيب شناسي سينماي کودک ونوجوان) ديگر مهمان گزارش ماست که وضعيت کتاب­هاي سينمائي را چندان خوب نمي­داند. تأليف وجود ندارد و يا کتاب­ها بيشتر ترجمه است يا کتاب­سازي صورت مي­گيرد. وي معتقد است: موضوعات زيادي در سينما وجود دارد که همکاران ما مي­توانند آنها را مورد تحليل و بررسي قرار دهند متأسفانه بيشتر کتاب­هاي سينمائي ما تدوين و گردآوري مطالب است تأليف بسيار کم است و افراد محدودي هستند که با کتب تحليلي خودشان سينما را به سوي مطلوب هدايت مي­ کنند.

فرض الهي درباره فزوني کتب ترجمه شده نسبت به تأليفات سينمائي در ايران مي­گويد: يکي از علت­ هائي که سبب شده است ميزان کتب ترجمه­اي بسيار بيشتر از آثار تأليفي باشد اين است که برخي از مديران نشر احساس مي­ کنند که کتب خارجي مخاطب بيشتري دارند. به علاوه اينکه حق­التأليف کتاب بسيار کم است. مگر اينکه به مؤلف سفارش کار داده شود پيرامون يک موضوع خاص، که اين هم البته نادر است. احمد ميراحسان نويسنده کتاب (پديدار و معنا در سينماي ايران) درباره وضعيت کتب سينمائي در ايران گفت: وضعيت بسيار بد است. من نمي­خواهم خيلي منفي باف باشم اما برايتان يک مثال مي­آورم مهمترين ماجرا در ايران جنگ است. و اين ژانر در طول ساليان متوالي توانسته است به عنوان يک ژانر مستقل رشد خود را داشته باشد با اين حال حتي خود دولت خيلي احساس نياز در رابطه با پرداختن به اين ژانر سينمائي ندارد در حالي که در همه جاي دنيا کتاب­هاي زيادي پيرامون جنگ و فيلم­ هاي جنگي و سينماي جنگ تأليف شده است. او افزود: البته کتاب­هاي زيادي در عرصه سينما به چاپ رسيده­اند اما اينها بسيار پراکنده و بدون نقشه و فاقد يک نگاه منسجم بوده­اند.

احمد طالبي نژاد، منتقد سينما نيز، در اين باره مي­ گويد: نکته جالب پيرامون ادبيات سينماي ايران اين است که وقتي سينما وجود نداشته باشد، اين ادبيات رشد مي­کند. البته قبل از انقلاب حجم ادبيات سينمائي کم بود اما در دهه 60 که سينما در برزخ بودن و نبودن قرار داشت ادبيات سينمائي بسيار به کمک جوانان مشتاق رسيد و اکنون به جائي رسيده­ايم که حجم کتب سينمائي بسيار زياد شده است. البته اين نوعي پارادوکس است که در سينمائي که اساساً از بنياد ميانه­اي با دانش نداشته است، ادبيات سينمائي رونق بگيرد! وي تصريح کرد: در تاريخ سينماي ايران مشاهده مي­کنيم هروقت قبل از پيروزي انقلاب اسلامي فيلم سازان تحصيل­کرده مي­خواستند به سينما وار شوند مجبور بودند به فيلم فارسي تن بدهند چون آن سينما به تفکر احتياجي نداشت و همين مسئله باعث شد که حجم کتب سينمايي کم بشود چون تشنگي براي آموختن حس نمي­شد البته اين جريان تا امروز دچار دگرديسي شده است و امروز سينماي ما تشنه­ي آموختن است. حجم فيلم سازاني که وارد سينما مي­شوند از گذشته خيلي بيشتر شده است اين موضوع نياز به آموختن را افزايش مي­دهد قطعاً سينما را از روي کتاب نمي­توان آموخت بلکه بايد آنرا با تجربه عملي ياد گرفت. وي تصريح کرد: سينماي جديد ايران قطعاً به کمک ادبيات سينمائي امروز خود تحول جديدي خواهد داشت. سينماي ما فيلم ساز باسوادي مي­خواهد که اهل خواندن باشد. البته با توجه آشفتگي­هاي بسيار زياد بازار کتاب، خوشحال کننده است.            

 

شنبه 30 مهر 1390 - 12:32


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری