دوشنبه 1 آبان 1396 - 4:0
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

شيما حسن زاده

 

تئاتر ملي، تئاتر بخشنامه اي نيست

 

گفتگو با امير دژاکام


- تئاتر ملي چگونه تئاتري است؟

از آغاز احساسم اين بود که نمايش­هاي پرده­خواني، نقالي، تعذيه، تخت حوض مي­توانند پايه و اساس تئاتر ملي باشند اما به مرور زمان در حين تجربه نظر ديگري پيدا کردم احساسم عوض شد و به اين نتيجه رسيدم که تئاتر سنتي ما علي­ رغم ارزش­هاي والائي که دارد نمي­تواند تئاتر ملي کشور ما باشد اما مي­تواند سکوي پرتابي براي تئاتر ملي قلمداد شود به عقيده من تئاتر سنتي پاسخگوي تمام نيازهاي تئاتر ملي نيست. حتي نمايش تعزيه علي­رغم حرکت­هاي تعيين کننده نمي­تواند جايگزين تئاتر ملي کشور شود. انديشه و عمل من هم­زمان بود و اين فرصت را به سختي به دست آوردم تا بتوانم انديشه­هايم را عملي کنم. بعد از خلق نمايش (دست­ها و قلب­ها) مثنوي کوچه را کار کردم و بعد وارد حيطه ديگري شدم و زيباترين گلهاي قالي را با طرحي نو خلق کردم و در سالن اصلي مجموعه تئاتر شهر را به اجرا درآوردم که زيبائي شناسي خاصي در اين اثر مشهود بود و در حقيقت تلفيقي از زيبايي شناسي تئاتر سنتي و زيبائي شناسي مدرن بود که بسيار مورد توجه قرار گرفت سپس عروس چاه را به روي صحنه بردم و در واقع آئين عروسي قنات را معاصرسازي کردم که در سالن چهارسو به اجرا درآمد سپس در وادي تعزيه پژوهش­هائي را انجام دادم و شيوه اجرائي معاصر را بازسازي کردم با آثاري چون شمس، همزاد و سياوش­خواني موضوعي ملي را مدنظر قرار دادم برجسته­ترين و شاخص­ترين و موفق­ترين آنها . . . .

- اجراي نمايش شمس بود.

دقيقاً. با اجراي اين سه نمايش به قطعيت و باور دروني نائل شدم و به اين نتيجه رسيدم که نشانه­هاي موجود در درون تئاتر سنتي، در زمان معاصر، مي­تواند تعميم يابد و روش­هاي جديدي را براي ما خلق کند در اجراي اين نمايش­ها بر مبناي حکمت قراردادهاي موجود در تئاتر سنتي و تعزيه به روش­هاي جديدي دست پيدا کردم و به يک قانون کاملاً تخصصي رسيدم (موضع­گيري بازيگر نسبت به اشياء صحنه) و متوجه شدم که موضع­گيري­ها، به اشياء صحنه معنا مي­ دهد مثلاً اگر در تعزيه بازيگر روي صندلي مي­نشيند و آنرا اسب تصور مي­کند، صندلي، اسب مي­شود، وقتي صندلي را، تپه فرض کند، صندلي، تپه مي­شود و اين برخاسته از حکمتي است که در درون نمايش تعزيه وجود دارد و در انواع نمايش ايراني ديگر نيز ديده مي­شود. قانون ديگري که در نمايشنامه­هاي و نمايش­هاي ايراني وجود دارد موضع­گيري بازيگر نسبت به مکان است که معناي ويژه­اي را از مکان مي­طلبد. وقتي بازيگر صحنه را، متصور مي­شود، صحرا مي­ شود و وقتي صحنه را دريا مي­بيند صحنه به دريا تبديل مي­شود که اين يعني باور بازيگر است که به صحنه معني مي­ دهد. در نمايش تعزيه شاهد يک سکوي گرد هستيم و سکوي گرد به مثابه جهان است و انسان به مثابه تفسيرکننده جهان نمود مي­يابد. در ضيافت شيطان و ليلي و مجنون از ادبيات فارسي بهره­گيري کردم و به موضوعاتي پرداختم که مورد توجه همه­ي ايرانيان است در اين دو نمايش قواعد تقليد را گسترش دادم و با معاصرسازي به ارتباط مناسبي با مخاطبان دست پيدا کردم و سپس کنکاشي عميق در مضمون عاشورا، نمايش عزل کفر را خلق کردم. متن عزل کفر متني است مبتني بر تئوري ايجاز – سرعت – قدرت، که با انسجام کامل به تکثير حرکات فردي منجر گرديد. اگر در تعزيه دو جنگجو تکثير شوند و تعداد آنها چهل نفر افزايش يابند جذابيت کار صد چندان مي­شود و جنبه­هاي نمايشي کار افزون مي­يابد و مانع بروز حرکات کند در تعزيه مي­شود. در نمايش عزل کفر با استفاده از موسيقي معاصر جهان، تکنيک­هاي ويژه­اي را به کار گرفتم و دوست بسيار عزيزم حسين مسافر آستانه از حرکات و رفتارهائي سود جست که با مخاطبان غير مسلمان نيز ارتباط مناسبي برقرار کرد و اجراي آن در پاريس بسيار مورد توجه قرار گرفت.

- چرا تئاتر سنتي ايران، نمي­تواند به تئاتر ملي تبديل شود؟

تئاتر سنتي ايران به تنهائي و به خودي خود اين توان را ندارد که به تئاتر ملي ايران تبديل شود زبان تئاتر سنتي کند و در بسياري از موارد تکراري است واژه­هائي که در آن وجود دارد با جوان امروز ارتباط برقرار نمي­کند و مهمتر از همه اينکه تئاتر سنتي ما تحول نيافته است و به رشد و تکامل خود نرسيده است و در زمان­هائي که در اوج شکوفائي بوده است با همه­ي آحاد ملت ارتباط عميقي پيدا کرده است اکنون اين تئاتر سنتي به هم ريخته است و هنرمندان اين عرصه خسته و فرتوت هستند خستگي و فرسودگي هنرمندان تئاتر سنتي باعث شده است که اينگونه از تئاتر کاملاً به خاموشي گراييده شود که فروغ خودش را از دست داده است تئاتر سنتي براساس حکمت­هاي اصلي خود يعني وحدت، عدالت، انسان خودمختار تأثيرگذار، پيروزي حق و . . . قادر به برقراري ارتباط با همه­ي انسان­هاي کره خاکي است اما بسياري از تئوري­هاي سياسي چنين نمايش­هائي، در جهان معاصر منسوخ شده و جوامع امروز فاقد آن هستند البته در برخي از جوامع هنوز چنين معادلاتي مشهودند مثلاً نظام فئوداليته برچيده و روش­هاي ساده استثمار در جهان امروز به روش­هاي بسيار غامض و پيچيده­اي مبدل شده است. دکترين­هاي سياسي نظام­هاي جهان در عين پيچيدگي بسيار گسترده شده­اند، اگر نمايش­هائي چون تخت حوضي قصد دارند به حيات خود ادامه دهند بايد تغييراتي اساسي در تئوري­هاي سياسي خود بوجود بياورند و بر مبناي تئوري­هاي سياسي جهان امروز گام بردارند در سياه­بازي، سياه به عنوان نماينده­اي از مردم، زخم­هاي حاصله بر پيکر خود را توسط ارباب بر او وارد شده است مطرح مي­کند چنين روش­ هائي منسوخ شده­اند و ظالمان براي تضعيف مظلومين روش­هاي مدرن­تري به کار مي­گيرند و اگر قرار است که نمايش سياه­بازي ادامه پيدا کند بايد روابط ميان ظالم و مظلوم در قالبي مدرن و امروزي بيان شوند و در حقيقت دکترين سياسي نمايش سياه­بازي تغيير کند به علت گسترش علوم انساني و ارتباط آن با جامعه شناسي – روانشناسي - فلسفه و اخلاق، مضامين کهنه و منسوخ مستتر در درونمايه­هاي نمايش­هاي کهن بايد تغيير يابند. اما درباره نمايش تعزيه بايد هوشيارانه عمل کنيم يک بعد از تعزيه عبادي است که بايد محفوظ بماند به ويژه داستان­هاي مربوط به حضرت سيدالشهدا بايد دست نخورده و بکر باقي بماند. اما موضوعات ديگري مثل نفت، معضل ازدواج جوانان – معضل ترافيک - معضل هنرمندان، بودجه و اقتصاد کشور را نيز مي­توان در قالب تعزيه بيان کرد و مي­توان با ظرافت و درايت ضمن حفظ قالب­ هاي تعزيه چنين مواردي را به نمايش درآورد اينگونه نمايش­ها توانائي لازم را براي بيان رويدادها و رخدادهاي معاصر را در خود دارد در اين زمينه تجربياتي را کرده و به نتيجه مثبت نيز رسيده­ام مثلاً در نمايش شمس از بعد عبادي تعزيه خارج شدم و آرام آرام به سمت مسائل سياسي رفتم و به موفقيت قابل قبولي هم رسيدم و با مخاطبان ارتباط خوبي هم برقرار کردم به هرحال تئاتر سنتي ما تئاتر ملي نيست چون ملت ما امروز به گونه­اي ديگر مي­انديشد البته متضاد با گذشتگان نمي­انديشد بلکه پيشروتر و پيشگام­تر از گذشتگان فکر مي­کند علت اين تغيير انديشه هم به تعاملات اجتماعي امروز وابسته است که بسيار متفاوت شده است سرعت در زندگي امروز انسان نقشي حياتي دارد تماشاگر امروز تاب و توان گرفتن اطلاعات در درازمدت را ندارند او مي­خواهد اطلاعاتي که بايد در چهار ساعت دريافت کند را در چهار دقيقه دريافت کند کمينه­گرائي و ميني­ماليستي که در ادبيات کهنه ما وجود دارد به اين نکته توجه کرده است و به وفور در آثار سعدي و حافظ، عطار و مولانا و خيام به چشم مي­خورد در نمايش­هاي ما نيز اين پديده پايدار گرديده اگرچه افرادي در اين زمينه فعاليت­هائي را آغاز کرده­اند بخش ديگري که بايد به آن توجه کرد نشانه­ها و فيزيک اثر است اين نشانه­ها هم به جهت معني و مفهوم و هم به جهت فرم و شکل راهگشاي مفيدي هستند و احساس قرابت و نزديکي در انسان­ها بوجود مي­آورد مثلاً لباس لري يا بلوچي احساس خوبي را در افرادي که با اين دو قوم رابطه نزديکي دارند بوجود مي­آورد و بيانگر اعتقادات و تعاملات اجتماعي آنان نيز هست در نمايش­هاي آئيني نيز چنين فرم­ها و شکل­هائي ديده مي­شوند و معنا و مفهوم نهفته در آن بيانگر اعتقادات يک ملت است اما يک نمايش سنتي يک تئاتر ملي نيست تئاتري ملي است که به لحاظ شکل فرم و به لحاظ معماري به لحاظ پوشاک و از نظر فرهنگي ملي باشد در تعاملات و رفتارهاي اجتماعي و روابط انساني و چيدمان اين اشياء ملي باشد تئاتر ملي بايد بر دو رکن مليت و معنويت جاري در زمان استوار باشد مليتي که متکي بر دين ماست تئاتري که اين دو وجه را در خود دارد تئاتري ملي است. اگر نمايش­هائي چون ليرشاه، مکبث آنتيگونه با اتکاء به دو شاخصه فوق به اجرا درآيد مي­تواند در زمره تئاتر ملي قلمداد شود هر اثري که دو نشانه مادي و معنوي را در درون خود داشته باشد و يک کارگردان ايراني آنرا به نمايش درآورد يک تئاتر ملي است تعاريف تئاتر ملي وسيع و گسترده است و محدوديت اين تعاريف مي­تواند صدمات زيادي بر پيکره تئاتر ملي وارد کند تئاتر ملي مي­تواند بسيار متنوع باشد و همه رويکردها را با سلايق گوناگون دربربگيرد تنها راه برون رفت ما از شرايط فعلي احيا و گسترش تئاتر ملي است تئاتر ملي نبايد بخشنامه­اي – دستوري و سفارشي باشد. هنرمندي که در اين زمينه تئاتر يعني ملي کار مي­کند بايد مستقل و آزاد بيانديشد. در دهه چهل و پنجاه هنرمنداني که در اين زمينه کار مي­کردند فعاليت­هائي را در اين عرصه ملي بوجود آوردند حتي از سال 42 به بعد جشنواره­اي در اين زمينه شکل گرفت که يکي از خروجي­هاي اين جشنواره بلبل سرگشته استاد علي نصيريان است نمايش­هاي ديگري هستند که بعدها خلق و توليد مي­شوند و افراد ديگري هم فعاليت­هاي خود را گسترده مي­سازند. بيژن مفيد نمايش­هاي ماه و پلنگ، شاه­پرک خانم و شهر قصه را به اجرا درمي­آورد. زنده ياد ساعي نمايشنامه ضحاک و استاد بيضائي به اين عرصه گام مي­نهد و سال­هاي سال به تئاتر مي­انديشد و نمايش­هايش را با اين هدف اجرا مي­کند وي معتقد است هرگاه يک ايراني يک تئاتر کار کند آن تئاتر تئاتر ملي است و در اين ميان تعريف گسترده­اي را بيان مي­کند من هم معتقدم هرگاه يک ايراني به آب و خاک خودش عشق بورزد و از دو نشانه ملت و معنويت در تئاتر بهره بگيرد مي­توان کار او را در زمره تئاتر ملي قلمداد کرد.                                   

 

چهارشنبه 27 مهر 1390 - 10:6


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری