جمعه 2 تير 1396 - 16:41
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

حوزه هنري مأواي هنرمندان انقلاب است

 

گفتگو با پرويز اسکندر پور خرمي


پرويز اسکندر پور خرمي از استادان نامدار نگارگري کشور است که ضمن خلق آثار متعدد هنري داراي تأليفاتي نيز در زمينه تذهيب و نگارگري است. اسکندرپور 51 ساله داراي درجه ممتاز خوشنويسي و کارشناسي نقاشي است. وي تاکنون بيش از 20 نمايشگاه داخلي و خارجي داشته و تعدادي از آثارش در موزه­هاي آستان قدس رضوي، حرم مطهر امام خميني هنرهاي معاصر، شهدا و . . . نگهداري مي­شود. اسکندرپور که تا همين چند ماه پيش مسئوليت واحد نگارگري حوزه را بر عهده داشت هم اکنون نيز با واحدهاي تجسمي حوزه هنري رابطه تنگاتنگي دارد:

 

- در ابتدا کمي پيرامون چگونگي آشنائي­تان با اين هنر بگوييد؟

قبل از انقلاب بود که با هنر خوشنويسي آشنا شدم و احساس نزديکي به اين رشته کردم، در همين راستا مدتي شاگرد غلامحسين اميرخاني استاد نستعليق نويس ممتاز بودم. در رشته شکسته نستعليق هم با استاد يدالله کابلي خوانساري دوره­اي را گذراندم و در ادامه دوران تحصيل هم در ثلث با استاد مرتضي نجومي در تذهيب با استاد تاکستاني و در مينياتور با مرحوم تجويدي کار کردم.

- چه شد که پس از خوشنويسي به سراغ نگارگري رفتيد و علاقمند به اين رشته شديد؟

خوشنويسي اسباب و ملازمات گرايش من را به اين رشته هنري فراهم کرد. در دوران دبيرستان بود که به خوشنويسي علاقمند شدم و هميشه آرزوي کتابت قرآن کريم را داشتم. خوشنويسي در واقع بستري بود براي انتقال مضامين بلند و موضوعات حکمي. از اين رو به سمت خوشنويسي کشيده شدم اما بعدها متوجه شدم با هنرهاي قدسي مثل تذهيب و هنر اسلامي اسباب گرايش من به سمت نگارگري حرفه­اي را فراهم کردند. بعدها با خود فکر کردم گل و بوته­سازي اين دو را کامل مي­کند به عنوان مثال هميشه براي تجديد قرآن از اين هنر استفاده کردم. گل محمدي و ياس و شقايق هم گل­هائي هستند که من در آثارم زياد به کار برده­ام و دوست داشتم مفاهيم بلند قرآني را با ارائه­هائي از اين دست جلوه دهم. مينياتور هم کششي بود که خود به خود حين تدريس امور هنري ايجاد شد البته استاداني که در سر راه من قرار گرفتند کساني بودند که ملازمات اين هنر را براي من فراهم کردند در حقيقت بزرگي روح و شخصيت اين استادان بود که اين تمايل را در من ايجاد کرد که در اين رشته مداومت و مقاومت کنم.

- پس در حقيقت شما نگارگري را راهي براي انتقال مفاهيم عميق و مضامين متعالي دانستيد و همين امر باعث گرايش شما به اين رشته شد؟

ظرف هنرهاي ايراني و اسلامي در نگارگري آنقدر وسيع است که مي­تواند همه مضامين را در خودش بقبولاند و هضم کند اين هنر قابليت بسيار زيادي در تصويرسازي و نقاشي مستقل دارد البته بيشتر استفاده اين هنر مربوط به نقاشي قدسي است که با توجه به اهميت بالائي که پرداختن به اين مقوله مي­طلبد بايد دقت بسيار زيادي در طراحي نقوش کرد براي مثال براي طراحي ضريح حضرت علي (ع) بايد تشخيص حضرت را هم در نظر گرفت. يا براي ضريح امام حسين از حيث مفاهيم و روايت بايد در طراحي نقوش هم اهل ظرافت متوجه شوند که جايگاه اين حضرت کجاست يا به نوعي اين نقوش بايد نقل موضوعات و روايات مربوطه را بکند. پرداختن به اين مفاهيم و مضامين بلند که لازمه­ي اين هنر است من را به سمت نگارگري هدايت کرد.

- در حال حاضر جايگاه هنر نگارگري در بين هنرهاي تجسمي و به ويژه هنر ايراني اسلامي کجاست؟

در گذشته به خاطر ميل به نوگرائي که در هنرمندان بوجود آمد هنرمندان ناگزير به هنر غرب گرايش پيدا مي­کردند در دانشگاه تهران هم به عنوان اولين سنگر علمي و فرهنگي فقط هنر نقاشي و گرافيک و تصويرسازي تدريس شد و در مورد هنرهاي ايراني اسلامي گرايشي وجود نداشت قبل از انقلاب  هم چند نفر بودند که با همت يکديگر انجمن خوشنويسان را راه­اندازي کردند مرحوم کاوه و مرحوم زرين خط از اين دست آدم­ ها بودند در آن دوران تشکيل اين انجمن يک نعمت بود و به نوعي سرمشق و الگوئي بود براي ما که رشته نگارگري را در دانشگاه­ها راه­اندازي کنيم ما آنقدر به دفاتر فرهنگي و هنري از جمله شوراي فرهنگي انقلاب و دفتر معظم آقا نامه ارسال کرديم با بالاخره زمينه­ هايي براي راه­اندازي رشته نگارگري در دانشگاه تربيت مدرس فراهم شد و هم اکنون بيش از سه سال است که در مقطع کارشناسي ارشد شاهد رشته نگارگري هستيم البته رشته­هاي هنرهاي اسلامي هم هست که در زمينه معماري اسلامي فعاليت مي­کند.

- با توجه به اينکه هنر نگارگري قدمتي ديرينه در ميان هنرهاي ما دارد چرا زودتر از اين­ها در دانشگاه­ها تدريس نمي­شده است؟

روزهائي بود که ما به مرحوم مميز اصرار مي­کرديم که به موازات هنرهاي غربي که تدريس مي­شود هنر ايراني اسلامي را از جمله نگارگري هم در دانشگاه تدريس شود. مرحوم مميز هم جواب مي­دادند که چون هنر ايراني اسلامي خيلي عزيز است اجازه بدهيد تا در مکتب خانه­ها تدريس بشود و دانشگاه­ها دون شأن هنرهاي ايراني است. به هرحال ايشان ممانعت کردند که هنرمندان ما با هنر ايراني اسلامي هم آشنا بشوند. اين مسئله گرفتاري­هاي روحي بسياري را براي هنرمنداني که به هنر ايراني اسلامي مي­پرداختند فراهم آورد. آقايان نمي­دانستند که با اين ممانعت در واقع آب به آسياب دشمن و هجمه­هاي و شبيخون­هاي فرهنگي مي­ريختند. چندي پيش يک منتقد آثار هنري ژاپني به موزه هنرهاي معاصر آمده بود او مي­گفت آثاري که در اين موزه وجود دارد آثار دسته دوم و سوم هنرمندان غربي است و من اين همه راه را آمده بودم که هنر شما را ببينم او که يک فرد خارجي بود متوجه شده بود که ما از هنر خودمان دور شده­ايم هنر ايراني هنري شخصيت­دار و عميق است. گوشه و کنار دنيا ما را با اين زبان هنري مي­شناسند هر هنرمند بايد به زبان فرهنگ خودش هنرش را بيان کند تا بتواند تمام مفاهيمي را که در ذهنش هست را به درستي انتقال دهد سرزمين ما داراي تمدن چند هزار ساله است و بهتر است که هر بوم و برزني با زبان و ادبيات و فرهنگ و هنر خودش اعلان موجوديت کند اتفاقاً مردم دنيا اين روش را بيشتر مي­پسندند و استقبال بيشتري هم مي­کنند.

- آيا هنر نگارگري ايران در بيرون از ايران هم شناخته شده است؟

بله. هنر نگارگري ايران تحت عنوان (پرشين آرت) شناخته شده است. نگارگري و هنر ايراني يک سابقه ديرينه­اي در تاريخ هنري ايران به ويژه ادبيات و تصويرسازي دارد و ارائه­هاي کتاب­هاي ما همواره و مزين به اين هنر ايراني بودند.

- چه بايد کرد تا هنر نگارگري و اساساً هنر ايراني گسترش و ارتقا پيدا کند و از اين وضعيتي که الان دچار شده است رهائي يابد؟

امروز مي­توانيم براي تک تک رشته­هاي هنر ايراني دپارتمان دانشگاهي تعريف کنيم ما رشته­هاي متعددي در هنرهاي ايراني اسلامي داريم از جمله مذهب­کاري، شرفه­کاري، جدول­زني، کتابت نگاري، مينياتور و گل و بوته­سازي. هنر ايراني هنر گسترده­اي است و حيف است که براي اين هنر به اين گستردگي فقط 30 واحد دانشگاهي داشته باشيم اگر هريک از اين هنرهاي ايراني رشته مختص به خود را داشته باشد آن هنگام مي­توانيم شاهد اتفاقات شيرين باشيم امروز در دنياي هنر پست مدرن مي­گويند که خلق جديد داشته باشد يعني بياييد تمام گذشته را نفي کنيم تا يک اثر جديد داشته باشيم اين مطلب مي­تواند اتفاقات سوئي را دربرداشته باشد امروز با توجه به ظرفيت­هاي هنري کشور مي­طلبد که اين هنر به نقاط مختلف جهان معرفي شود. ما در واقع بايد به هنرمندان دنيا بفهمانيم که اگر به دنبال ترکيب رنگ معقول و هندسه متعارف و مبتني بر عقل و رياضي هستند حتماً بايد هنر ايراني را مشاهده کنند ما تاريخ ديرينه و غني داريم و در حال حاضر هم مي­توانيم اين پرده­هاي حجاب که دشمن از سر تبليغ روي چشم ما انداخته کنار بزنيم و به کمک خداوند اين نور را که همان هنر ايراني است به تمام دنيا ابلاغ کنيم.

- پس شما به عنوان استاد دانشگاه از وضعيتي که اين رشته هنري در دانشگاه­ها دارد راضي نيستيد؟

بايد گفت متأسفانه هنوز وضعيت مطلوب صورت نگرفته است و تا به يک وضعيت پايداري برسد، زمان خواهد برد. البته بنده راضي هستم. تا همين حد هم که الان صورت گرفته، اميدوارکننده است و جاي شکر دارد وضعيت هنر نگارگري امروز نسبت به گذشته بسيار بهتر است در گذشته هنر ايراني اسلامي حتي در کشورهاي اسلامي جايگاهي نداشت و ناشناخته بود.

- با توجه به اينکه شما با دانشجويان اين رشته در ارتباط هستيد کمي راجع به علاقمندي دانشجويان نسبت به اين رشته و استقبال انها از نگارگري صحبت کنيد؟

به جرات مي­توانم بگويم که دانشجويان اين رشته به هنرمند بودن در زمينه نگارگري افتخار مي­کنند. وقتي دانشجويان وارد اين رشته مي­شوند و پيچيدگي­هاي دلپذير و زيبائي چشم نواز يا زاويه­هاي پنهاني معرفتي نگارگري را مي­بينند از هنر غرب بريده مي­شوند. خيلي از دانشجويان دوران دانشجوئي را براي يادگيري اين رشته ناکافي مي­دانند و بعد از دانشگاه هم کماکان دنبال اين هنر هستند.

- اکثر آثاري که توسط دانشجويان خلق مي­شود ضعف­هاي بسياري دارد دليل اين امر چيست؟

براي ارتقاي سطح کيفي نگارگري فقط بايد پايه­اي کار کرد و ما در حقيقت بايد از دوران دبستان هنر نگارگري و ايراني را ترويج بدهيم تا شاهد خلق آثار بي بديل باشيم.

- در ميان نقش نهادهاي فرهنگي که متولي امور فرهنگي و هنر کشور هستند چرا اکثراً از اين موضوع غافل هستند؟

مراکز فرهنگي هنري مانند حوزه هنري به عنوان متصدي و متولي هنر انقلاب يا هنر اسلامي مي­تواند نقش اساسي در پيشبرد اين هنر داشته باشد. حوزه هنري به موازات دانشگاه و مراکز علمي که دارد مي­تواند باعث تسريع نشر هنر ايراني بشود به گمانم دوستان حوزوي ما مي­توانند با همت بلند همچنان با دانشگاه هم­قدمي­ کنند و روزهاي خوبي را براي هنر نگارگري پديد بياورند. اما پيشنهاد اصلي من براي ارتقاي هنر نگارگري اين است که وزارت آموزش و پرورش نيروهاي هنرمند پرورش دهد تا مراکز آموزش عالي و فضاهاي هنري مثل حوزه هنري که يک کرسي بلندي براي نشر هنر ايراني هستند بتوانند نقش اساسي خود را در اين هنر ايفا کنند.

- مراکز فرهنگي هنري مثل حوزه هنري از چه طريقي مي­توانند نقش اساسي در پيشبرد هنر ايراني اسلامي به ويژه نگارگري ايفا کنند؟

حوزه از طريق کرسي­هاي آموزشي که دارد مي­تواند نيروهاي حرفه­اي تربيت کند و روانه جامعه هنري کشور کند برگزاري همايش­ها و نشست­ها درباره نگارگري هم مي­تواند به علمي شدن هرچه بيشتر اين رشته کمک کند با توجه به اينکه حوزه هنري در همه استان­ها فعال است از اين طريق مي­توان مرکزيت که اين هنر در تهران دارد را به سطح کشور بسط داد. با توجه به اينکه وظيفه اصلي هنر نگارگري پرداختن به مضامين اسلامي است در ايام سوگ­ها و شادماني­ها که منتسب به معصومين است اين نشست­ها و جشنواره­ها و همايش­ها را برگزار کند که سالهاست مغفول مانده را ارتقا بخشيده و گسترش دهد البته ايجاد موزه­ها مربوط به هنر ايراني مي­تواند ايجادکننده يک مکتبي در جمهوري اسلامي باشد. بايد بگويم که به برکت وجود استادان بزرگ که در اين رشته فعاليت مي­کنند اين اتفاق دور از دسترس نخواهد بود در واقع تحقق اين امر مي­تواند زمينه­هاي ايجاد مکتب نگارگري را در اين دوران فراهم کند.

- شما در زماني که مسئوليت واحد نگارگري حوزه را به عهده داشتيد چه اقداماتي را در راستاي پيشرفت اين هنر انجام داديد؟

ما در حد وسعمان در يک گروه کوچک که شايد جمعيتمان به دو سه نفر هم نمي­رسيد توانستيم با جذب تعدادي مينايتوريست و هنرمندان منتسب به اين رشته اين گروه را بزرگ­تر و فعال­تر کنيم به برکت وجود برخي ازدوستان در زمان واحد نگارگري حوزه هنري انسجام خوبي پيدا کرد و اتفاقات خوبي هم افتاد. آثاري که اين واحد در آن دوران جمع­آوري کرد آثار بسيار باارزشي بودند و همه­ي آنها ارائه دهنده مفاهيم والائي چون عاشورا، کربلا و ولايت بودند. پرداختن به اين مضامين باعث شد تا اين مفاهيم بر روي نقاشان هم اثرگذار باشد ما از هر بزرگي که در اين رشته فعاليت مي­کرد دعوت مي­کرديم و اين امر اسباب خيلي از اتفاقات خوب در آن دوران بود به نظرم حوزه هنري مدوار هنرمندان انقلاب است.                  آآقا              

 

 

سه‌شنبه 26 مهر 1390 - 13:31


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری