جمعه 28 دی 1397 - 2:48
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

رساله فوگ

 

رساله فوگ

نويسنده: آندره ژدالژ

ترجمه: محسن الهاميان

انتشارات: سوره مهر

چاپ دوم: 1390

 

شايد لازم باشد تا كمي درباره اهميت فوگ در كمپوزيسيون موسيقي صحبت شود. چون متاسفانه اين مطلب هنوز براي موسيقي ما آشكار نشده و ما با شنيدن واژه فوگ ياد فوگ پرلودهاي باخ يا فوگ بزرگ بتهوون مي افتيم و فوگ برايمان كمپوزيسيوني مستقل به نظر مي آيد و نه پايه اي براي توان و تسلط به آهنگسازي.

يك قطعه موسيقي به دو شكل مي تواند جلو برود 1) تكرار و سكونس 2) تقليد و گسترش. فوگ پايه آموزش براي موسيقي اي است كه از طريق تقليد و گسترش جلو مي رود. البته در چنين شكلي از موسيقي هيچ چيز مانع آن نيست تا از سكونس و تكرار استفاده نشود. آنچه آهنگسازي بر مبناي فوگ را از يك تكرار يا سكونس ساده جدا مي كند، ابداع ملوديكي است كه فوگ نويسي مي آموزد چطور يك ملودي به شكل‌هاي بي نهايت متنوع و گوناگون بتواند ارائه شود و اين ابداع در شكل هاي تقليدي به كار گرفته شود.

مترجم كتاب در مقدمه آن مي نويسد: «در خاطره آموزشي ما شايد بتوان گفت تدريس هارموني را براي يك ترم و نه حداكثر دو ترم داريم و بعد هارموني را پايان يافته اعلام مي كنيم ( هرچند كه يك آموزش نه چندان عميق آن به حداقل پنج سال وقت نياز دارد) ولي شايد توان تدريس يك ساعته فوگ را هم نداشته باشيم ( آموزشي كه حدلقل بعد از اخذ ديپلم هارموني و كنترپوان و قبل از آهنگسازي دو سال طول مي كشد در حالي كه چنين درسي در سيستم آموزشي ما محلي از اعراب ندارد) و همين فاجعه كار آهنگسازي را در كشور ما نشان مي دهد.»

وي سپس به مشكلات و نقايص عدم اهميت و آشنايي با اين موضوع پرداخته و مي نويسد.: «كار آموزش و برنامه ريزي دروس تئوريك موسيقي چيزي بيش تر از اين حرف هايي ست كه در دانشگاه ها و مراكز آموزشي ما مرسوم و بسيار مشكل تر از رشته هاي ديگري مثل تجسمي، فيلم، عكس ... است. يك دانشجوي متوسط رشته نقاشي در پايان دوره ليسانس قادر به كشيدن تابلويي است كه مي تواند مورد قبول باششد ولي چرا فارغ التحصيل فوق ليسانس رشته آهنگسازي قادر به نوشتن قطعه اي موسيقي نيست كه سر وته و جذابيت هر چند داشته باشد و به ناچار به بيراهه رفته و موسيقي آوانگارد مي نويسد يا از روي اين و آن پارتيتور رونويسي مي كند بدون آن كه استاد مربوطه به روي خودش بياورد چون اين دانشجو اصلاً قادر به طراحي موسيقي نيست و شايد هم خود آن استاد، هرگز در اينجا كسي صحبت از طرح زدن براي موسيقي نكرده است.»

مطالب اين كتاب به سه بخش تقسيم گرديده است. بخش اول شامل بررسي تفصيلي اصول كلي فوگ به ويژه آنچه مربوط به فوگ مكتبي است مي باشد. بخش دوم به اشكال گوناگوني اختصاص دارد كه فوگ به عنوان رفتاري از كمپوز يسيون مي تواند به خود بگيرد و بالاخره در بخش سوم به ارتباطي كه فوگ با هنر دولوپمان موزيكال دارد پرداخته مي شود.

نويسنده كتاب در مقدمه اين اثر مي‌نويسد: در اين رساله فوگ مكتبي را از فوگ كمپوزيسيون موزيكال جدا كرده ام به اين دليل كه اين نوع فوگ را نوعي كمپوزيسيون موزيكال ملاحظه نكرده ، بل آن را تمريني براي علم معني و بيان موزيكال، فرمي خشك و قرار دادي ديده ام كه درعمل به كار گرفته نمي شود... هرگاه كه توانسته ام قوانين را با تكيه به مثال هايي گرفته شده از استادان به ويژه ي.س.باخ بررسي كرده ام.

وي در جاي ديگري آورده است اصولي در مطالعه فوگ وجود دارد كه نمي تتوانستم براي آن مثال هايي را از استادان بياورم. تنها در اين مورد است كه عقيده داشتم، بايد اين مثال ها را خود بنويسيم، اين كار را تنها در مواردي كه كار ديگري غير ممكن مي نمود انجام داده ام.

ژدالژ مي نويسد: تمام مطالب اين رساله ، در مدت طولاني تدريس فراهم شده است. اين مطالب در نتيجه تماس روزانه با شاگردان به دست آمده است. نويسنده كتاب در پايان مقدمه خود اظهار اميدواري مي كند كه اين رساله بتواند اين مهم را برساند كه: فوگ شيوه اي است بسيار قوي، حتي در يك شكل مكتبي كه به طور موزيكال ايده ها و احساساتي را در زباني بسيار غني و متنوع بيان مي كند وي مي گويد بايد بدنبال بهترين نمونه هاي اين زبان بود نه در آثار فضل فروشان ، بل در ميان استادان ...

رساله فوگ شامل 14 فصل است كه فصل اول آن به تعريف هاي كلي ، ريشه شناسي و عوامل اساسي فوگ پرداخته است. فصل دوم با عنوان سوژه به شرايط الزامي براي سوژه ، ريتم سوژه ، ملودي سوژه، بلندي سوژه و.... مي پردازد. فصل سوم كتاب حاضر با عنوان جواب به تعاريف، توناليته جواب، قواعد جواب ، هارموني پايه جواب و موضوعات مرتبط با اين عنوان اشاره دارد.

فصل چهارم تحت عنوان كنتر سوژه مشتمل بر تعاريف كلي اين موضوع ، جهش كنتر سوژه، به كارگيري نت تاخير، نامگذاري فوگ و... مي باشد. در فصل پنجم با عنوان اكسپوزيسيون فوگ نگارند به تعاريف ، ورود كنتر سوژه ، سوژه در ارتباط با صداي مربوطه ، كودا ، كوداي دوم، پرهيز از آونيسون و ... مطالب اين حوزه مي پردازد.

مطالب فصل ششم زير عنوان كنتراكسپوزيسيون به تعاريف اين مبحث، مدل كنتراكسپوزيسيون، تحقق يافته در دو ، سه و چهار صدا و... اشاره دارد.

در فصل هفتم با عنوان ديورتيسمان فوگ تعاريف، استفاده از مارش هارموني ، كيفيت ديورتيسمان، آناليز اكسپوزيسيون براي موار ديورتيسمان، ساختن خط ملوديك براي ديورتيسمان و ... از زير فصل هاي اين قسمت است.

فصل هشتم كتاب حاضر استرتوها نام دارد كه در آن به تعاريف ، چيدمان صداها ، پرهيز از اونيسون ، استرتو كانونيك معكوس، قطع شدن سوژه يا جواب و ... پرداخته شده است.

قواعد هارمونيك ، نقش پدال ، پدال دوبل، محل پدال و ... عنوان زير فصل هاي فصل نهم تحت نام پدال است.

در فصل دهم نويسنده كتاب زير عنوان مودولاسيونهاي فوگ به تن هاي همسايه ، ترتيب مودولاسيون ها ، سوژه در مد مينور، بلندي ديورتيسمان ها ، ابعاد فوگ و سوژه در مد مخالف مي پردازد.

عنوان فصل يازدهم ساختمان استرتو نام دارد در اين بخش با موضوعاتي همچون استرتوي ناشي از تناوب سوژه و كنترسوژه ، ديورتيسمان استرتو، ساختمان مجموعه استرتو ، استرتو معكوس و آناليز استرتو روبرو هستيم.

فصل دوازدهم كتاب حاضر با نام كمپوزيسيون موزيكال فوگ زير فصل هايي چون كيفيت موزيكال فوگ ، تداوم نوشتار و خط ملوديك، سبك فوگ ، نقش بيانگر كنتر سوژه و ... را در بر مي گيرد.

در فصل سيزدهم تحت عنوان معرفي سوژه جديد نويسنده كتاب به تعريف سوژه جديد ، محل سوژه جديد، مارش استرتو، جستجو براي سوژه جديد ، اكسپوزيسيون سوژه جديد و ... اشاره دارد.

و آخرين فصل كتاب نيز با نام نظم و ترتيب كار براي نوشتن يك فوگ به ترتيب كار ، صحبت در مورد جواب ، كنترسوژه ها ، سوژه جديد، جستجوبراي استرتوها و كانون ها، اكسپوزيسيون ، هدايت فوگ و پرداخته است.

نويسنده كتاب مي نويسد: با نوشتن اين كتاب خواسته ام نشان دهم كه اين موارد الزامي و عملي است. براي قضاوت درباره كتابم مي خواهم كه كتاب در مجموع خود ملاحظه شود نه بعضي از اجزائ آن. چه خود را موظف به انجام اثري مفيد براي هنر موسيقي كرده ام و اميد آن دارم تا گذشت زمان به من ثابت كند كه در اين كار موفق بوده ام.

 

 

يكشنبه 24 مهر 1390 - 12:58


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری