سه‌شنبه 31 ارديبهشت 1398 - 23:0
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

سلمان ساوجي

 


- سلمان ساوجي (آفرينندگان فرهنگ و تمدن اسلام و بوم ايران) (6)

- دکتر علي اکبر ولايتي

- شرکت سهامي کتابهاي جيبي وابسته به انتشارات اميرکبير، 1390

- شابک: 4- 319- 303- 964- 978

- قيمت: 2600 تومان

 قرن­ها پيش از آنکه اروپا و ممالک اروپايي کشور شوند، مسلمانان امت واحده و ايرانيان ملتي منسجم بودند. حکيم بزرگ ما، ابوالقاسم فردوسي، عمر خويش را بر سر عزت ايران گذاشت و ديگر حکيم سترگ، نظامي گنجوي، فرمود که همه جهان تن است و ايران دل، امت اسلامي مدت هزار سال مهد علم و تمدن و فرهنگ جهان، و ايران پرچمدار اين نهضت بزرگ اسلامي بود. . . در دو سه قرن اخير، هجوم فرهنگي، نظامي، سياسي و اقتصادي استعمار موجب رخوت و عقب افتادگي جوامع مسلمان شد، ولي بيداري اسلامي قرن گذشته و معاصر، و خيزش اسلامي چند دهه­ي اخير موجب حرکت مسلمانان گرديد. . . براي تحقق چنين حرکتي، اقدامات اساسي، معرفي و بازشناساندن بزرگان تاريخ تمدن اسلام و ايران و باز تعريف ارزشهاي اعتقادي اسلامي و هويت ملي است. در همين راستا تأليف يکصد و ده جلد تک نگاري در معرفي بزرگان تاريخ علم و فرهنگ اسلام و ايران آغاز شد که کتاب حاضر – سلمان ساوجي – ششمين جلد از اين مجموعه با نام آفرينندگان فرهنگ و تمدن اسلام و بوم ايران به قلم دکتر علي اکبر ولايتي مي­باشد. نويسنده بعد از مقدمه کتاب را در شش فصل تهيه و تنظيم کرده است. مؤلف فصل اول را به اوضاع سياسي و اجتماعي عصر سلمان اختصاص داده و در فصل دوم به زندگي سلمان ساوجي مي­پردازد. نگارنده در فصل دوم بعد از زندگي­نامه­ي سلمان به خانواده، مذهب، ممدوحان، مال و دارايي، سفرها و در نهايت به مرگ سلمان پرداخته است. و درباره­ي او چنين مي­گويد: تذکره نويسان نام وي را سلمان و لقبش را جمال­الدين و تخلص وي را به نام خود او (سلمان) ذکر کرده­اند و در اين مورد اختلافي نيست. ولادت در اوايل قرن هشتم هجري و در حدود سال 709 ق در ساوه بوده، دليل اين ادعا اين است که خود در مثنوي «فراقنامه» که احتمالاً در حدود سال 770 ق سروده به 60 سالگي خود اشاره مي­ کند:

کنون سالم از شصت و يک گذشت

بساط نشاطم جهان درنوشت

و درباره­ي خانواده­ي سلمان مؤلف چنين مي­گويد: جايگاه و مرتبه­ي خواجه علاءالدين محمد، پدر سلمان، و اشتغال او به مستوفي گري پذيرفته است؛ چرا که خواجه سعدالدين ساوجي، وزير غازان خان والجايتو، در آن دوران به مراتب بالايي رسيده بود و با خواجه رشيدالدين فضل الله، صاحب جوامع التواريخ، و خواجه عليشاه گيلاني نيز هم­دوشي و رقابت داشت و البته در اين ميان هم شهري خود را نيز فراموش نمي­کرد. از سويي شايد علت ديگر بستگي سلمان به خانواده­ي رشيدالدين فضل الله اين باشد که پدرش نيز در زمره­ي خدمت­گزاران آن وزير بزرگ بوده است. بيش از آنچه گفته شد در مورد پدر سلمان چيزي نمي­دانيم. ظهور و درخش سلمان در شعر و بلند شدن نام و آوازه­اش پس از کسب مقدمات علوم و آموختن آداب ديواني و مستوفي گري و علم سياق در اواخر دوران ايلخانان و در هنگام وزارت غياث الدين محمد بوده است. سلمان در خانواده­اي مسلمان و قائل به شرع مقدس اسلام متولد شد. پايبندي او به مقدسات اسلامي در بسياري از سروده­هايش مشهود است. ترجيع­بندي در ستايش و بندگي حضرت حق دارد که شامل يازده بند و بيش از 100 بيت است و در بند پاياني آن به مدح سلطان اويس هم گريز زده است. سلمان اشعار غرايي هم در مدح نبي مکرم اسلام و اهل بيت آن حضرت دارد که نشان دهنده­ي ارادت و اعتقاد قلبي او به ايشان است:

اي ذروه­ي لامکان مکانت

معراج ملائک آستانت

سلطاني و عرش تکيه­گاهت

خورشيدي و ابر سايه­بانت

طاقي­ست فلک ز بارگاهت

مرغي­ست ملک ز آشيانت. . .

سلمان همچنين در سروده­هايي بي مثال ارادت خاص خود را به اميرالمومنين حضرت علي (ع) نشان داده است از جمله در ترکيب­بندي مي­گويد:

اي زمينت آسمان عالم بالا شده

در هوايت آسمان چون ذره اندر واشده

در هواي بارگاهت عقل و دين جان يافته

در فضاي پيشگاهت جان و دل والا شده

باد صحبت خاک غيرت بر رخ جنت زده

گرد فرشت آب روي عنبر سارا شده. . .

هيچ يک از شاعران قرن 8 هجري، مانند سلمان از حقوق و مواجب حرفه­ي شاعري به فراواني و بي نيازي مالي نرسيده است. انعام و احسان­هاي بسياري که از شيخ حسن جلاير، دلشاد خاتون، و سلطان اويس دريافت مي­کرد، موجب حسادت شاعران ديگر بود. گرچه سلمان در بغداد غرق نعمت و فراواني بود و نزد بزرگان محترم و عزيز شمرده مي­شد، بعد از چند سال ياد وطن و اولاد و دوستان و نزديکان و دلتنگي براي ايشان آن شادي و آسايش را در کام او تلخ کرد و ناچار، غمگينانه به خدمت دلشادخاتون عرضه داشت:

ده سال رفت تا به هواي تو کرده­ام

ترک ديار و مسکن و مأواي خويشتن

آرزو داشت به او اجازه دهند موقتاً به ساوه برود و با عيال و فرزندان خويش ديدار تازه کند، ولي شاه و دلشادخاتون حتي اجازه سفري کوتاه را نيز به او ندادند. هرچه شوق سفر در سلمان بيشتر مي­شد بر سخت­گيري دلشادخاتون نيز افزوده مي­شد تا آنجا که برخلاف عادت در مجلسي سلمان موجب کدورتي شد و خبرش به دلشاد رسيد و رنجيد، اما سلمان چاره­اي انديشيد و با قصيده­اي خود را تبرئه و سبب دلگيري خود را با سخني لطيف و زيرکانه بيان کرد:

جماعتي ز سر حقد کرده­اند مگر

به بنده نسبت کفر نعمت سلطان

به جز ثناي شما در نيامدم به ضمير

به جز دعاي شما درنيامدم به زبان

اشعار مؤثر واقع شد و اجازه گرفت که دو ماهه به وطن برود و بازگردد. دوري راه و رنج سفر باعث شد که دو ماه سپري شود اما سلمان به بغداد بازنگردد. در نهايت سلمان چون چاره­اي جز مراجعت نداشت و از طرفي دوري از زن و فرزندان نيز سخت و دشوار بود ناگزير ايشان را با خود همراه کرد و به بغداد برد. و در نهايت در 12 صفر 778 در زادگاه خويش، شهر ساوه، از دنيا رفت. درباره­ي تاريخ فوت سلمان ميان تذکره نويسان اختلاف است. نگارنده در فصل سوم به شاعران متأخر و معاصر سلمان پرداخته و مي­گويد: سلمان هم مانند ديگر شاعران به ميراث ادبي پيشينيان توجه داشته و به زيبايي از گنجينه­ي ادبي گذشتگان بهره گرفته است. معناي ظريف، مضامين، تصاوير شعري تعابير و آرايه­هاي لفظي و معنوي را از گذشتگان دريافت کرده و به نيروي ذوق و اسشمار شاعري خويش آنها را با ظرافت پرورانده است. سلمان شعر گروهي از شاعران گذشته را در نظر داشته و از اشعار آنها آشکارا استقبال کرده و مستقيماً در شعر خويش دخالت داده است و در قصيده­هايش از آنها نام برده است. مهم­ترين آنها از اين قرارند:

الف) فردوسي و نظامي و ساير استادان مثنوي سراي.

ب) منوچهري دامغاني که يک قصيده به استقبال او ساخته است.

ج) سنايي غزنوي که سلمان چند قصيده­ي او را استقبال کرده، ولي با توجه به مراتب عرفاني ابيات سنايي نتوانسته اشعار را کاملاً شبيه سرمشق بسازد.

د) خيام نيشابوري، سبک خيام در سرايش رباعي بيش از همه­ي شاعران فريفته­ي خود کرده است.

هـ) انوري نيز از شاعراني است که سلمان را شيفته­ي سخن خود و مستقبل اشعار ساخته است.

و) ظهيرالدين فاريابي و کمال الدين اسماعيل اصفهاني.

نگارنده در فصل چهارم با عنوان «مقايسه­ي غزل سلمان با غزليات حافظ و سعدي» به تفاوتهاي ادبي، مضامين اصلي غزل سلمان و حافظ و سبک ويژگيهاي شعر سلمان مي­پردازد. غزليات سلمان بيش از ديگر شاعران فارسي زبان يادآور حافظ و اشعار اوست. ايشان علاوه بر استقبال­هايي که از يکديگر کرده­اند، اساساً نزديک­ترين زبان غزلي را به يکديگر دارند. بعضي از اشعار اين دو استاد بي نهايت بهم شباهت دارند که نشان دهنده­ي نزديکي گفتار و سخن ايشان با يکديگر است:

زمان زمان به دل و حال خويش مي­گفتم

آيا منازل سَلمي و اَينَ سلماک          (سلمان)

بسا که گفته­ام از شوق با دو ديده­ي خويش

آيا منازل سَلمي و اَينَ سلماک            (حافظ)

عاشقان را از جمالش روز بازار امشب است

ليله القدري که مي­گويند پندار امشب است (سلمان)

آن شب قدري که گويند اهل خلوت امشب است

يا رب اين تأثير دولت در کدامين کوکب است  (حافظ)

سلمان از نظر زماني بر حافظ تقدم دارد و ممکن است که حافظ مانند بسياري از هم­عصرانش، چون عبيد زاکاني، ابن يمين و ناصر نجاري به سلمان در مقام يک پيش کسوت تأسي کرده و از خواندن اشعار او بهره برده و حتي از اشعار وي استقبال کرده است. سلمان حدوداً سيزده سال از حافظ بزرگ­تر بوده و سيزده سال زودتر از او هم وفات يافته است. به رغم شباهت­ها و اشتراک­هاي لفظي و معنايي، ميان حافظ و سلمان تفاوت­هايي نيز هست که شعر و کلام هريک را تشخيص و امتياز و برجستگي خاصي مي­بخشد و سبک شعري آنها را از يکديگر متمايز مي­کند:

1) تفاوت در تصوير و صنعت پردازي.

2) زبان.

3) درون­مايه.

نگارنده در ادامه­ي فصل به تفاوتها و شباهتهاي سلمان با سعدي نيز اشاره مي­کند و نمونه­اي از غزلهاي عرفاني سلمان را آورده است:

بر سکوي يقين کعبه و بت خانه يکي­ست

دانم زلف سيه و سبحه­ي صد دانه يکي­ست

هر زمان جلوه­ي حسن از چه ز روي دگرست

باش يک دل به همه روي که جانانه يکي­ست. . .

جامي درباره­ي سلمان نيز چنين مي­گويد: سلمان ساوجي شاعري فصيح و بليغ است و در سلامت عبارات و دقت اشارات بي نظير افتاده است و در جواب استادان قصايد دارد، بعضي از اصل خوب­تر و بعضي فروتر و بعضي برابر، و وي را معاني خاصه بسيار است. نگاه جامي به اشعار سلمان نه فقط به مضمون و معني اشعار او، بلکه بيشتر مناسب حال عارفان و صوفيان و قصيده سرايان است. سلمان ساوجي در قصيده­سرايي استاد بود و برخي او را خاتم قصيده سرايان دانسته­اند. سلمان در قصيده سرايي، پيرو روش استادان قديم مانند سنايي، انوري، ظهير و کمال­الدين اسماعيل بوده است. از ميان قالبهاي شعري گوناگون که سلمان در آنها طبع آزمايي کرده، به تصديق همه­ي بزرگان سخن، در قصيده تواناتر است «سلمان در درجه­ي اول قصيده سراست و مي­توان او را از آخرين قصيده­سرايان معروف ايران پيش از صفويان دانست». شيوه­ي سلمان در قصايد او، حدي ميانه­ي قدما و متأخرين است؛ بدين معني که در عين اقتفا به قدما تأثيرات تحول زبان فارسي در قرن 7 و 8 هجري در آنها مشهود است. نگارنده فصل پنجم را به مضامين شعري سلمان اختصاص داده و در اين فصل به بررسي عناويني چون: کنجکاوي­هاي شاعرانه­ي سلمان در طبيعت، تاثير قرآن و حديث در شعر سلمان، مرثيه سرايي سلمان و مباني ارزشيابي ادبي آن، مرثيه­ي مذهبي و درباري سلمان، حکمت و اخلاق در ديوان سلمان، خودسازي و خودشناسي، بازتاب اوضاع زمان و روزگار سلمان در مقطعات او، جامعه­شناسي در شعرهاي سلمان و . . . مي­پردازد. مؤلف درباره­ي تأثير قرآن و حديث در شعر سلمان مي­گويد: ايرانيان طالب علم و حق طلب پس از آشنايي با فرهنگ جهان اسلام، آن را با آغوش باز پذيرفتند و نور قرآن و معارف آنجا نشان را روشني بخشيد و همه­ي شاعران و نويسندگان مسلمان ايراني پر از تلميح و اقتباس از مصحف شريف و احاديث پيامبر و اهل بيت (ع) است. سلمان نيز از اين قاعده مستثني نبوده و از آنجا که به آيات و احاديث اسلامي آگاهي بسيار داشته در اشعارش به دفعات از آنها بهره برده است:

سوگند مي­خورم به بهشت و قصور و حور

وانگه به خاک پاي تو کان حوض کوثر است

 تلميح به سوره­ي کوثر در قرآن کريم دارد.

اگر عکس رخ و بوي زلفت نبودندي

که بنمودي شب دي جور نحل طور موسي را

تلميح به کوه طور و بعثت حضرت موسي در آيه­ي 29 سوره­ي قصص دارد. حکمت و اخلاق از پرکاربردترين موضوعات تربيت اشعار شعراي بزرگ فارسي است. و از آغاز شعر دري، درون مايه­ي اشعار اغلب شاعران بوده است­. همان­گونه که شمار بسياري از اشعار رودکي، ابوشکور بلخي، شهيد بلخي و ديگر پيشگامان شعري دري در باب حکمت و اخلاق است. خودسازي و خودشناسي مهم­ترين جز حکمت و اخلاق مي­باشد. اما مهم­ترين عوامل خودسازي از ديد سلمان عبارت است از:

 1) سخن مؤثر: سلمان سخن مؤثر را باران رحمت الهي مي­داند که فضاي ذهن و ضمير را طراوت مي­بخشد.

2) نيايش: نيايش خداوند از برترين عوامل خودسازي است. سلمان در حوزه­ي نيايش، در غزليات و قصايد و ديباچه­ي منظومه­هاي «جمشيد و خورشيد» و «فراقنامه» و قطعات خود ابيات پرسوز و گداز و دلنوازي دارد؛ از جمله:

براق فکر را يک شب به معراج حقيقت ران

به گوش سر ز جان بشنو که «سبحان الذي اسري»

3) قناعت: از ديد سلمان، سرافرازي و استغنا حاصل قناعت است. حرص و طمع انسان را به مقصود نمي­رساند:

تو عين عزت نفس عزيز ار زانچه مي­خواهي

رو از قاف قناعت جو چو عنقا مسکن و مأوا

به تيه حرص بر آهو چه تازي نفس را چون سگ را

به صحراي قناعت رو که بي آهوست آن صحرا

4) عبرت: عبرت و عبرت آموزي در ادبيات کلاسيک فارسي جايگاهي ويژه دارد؛ سلمان نيز در قصايد خود، ادبيات عبرت­آموز فراواني دارد:

گذشت عمر عزيزت به هرزه تا امروز

دلا بگوش که باقي عمر دريابي

5) دنيا: در شعر سلمان، پند او را مي­شنويم که مي­گويد دنيا را به دنياپرستان واگذاريد و چون مسيح به کشور پهناور جان قدم گذاريد:

دار دنيا را بدين دزدان دين ده چون مسيح

راه دارالملک جان­گير از خراب آباد تن

نگارنده در بخش بازتاب اوضاع زمان و روزگار سلمان در مقطعات او چنين آورده است که: در آثار سلمان، مهم­ترين حوادث و وقايع زمان را به روشني شاهديم. در اشعار او بيش از شاعران معاصرش به اوضاع زمانه و حوادث و روزگار پرداخته شده. علاوه بر قصايد،که شايد بتوان گفت تاريخ منظوم روزگار سلمان در دوران ايلکانيان است، در مثنوي­ها، غزليات و رباعياتش نيز اين ويژگي وجود دارد. سلمان در قصايد و مثنوي­هايش واقعيت را با تصويرهاي پرشکوه و مبالغه­ آميز نشان داده است و در غزلهايش احساس هيجان و تأثر از آن وقايع را بيان کرده است. در قطعات شاعر، بازتاب مسائل به شيوه­اي خاص صورت گرفته که شايد به ويژگيهاي نوع قطعه­ها مربوط مي­شود، اما متأسفانه هنوز تحقيق کاملي در اين باره انجام نشده است. . .

تفاوت غزلهاي سلمان با قصيده­هايش ريشه­اي است؛ براي نمونه، در غزلهاي سلمان همان طنز آشکار حافظ بر زهد ريايي زمان را مي­بينيم که نشان دهنده­ي عملکرد مذهبي در اين روزگار است. از نگاه سلمان زاهد از عارف راستين جداست و طنزي آشکار درباره­ي صوفيان ريايي زمان خود دارد:

تو دستار افکني صوفي و ما سر در سر کويش

سر و دستار را بايد که فرقي در ميان باشد

سلمان هم چون حافظ دل پُري از زاهدان ريايي زمان خود و خشم و نفرتي بر دل دارد. وي در قصيده­هايش به اعتقادهاي مذهبي عصر خود اشاره دارد. سلمان در شعر خود نگاهي به رخدادهاي طبيعي چون قحطي و وبا دارد؛ براي نمونه پس از قحط­سالي شهر ساوه مي­گويد:

خواجه شد بي اعتبار و مال شد مار سيه

اي خداوندان مال، الاعتبار الاعتبار

بوده از خوبي سوادش چون سواد خال جمع

وز پريشاني شده چون زلف خوبان تار و تار

مؤلف در فصل ششم و پاياني کتاب، به کتاب شناسي و انتشار آثار سلمان پرداخته است: ديوان سلمان ساوجي تاکنون چندين بار به چاپ رسيده است؛ 1) ديوان سلمان ساوجي، به تصحيح منصور مشفق و مقدمه­ي دکتر تفضلي، انتشارات صفي عليشاه، سال 1360 ش.

شمار غزل­هاي اين ديوان به سيصد و اندي مي­رسد که شامل دو سوم غزلهاي شاعر است. تقريباً همه­ي قصايد شاعر در اين ديوان گردآوري شده است. سه ترجيع­بند دارد و ترکيب­بندي ندارد؛ در حاليکه شمار ترکيب­بندهاي شاعر بيش از ترجيعات اوست. برخي از رباعيات را آورده و از مثنويات سلمان استفاده نکرده است.

2) ديوان سلمان ساوجي، به تصحيح اوستا با مقدمه­ي رشيد ياسمي، انتشارات زوار. اگرچه اين ديوان در قياس با تصحيح قبلي برتر است، نقايصي نيز دارد:

الف) اين ديوان بدون در نظر گرفتن نسخه­ي اساس فراهم شده و گردآورنده ذوق شخصي خود را در تدوين ديوان دخالت داده است.

ب) اگرچه شامل اکثر غزليات سلمان است، از داشتن ترجيعات و ترکيبات موجود در نسخ اصلي بي بهره است و مثنوي­ هاي شاعر را نيز به شيوه­ي گزينشي جمع­آوري کرده است و از طرفي به نظر مي­رسد فقط يک چهارم ابيات مثنوي­ها را دربردارد.

3) ديوان سلمان ساوجي، به تصحيح ابوالقاسم حالت، به کوشش احمد کرمي، انتشارات ما، 1371 ش.

اين چاپ از ديوان در مقايسه با دو ديوان پيشين از هر حيث برتر است؛ هم از نظر شمول ابيات، و هم از نظر چاپ. در مقدمه­ي آن نسخه­هاي مورد استفاده معرفي نشده است. اين ديوان از اعمال ذوق شخصي نيز خالي نيست و اين مطلب به خصوص آنجا بيشتر نمود دارد که مثنوي­هاي دو ديوان اوستا و ديوان مذکور مقابله شود.

4) کليات سلمان ساوجي، به تصحيح عباسعلي وفايي، انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، تهران، 1382 ش.

اين تصحيح، که پايان­نامه­ي دوره­ي دکتري مصحح است، با راهنمايي دکتر اسماعيل حاکمي و مشاورت دکتر شفيعي کدکني و دکتر جليل انجام شده و مصحح معتقد است که نسخ خطي قديمي ديوان سلمان را ديده و بهترين متن را ارائه داده که در 771 صفحه است.

5) مجموعه مقالات کنگره­ي جهاني سلمان ساوجي که در ارديبهشت ماه سال 1377 در تهران برگزار شد و نهايتاً انجمن آثار و مفاخر فرهنگي مقالات برگزيده­ي آن را در سال 1380 ش منتشر کرد. اين مجموعه 32 مقاله در موضوعات گوناگون مربوط به حيات و شعر سلمان دارد.                 

 

 

چهارشنبه 20 مهر 1390 - 11:3


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری