يكشنبه 4 تير 1396 - 3:3
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

علي الله سليمي

 

سروده هاي دوران پايداري

 

نگاهي به کتاب «گزيده شعر جنگ و دفاع مقدس» به انتخاب و توضيح زنده ياد حسن حسيني

کتاب«گزيده شعر جنگ و دفاع مقدس»شامل 98 قطعه شعر به انتخاب و توضيح زنده‌ياد «سيدحسن حسيني»شاعر معاصر است که در آن اشعاري از چهره هاي سرشناس شعر دفاع مقدس همچون زنده ياد قيصرامين‌پور، زنده ياد سلمان هراتي، زنده ياد تيمور ترنج،  محمدرضا عبدالملکيان، عليرضا قزوه، حسين اسرافيلي، فاطمه راکعي، شهرام مقدسي، يوسفعلي ميرشکاک و...انتخاب و بر آنها حاشيه نگاري صورت گرفته است. زنده‌ياد حسيني در گزيده‌اي که از شعر جنگ انتخاب کرده يادداشت‌هايي با همان تيزبيني و طنزهاي مخصوص به خودش بر شعرهاي انتخابي نوشته و اين مجموعه اولين‌بار در سال 1381 از سوي انتشارات سوره مهر حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي منتشر شده است. مرحوم حسيني درباره انگيزه ها و نحوه انجام کار خود در انتخاب و توضيح شعرهاي کتاب حاضر گفته است:«سرانجام پس از ماهها جنگ با خويش و پشت سر نهادن مراحل گوناگون دلواپسي و تشويق تصميم مي گيرم که براي پرهيز از در افتادن به ورطه آسان طلبانه مرسوم در گزينش و چاپ و چاق کردن کتابها، بر برخي از شعرها شرح گونه يا توضيحاتي بنويسم که مخاطبان به ويژه دانشجويان ادبيات و شاعران نسل جوان را به کار آيد...» با اين رويکرد، مرحوم حسيني براي هر يک از اين اشعار نقدي نوشته است. به طور مثال او براي شعر «مردان سبز» سروده «محمدرضا عبدالملکيان» نوشته است: «خداي من!» اين عبارت کوتاه و ظاهرا عادي تکيه کلام محمدرضا عبدالملکيان است. عبدالملکيان اين عبارت را گاه براي ابراز تعجب، شادي، حيرت، نفرت و ... به کار مي‌برد و حتي ديده‌ام که چه ماهرانه براي طفره رفتن از مشارکت در امر خطير «غيبت!» پس از گوش دادن صبورانه به سخنان ديگران، «خداي من» مي‌گويد و دامن از مابقي بحث بر مي چيند...»

حسيني اشعار متعددي از قيصر امين پور انتخاب کرده است. از جمله«شعري براي جنگ»؛ «مي خواستم/ شعري براي جنگ بگويم/ ديدم نمي شود/ ديگر قلم زبان دلم نيست/ گفتم:/ بايد زمين گذاشت قلمها را/ بايد سلاح تيزتري برداشت/ براي جنگ/ از لوله و تفنگ بخوانم/ -با واژه فشنگ-/مي خواستم/ شعري براي جنگ بگويم/ شعري براي شهر خودم- دزفول-/ ديدم که لفظ ناخوش موشک را/ بايد بکار برد/ اما/ موشک/ زيبايي کلام مرا مي کاست/ گفتم که بيت ناقص شعرم/ از خانه هاي شهر که بهتر نيست/ بگذار شعر من هم/ چون خانه هاي خاکي مردم/ خرد و خراب باشد و خون آلود...» (ص 112)

حسيني درباره اين شعر قيصر امين پور نوشته است:«سروده قيصر امين پور از سروده‌هاي به ياد ماندني وماندگار درعرصه ادبيات جنگ هشت ساله تحميلي است. اين شعر شايد براي نسلي که جنگ را نديده و تنها روايت مخدوشي از آن را شنيده است، سرشار از شعار و خالي از ايجاز باشد. اما براي قديمي‌هاي اين عرصه که «بي‌غرض ومرض» دفتر ادبيات جنگ را ورق مي‌زنند اثري درخشان و در زمان خود سخت کليشه است!»

او براي «مثنوي شرمساري» عليرضا قزوه هم نوشته است:« سهم صداي زخمي مرثيه خوانان جنگ- مثلا آقاي آهنگران-در شهرت ابياتي از اين مثنوي غير قابل انکار است. مثل شهرت غزل معروف بيگ حبيب آبادي: ياران چه غريبانه رفتند ازاين خانه ... قزوه و تني چند از ديگر شاعران سالهاي جنگ و بعد از آن «دفاع مقدس» هيچ گاه آغازگر راه‌هاي ناپيموده نبوده‌اند...»

مولف اين كتاب اشعاري از شاعران هم دوره خود را گردآورده و به مباحثي چون؛ تعريف شعر جنگ، تعريف شعر دفاع مقدس، تقسيم‌‌بندي‌هاي شعر جنگ و تفاوت‌هاي شعر جنگ و دفاع مقدس پرداخته است. گردآورنده در سرآغاز كتاب، اشعار مربوط به جنگ ايران و عراق را به‏ دو دوره «شعر جنگ» (شعر زمان جنگ) و «شعر دفاع مقدس» (شعربعد از جنگ) تقسيم كرده و ضمن ارائه تعريفى از هر كدام، تفاوتهاى‏ميان آنها را بيان کرده و معتقد است - به لحاظ شعرى - در دوره«دفاع مقدس» قرار داريم. حسيني معتقد است که شعر جنگ با درون مايه تشويق دوست، تحقير دشمن و تقويت روحيه ملي ارايه مي‌شود. در حالي که شعر دفاع مقدس فاقد اين گونه تعاريف است.

وى همراه با ارائه گزيده‏اى از اشعار جنگ ‏و دفاع مقدس، به نقد و بررسى اكثر اين اشعار پرداخته و توضيحات‏حاشيه‏اى پيرامون آنها ارائه كرده است.
وصف و ستايش شهيدان، موشك باران شهرها، تشويق به ادامه راه‏شهدا، انتقاد از «خود» نوعى به جهت جاماندن از قافله شهدا، آزادگان، مفقودان جنگ تحميلى،  شهداى «مهران»، بمباران‏شيميايى «سر دشت»، تجليل و ياد شهدايى چون«احمد زارعى»، «جهان‏آرا»، «ناصر حنيف»، «حسن باقرى»، «يوسف ايمانى»، «محسن آقااسماعيلى» و مضامينى از اين دست محتواى اشعار رادربرمى‏گيرد.
شعر پايان کتاب، بخشي از منظومه«مرداب ها و آب ها» اثر گردآورنده مجموعه، زنده ياد سيد حسن حسيني است که در بخشي از اين شعر حماسي مي خوانيم:« ماجرا اين است: کم کم کميّت بالا گرفت/ جاي ارزشهاي ما را ، عرضه کالا گرفت/ احترام "يا علي" در ذهنِ بازوها شکست/ دستِ مردي خسته شد ، پاي ترازوها شکست/ فرق مولاي عدالت ، بار ديگر چاک خورد/ خطبه هاي آتشين ، متروک ماند و خاک خورد/ زير بارانهاي جاهل ، سقف تقوا نم کشيد/ سقفهاي سخت ، مانند مقوا نم کشيد/ با کدامين سِحر ، از دلها محبت غيب شد ؟/ ناجوانمردي هنر ، مردانگيها عيب شد !/ خانه دلهاي ما را عشق ، خالي کرد و رفت/ ناگهان برق محبت ، اتّصالي کرد و رفت !/ سرسراي سينه ها را رنگ خاموشي گرفت/ صورت آيينه ، زنگار فراموشي گرفت/ باغهاي سينه ها از سروها خالي شدند/ عشقها خدمتگزار پول و پوشالي شدند/ از نحيفي پيکر عشق ِ خدايي دوک شد/ کلّه احساسهاي ماورايي پوک شد/ آتش بي رنگ در ديوان و دفترها زدند/ مُهر "باطل شد" به روي بالِ کفترها زدند/اندک اندک قلب ها با زرپرستي خو گرفت/ در هواي سيم و زر گنديد و کم کم بو گرفت...» (ص 323و324)

در مجموع، به نظر مي رسد مشکل عمده کتاب "گزيده شعر جنگ و دفاع مقدس" صدور احکام کلي و بدون دليل در باره شعر جنگ و دفاع مقدس است، ولي با توجه به تمام اين مسايل، اين کتاب منبع خوبي براي پژوهش درباره شعر جنگ است. چراکه با يک خط فکري، فلسفه شعر جنگ را نشان مي‌دهد و نويسنده با نقدهاي جامعه شناختي، شعر انقلاب و دفاع مقدس را مورد ارزيابي قرار داده است.

 

 

چهارشنبه 20 مهر 1390 - 10:58


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری