يكشنبه 4 تير 1396 - 21:47
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

بابك راكخواه

 

امور قرآني كشور به متخصصين سپرده شود

 

گفتگو با عباس امام جمعه، قاري بين المللي

 

عباس امام‌جمعه متولد دهه 40 شمسي است. قرائت قرآن را از سوم ابتدايي شروع کرد و هم‌اكنون نيز يک طرف زندگي‌اش و شايد هم تمام آن، قرآني است. اولين بار وقتي 15 ساله بود در مسابقات دانش‌آموزي کشوري مقام اول قرائت را کسب کرد و بعد از آن در سال 68 نفر اول مسابقات بين‌المللي مالزي شد. دانش‌آموخته کارشناسي علوم قرآن و حديث است. او هم اکنون مدير اجرايي شوراي عالي قرآن صدا و سيماست. همين تلاوت‌هاي زيبايي که از جعبه جادويي مي‌شنويد حاصل زحمات اوست. سال‌هاست ديگر در مسابقات شرکت نمي‌کند و جايش را به جوانترها داده، ولي فعاليتش در باب قرآن کماکان ادامه دارد. 

 

چه‌ شد كه به قرآن علاقه‌مند شديد؟ و خواندن قرآن را از چه سالي شروع كرديد؟

سوم دبستان که بودم صدايم خوب بود. قبل از انقلاب بود و به خاطر صداي خوبم در مدرسه از من مي‌خواستند که در گروه سرود شرکت کنم. من خودم اصلاً دوست نداشتم که در اين گروه‌ها باشم. خانواده‌ام هم يک خانواده مذهبي بود و اصلاً با اين چيزها ميانه خوبي نداشت. يک روز که سر صف يکي از بچه‌ها قرآن مي‌خواند - آن موقع‌ها سر صف قرآن و دعا هم مي‌خوانديم- من با خودم فکر کردم خب شايد من هم با تمرين بتوانم قرآن را به اين زيبايي بخوانم. خيلي ناخودآگاه اين فکر را کردم. معلم قرآنمان آن زمان خانمي بود به نام تيموري. خيلي خانم خوبي بود و خيلي گردن من حق دارد. من از ايشان اجازه گرفتم تا سر کلاس قرآن را با آن شيوه‌اي که سر صف خوانده مي‌شد بخوانم. اتفاقاً ايشان خيلي هم استقبال کرد. يکي از سوره‌هاي کوتاه قرآن را خواندم و ايشان خيلي تشويق کرد و گفت ادامه بده. در منزل هم پدرم قرآن درس مي‌داد. حتي ناظم مدرسه هم از پدرم خواسته بود تا يک کلاس فوق‌العاده قرآن در مدرسه ما داشته باشد و همين باعث شد که من به سمت قرآن کشيده شوم. هر جا که قرآن مي‌خواندم به پدرم توصيه مي‌شد که مرا به جلسات قرآن بفرستد چون صدايم خوب بود. همه اينها باعث شد که من بيفتم در خط تلاوت قرآن. مي‌توانستم به جاي اين کار وارد گروه سرود شوم و بعد از آن هم وارد کار موسيقي و الي آخر. کما اينکه کساني هستند که صداي خوبي داشتند و قرآن و دعا مي‌خواندند و يک مرتبه رفتند سمت خط موسيقي. ديدند خب بالاخره بازار موسيقي داغ‌تر است! قرآن را کسي چه مي‌خواهد! به هر حال تنور موسيقي گرم‌تر است. دلمان در اين زمينه خيلي پر درد است.

 

خاطره خوبي از مسابقاتتان داريد؟

 يک خاطره دارم که يک جور گله هم هست. مسابقات قرآن آن‌هم بين‌المللي را همه رصد مي‌کنند. من که نفر اول شده بودم سفير ايران در مالزي يک هديه به من داد که يک بليت قطار درجه سه بود و گفت يک سفري به سنگاپور داشته باشم. موقعي که در قطار بودم مأمور بليت براي گرفتن بليت‌‌ها آمد. من را که ديد يک نگاهي به روزنامه ‌انداخت که عکس من را صفحه اول ‌انداخته بود و هي به من نگاه کرد. گفت تو همان قاري نيستي که ديروز نفر اول شدي؟ گفتم چرا خودم هستم. با تعجب گفت اينجا جاي شما نيست. گفتم خب اين بليت من است، گفت ولي جاي شما بايد بهتر از اينجا باشد و من را بلند کرد و برد در يک کوپه اختصاصي بسيار شيک و گفت، اينجا جاي شماست! اين براي من خيلي جالب بود که يک مسؤول قطار اينطور با ما رفتار مي‌کند و سفير ما در آنجا آنطور. ولي همان سفير وقتي يک مهماني در سفارت برگزار شود خيلي بيش از اين حرف‌ها حاضر به ريخت‌و‌پاش است.

 

چرا قرآن در جامعه اسلامي ما مهجور شده است؟

اصلاً بايد اينطور باشد. قاعده‌اش اين است. اگر مهجور نباشد که آيه قرآن غلط مي‌شود! چون مي‌خواهند به اين آيه عمل کنند مهجور نگهش مي‌دارند! اصلاً قرآن شناخته شده نيست.

 

کدام آيه را مي‌گوييد؟

آيه30 سوره فرقان است که مي‌فرمايد: «وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا». اصلاً بايد چنين چيزي باشد! قرآن بايد به مردم شناسانده شود که اصلاً تلاشي در اين زمينه صورت نگرفته. اين کاري که ما مي‌کنيم، يعني همين تلاوت قرآن، يک هنر است. نمي‌خواهم وارد اين بحث شوم که اين تلاوت با استفاده از نغمات و موسيقي عرب بوده. چون با اين چيزها نه کسي به سمت قرآن رفته و نه کسي قرآن خوان شده. تلاوت قرآن استعداد مي‌خواهد. اصلاً بايد زمينه‌اش باشد تا کسي قرآن‌خوان شود. وقتي اين زمينه وجود داشته باشد ناخود‌آگاه طرف مي‌زند زير خواندن. از همين تلاوت‌هايي که گوش کرده و در ذهنش مانده مي‌خواند. اصلاً اينطور نيست که حتماً کلاسي رفته باشد. پس يک استعداد خاص مي‌خواهد مخصوصاً تلاوت. قرائت صداي خوش مي‌خواهد. بايد زحمت کشيد. البته يک مقدارش هم برمي‌گردد به مردم. مردم ما مثل اينکه پذيرش ندارند. فکر مي‌کنند سخت و دست نيافتني است.

 

وظيفه شوراي عالي قرآن براي انس بيشتر مردم با اين كتاب آسماني چيست؟

اين شورا پسوند صدا و سيما را هم دارد. شوراي عالي قرآن صدا و سيما وظيفه‌اش نظارت بر کارهاي قرآني صدا و سيماست. مثل قرآن، دعا، اذان و هر چيزي که نغمات الهي درونش باشد. تقريباً اين مرکز از سال 71-70 شروع به کار کرد. يکي از مشکلات ما در اينجا اين است که در ساختمان صدا و سيما نيستيم. البته اينجا تجهيزات داريم و کار صدا و سيما را رصد مي‌کنيم. من خودم اينجا مسؤول توليد برنامه هستم و با حفاظ و قراء کار مي‌کنيم ولي موفق نبوديم. به خاطر اينکه پذيرش نيست. رسانه ملي، شوراي عالي قرآن منصوب رهبر! بازخورد ندارد. اصلاً انگيزه تشکيل اينجا براي اين بود که قرآن از صدا و سيما غلط پخش مي‌شد. حضرت آقا که ما در حضورشان بوديم مي‌گفتند «قرآن غلط از صدا و سيما پخش شد، ما تذکر داديم ديديم دوباره فردا گذاشتند باز تذکر داديم و باز روز بعد هم گذاشتند!» بعد کتباً به رئيس صدا و سيما دستور دادند که يک جايي تأسيس شود که امور قرآني صدا و سيما را نظارت کند و بعد اينجا تأسيس شد. الان حدود 18 سال است که ما با صدا و سيما درگير هستيم. اصلاً در کارمان موفق نبوديم.

 

چه هدفي داشتيد که موفق نبوديد؟

ببينيد، در مصر، قرآن حکم مرغ را دارد!در همه جور مراسم هست. عزا باشد قرآن پخش مي‌شود، عروسي باشد قرآن پخش مي‌شود، خلاصه همه جا. ما مي‌خواستيم مثل اينها عمل کنيم و قرآن در همه جا حضور داشته باشد. خب ما استعدادش را هم داريم و البته خود مصري‌ها هم مي‌د‌‌انند. ما يک شهريار پرهيزگاري داريم که وقتي در مسابقات عربستان اول شد همه انگشت به دهان مانده بودند. وقتي ديدند ايشان در خواندنش هيچ غلطي ندارد به شدت سخت گرفتند تا بالاخره در جايي اشتباه کند. از همه 5 صفحه مي‌پرسيدند ولي از ايشان 10 صفحه و در آخر هم وقتي ديدند که هيچ اشتباهي نمي‌کند او را نفر اول اعلام کردند ولي در روزنامه چاپ کردند که او سني بوده! بناي ما اين بود که هر کسي اجازه تلاوت قرآن را نداشته باشد و قاريان رده‌بندي شوند و هر کس که واجد شرايط بود قرآن را بخواند. اين افراد رتبه‌بندي مي‌شوند، اگر پير شدند کس ديگري که واجد اين شرايط باشد جايگزين مي‌شود.

 

شما در جايي اين افراد را تربيت مي‌کنيد؟

نه. البته ما در اينجا يک بخش پژوهش و آموزش داريم که گاهي هفتگي يک سري آموزش‌هايي داريم. ببينيد مثلاً اگر بخواهيم با ورزش مقايسه کنم که البته قياس مع‌الفارق است، در آن رشته يک استعدادي را شناسايي مي‌کنند خرجش مي‌کنند و به يک جايي مي‌رسانند، ولي در بحث قرآن اصلاً اينطور نيست. ما در مسجد يا حسينيه محل اينطور مي‌شويم و دولت روي کسي سرمايه‌گذاري نمي‌کند و حتي کساني که الان قاري و حافظ هستند بدون سرمايه‌گذاري دولت به اينجا رسيده‌اند. اين کار يک کار خودجوش است و استعداد خاصي هم مي‌خواهد و دولت نقشي ندارد. ولي حداقل دولت بايد در شناسايي، شناساندن و در حفظ و نگهداري اينها و آماده کردن زمينه براي ادامه کار ياري مي‌کرده که متأسفانه نکرده است. ما خودمان بايد قاريان را رده بندي مي‌کرديم، حق و حقوقشان را معين مي‌کرديم، لباس خاص برايشان آماده مي‌کرديم ولي اينطور نبوده. بعضي از علما واقعاً ميانه‌اي ندارند با قرائت و تجويد و اينها. مي‌گويند قرآن براي عمل است! باشد درست و لي آن کسي که نمي‌تواند حتي قرآن را از رو بخواند چطور مي‌تواند عمل کند. اصلاً ما کلي حديث داريم در مورد تلاوت قرآن که چقدر بر آن تأکيد شده، قرآن نور است و نگاه کردن به آيات نور چقدر ثواب دارد و تأکيد شده روزي 50 آيه قرآن بخوانيد. و آخرش اين آقايان مي‌گويند خب وقتي نمي‌تواني قرآن بخواني ترجمه‌اش را بخوان! از در وارد نمي‌شوند مي‌خواهند از پنجره بيايند!! هر چيزي يک حسابي دارد. بايد شما بتوانيد ظاهر قرآن را بدون غلط بخوانيد تا بعد بتوانيد وارد مفاهيم شويد. متأسفانه جلوي اين چيزها گرفته شده. مردم برايشان خواندن قرآن سخت شده ما نمي‌گويم همه قاري قرآن شوند. حداقل بتوانند وقتي قرآن مي‌خوانند بدون غلط بخوانند!

 

نظرتان در مورد منشور توسعه قرآني چيست؟

من اصلاً نمي‌دانم چيست. من زياد برايم تعريف نشده است. فقط اين را مي‌دانم که رئيس جمهور دستور دادند مسؤولان مختلف بيايند و در مورد قرآن مملکت تصميم بگيرند! بنده خيري در اين نمي‌بينم. من معتقدم کساني که مي‌آيند و در اين مورد تصميم مي‌گيرند بايد متخصص قرآني باشند. آن آقاي وزير در وزارتخانه‌اش متخصص است. قرآن هم متخصص خودش را مي‌خواهد. کساني که در آن جلسه بودند هيچکدام کارشناس قرآني نبودند. دفعه قبل هم ديديم که چند ميليارد هم بودجه داشتند ولي وقتي پرسيديم اين بودجه چه شد، گفتند در روستاها رفتند قرآن پخش کردند و رحل قرآن دادند!! پول را هم اين طور خرج کردند! بايد زيربنايي فکر شود. يکي از مشکلات ما اين است که افراد و سازمان‌هاي قرآني با هم هماهنگ نيستند و هر کسي ساز خودش را مي‌زند. اين کار اگر بخواهد فقط از طرف دولت حمايت شود به جايي نمي‌رسد، بايد کار از طرف مردم هم حمايت شود.

 

بهتر نيست سختگيري دولت هم بيشتر شود؟

اين سختگيري يک راه حل دارد. دولت بايد از آموزش و پرورش شروع کند. در مدرسه بچه بايد با قرآن بار بيايد. شما نگاه کنيد ببينيد به قرآن در مدرسه مثل فيزيک و شيمي نگاه مي‌کنند؟ وقتي اينطور نيست و معلم قرآن خودش هم نمي‌تواند قرآن را از رو بخواند شما مي‌خواهيد کار به کجا برسد؟! در دانشگاه هم همينطور. طرف رشته الهيات است نمي‌تواند دو کلمه قرآن بخواند. اصلاً يک چنين چيزي از او نخواسته‌اند. مشکلي که وجود دارد اين است که معارف و تلاوت قرآن را از هم جدا کرده‌اند. از اشتباهات ديگري که نيشتر به قلب مي‌زند فيلم‌ها و سريال‌هايي است که اخيراً هم زياد پخش مي‌شود. مثلاً يکي مي‌ميرد، زود عبدالباسط پخش مي‌کنند. قرآن فقط براي همين است!! تا يکي مي‌ميرد قرآن پخش مي‌شود. اصلاً من وهن مي‌دانم اين کار را و نامه هم نوشته‌ام به آقاي ضرغامي و گفتم شما مثلا سردمدار صدا و سيما هستيد، خجالت دارد. شما داريد به اين صورت قرآن را تبليغ مي‌کنيد. رسانه ملي دارد به خطا قرآن را تبليغ مي‌کند. خب مردم بايد هم اينطور باشند. وقتي مي‌گوييم چرا قرآن را دو دقيقه پخش مي‌کنيد بيشترش کنيد، مي‌گويند يک وقت مردم فکر مي‌کنند کسي مرده!! يعني يک چيزهايي مي‌گويند که آدم مي‌خواهد خودش را حلق‌آويز کند از دست اينها. فرهنگ ما خلاصه شده در سينما و مطربي و اين جور کارها، نه در قرآن و معارف قرآني. اينها اينهمه چهره ماندگار در تلويزيون معرفي مي‌کنيد چرا چهره ماندگار قرآني معرفي نمي‌کنيد؟! يکي مثل آقاي سيف که اسمش پشت تمام کتاب‌هاي قرآن مدارس هست را کسي نمي‌شناسد ما اميدمان فقط به خود آقاي خامنه‌اي است.

 

برگزاري كرسي‌هاي تلاوت چه تاثيري در قرآني‌تر شدن فضاي جامعه دارد؟

البته اين کارها کارهاي بسيار خوبي است. يکي از نقايص کار ما اين است که مجالس تلاوت قرآن کم داريم. اين مجالس اين امکان را مي‌دهد که دوستان بروند و تلاوت داشته باشند. اما به اين شکلي که برگزار مي‌شود به نظر من آبکي نبايد باشد، شأن مجلس و مدعوين بايد حفظ شود. اينکه هفته‌اي يکبار در يک شهرستان باشد اصلاً به درد نمي‌خورد. مثلاً براي من بايد يک پايگاهي باشد که من هر روز در آن تلاوت داشته باشم. البته ما در اينجا داريم با مسؤولان مصلي تهران رايزني مي‌کنيم تا در اين مصلي هر روز صبح و ظهر و شب تلاوت داشته باشيم و به صورت زنده از صدا و سيما پخش شود. قاري را هم ما هماهنگ مي‌کنيم. در مصر هم همينطور است. بهترين تلاوت‌هايشان را که شما از ماهواره رصد بکنيد قبل از اذان صبح است. اصلاً تعريفشان اين است. شب تا صبح بيدارند تا آن را بخوانند. تمامي قاريان خوبشان هم به همين شکل رشد کرده‌اند و جايگاهي است که به دست هر کسي هم نمي‌دهند. هر کسي اجازه نشستن روي آن صندلي‌ها و قرائت قرآن را ندارد. در اينجا نه! دوغ و دوشاب يکي است! امام جمعه نمي‌آيد، اعتراض دارد، حرف دارد، مي‌روند و امام شنبه را مي‌آورند!

 

 

دوشنبه 18 مهر 1390 - 11:53


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری

 

از اين نويسنده يا گزارشگر