پنجشنبه 1 آبان 1393 - 22:47
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

علي الله سليمي

 

قصه حيوانات در قرآن کريم

 

نگاهي به کتاب«نگهبان غار» نوشته احمد بهجت، ترجمه مجتبي رحماندوست

                                                                      

کتاب«نگهبان غار»نوشته احمد بهجت، نويسنده مصري شامل مجموعه اي از قصه حيوانات در قرآن کريم است که با ترجمه دکتر مجتبي رحماندوست از سوي انتشارات سوره مهر حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي در تهران چاپ و منتشر شده است. از احمد بهجت علاوه بر همين کتاب اخير که عنوان اصلي آن در زبان عربي«قصص الحيوان في القرآن» است، کتاب «انبياء و الله» و چند مجموعه قصه ديگر هم متشر شده است.

قصه هاي کتاب نگهبان غار نسبت به آثار مشابه قبلي که پيش از اين منتشر شده اند، وجه تمايزهاي دارد که آن را در رديف آثار قابل تامل و ماندگار قرار مي دهد. در آثار مشابه قبلي همين قصه ها اغلب جنبه حکايت گونگي دارد که در آنها ردپاي نويسنده يا بازنويس اين حکايت ها به روشني مشخص نيست؛ حکايت آورده شده تقريباً همان است که در سوره هاي قرآن کريم آمده است و حالا کسي که آنها در کتاب هاي جديد آورده فقط با نثري گاه ساده و در مواردي هم متفاوت با باز نويسي قصص قرآني روي آورده است، اما احمد بهجت سعي کرده به همان قصه ها رويکرد داستاني جديد بدهد و با هويت بخشيدن به شخصيت هاي حيواني در قصه ها، ماجراهاي مربوط به حيونات در قرآن کريم را اين بار از زوايه نگاه همان حيوانات بازگو کند؛ شيوه اي که پيش از اين کمتر تجربه شده است. در اغلب کتاب هايي که در آنها به موضوع قصه حيوانات در قرآن کريم اشاره شده است، معمولاً يک راوي که اغلب همان نويسنده است، اين موضوع را شرح داده است. 

در اين کتاب، نويسنده 16 قصه از قرآن کريم را که مربوط به حيوانات بوده، بازنويسي يا بازآفريني کرده است. دليل اين که اين داستان را بازآفريني مي ناميم اين است که اين داستان ها ريشه قرآني دارند اما گاهي عنصر خيال را پرورش اين داستان ها نقش برجسته اي دارند. در نتيجه نويسنده به ميزان فراواني عنصر خيال را در شکل گيري داستان ها دخالت داده و نتيجه کارش  کاملاً با ساختارهاي شناخته شده داستان نويسي مدرن مطابقت دارد. اين شانزده داستان، داستان هايي است که شانزده حيوان در آن نقش تعيين کننده و حضوري مستمر دارند. يعني ممکن است در قرآن نام حيوانات ديگري هم برده شده باشد که حضوري داستاني در قرآن ندارند، در نتيجه نويسنده به اين دسته از حيوانات نمي پردازد. به عنوان مثال، در سوره بقره از پشه اي مثال زده مي شود، اما داستاني در مورد پشه در قران نيامده است. اما سگ اصحاب کهف در قرآن داستان دارد. آن نهنگي که در حضرت يونس(ع) را درشکم خود جاي داد، داستان دارد. شانزده داستاني که احمد بهجت انتخاب کرده است، داستان هايي هستند که هر يم در قرآن بر اساس قصه مربوط به يکي از حيوانات شکل گرفته اند. در چند بخش از قرآن اسم اين حيوانات برده شده و بخش هايي از زندگي آنها نشان داده مي شود. مثل هدهد سليمان يا گاو بني اسرائيل يا مثل آن عنکبوتي که بر وردي غار حراء تار تنيده بود يا مثل آن کلاغي که به هابيل ياد داد چگونه بايد يک مرده را دفن کند.

نويسنده کتاب نگهبان غار به شکل هنرمندانه اي زندگي و ماجراي تمام اين حيوانات را از زاويه ديد خود اين حيوانات روايت کرده است. يعني دوربين را در چشم هر يک از اين حيوانات کاشته و از زبان آن حيوان آنچه بر او رفته را نشان داده است. به عبارتي همان حيوان را راوي قرار داده است. تعيين جايگاه هر يک از اين حيوانات راوي در قصه ها و انتخاب نوع  زاويه نگاه آنها به ماجراها از زيبايي هاي اين داستان است:«من کلاغم. من شاهد بودم که قابيل برادرش را کشت./ من شتر صالحم. مي خواهيد بدانيد قوم ثمود چه نامردي هايي در حق من کردند؟ / من پرنده اي هستم که ابراهيم مرا ذبح کرد./ من همان گرگي هستم که مرا به خوردن يوسف متهم کرده اند./ من نهنگي هستم که ميزبان يونس شدم./  من گاوم اما نمي دانم چرا بعضي از مواردي که من فهميدم، بنب اسرائيل نفهميدند!/ من عصاي موسي هستم. وقتي که من اژدها شدم، همه چشم بندي هاي جادوگران را باطل کردم./ من هدهد، فرمانده اطلاعات عمليات لشکر سلطان سليمان هستم./ من مورچه ام، من به هموطنانم دستور دادم که از سر راه لشکريان سليمان کنار بروند تا زير پا نمانند...» به اين صورت بقيه حيوانات هم خود را معرفي و نقش و زاويه نگاه خود در قصه را به مخاطب يادآوري مي کنند.

کتاب نگهبان غار ويژگي هاي ديگري هم دارد. يکي اين که به رغم دخالت زياد عنصر خيال در ساخت و پرداخت داستان، قاطعانه مي توان گفت که نويسنده، داستان هاي حيوانات در قرآن کريم را تحريف نکرده و آن را به داستان هاي صرفاً تخيلي تبديل نکرده است. يعني در واقع عنصر خيال را به قرآن و ... نسبت نداده است، چون بخش هايي از قصه را که به صورت مستند در قرآن وجود دارد، کامل آورده و آن بخش هايي از زندگي حيوانات را که تحريف قرآن محسوب نمي شد، با عنصر خيال در آميخته و کامل کرده است. نويسنده در اين داستان ها در عالم خيال سفرهاي زيادي داشته و مثلاً سوابقي را براي نهنگ حضرت يونس (ع) ساخته و پرداخته است. ماجراي محاکمه يک کلاغ را در داستان هابيل و قابيل در تخيل خود آفريده يا جزئيات زيادي را براي گرگ متهم به خوردن يوسف، يا هد هد  سليمان و مورچه و مرويانه و فيل ساخته و پرداخته است. در نگاه اول شايد به اين اعتبار که راه دادن عنصر خيال در داستان هاي قرآني قابل  قبول نيستند، اين کار نويسنده اقدام درستي به نظر نيايد، اما با دقت بيشتر معلوم مي شود که آن قسمت از داستان حيوانات که در قرآن آمده، بدون کم و کاست ذکر شده وآنچه به حيوانات قهرمان داستان نسبت داده شده، در مورد بخش هايي از زندگي حيوانات است که به ماجراي حضورشان در داستان قرآني مربوط نمي شود. مثلاً وقتي نويسنده از پدر و مادر و ديگر همنوعان نهنگي سخن مي گويد که ميزبان يونس(ع) شده، واقعي يا غير واقعي بودنش به اصل ماجرا لطمه اي نمي زند و با اين اقدام ظريف ادبي است که داستان ها کاملاً رنگ داستان جاذب و امروزين به خود گرفته اند و در عين حال تحريفي در روايت قصص قرآن کريم صورت نگرفته است.

در بخشي از داستان هدهد سليمان مي خوانيم:«مي خوام رازي را به شما اعتراف کنم! من گاهي اوقات احساس مي کنم که از فرمانده سپاهيان، مهم ترم، از شما چه پنهان، تا حالا دو سه بار اين احساس به من دست داده است اما من هر بار تلاش کرده ام اين احساس را از خودم دور کنم تا سلامت نفس خود را از دست ندهم؛ و از شر گرفتاري ها و سختي هايي که ممکن است به دنبال داشته باشد، در امان بمانم...» (ص 196)

چنين توصيف هاي جزئي از حالت دروني يک حيوان طبعاً مي تواند برگرفته از تخيل نويسنده باشد که باعث تحريف متن اصلي هم نمي شود. نويسنده هر جا تشخيص داده مي تواند توصيف هايي درباره حالت هاي دروني شخصيت هاي داستاني – حيواني بياورد که به روح متن اصلي لطمه اي نزند اين کار را کرده است و در مجموع، داستان کتاب نگهبان غار در کنار برخورداري از پشتوانه قوي قرآني در بخش مضمون، از تکنيک هاي موفق داستاني در بخش ساختار قصه ها هم به حد لازم برخور دار است.

 

چهارشنبه 13 مهر 1390 - 13:50


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری