پنجشنبه 27 مهر 1396 - 10:53
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

حجت الاسلام داود كميجاني

 

ارکان دين

 

 

با وجودي که دين پژوهان در خصوص تعريف دين به اتفاق نظر قطعي نرسيده اند، اما در تلاش براي بدست آوردن اشتراک هايي فراگير در مصاديق اديان، به نوعي بر ساختار مشترکي از دين دست يافته اند. از يافته هاي آنان بر مي آيد که تمام اديان دنيا، داراي دو بخش مي باشد: 

1- جهان بيني : آن بخش از تعاليم دين است که متولي ارائة تعريفي کلي از جهان هستي مي باشد. انسان مؤمن، بر اساس آن به تحليل و تفسير جهان و جايگاه خويش و ارکان وجودي مانند خدا و فرشتگان و ... مي پردازد. اين بخش از دين جنبة رکني داشته و به صورت مجموعه اي از «هست ها و نيست ها»، شالودة اصلي دين را ترسيم مي سازد.

با اين توضيح، در يک تعريف «جهان بيني يک سلسله اعتقادات و بينش هاي کلي هماهنگ، در درباره جهان و انسان و به طور کلي درباره علم هستي مي باشد.»

دين پژوهان، اديان را با توجه به جهان بيني آنها، به اقسامي تفکيک مي نمايند. يکي از مهم ترين معيارهاي تقسيم  آنها، وجود «خداوندي در ماوراءالطبيعه» در جهان بيني آنها و يا انکار آن است. بر اين اساس، دين ها به «اديان الهي» و «اديان مادي» تقسيم مي شوند؛ و با عنايت به وجود يک يا چند خدا در جهان بيني هاي الهي، اديان را به «توحيدي» و «چند خدايي» تفکيک مي کنند.  

2- ايدئولوژي : بخش ديگري از دين است که يک نظام اخلاقي و شيوة خاص از زندگي را به پيروان توصيه مي نمايد. شيوه اي از زندگي که هدفش سعادت و تکامل انسان مي باشد. به عبارت ديگر ايدئولوژي يک سلسله آراء کلي و هماهنگ درباره رفتارهاي انسان در چارچوب اعتقادات دين (جهان بيني) است و دين آنها را در تعاليمي به صورت مجموعه اي از «بايدها و نبايدهاي» رفتاري به انسان ارائه مي دهد. ايدئولوژي اديان، گرايش ها، روش ها و کنش هاي پيروان را تبيين و تشريح مي نمايد.

ايدئولوژي هر ديني نقش مهمي در هويت سازي مؤمنان ديندار دارد، چون نمود دينداري و ايمان داشتن به دين، کاملاً رابطه مستقيمي با رعايت ايدئولوژي دارد. از آنجا که عبادات، مناسک و آيين هاي ديني همه جزء ايدئولوژي هستند، هر چقدر انساني به ايدئولوژي مقيدتر باشد، مؤمن تر و هر چقدر به آن بي توجه تر باشد، بي ايمان تر محسوب مي گردد. البته ايدئولوژي خود به دو بخش تفکيک مي گردد:

الف- اخلاقيات: دستور العمل هاي اعتباري هستند که با جهت دهي رفتارهاي انسان و اصلاح نيات و گرايش هاي او، بين اعمال نيک و بد تفکيکي قائل شده و براي تحصيل شايستگي‏ها و تهذيب نفس و تصفيه درون مقرر مي شوند.

ب- احکام و قوانين شرعي: دستور العمل هاي فقهي هستند که در پنج طبقة «واجب»، «حرام»، «مستحب»، «مکروه» و «مباح»، حدود و ثغور دين را تعيين مي نمايد. اين احکام با جنبة اجباري يا اختياري به پيروان ابلاغ مي گردد تا با رعايت آن دينداري خود را تحقق دهند. اين احکام گاه مي تواند مانند احکام عبادت و طهارت فردي بوده و گاه مي تواند اجتماعي و يا اقتصادي و يا حتي سياسي  باشند .

 در دين پژوهي اين دو جزء به تفکيک و با دقت مورد بررسي قرار مي گيرد و با توجه به مشترکات يا اختلافات هر يک از اين اجزاء، اديان توصيف و دسته بندي مي گردند.

 

 

چهارشنبه 13 مهر 1390 - 11:50


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری