جمعه 28 دی 1397 - 2:40
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

اكرم اماني

 

تبار بي انتها (معرفي و گزيده ي شعر ولايي)

 


- تبار بي­انتها (معرفي و گزيده­ي شعر ولايي)

- اکبر ميرجعفري

- شرکت سهامي کتابهاي جيبي وابسته به انتشارات اميرکبير، 1389

- شابک: 3- 259- 303- 964- 978

- قيمت: 1000 تومان

تبار بي­انتها بيست و سومين اثر از سري مجموعه کتابهاي آستان پاکان به قلم اکبر ميرجعفري مي­باشد که در آن به بررسي و معرفي اشعار قيصر امين ­پور، سيدحسن حسيني و سلمان هراتي مي­پردازد. نگارنده در ابتدا بعد از معرفي اجمالي امين پور به زبان و بيان در شعر امين پور، سبک و شيوه­ي شعري و نگاهي به برخي از اشعار منتخب او پرداخته است. قيصر امين پور در سال 1338 در گتوند (شهري بين شوشتر و دزفول) بدنيا آمد. بعد از گذراندن تحصيلات ابتدايي و متوسطه در سال 1357 در رشته­ي دامپزشکي دانشگاه تهران پذيرفته شد، اما اين رشته را رها کرد و در رشته­ي جامعه­شناسي به ادامه­ي تحصيل پرداخت. بعد از اخذ ليسانس در اين رشته فوق ليسانس و دکتري را در رشته­ي زبان و ادبيات دانشگاه تهران به پايان رساند و در سال 1376 از دانشگاه فاغ التحصيل شد. امين پور در سالهاي فعاليت ادبي خود کتاب­هايي در زمينه­هاي شعر، نثر ادبي، تحقيق و پژوهش به چاپ رسانده است. اين آثار به ترتيب تاريخ انتشار عبارتند از:

1-تنفس صبح (1363)

8- به قول پرستو (1375)

2- در کوچه­ي آفتاب (1363)

9- گزيده­ي اشعار (1378)

3-طوفان در پرانتز (1365)

10- گل-ها همه آفتاب­گردانند (1380)

4- ظهر روز دهم (1365)

11- سنت و نوآوري (1383)

5- مثل چشمه مثل رود (1368)

12- شعر و کودکي (1385)

6- بي بال پريدن (1370)

13- دستور زبان عشق (1386)

7- آيينه­هاي ناگهان (1372)

 

امين پور با آنکه قالبهاي مختلفي را تجربه کرده است، اما بيشتر شعرهاي مذهبي او در قالب کلاسيک (غزل، مثنوي، دوبيتي و رباعي) سروده شده­اند. سرودن شعر ديني در اين قالبها داراي ظرافت­هايي است که کساني چون امين پور مي­توانند از عهده­ي آن برآيند. قيصر امين پور براي بزرگان و موضوعات ديني مختلفي شعر سروده است که هرکدام از آنها نقطه­هاي درخشاني در کارنامه­ي او محسوب مي­شوند، اما وي بيش از همه­ اين­ها شاعر انتظار است و شعرهايي که در موضوع انتظار و حضرت مهدي (عج) سروده است، در آثار او بيشتر خودنمايي مي­کند. سادگي و صراحت و در عين حال پرهيز از شعارزدگي از ويژگي­هاي شعر اوست. همين نکته باعث مي­شود خواننده­ي شعر او به سادگي با آن ارتباط برقرار کند:

نه از مهر و نه و از کين مي­نويسم

نه از کفر و نه از دين مي­نويسم

دلم خون است، مي­­داني برادر

دلم خون است از اين مي­نويسم

جملات در شعر وي شکل طبيعي خود را دارند. در آثار او کمتر اتفاق مي­افتد که ارکان جمله به ضرورت وزن دچار بهم ريختگي شوند. امين پور از معدود شاعران نوگرايي است که در همه­ي شعرهايش از وزن عروضي استفاده کرده است. شعر وي در بکارگيري صنايع لفظي و معنوي به شعر سنتي و کلاسيک وفادار است، لذا براي رسايي و زيبايي کلام خود از اين صنايع بهره برده است. مثنوي «ني­نامه» بيانگر واقعه­ي کربلاست و موضوع شهادت امام حسين (ع) و بر نيزه رفتن سر آن بزرگوار با زباني تأثيرگذار مطرح مي­شود:

سرش بر ني تنش در قعر گودال

ادب را گه الف گرديد گه دال

در اين بيت، هم ايستادگي امام در راه حق و هم قيام و رکوع و سجود نماز و هم سري که بر نيزه است و پيکر خميده­ي امام در لحظات آخر با استفاده از تصوير الف و دال که حرف­هاي آغازين کلمه­ي ادب هستند، بيان شده است. در شعر «کوچه­هاي خراسان» ضمن بيان فضايل امام رضا (ع) اشاره دارد به حديث مشهور سلسله­الذهب که امام هنگام عبور از نيشابور بيان فرمودند:

از نيشابور بر موجي از «لا» گذشتي

اي که امواج توفان تو را مي­شناسند

اينک اي خوب، فصل غريبي سرآمد

چون تمام غريبان تو را مي­شناسند

کاش من هم عبور تو را ديده بودم

کوچه­هاي خراسان تو را مي­شناسند

در شعر «بفرماييد» که خطاب به موعود قائم حضرت حجت (عج) سروده شده، شوق ديدار يار که در ذکر (عجل علي ظهورک) بيان مي­شود با شيواترين شيوه به شعر درآمده است:

بفرماييد فردا زودتر فردا شود، امروز

همين حالا بياييد وعده­ي آينده­هاي ما

شعر «روز ناگزير» از جامعه­ي آرماني پس از ظهور سخن مي­گويد:

اي روز آمدن!

اي مثل روز آمدنت روشن!

اين روزها که مي­گذرد، هر روز در انتظار آمدنت هستم!

اما با من بگو که آيا، من نيز در روزگار آمدنت هستم؟!

نويسنده در انتهاي اين بخش گزيده­ي اشعار امين پور را آورده است، اشعاري چون ني­نامه، يادگاري، شوق حرم، صبح بي تو، هنگامه، عيد و . . .

امين پور شعر هنگامه را امام علي (ع) اين چنين سروده است:

ايمان و امان و مذهبش بود نماز

در وقت عروج مرکبش بود نماز

هنگام که هنگامه­ي آن کار رسيد

چون بوسه ميان دو لبش بود نماز . . .

سيد حسن حسيني دومين شاعري است که نگارنده در اين کتاب به معرفي وي پرداخته است؛ سيد حسن حسيني از شاعران و نويسندگاني است که با راه­اندازي حوزه­ي انديشه­ي اسلامي در شکل­گيري گونه­اي از ادبيات به نام «ادبيات انقلاب اسلامي» نقش بسزايي داشت. حسيني علاوه بر سرودن شعر در حوزه­هاي ديگري چون نقد، پژوهش، ويرايش، سينما و . . . فعاليتهاي شاياني داشته است و در هريک از اين زمينه­ها تأليفاتي از وي به يادگار مانده است. کتابهاي به چاپ رسيده از مرحوم حسيني به قرار زير مي­باشد:

1- هم صدا با حلق اسماعيل (1363)

8- طلسم سنگ (1383)

2- حمام روح (1364)

9- نوشداروي طرح ژنريک (1383)

3- براده­ها (1365)

10- شقايق نامه (1383)

4- بيدل، سپهري، سبک هندي (1365)

11- در ملکوت سکوت (1385)

5- گنجشک و جبرئيل (1371)

12- از شرابه­هاي روسري مادرم (385)

6- مشت در نماي درشت (1379)

13- سفرنامه­ي گردباد (1386)

7- گزيده­ي شعر جنگ و دفاع مقدس (1381)

 

نگارنده درباره­ي زبان و بيان در شعر حسيني مي­گويد: هنگاميکه مجموعه شعر گنجشک و جبرئيل حسن حسيني منتشر شد، نگاه­هاي بسيار زيادي را متوجه خود کرد، نگاه­هايي که عمدتاً اين اثر را تحسين کردند و آن را حادثه­اي در ادبيات ديني دانستند. در اينکه گنجشک و جبرئيل مجموعه­اي مهم و تأثيرگذار در ادبيات ديني و به تبع آن ادبيات انقلاب اسلامي است، هيچ ترديدي نيست و حتي مي­توان پا را از اين فراتر نهاد و گفت اين اثر در نوع خودش بي بديل بوده و علي رغم تأثيرگذاري­اش بر نظر و قلم ديگر شاعران، هنوز کتابي با اين حال و هوا به چاپ نرسيده است. بنابراين بايد در زمينه­هاي پيدايش چنين اثري بيشتر تأمل کرد. اشعار حسيني به چهار بخش تقسيم مي­شوند:

الف) شعرهاي عاشورايي: شعرهاي اين بخش تعدادي از رباعي­هاي مجموعه­ي هم صدا با حلق اسماعيل و تمامي مجموعه­ي گنجشک و جبرئيل را شامل مي­شود. رباعي­هاي عاشورايي حسيني در عين داشتن قوت ادبي، در واقع پشتوانه­ا­ي است براي شعرهاي او در کتاب گنجشک و جبرئيل.

ب) شعرهاي علوي: حسيني اولين تجربه­هاي شعري خود ار با شعرهاي ديني آغاز کرده است. در شعرهاي وي نيز ستايش و مرثيه­ي امام علي (ع) به چشم مي­خورد.

پ) شعرهاي زهرايي: کتاب از شرابه­هاي روسري مادرم يکي از کتابهاي حسيني است که پس از فوت وي با مقدمه­ي مرحوم امين پور چاپ و منتشر شده است. در اين کتاب همانطور که مرحوم امين پور به آن اشاره کرده، شعرهايي گرد آمده است که در حال و هواي مادر و حضرت زهرا (س) سروده شده­اند.

ت) بخش ديگري از شعرهاي آثاري است که ستايش و رثاي پيامبر اکرم (ص) و ائمه­ي معصوم (ع) سروده شده­اند.

نگارنده در ادامه نگاهي به برخي از اشعار منتخب حسيني داشته و مي­گويد: شعرهاي «يا علي»، «همت حيدر»، «ذکر جلي» و «ازلي مرد» در مدح مولاي متقيان علي (ع) سروده شده­اند. در اين شعرها نگاه خاص و زبان پرطراوت و استوار سيد حسن حسيني به خوبي نمايان است. مثلاً در اشاره به خلقت علي (ع) در آغاز زمان تصويري بديع به خواننده تقديم مي­شود:

. . . دم بزن اي غنچه­ي باغ ازل

تا نفس خاک معطر شود

دم به دم از نام تو دم مي­زنم

تا سخنم قند مکرر شود

منظره در منظره گل مي­کند

چشم تو گر آينه گستر شود

پاسخ لبخند دلم تا به کي

قهقهه­ي تيغه­ي خنجر شود

خسته شدم خسته ز ديوارها

عشق مگر پنجره پرور شود . . .

همين مضمون در جايي ديگر با اين کلمات آمده است:

اي ازلي مرد براين ابد

بي تو زمين سرد براي ابد

نام قديمت ز لب حادثه

نعره برآورد براي ابد

پلک تو شد باز و به روي دلم

پنجره گسترد براي ابد

هر گل سرخي که جدا از تو رست

زرد شود زرد، براي ابد

غير دلت لشکر اندوه را

کيست هماورد براي ابد. . . 

در شعر دخيل به زبان محاوره است با بياني صميمي از زيارت حرم امام رضا (ع) سخن مي­گويد، اين سروده با اشاره­اي به غريبي آن امام با اين بيت دل انگيز به پايان مي­گيرد:

. . . غم غربت اومده دخيل ببنده به دلم

به خيالش دل من پنجره­ي فولاده!

شعر «ميلاد آسماني خاک» در ستايش از مقام ارجمند حضرت زهرا (س) سروده شده که با بياني متفاوت و شيوا از آن بانوي آسماني سخن مي­گويد:

دست آسمان زير سرش بود و پاي زمين

زانو زده برابر شکيبايي­اش

باران گرفت و دختر عطرهاي آسماني

مادر تبار بي انتهاي من شد!

در شعر «سرنوشت آفتاب» ماجراي شهادت حضرت علي اصغر با تصاويري تأثرگذار و کلماتي پربار بيان شده است و همين بيان نافذ در شعر «زيارت نواحي مقدس» ديده مي­شود آنگاه که خطاب به امام حسين (ع) مي­نويسد:

امشب به زيارت نواحي فرياد تو آمده­ام

و لبانم سربلند اعتراف مي­کنند:

اگر گلوي تو نبود عقل اين حنجره هرگز به فريادهاي بلند تو قد نمي­داد . . .   

امشب به زيارت نواحي فرياد تو آمده­ام

شايد لب­هايم مقدس شوند

دستها يا شکسته بود يا بسته و پايي اگر بود

رو به خستگي مي­رفت

نعره­هاي رسا به ديوارهاي ممتد مي­خوردند

و گلوهاي تارک فرياد به تازيانه­ي بغضي نامحدود حد مي­خوردند! . . .

نگارنده ابياتي از اشعاري چون؛ يکي از شاعران اهل بيتم، يا علي، همت حيدر، ضربت، ذکر جلي، شق­القمر، خزان خنجر، بهار بي خزان، آبياري،  ميلاد آسماني خاک و . . . را به عنوان گزيده­ي اشعار در انتهاي اين فصل آورده است:

سرنوشت آفتابي (براي حضرت علي اصغر)

آينده­ي آسمان تاريک بود

و تکليف ابرها را کبريت هيچ صاعقه روشن نمي­کرد

عمود شب در گلوي افق فرو مي­رفت

و حنجره­اي براي فرداي رسالت صيقل مي­خورد

ستاره­ها يک يک –  سرخ – سوسو مي­زدند و

با سه شعله گلوگاه راه شيري شکافت . . .

سومين و آخرين شاعري که نويسنده در اين کتاب به معرفي او پرداخته است، سلمان هراتي مي­باشد. سلمان در بهار 1338 در يکي از روستاهاي تنکابن به نام مرزدشت به دينا آمد و پس از گذراندن تحصيلات ابتدايي، در رشته­ي هنر تربيت معلم ادامه­ي تحصيل داد و پس از آن معلمي را در روستاهاي کشور به عنوان شغل خود برگزيد. هراتي در آذر 1365 در يک سانحه­ي رانندگي به ديار باقي شتافت. وي با آنکه عمر کوتاهي داشت، اما با آثارش يکي از تأثيرگذارترين شاعران انقلاب اسلامي محسوب مي­شود. آثار وي عبارتند از:

1- آسمان سبز (1365)

2- دري به خانه­ي خورشيد (1368)  

3- از اين ستاره تا آن ستاره (1367)

4- گزيده­ي ادبيات معاصر (1378)

5- آب در سماور کهنه (گزيده­ي اشعار)

6- مجموعه کامل شعرهاي سلمان هراتي (1380)

سروده­هاي سلمان در قالبهاي آزاد چشمگيرتر است؛ گرچه وي در عرصه­ي غزل، دوبيتي و رباعي نيز شعرهايي به ياد ماندني سروده است. مؤلف درباره­ي شيوه­ي شعري سلمان چنين مي­گويد: هراتي از شاعراني است که به شدت شاعر مردم است. شاعر مردم بودن لوازمي دارد که يکي از مهمترين آنها شناخت زبان مردم و سخن گفتن به همان زبان است. مخاطبان سلمان همان مردمي­اند که در محيطي مذهبي باليده­اند و به عبارتي هريک از آنها اجزايي از جامعه­ي ديني محسوب مي­شوند. بنابراين سخن گفتن با اين مردم بايد به زباني باشد که برگرفته از اعتقادات و باورهاي ديني آنهاست. وقتي در ستايش وطن لب به سخن مي­گشايد، ضمن استفاده از فرهنگ ايراني و نام بردن از اشخاصي که براي ايرانيان شخصيتي ستودني دارند، مي­سرايد:

اي رويين تن متواضع

اي متواضع رويين تن

اي ميزبان امام

اي پورياي ولي

اي طبيب، اي وطن من

درختان با اشاره­ي باد بر طبل جنگل سبز مي­کوبند

کباده بکش، علي را بخوان، صلوات بفرست.

و شعرش را با صلوات به پايان مي­برد. صلواتي که در باور مردم ما فصل الخطاب بسياري از سخن­هاست. آنها که با فرهنگ ايراني آشنايي دارند، مي­دانند هراتي چه استفاده­ي بجايي از واژه­ي صلوات کرده است و در واقع پايان زيبايي را براي شعر خود رقم زده است. مؤلف در نگاهي به برخي از اشعار منتخب سلمان مي­گويد: در شعر «شام غريبان» چنان که از نامش پيداست، سخن از کربلاي حسيني است. در آغاز اين سروده با ابهاني در کلمه­ي بحر (به دو معناي وزن شعر و دريا) اين­گونه مي­سرايد:

پايان آن حماسه­ي دردآلود، شامي غريب بود

شامي گرفته و غمناک، ديگر هميشه شعر

ديگر هميشه مرثيه، در بحر اشک بود

شعر« امتزاج آسمان و خاک» در مدح اميرمؤمنان علي (ع) است. در اين شعر اشارات و تعابير شاعرانه، با بياني نو، مخاطبان را با چشم­اندازي تازه از مفاهيم آشناي سيره علي (ع) مواج مي­سازد، مثلاً در اشاره به فروتني و خاکساري آن حضرت و لقب ابوتراب مي­نويسد:

من ميان ابر و خاک مانده­ام غريب

بي تو خاک را عادت حيات نيست

در شعر «غنچه­ي نرگس» که خطاب به حضرت حجت (عج) سروده شده است، شوق پايان انتظار را اينگونه وصف مي­ کند:

انتظار سهم ماست

اعتراض نيز

م ظهور نور را به انتظار

با طلوع هر سپيده آه مي­کشيم . . .

آفتاب از جبين پاک تو طلوع مي­کند

در فضاي پاک چشم روشنت محو مي­شود، غروب مي­کند

در شعر «صبح انعکاس لبخند توست» نيز در ستايش حضرت علي (ع) با اين کلمات پرطراوت سخن مي­گويد:    

  صبح، انعکاس لبخند توست  

که دم مرگ به جاي آوردي

آن قسمت از زمين که نام تو را نبرد

يخبندان است، اي پهناوري که عشق و شمشير را

به يک بستر آوردي، دنيا نمي­تواند بداند تو کيستي.

در انتهاي اين بخش نيز همانند بخشهاي ديگر مؤلف گزيده­ي اشعار سلمان را آورده است، اشعاري همچون: رود جاري، زمزمه­ي توحيد، تا ظهر ظهور، شام غريبان، عاشورايي، پيغام تو، غنچه­ي نرگس، با آفتاب صميمي و . . .

زمزمه­ي توحيد: (براي حضرت زينب (س))

با زمزمه­ي بلند توحيد آمد

بالاي سر شهيد جاويد آمد

از زخم عميق خويش سرزد زينب

چون صاعقه در غيبت خورشيد آمد

رود جاري: (براي حضرت ابوالفضل عباس (ع))

ز آن دست که چون پرنده بي تاب افتاد

بر سطح کرخت آبها تاب افتاد

دست تو چو رود تا ابد جاري شد

ز آن روي که در حمايت از آب افتاد

         

 

يكشنبه 10 مهر 1390 - 10:59


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری