پنجشنبه 2 شهريور 1396 - 5:35
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

ستاره سعادت

 

بايد جاهاي خالي را پر کنيم

 

گفت و گو با معصومه سپهري؛ نويسنده کتاب «نورالدين پسر ايران»


پس از شش سال از انتشار کتاب «لشکر خوبان» که توسط يک بانوي تبريزي در بيش از ششصد صفحه نوشته شده بود، اينک انتشارات سوره مهر کتاب دوم ايشان به نام « نورالدين پسر ايران» را همزمان با هفته دفاع مقدس منتشر مي‌کند. معصومه سپهري متولد سال 53 شهر تبريز و کارشناس ارشد فلسفه، از شعر به وادي خاطره نويسي کشيده شده است. کتاب نخست او «لشکر خوبان » حائز رتبه دوم بخش خاطرات دهمين کتاب سال دفاع مقدس در سال 85 و اثر برگزيده بخش خاطرات شفاهي در جشنواره ربع قرن کتاب دفاع مقدس در سال 88 بود. با ايشان در مورد کتاب اخيرشان و  نظرات و تجربياتشان در مورد خاطره نويسي دفاع مقدس به گفتگو نشستيم.

خانم سپهري، چه شد که نوشتن خاطرات سيد نورالدين عافي به شما سپرده شد؟

اولين آشنايي من با آقاي عافي به سال 74 بر مي‌گردد. آن روزها بخشي از نوارهاي مصاحبه با رزمندگان را _ که توسط دفتر ادبيات و هنر مقاومت آذربايجان انجام مي‌شد_  تحويل مي‌گرفتم و پياده مي‌کردم. حدود بيست نوار هم از خاطرات آقاي عافي پياده کردم. مصاحبه‌هاي رزمندگان آذري به زبان آذري انجام مي‌شود و پياده کردن آن‌ها هم دقت و ذوق بيشتري مي‌طلبد. همراهي با اين خاطرات در آن مقطع زماني برايم خيلي تاثيرگزار بود. مدتي بعد نوارهاي مهديقلي رضايي را پياده کردم که در نهايت پيشنهاد نگارش آنها به من داده شد که حاصلش شد «لشکر خوبان» که در سال 84 چاپ شد. در طول اين مدت گاهي سراغ خاطرات آقاي عافي را مي‌گرفتم. مي‌دانستم براي نگارش به نويسندگاني سپرده شده است. مدتي بعد يعني در سال 83 مسئول دفتر ادبيات آذربايجان آقاي ناظمي گفتند که کار را دو نفر از آقايان برده و پس از مدتي از انجامش عذر خواسته‌اند. از تاليف خاطرات آقاي عافي استقبال کردم چون هم زمينه آن آشنايي اوليه را داشتم و هم تجربه «لشکر خوبان» انگيزه‌ام را بيشتر کرده بود. تا آن وقت ايشان را از نزديک نديده بودم. بعد از اين که بيش از ششصد صفحه متن پياده شده و نوارها را تحويل گرفتم، براي تکميل اطلاعات و برطرف کردن نواقص  سراغشان رفتم و کار عليرغم همه سختي‌ها به لطف خدا پيش رفت.

چه سختي‌هايي پيش رويتان بود. چرا اين کار اين قدر طول کشيد؟

يادم هست اولين بار که براي گرفتن مصاحبه تکميلي سراغ آقاي عافي رفتم ايشان نااميدانه و با حس بدبيني به انجام اين کار نگاه مي‌کردند. آن روزها هنوز «لشکر خوبان» هم چاپ نشده بود و در واقع من با دست خالي براي انجام کاري پيشقدم شده بودم که دو نفر از آقايان قبل از من به دلايلي آن را ناتمام کرده بودند. گذشت ده سال بدون اين که کاري روي اين مجموعه انجام شود به طور طبيعي تاثير بدي روي ايشان گذاشته بود. از طرف ديگر بارها اشاره مي‌کردند نکات زيادي را از ياد برده‌اند. در آن لحظات خدا را شکر مي‌کردم که به همت آقاي موسي غيور اين مصاحبه‌هاي اوليه انجام گرفته است. در هر حال من بايد براي بهبود اوضاع تلاش مي‌کردم. بايد به هر طريق جاهاي خالي را که در کار وجود داشت پر مي‌کردم. بارها و بارها در محيط کار يا منزلشان جلسه گذاشتيم. در گام نخست از روي عکس‌هاي مانده از آن روزها و در قدم بعدي از طريق دوستان زمان جنگ جوياي زواياي ناگفته بعضي حوادث مهم مي‌شدم و همه اين‌ها در کنار احوالي بود که بر خودم حاکم بود. نوشتن براي يک خانم در شرايطي که هيچ کدامش حرفه‌اي نيست کار ساده‌اي نبود و نيست. زير بار اين خاطرات حجيم رفتن کار خيلي سختي بود. در «لشکر خوبان» که آن هم خاطرات قريب هشت سال رزم آقاي مهديقلي رضايي را در برداشت سختي اين کار را تجربه کرده بودم اما واقعا مي‌خواستم اين بار را بردارم و به منزل خوبي برسانم. چيزهاي زيادي در کار بود که مرا براي انجامش مصمم‌تر مي‌کرد، زخم‌ها و ابتلائاتي بر سر اين رزمنده نوجوان آمده بود که در وهله اول خود مرا مقاومتر مي‌کرد. خوشحالم که بالاخره اين کتاب به سرمنزل چاپ رسيد. بخش بزرگي از کار من تا اين مرحله تمام شده، اميدوارم در ادامه راه خاطرات نورالدين بتواند دوستان جديدي پيدا کند و به دست دوستداران خاطرات جنگ برسد.

اين کتاب چه ويژگي خاصي دارد؟ از چه مقطعي وارد خاطرات شديد و چطور آن را روايت کرديد؟

«نورالدين پسر ايران»، خاطرات پسري شانزده ساله و روستازاده است که مثل خيلي از رزمنده‌هاي نوجوان به زور و زحمت رضايت همه را براي اعزام جلب مي‌کند. حدود چهارده ماه از دي ماه 1359 تا اسفند 1360 در کردستان وارد نبرد با ضد انقلاب مي‌شود، همان جا عضو سپاه کردستان مي‌شود و در نهايت با زخم مهلکي که از آتش عقبه توپ 106 برمي دارد از کردستان خارج مي‌شود. از آن پس به عنوان بسيجي راهي جبهه‌ها مي‌شود و به فاصه کمتر از هفت ماه از آن مجروحيت سنگين کردستان دوباره در عمليات مسلم بن عقيل زخمي مي‌شود. در حالي که برادر کوچک‌ترش سيد صادق عافي برابر چشمانش به شهادت رسيده است و او زخم‌هايي از ناحيه صورت و شکم و ... برداشته است. زخم‌هايي که چهره‌اش را تغيير داده‌اند و ... با اين حال او تا پايان جنگ در صحنه‌هاي مختلف حضور دارد. هم با عوارض آن مجروحيت که به واسطه آن‌ها جانباز هفتاد درصد شده درگير است و هم زخم‌هاي ديگري نصيبش مي‌شود. در هيچ جاي کتاب نخواستم و نگذاشتم روايت منقطع شود. با يادي از دوران شيرين کودکي نورالدين وارد زندگي او مي‌شويم و پابه پاي او در همه صحنه‌هاي تلخ و شيرين، رزم‌ها، شيطنت‌ها، دلتنگي ها ، زخم‌هاي عجيب و ... با اين رزمنده بسيجي همراه هستيم. من به عنوان کسي که بايد آينه‌اي برابر زندگي پرتلاطم اين مرد مي‌گذاشتم سعي کردم به زبان او نزديک شوم، هر جا ظرفيت اتفاقات اجازه مي‌داد بر مبناي آنچه از آقاي عافي گرفته بودم توصيفات بيشتري مي‌کردم. همه سعي‌ام اين بود نه استناد کار را فداي زيبايي و روان بودن اثر کنم و نه برعکس. در مقطعي که بايد عمليات‌ها را مي‌نوشتم، جايي که سيد نورالدين در جمع رزمندگان خط شکن بود و در کام آتش فرو مي‌رفت طبعا کار بر منِ جنگ ناديده سخت‌تر مي‌شد. با مطالعات متعدد آن صحنه‌ها از ساير کتاب‌ها، گفتگو با رزمندگان و فرماندگان و در راس همه اين‌ها با عنايت حضرت حق کوشيدم اتفاقات انساني را در همان بستر جغرافيايي و شرايطي ببينم و نشان دهم که ندانستنش باعث مي‌شود عظمت جنگ و بزرگي روح شجاعت و ايثار رزمندگان غيورمان را نبينيم.

 اتفاقا سوال پيش مي‌آيد که چطور خانمي که از هر نظر از شرايط دوران جنگ دور بوده، مي‌تواند در نوشتن خاطرات جنگ موفق باشد؟ شما تجربه کتاب نگارش «لشکر خوبان» را هم به عنوان اولين کارتان داريد که هم به عنوان کتاب سال 85 و هم برگزيده خاطرات جشنواره ربع قرن معرفي شد. در اين مورد چه صحبتي داريد؟

مواجهه ما با خاطرات رزمندگان حاضر در جنگ در متن «ادبيات» اتفاق مي‌افتد. دنياي بزرگ و لطيفي که امکان مي‌دهد حتي دختران و زناني که از جنگ فقط وحشت و صداي بمباران‌ها يا تشييع جنازه شهدا را تجربه کرده‌اند با رعايت شرايطي در اين وادي کارهاي خوبي خلق کنند. در اين راه امثال من طبعا راه سخت و متفاوتي را بايد طي کنيم. از ابتداي راه براي درک مفاهيم اوليه جنگ بايد پرس و جو و مطالعه کنيم. بخش زيادي از دريافت‌هاي ما از طريق سوالات مشخص و منظم است؛ مانند هر هنرمند و يا عکاسي که براي ارائه تصوير واضح و معنا دار بايد بهترين زاويه را انتخاب کند و به سوژه اشراف داشته باشد. من هيچ وقت ديدن فيلم‌هاي مستند و عکس‌ها، خواندن يا شنيدن مصاحبه‌ها و خاطرات و کتاب‌هاي منتشر شده در مورد جنگ خصوصا در مورد لشکر 31 عاشورا که خاطرات رزمندگان آن را روايت مي‌کنم، را از دست نمي‌دهم. گاهي مجله‌اي را فقط به خاطر يک عکس جديد و چاپ نشده از جنگ مي‌خرم. عليرغم تمام کاستي‌هايي که در بحث منابع مستند در شهرستان‌ها هست و متاسفانه هنوز هم امثال من به راحتي به منابع و نقشه‌هاي دقيق زمان جنگ دسترسي نداريم، باز بايد همه توان ذوق و خلاقيتمان را در راه کسب اطلاعات دقيق‌تر و متنوعتر به کار بگيريم و در راس همه اين‌ها نظر مهر خداوند است که پشتوانه کامل هر تلاش خالصي ست.

با وجود کتاب‌هاي خيلي خوبي که از خاطرات رزمندگان در شهرستان‌ها نوشته شده، هنوز هم با توجه به ابعاد گسترده جنگ شهرستان‌ها در اين زمينه کم کار هستند. به نظر شما دليل اين امر چيست. چرا نويسندگان کاربلد در شهرستان‌ها کم تربيت مي‌شوند.

بله متاسفانه هنوز آن اتفاق روشني که مي‌تواند ناگفته‌هاي جنگ را از دل رزمندگان سراسر ايران عزيز بيرون بکشد و به تاريخ بسپارد نيفتاده است. متاسفانه در شهرستان‌ها نگرش سطحي اکثر متوليان امر، نداشتن سواد فرهنگي، سياست زدگي و تمايل به اعمال سليقه از يک طرف و نبود زمينه‌هاي مناسب مثل کتاب‌ها و کتابخانه‌هاي تخصصي جنگ، عدم پرداخت صحيح رسانه‌ها که هميشه يا در حال افراطند يا در تفريط! عدم معرفي  آثار خوب و حمايت از آن‌ها  مثل تشويق مردم به مطالعه  آثار شاخص و خوب  و ... متوليان امر را از اصل کار دور کرده است. حالا ديگر آشنا نشدن با اصول کار ادبيات مستند و عدم آشنايي با دانش و روش اين کار براي کساني که در اين کار دستي دارند پذيرفته نيست. جوانان اهل ذوق و قلم هم اکثرا ديد جامع و درستي از ادبيات دفاع  مقدس ندارند، عده‌اي آن را کاملا دولتي و سفارشي مي‌دانند و عده‌اي گمان مي‌کنند به صرف دوست داشتن شهدا و دوران جبهه و بدون کسب دانش و روش و صرف زمان و انرژي براي رسيدن به جزييات، مي‌توانند کار قابلي انجام دهند. در حالي که اين دفاع مردمي و مقاومت جانانه در برابر اراده دنيا آنقدرجذابيت و زيبايي و حوادث ناب انساني دارد که قطعا آثار ماندگار ادبيات ما در آن ريشه خواهند داشت. يک مطلب مهم ديگر در عدم گسترش دايره نويسندگان اين حوزه مشکلاتي ست که در زمان نشر و پس از آن وجود دارد. هنوز ناشران خصوصي در اين عرصه حضور جدي ندارند. در انتشارات فعالي مثل سوره مهر نيز مسائل حقوقي متعددي براي نويسندگان اين حوزه وجود دارد که اگر با توجه به قانون مالکيت فکري پرداخت درستي به آن‌ها شود مطمئنا رويکرد نويسندگان به اين حوزه بيشتر خواهد شد. اميدوارم با تدابير درست و عزم جدي، راه براي پروژه‌هاي جدي و دست اول که همه ابعاد زندگي رزمندگان را در طول جنگ روايت مي‌کنند، بازتر شود.

 

 

چهارشنبه 6 مهر 1390 - 11:6


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری