شنبه 27 آبان 1396 - 22:47
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

ترجمه: غزال حسين زاده

 

هنرمندي بي بديل و برجسته

 

نگاهي به زندگي و آثار ابوالحسن‌خان صديقي نقاش و مجسمه ساز  نامي ايران زمين


 ابوالحسن‌خان صديقي نقاش و مجسمه‌ساز برجسته ايراني و از شاگردان کمال‌الملک در سال ۱۲۷۳ در محله عودلاجان تهران به دنيا آمد. پدرش ميرزا باقرخان صديق‌الدوله از اهالي نور مازندران بود اما خانواده سال‌ها قبل از تولد ابوالحسن به تهران آمده بودند و ساکن عودلاجان شده بودند که آن زمان از محلات اعيان‌نشين پايتخت محسوب مي‌شد.

 ابوالحسن در هفت سالگي به مدرسه اقدسيه رفت که از مدارس جديد بود و سعيدالعلماي لاريجاني آن را پايه گذاري کرده بود. صديقي پس از پايان تحصيلات ابتدايي براي ادامه تحصيل به مدرسه آليانس رفت و در آن‌جا بدون اين که استاد نقاشي داشته باشد شروع به نقاشي کرد؛ نقاشي‌هاي او روي ديوارهاي مدرسه اعتراض مديران مدرسه را در پي داشت.

هر چند خانواده اشرافي اش آرزوهاي ديگري براي ‌او در سر مي‌پروراندند و پدرش تمايل نداشت که فرزندش به نقاشي روي آورد اما علاقه فراوان ابوالحسن به نقاشي و طراحي موجب شد تحصيل را در سال آخر مدرسه رها کند و همراه دوستش علي‌محمد حيدريان نزد کمال‌الملک برود و سر کلاس درس او در مدرسه صنايع مستظرفه حاضر شود.

پس از سه سال تحصيل در سال ۱۲۹۹ با درجه ممتاز ديپلم گرفت و در همان مدرسه به عنوان معلم مشغول تدريس شد. شاگرد برجسته او علي‌اکبر صنعتي در مورد اين دوران مي‌نويسد: [ابوالحسن] «... در کار هنرآفريني آن‌چنان خوش مي‌درخشد که به روايت مرحوم اسمعيل‌خان آشتياني، آقا کمال‌الملک اغلب از سر طنز و تشويق شاگرد، او را آميرزا ابولحسن‌خان رقيب صدا مي‌کرد!»

ميل پنهاني صديقي را به سوي مجسمه‌سازي مي‌کشاند و در حالي که در آن زمان هيچ استاد مجسمه‌سازي در ايران وجود نداشت و در هيچ کجا از جمله مدرسه صنايع مستظرفه تدريس نمي‌شد. او در سال ۱۳۰۱ با وسايلي ابتدايي مجسمه‌اي گچي از نيم‌تنه کودکي مي‌سازد و به کمال‌الملک عرضه مي‌کند. کمال‌الملک با ديدن مجسمه متوجه استعداد صديقي که اکنون ديگر يکي از مدرسان نقاشي در مدرسه بود مي‌شود و گلخانه‌ مدرسه را تبديل به کارگاه مجسمه‌سازي مي‌کند و صديقي ضمن تدريس نقاشي به تجربه ‌اندوزي در زمينه مجسمه‌سازي مي‌پردازد و با مطالعه کتاب‌هايي که کمال‌الملک از اروپا با خود آورده تا حدي با مسائل تئوريک مجسمه‌سازي آشنا مي‌شود.

پس از آن که چندين مجسمه گچي مي‌سازد و طي دو سه سال تجربه لازم را به دست مي آورد. روزي از کمال‌الملک مي‌خواهد که امکان ساختن مجسمه‌اي از سنگ را براي او فراهم کند که کمال‌الملک ابتدا مخالفت مي‌کند و امکانات و تجربه صديقي را کافي نمي‌داند اما سرانجام موافقت مي‌کند و هزينه خريد سنگ را تقبل مي‌کند.

صديقي از روي عکسي از مجسمه ونوس دوميلو کار ساختن مجسمه ونوس را شروع مي‌کند و سرانجام در سال ۱۳۰۴ کار اين مجسمه سنگي به اتمام مي‌رسد. کمال‌الملک که متوجه استعداد کم‌ نظير شاگرد خود مي‌شود او را به همراه مجسمه سنگي ونوس ميلو به حضور احمدشاه مي‌برد و در اين ديدار احمدشاه پنجاه تومان که در آن زمان پول زيادي بود به کمال‌الملک مي‌دهد و مقرري ماهانه‌اي به مبلغ ۲۰ تومان براي پيش‌برد و تداوم کارهاي صديقي براي وي تعيين مي‌کند و کمال‌الملک نيز سرپرستي کارگاه تازه تاسيس شده مجسمه‌سازي مدرسه صنايع مستظرفه را به او مي‌سپارد.

در اين دوران او مجسمه‌هاي متعددي مي‌سازد از جمله:مجسمه گچي فردوسي، مجسمه‌هاي نيم‌تنه و تمام قد اميرکبير، مجسمه ابوالقاسم، مجسمه الياس دوره‌گرد و دلاک حمام. ماندگارترين مجسمه اين دوران، که در سال ۱۳۰۵ ساخته شده‌است، مجسمه سياه ني‌زن (حاج مقبل) است که از گچ فرنگي پاتينه شده ساخته شده‌است و ارتفاع آن ۹۳ سانتي‌متر است و هم‌اکنون در موزه هنرهاي ملي نگه‌داري مي‌شود.

در سال ۱۳۰۶ کمال‌الملک از کليه مناسب خود استعفا داد و به حسين‌آباد نيشابور مهاجرت کرد. او هنگام ترک تهران به صديقي توصيه کرد به اروپا برود و تحصيلات تکميلي خود را در آنجا بگذراند؛ پولي را هم که کمال‌الملک در اين مدت از محل دريافت مستمري احمدشاه برايش پس‌انداز کرده بود، به او داد.

با رفتن استاد، شاگردان و معلمان مدرسه نيز پراکنده شدند و يک سال بعد در ۱۳۰۷ صديقي با هزينه شخصي از تهران به آستارا و از آن‌جا به باکو و مسکو و از طريق مسکو به فرانسه رفت. سپس به چند کشور اروپايي سفر کرد و سرانجام به مدت چهار سال در مدرسه عالي ملي هنرهاي زيباي پاريس زير نظر آنژالبر به فراگيري و کسب تجربه در مجسمه‌سازي و حجاري پرداخت.

صديقي که در فاصله‌ دو جنگ جهاني در اروپا به سر مي‌برد بيشتر وقت خود را به نقاشي گذرانيد. او در اين دوران ۱۶۰ تابلو خلق کرد.

در اسفند سال ۱۳۱۲ صديقي به کشور بازگشت او چند ماه بعد در ارديبهشت ۱۳۱۳ با دختر خاله خود قدرت‌السادات ميرفندرسکي ازدواج کرد. با کسب اجازه از کمال‌الملک و با کمک دوست و همکلاس قديمي‌اش علي‌محمد حيدريان، دوباره مدرسه هنرهاي مستظرفه را داير کرد.

پس از مرگ کمال‌الملک در ۱۳۱۹ به دلايل نامعلومي اين مدرسه تعطيل شد. اما بعد از مدتي مدرسه ديگري به نام مدرسه هنرهاي زيبا وابسته به وزارت فرهنگ تشکيل شد صديقي پس از مدتي سرانجام ‌پذيرفت که در اين مدرسه جديد به تدريس بپردازد.

اين مدرسه بعد از تاسيس دانشگاه تهران تحت عنوان دانشکده هنرهاي زيبا به کار خود ادامه ‌داد و رياست دپارتمان حجاري در اين دانشکده به صديقي سپرده ‌شد.

در سال ۱۳۲۹ صديقي به انجمن آثار ملي پيوست در اين دوران او خلق آثاري از بزرگان علم و ادب ايران را به انجام رسانيد و مجسمه‌هاي ماندگاري از اين مشاهير ساخت. خلق آثاري از سعدي، ابن سينا، فردوسي و حافظ حاصل فعاليت هاي او در اين دوران است.

صديقي سرانجام در سال ۱۳۴۰ از دانشگاه تهران بازنشسته شد اما تمام توجه خود را به مجسمه‌سازي معطوف ساخت. او با سفر به ايتاليا موفق شد مجسمه‌هاي ماندگاري بسازد. مجسمه نادر در آرامگاه نادر شاه مشهد و مجسمه فردوسي در ميدان فردوسي تهران و مجسمه خيام پارک لاله تهران هم حاصل اين سالها است.

در هنگام وقوع انقلاب اسلامي، صديقي در ايتاليا در حال ساختن مجسمه اميرکبير بود، البته ماکت گچي مجسمه به پايان رسيده بود که مسئولين جديد از پرداخت هزينه‌هاي بعدي سرباز زدند و ساخت مجسمه برنزي متوقف شد.

سپس ماکت گچي که ۲۲۵ سانتي‌متر ارتفاع داشت توسط لورنزو نيکولوچي ريخته‌گري و ساخته شد، اما به دليل تغيير دولت در ايران در سال ۵۷ انتقال آن به تهران منتفي شد. سرانجام اين مجسمه پس از ۳۳ سال در تاريخ ۱۹ مهر سال ۱۳۸۹ به همت شهرداري وقت تهران، طي مراسمي با حضور خانواده اش و مسئولين شهرداري در پارک ملت نصب گرديد.

محل نصب آن پس از ورودي پارک ملت، کمي بالاتر از پله‌هايي است که در دو سوي آن تنديس‌هاي ج مشاهير خودنمايي مي‌کند. مجسمه در نقطه بالايي پله‌ها و در افق زيبايي قرار دارد.

صديقي بعد از مدتي به ايران بازگشت و سال‌هاي پاياني را در سکوت و انزوا به‌ سر برد. در هشتم تير ۱۳۷۱ همسر صديقي درگذشت.

در سال ۱۳۷۰ کميسيون ملي يونسکو در ايران تصميم گرفت از آثار صديقي عکس‌برداري کند و کتابي  منتشر کند. کتاب در سال ۱۳۷۳ منتشر شد. صديقي يک سال پس از انتشار اين کتاب در ۲۰ آذر ۱۳۷۴ درگذشت.

پس از مرگ براي او مجالس بزرگداشتي برگزار شد، همچنين سفارش ساخت مجسمه‌اي از او به فرزندش فريدون صديقي داده شد که اين تنديس نيم‌تنه هم‌اکنون در دانشکده هنرهاي زيبا قرار دارد. در سال ۱۳۸۸ نيز تنديس نيم‌تنه ديگري از اين هنرمند در جزيره کيش و در قطعه گذر هنرمندان برپا گرديد.

گوستينوس آمبروزي مجسمه‌ساز ايتاليايي در ديدار از مجسمه فردوسي در ويلا بورگز رم در دفتر يادبود مي‌نويسد: «دنيا بداند، من خالق مجسمه فردوسي را ميکل آنژ ثاني شرق شناختم. ميکل آنژ بار ديگر در مشرق زمين متولد شده‌ است.»

 

 

چهارشنبه 6 مهر 1390 - 10:12


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری