چهارشنبه 4 مرداد 1396 - 17:11
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

بي معرفتي سد هنر است

 

گفتگو با سيد ناصر هاشم زاده


(سينماي معناگرا) اصطلاحي بود که ابتدا توسط معاونت سينمائي وزارت ارشاد، آقاي محمدمهدي حيدريان مطرح شد. در نظر او، وسعت اين سينما به حدي بود که مفاهيم متنوع و قابل اعتنائي را شامل مي­شد. اين اصطلاح ميان مديران ارشاد و بنياد فارابي و مشاوران اين دو نهاد در ميان کارشناسان سينمائي بحث هائي را دامن زد. در مورد تعبير سينماي معناگرا چالش هاي زيادي وجود داشت. و حتي در خصوص تعبير جهاني اين مفهوم -که بيشتر در زبان انگليسي جستجو مي شد- مباحثي مطرح شد که همچنان هم ادامه دارد. مثلاً اين پيش بيني وجود داشت که ممکن است عده اي خرده بگيرند که: مگر سينماهاي ديگر بي معني است که شما اين را (معناگرا لقب داده ايد؟) و عجب اينکه اين سؤال گاه توسط کساني مطرح مي شد که تعجب برانگيز بود! کساني که انتظار نمي رفت سهل انگارانه سخن بگويند و بي توجه به بار کلمه (معنا) و ريشه هاي آن در ادبيات کلاسيک، چنين اعتراضي را بيان کنند! همچنين اين نگراني وجود داشت که اين تعبير را نام مستعار (سينماي ديني) و يا (سينماي عرفاني) و يا (سينماي انديشه) و امثال آنان بدانند، که دانستند و نوشتند! خلاصه اينکه نگراني هائي از اين دست کم نبود و براي پيشگيري از اين نگراني ها بود که تعابير ديگري از جانب دوستان مطرح مي­شد. مثلاً (سينماي ماوراء) يا مثلاً سينماي (معنوي) که بدليل دستمالي شدن اين ترکيب، دامنه منظور محدود مي­شد و تکراري مي­نمود! بنابراين ما هم سعي کرديم به زعم خود به فهمي از آن دست يابيم. اين گفتگو در حالي شکل گرفت که برخلاف انتظار، کسي رخت نبرد را براي دفاع از اين وادي بر تن نکرد به جز سيد ناصر هاشم زاده فيلم نامه نويس فيلم هائي چون (بيد مجنون) (سيب و سلما).

- با وجود اينکه چند سالي از مطرح شدن واژه سينماي ديني در سينماي ايران مي­گذرد اما هنوز تعريف جامعي و مانعي از اين نوع سينما بدست نيامده و هنوز معلوم نيست المان هاي اين نوع سينما شامل چه چيزهائي مي­شود اين آشفتگي در تعريف گاهي به حدي است که شايد برخي موارد حتي نتوان گفت که چه فيلمي در اين قالب جاي مي­گيرد. در بررسي اين نوع سينما اولين سؤالي که مطرح مي­شود اين است که مؤلفه هاي سينماي ديني چيست و يک فيلمنامه چه المان هائي بايد داشته باشد که يک فيلمنامه ديني محسوب شود؟

من اول بايد يک موضوع را توضيح دهم که در گفتگو دچار مشکل نشويم و اين آن است که به اعتقاد من ژانري به نام سينماي ديني در سينماي ما وجود ندارد سينماي ديني يک مفهوم است و همه ژانرها را مي­تواند دربربگيرد. پس سينماي ديني را کنار ژانرهاي ديگر قرار نمي­دهيم.

- يعني معتقديد سينماي ديني بيشتر يک نوع تفکر است تا يک ژانر تعريف شده در سينما؟

وقتي کسي از مؤلفه هاي سينماي ديني استفاده کند حال در هر ژانري که مي­خواهد باشد مسلماً به سمت سينماي ديني رفته است يکي از دلايلي که من هميشه اين مسئله را توضيح مي­دهم اين است که عده اي سينماي ديني را به عنوان يک ژانر در برابر ژانرهاي ديگر قرار مي­دهند و به اين وسيله يک نزاع ناخواسته که موجه هم نيست شکل مي­ گيرد البته بايد اين تذکر هم داده بشود که وقتي از دين صحبت مي­کنيم در ايران و در موقعيت کنوني ما، از اسلام و تشيع صحبت مي کنيم اما در موقعيت ديگري اگر بخواهيم راجع به دين صحبت کنيم، کليت دين را در نظر مي­گيريم يعني ممکن است تفکر مسيحي، يهودي و گاه بودائي را هم شامل بشود. سينماي ديني يک تفکر است که به مؤلفه­ هايي که اديان مختلف به آنها توجه دارند، مي­پردازند.

- با اين تعريف ما در ايران به سينماي ديني دست پيدا کرده ايم يا خير؟

برخي­ها اصرار دارند که براي سينماي ديني تعريفي داشته باشند. چرا اين تعريف را مي­خواهند؟ اين آثار ديني است که مي­تواند اين تعريف را بوجود بياورد. يعني اول آثاري در اين زمينه خلق مي­شوند بعد اهالي فن و نظر مي­آيند و مي نشينند و از دل آنها قواعدي را استخراج مي­کنند و تعاريفي را ارائه مي ­دهند که نه جامعيت دارد و نه مانعيت. يعني مي­ شود گفت که مسلماً زبان هنر بر تعاريف هنر مقدم است يا اينکه اثر هنري بر قواعدي هنري مقدم است. درست مثل زبان فارسي که اول آن را ياد مي­گيريم بعد يک سري دستور زبان را براي رفع اغلاط خود، مي­آموزيم. اين دستور زبان هم يک قاعده است و صدها تبصره داريم مثلاً ما قواعدي را داريم مي­آموزيم اما مثلاً اکثر نويسندگان اين قواعد را به نحو جذاب تري در کارشان ارائه مي­دهند. در هنر هم همين طور است ما نمي­توانيم تعريفي ارائه دهيم و بگوييم همه بر اين مبنا اثر توليد کنند. پس تعاريف بعد از خلق اثر بوجود مي آيد. اول بايد ببينيم در سينماي ما اثري درباره دين بوجود آمده و ساخته شده يا نه؟ بعد از آن به طرح تعريف و قواعد براي اين نوع از سينما بپردازيم. من درباره يک اثر ديني و مؤلفه هائي که در ذهن يک هنرمند ديني وجود دارد مي­توانم بگويم بله هنر ديني در تاريخ بوده است در زمان ما هم هست و بعد از اين خواهم بود اما اينکه در دوران انقلاب اسلامي و زماني که سينما در عالم سيطره  دارد، اين موضوع در سينماي ما محقق شده يا نه؟ مي­توانيم بگوييم هم آري و هم نه.

- خب هر دو صورت قابل تأمل و بررسي است با توجه به چه چيزي مي­گوييد آري؟

يک سري از اين مؤلفه ها و نشانه ها در سينماي ما ديده شده است که نشان از اين دارد که معاني و مفاهيم ديني توانسته اند قابليت تصويري را پيدا کنند. مگر در سينما چه مي­کنيم؟ يک سري مفاهيم را تصويري مي­کنيم اينکه مي­ گوييم مفاهيم، منظورم مفاهيم انتزاعي صرف نيست بلکه اين مفاهيم را مي­توانيم به تمام رفتارها و معاني و مفاهيم انساني بسط دهيم که در دين هم مورد تأکيد قرار گرفته و خيلي از آنها با ديگر اديان مشترک است مثلاً در حوزه اخلاق بدي و خوبي دروغ و راست يک سري مفاهيم مورد قبول تمام بشريت است حالا در محکي که در اين هنرها ايجاد شده مي­زنيم، مي­گوييم کداميک به کدام ديدگاه نزديک تر است. کدام توانسته اين تصوير را بهتر ارائه کند؟ با کمک کدام تمثيل ها و المان هاي هنري هنرمند توانسته مفاهيم اخلاقي يا بالاتر، مفاهيم عرفاني را در حوزه سينما به تصوير بکشد. من مي­توانم بگويم در اين سال هائي که از انقلاب گذشته ما يک سري توفيقات در اين زمينه داشته­ايم مهمترين اين تجربيات که من جزو مؤلفه هاي اصلي قضيه مي­دانم و به آن تأکيد دارم اين است که هنرمند ديني با نوع بيان و تصويري که به وجود مي­آورد، در ذات مفاهيم ديني، به جاي تشويش و اضطراب، آرامش را براي بيننده به ارمغان مي آورد. حتي اگر رنج و فقر و جنگ انسان ها مي­گويد بيننده را آرام مي­کند نه دچار تشويش و ترس. اما در ذات هنر غيرديني اين آرامش جايش را به تشويش و اضطراب مي­دهد. اهل هنر ما کارهاي گوناگوني را در عرصه هاي مختلف انجام داده اند که يکي از اين عرصه ها سينما بوده است. در ژانرهاي گوناگون کار شده است هر چند که ممکن است کل يک فيلم قابل تأييد نباشد اما ممکن است در همين فيلم سکانس­هاي قابل تأملي وجود داشته باشد. سينما يک تجربه هنرمندانه است که جامع برخي از هنرهاست. يعني يک سينما گر هنرمند از چند هنر استفاده مي­کند به همين دليل اين هنرمند بايد از ذائقه شگفتي برخوردار باشد آگاهي زيادي داشته باشد که اين موجب مي­شود در جمع چندين هنر به تأليفي بپردازد که نامش سينما است. حل اين تأليف ديني شده يا ديني مي­شود؟ اثر ديني را انسان ديني خلق مي کند. گاهي فکر مي­کنم سينما مانند اسب چموشي است که نتوانسته ايم آن را رام کنيم چون قانون و قواعد از پيش تعيين شده خودش را دارد و من وقتي وارد اين مي­شوم اگر با آن قواعد دمساز نباشم اولين چيزي که به من خواهند گفت اين است که سينما را نمي­شناسم و من براي شناخت سينما قواعد را مي­شناسم و براساس آنها پيش مي­ رود وقتي از سينماي ديني صحبت مي­کنيم بايد از دل قواعد و مقررات حاکم بر سينما به دنبال کشف مؤلفه هاي ديني مدنظر خود باشيم يک انسان ديني وقتي از جهان سخن مي­گويد انسان را رها شده مي­بيند يا حساب شده؟ اين يکي از مؤلفه ها است اينکه چه نگاهي داشته باشيم بسيار مهم است. در يک نگاه ديني آمدن و رفتن انسان بايد با برنامه است و رها شده نيست و کسي با او سخن مي­گويد که ذاتش با جهان بيگانه است پس فيلمساز دين دار احساس بيهودگي نمي­کند و بيهودگي را هم انتقال نمي­دهد.

- يکي ديگر از جنبه هاي قابل بررسي اين سينما که حالا به گفته شما ژانر محسوب نمي­شود لزوم وجود تفکر است. اينکه براساس اين تفکر قرار است چه کمکي به من مخاطب بکند و زمانيکه از دريچه دوربين به خيلي از اين مفاهيم نگاه مي­شود و بر پرده سينما نمايش داده مي­شود چه اهميتي پيدا مي­کند؟

من باز نکته اي عرض مي­کنم سپس جواب سؤال شما را مي­دهم. اگر دقت کرده باشيد جشنواره هاي زيادي براي سينماي ديني و معناگرا وجود دارد ولي چرا ما نتيجه مطلوب را نگرفته ايم؟ معتقدم به سمت نتيجه مطلوب نرفته ايم به ويژه در جشنواره ها. يعني درست در جائي که بودجه ها خرج کرده ايم به جاي کشف استعدادها، آنها را نشناخته ايم و يا اينکه آنها را طرد کرده ايم. گاه مديريت هاي فرهنگي به خاطر کم مسئوليت هائي که داشتند مانع از رشد استعدادها شده اند. چون استعدادها را درست تشخيص نداده اند حالا در اين ميان بايد فکر کرد و به فکر دين هم بود چرا که مقوله عجيبي است اگر دين را درست مطرح نکنيم ضد خودش عمل مي­کند. مرز بين عبارت رياکارانه و خالصانه کجاست؟ اينجاست که هنر بايد آنرا تعيين کند سؤال شما را اينگونه پاسخ مي­دهم که زماني که ما از دين مي­گوييم و مي­نويسيم با زمانيکه تصويرش مي­کنيم خيلي متفاوت است. بشر تشنه مشاهده است. انتهاي شوق هاي بشري، شوق تماشا است. حتي به قول حافظ گفتگو آئين درويشي نبود/ ورنه با تو ماجراها داشتيم. کسي که آدرس صحيح بدهد به طور حتم اين شوق تماشا را زنده مي کند. اما اگر آدرس دقيق نباشد ضد خودش عمل مي­کند جائي که آدرس و نشانه ها درست است، همه اش درست است اما گر دروغ بگويد، مخاطب درگير نمي­شود. اين است که سينما کمکي است براي تماشا. برخي معتقدند که سينما شهود است ولي اين طور نيست بلکه سينماگر تلاش مي­کند تا چيزي شبيه مشاهده را به تصوير بکشد اگر فيلم ساز اهل درک و فهم و مشاهده در همه زمينه ها باشد، به ميزان درستي و کميت تماشائي که داشته، روايتش درست است و اگر درست نباشد رياکارانه و ساختگي است.

- يکي از نهادهايي که داعيه پرورش سينماي ديني و معناگرا را دارد، حوزه هنري است. از آنجا که به طور مستقيم با مناسبات حوزه در ارتباط هستيد، نقش حوزه را در ترقي اين نوع از سينما چه طور ارزيابي مي کنيد؟

ما در خانه خويش غريبيم. حوزه خانه ماست تا حال حوزه در اين زمينه بي تجربه نبوده اما انگار آنرا فراموش کرده است علت دوري اش هم اين نيست که از اين اهداف بدش مي آيد، نه. اين کار همت مي­خواهد و بايد به دنبال کشف مؤلفه هاي هنر ديني بود. اين کشف مطالعه، معرفت و حوصله مي­خواهد من به شما مي­گويم که در حوزه اين داعيه بوده و بايد باشد اما به اين داعيه توجه شده است؟ چه قدر؟ کساني که مسئول هستند توانائي ارائه و نمود اين داعيه را داشته اند؟ بايد مقوله را بشناسي تا بتواني آن را پيش ببري. از اينکه مديران دلسوز باشند حرف نمي­زنم. دلسوزي کافي نيست. آشنا هم بايد باشند اين عدم آشنائي سد مي­شود. هنر معرفت مي­خواهد. بي معرفتي سد هنر است. البته هنرمند اصيل منتظر مديران نمي­ماند.

 

دوشنبه 4 مهر 1390 - 11:49


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری