پنجشنبه 27 مهر 1396 - 14:19
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

از سارايوو

 

نگاهي به کتاب وطن فقط يک سرزمين نيست؛ ترجمه صديقه وجداني

وطن فقط يک سرزمين نيست روايتي است خواندني از وضعيت يک خانواده بوسنيايي در بهبوحه جنگ هاي داخلي صرب ها و مسلمانان يگسلاوي سابق. داستان برگرفته از روايتي واقعي است که توسط اعضاي يک خانواده مسلمان بوسنيايي روايت مي شود و کارين کوسترر به بازنويسي و داستاني کردن آن پرداخته است.

صحبت از ادبيات جنگ و مقاومت هميشه مشکل بوده است و نقد پذيري اين آثار به دليل تفاوت ماهوي و محتوايي آن ها که از هر دو نظر در دو طيف بسيار طولاني از خوب تا بد قرار مي گيرند، مشکل است. نويسنده اي آلماني پاي روايتي از يک خانواده بوسنايي مي نشيند و اثري مي آفريند که مترجمي ايراني آن را فارسي کرده است. اينکه در فضاي نقد چنين اثري شناخت از فضاي آن روزهاي بوسني چقدر داراي اهميت است جاي بحث بسيار دارد. نگارنده اين نقد شايد نگاهي بسيار دور به مسائل بوسني داشته باشد و درکي بعضا اشتباه از حوادث رخ داده در اثر بدست آورد. و تمام اين ها ممکن است نقد محتوايي چنين اثري را دچار نقصان کند. اما آنچه مهم است وجود يک حس مشترک در ادبيات مقاومت است. اينکه هر انساني قباحت مسئله تجاوز را مي شناسد و هر روح اخلاق گرايي با مراجعه به وجدان حتي نيمه بيدار خويش مي تواند فضاي رخ داده خانواده اين داستان را درک کند و با آن همدردي نمايد.

نگارنده نيز تنها با چنين نگاهي مي تواند به مسئله نقد محتوايي اثر بپردازد و از اين نگاه در مرحله اول همچون هر مخاطبي خود را با آسيب ديدگان اين حوادث همراه مي کند و به نوعي در جبهه راوي قرار مي گيرد. البته روايت اثر به صورتي است که مخاطب آن تنها کسي است که مي تواند خود را در جبهه راوي قرار دهد و در غير اين صورت ممکن است حتي نتواند به خوانش کتاب پايان دهد. چون کتاب حالت نيازمندي را دارد که يا شما دست آن را گرفته و باآن همراه مي شويد و يا بي تفاوت از کنار آن خواهيد گذشت. از اين رو شايد بتوان گفت اين نقطه ضعفي است بر محتواي اثر که به نوعي از نگاه نگارنده بيشتر به صحبتي درون گفتماني شباهت دارد که تنها مخاطباني گزيده تر مي تواند به احساس مشترک با آن دست يابد. از نگاه محتوايي آشفتگي روايت بسيار به چشم مي خورد. هرچند شايد اين ويژگي را بتوان از نظر ساختاري مثبت دانست (که در جاي خود به آن مي پردازيم.) اما در محتوا اين آشفتگي گاهي سردرگمي مخاطب را به همراه دارد. فضاي ملتهب و راوياني که خود نيز دقيقا نمي دانند در کجاي اين حادثه قرار دارند، بر اين آشفتگي روايت افزوده است. اين موضوع بخصوص در مورد فضاهاي موجود در داستان بسيار به چشم يم خورد و جغرافياي اثر به خوبي براي مخاطب شناخته نمي شود. همچنين ممکن است براي مخاطبي که اصلا پيش زمينه اي از حوادث بوسني ندارد، موضوع تقابل صرب ها و مسلمانان نيز در هاله اي از ابهام قرار گيرد و به خوبي فضاي اثر نتواند به روشنگري در اين مورد بپردازد. به هر  حال در مورد محتوي اثر آنچه بيش از هر چيز بيشتر به چشم مي خورد همان آشفتگي روايت است. که هرچند مخاطب را وارد ماجرايي مي کند و اطلاعاتي به اون از حوادث رخ داده مي دهد، اما او را در چند و چون ماجرا قرار نمي دهد و روايت از شفافيت و سادگي لازم در ارتباطات مسائل با يکديگر برخوردار نيست.

اما اگر نگاهي به مسائل ساختاري اثر داشته باشيم نيز به موارد جالبي برمي خوريم که قابليت بحث و بررسي دارند.

اولين نکته جالب در مورد اين اثر شخصيت هاي آن است. از اين و که اثر را بيشتر از داستان مي توان روايت خاطره ناميد؛ شخصيت هاي اثر هم معمولا همان راويان ماجرا هستند. راوي غالب فصل هاي داستان دختر خانواده است. اديتا دوگاليچ ماجرا ها را از زاويه ديدن خودش مي بيند و تنها به روايت فضاهايي مي پردازد که در آن حضور داشته است. از طرفي بايد در روايت دختر خانواده شرايط سني او و نگاهش به ماجرا از اين زاويه را در نظر داشت. حتي ويژگي هاي جنسيتي او هم در روايتش اثر گذار بوده و البته روايت ها به نسبت سن راوي از پختگي خوبي برخوردار است و اشاره به مسائل جالبي مي شود که مي تواند براي مخاطب چلش برانگيز باشد.

ديگر شخصييت هاي داستان نيز که راويان فصل هاي محدودي از اثر هستند؛ هرکدام بسته به شرايط و باز هم از ديد خود به شرح ماجرا ها پرداخته اند.

يکي از ويژگي هاي مثبت اثر نيز نگاه به بعضي حوادث رخ داده در يک بازه زماني از زاويه ديد چند راوي است. مثلا توضيح برادر و  پدر که هر کدام در شرايطي که خانواده در حال فرار بوده اند چه مي کردند و... ؛ که اين ويژگي از جذابيت هاي اثر است.

بد نيست به ترجمه روان و سليس اثر نيز اشاره کرد که به خوبي انجام شده است و البته مي توانست با توضيحات تکميلي بيشتر در پاورقي در مورد مکان ها و روابط، مفيدتر نيز واقع شود.

بحث ديگر در باره  بررسي ساختاري اين اثر در مورد زمينه داستان است كه بايد گفت زمينه اثر بيش از هرچيز بر پايه توصيفات راوي از فضاي رخ دادن ماجراهاي داستان شکل گرفته است و نويسنده کوشيده با توصيف دقيق جزئيات فضايي مساعد و باورپذير را براي پرورش اثر خود ايجاد نمايد؛ که در اين زمينه نيز قابل تقدير است. توصيفات جزئي از فضاها و شخصيت ها و حوادث رخ داده به خوبي توانسته فضاي اثر را در ذهن مخاطب به تصوير بکشد و با زباني ساده آنچه را که لازم است بازگو نمايد.

از نظر ساختاري شايد نتوان بيش از اين به ذکر نکات مشخص و کاربرىي پرداخت. به عنوان مثال اثر را نمي توان داراي ويژگي هاي خلق شخصيت دانست و هيچ شخصيت خاصي در طول روايت حضور ثابت ندارد. شايد تنها شخصيت راوي را بتوان هميشه حاضر در صحنه ديد که آن هم بيش از انکه ويژگي هاي يک شخصيت را شامل شود به وظيفه روايت گري خود پرداخته است و داستان با محوريت او ايجاد نشده است. زمينه داستان نيز چيزي نيست که آفريننده دست نويسنده باشدو وي تنها به پرداختي جزئي از واقعيت براي خلق زمينه داستان خود در موقعيتي جغرافيايي با ويژگي هاي مشخص پرداخته است. البته طبعا مشخص است که اثر پيش رو بيش از انکه ساختار محور باشد اثري است مبتني بر محتوا و پايه هاي خود را بر چيزي که بايد بگويد استوار ساخته است. و غالبا نيز از اين آثار انتظار حرکت پيچيده اي در ساختار نمي رود.

در نهايت آنچه مي ماند اينکه اين داستان  را بايد خواند و همانطور که در ابتداي بررسي گفته شد هر خوانشي برداشتي خواهد داشت و نمره اي خواهد داد. نگارنده اثر را شايسته نمره بالايي مي داند و او را به نسبت جايگاه خودش و به نسبت هم نوعان خود داراي جايگاه مناسبي مي شناسد. وطن فقط يک سرزمين نيست اثري است که از جنگ مي آيد اما درباره صلح مي گويد. . از اين رو مي توان اين داستان را سربلند خارج شده از آزموني سخت نيز دانست. چرا که توانسته فضاي سخت و سنگين جنگ را تا حدودي لطيف کرده و با استفاده از روايت گري نوجوان و با نگاه ساده و ويژه او مسائل پيچيده نوعي ديگري از بيان خاطره از موقعيت را به دست دهد.

با آرزوي توفيق روز افزون براي مترجم اثر و تشکر از انتشارات سوره مهر حوزه هنري.

 

 

چهارشنبه 30 شهريور 1390 - 13:30


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری