يكشنبه 1 مرداد 1396 - 1:21
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

حيات هنري هنرمند وابسته به پشتوانه هاي مالي است

 

گفتگو با ملک داديار گروسيان، مجسمه ساز


وقتي در اين شهر پر ازدحام، از کنار مجسمه ها و تنديس هاي رنگارنگ شهرمان گذر مي کنيم، آيا تا به حال سرمان را بالا آورده ايم و گفته ايم اين اثر مخلوق کدام ذهن و دست توانمند است. تا به حال از کنار کداميک از تنديس هاي موجود در شهر گذر کرده ايم؟ چند بار و چگونه؟ مجسمه شهيد مطهري، مجسمه انتفاضه فلسطين در ميدان فلسطين تهران، مجسمه آيت الله مدرس در ميدان بهارستان، ميرزاکوچک خان جنگلي در بلوار سردار جنگل تهران، نيم تنه شهيد تندگويان، نيم تنه هاي سهراب سپهري، شهيد بابائي، فردوسي (سمنان) و..... و امروز ما با استاد ملک داديار گروسيان هستيم. استاد مسلم هنر مجسمه سازي و از پايه گذاران اين هنر پس از انقلاب در کشور. گروسيان متولد 1338 تهران است او سال 54 از هنرستان هنرهاي زيباي تهران ديپلم گرفت و مراحل علمي عاليه را در دانشگاه هنرهاي زيبا دانشگاه تهران سپري کرد. استاد کارشناس شوراي علمي مجسمه سازي سازمان زيباسازي تهران، مدرس دانشگاه هنر، عضو انجمن مجسمه سازان ايران، عضو مؤسسه توسعه هنرهاي تجسمي، عضو فرهنگستان هنر، عضو شوراي بي نيال چهارم تهران، داور چندين جشنواره و بي نيال هنري، عضو شوراي سياست گذاري بي نيال چهارم مجسمه سازي تهران و همچنين شرکت در بيش از چهل نمايشگاه داخلي و خارجي به صورت گروهي و انفرادي را در کارنامه خود دارد. در اين گفتگو سعي شده است که گروسيان از سالها فعاليت هنري اش در حوزه هنري سخن بگويد و راه کارهائي را براي بهبود وضعيت موجود مجسمه سازان ارائه دهد.

- فضا و جايگاه هنر مجسمه سازي را در سطوح مختلف هنري جامعه چگونه مي بينيد؟ اصولا براي شکل گيري صحيح اين هنر فاخر در جامعه چه بسترهائي بايد آماده شوند؟

در واقع بستر مناسب شکل گرفته است. در حال حاضر مجسمه سازي نياز به پشتوانه هاي مالي دارد ما انجمن مجسمه سازي داريم اما پشتوانه مالي نداريم که بتواند فعاليت هاي فرهنگي خود را گسترش دهد. از طرفي وابسته به مرکز هنرهاي تجسمي وزارت ارشاد است که آنان بودجه اي را در اختيار انجمن قرار مي دهند که انجمن بتواند فعاليت کند و متأسفانه اگر بودجه را نتواند تأمين کند انجمن عملاً فعاليتي نخواهد داشت. از طرف ديگر بي نيال که بايد برگزار شود هم به پشتوانه مالي وابسته هستند اين بودجه که کم و زياد در اختيار انجمن مجسمه سازان قرار مي گيرد مختص مجسمه سازي است که به صورت گروهي فعاليت مي کنند در اين ميان اگر مجسمه سازي بخواهد بصورت انفرادي کار کند باز هم با مشکل مالي مواجهه مي شود. در حال حاضر اکثر هنرمندان آتليه اي که بتوانند در آن کار توليد کنند و در اختيار جامعه قرار دهند، در اختيار ندارند و اين قطعاً به توليد اثر هنري لطمه مي زند جشنواره ها و سمپوزيوم هائي که برگزار مي شود، خوب است اما کافي نيست. برگزاري جشنواره ها موقتاً کمي هنرمندان را سرحال مي آورد اما پس از برگزاري جشنواره، وضعيت نامناسب قبلي پايدار مي شود ريشه اين موضوع به مسائل مالي برمي گردد وقتي هنرمند از لحاظ مالي تأمين باشد مجسمه سازي قدرت مي گيرد و وقتي فعال شد، حرکت هاي اساسي که وظيفه مجسمه سازي و مجسمه ساز است انجام مي گيرد.

- در حال حاضر مراکز فرهنگي، حمايتي از مجسمه سازان به عمل مي آورند؟

خير. اگر چنين اتفاقي افتاده بود که الان شاهد اين وضعيت نبوديم. در حال حاضر انجمن مجسمه سازان فعال است اما نه فعاليتي در خود هنر مجسمه سازي. انجمن فقط به نوعي گذران امور مي کند چرا که وابسته به دولت است به نظر بنده مراکز اين چنيني نبايد وابسته به دولت باشند و بايد به طور مستقل عمل کنند تا بتوانند ايده ها و فکرها را به نحو احسن پياده کنند و مجبور نباشند مطابق ميل مؤسسات فرهنگي عمل کنند متأسفانه مدت هاست که بي نيال ما دچار مشکل هستند چرا که مجسمه سازان نمي توانند طرح هاي خود را پياده و اجرا کنند.

- در اين ميان ديد مسئولان به اين هنر چگونه است؟

اين سؤالي است که بايد مسئولان جواب بدهند در صحبت هائي که با مدير عامل فرهنگي هنري شهرداري داشتيم درخواست کرديم که زمين هائي را براي احداث کارگاه هاي مجسمه سازي اختصاص دهند و سرمايه گذاري کنند و اميدوار هستيم مسئولان به اين خواسته ما ترتيب اثر بخشند. احداث اين کارگاه ها به ماندگاري اين هنر کمک مي کند. در حال حاضر فضائي که هنرمندان بتوانند در کنار هم فعاليت کنند خيلي کم پيدا مي شود و اين در رشد فعاليت هاي هنري يک هنرمند تأثير بسزائي دارد.

- طبق گفته شما دغدغه هاي يک مجسمه ساز براي خلق يک اثر هنري وجود يک فضاي مناسب براي کار کردن است؟

در درجه اول بله. هنرمند نياز به فضا دارد و بعد به امکانات و مواد کار وابسته است و در درجه بعد وقتي که يک اثر هنري توليد شد بايد خريداراني وجود داشته باشند تا آثار را خريداري کنند يک بخش از خريداران مجسمه علاقه نشان مي دهند مراکز دولتي هستند که شهرداري بخش اعظم توليدات را يا خريداري مي کند يا سفارش مي دهند بخش ديگر خريداران بخش خصوصي هستند که شامل گالري داران مي شود. به هر حال هنرمند بايد از اين طريق ارتزاق کند و حيات هنري هر هنرمند وابسته به پشتوانه مالي است.

- به خاطر همين مسئله است که مجسمه سازي نتوانسته در جامعه جريان ساز شود؟

بله. اما فعاليت هائي صورت مي گيرد که شما حضور آنها را حس نمي کنيد چرا که هنرمندان دغدغه هاي مالي و کاري دارند و به درستي نمي توانند روي خلق يک اثر تمرکز کنند.

- پس مي توان نتيجه گرفت که جوانان هم به همين دليل وارد عرصه مجسمه سازي نمي شوند؟

البته جوانان بسياري هستند که پا به اين عرصه مي گذارند و علاقه فراواني هم به اين رشته هنري دارند اما بايد گفت فارغ التحصيلان اين رشته به آينده مجسمه سازي اميد چنداني ندارند مگر اينکه از لحاظ مادي تأمين شوند تا بتوانند فضائي درست کنند و در آن مشغول به فعاليت شوند از طرفي وقتي جواني اثر خلق مي کند خريداري براي اثر خود پيدا نمي کند در گذشته اکسپوهائي برگزار مي شد و آثار هنري فرصت ديده شدن پيدا مي کردند و بخش هاي دولتي برخي از آثار را خريداري مي کردند اين کمک بايد وجود داشته باشد تا به جوانان انگيزه کار بدهد.

- ضعف آثار هنري خلق شده مي تواند دليلي باشد بر نبود خريدار؟

بله. اما هر اثر هنري مخاطب خاص خودش را دارد و بي مخاطب نمي ماند. اثر هنري اي نيست که خلق شود و کسي به آن علاقه نشان ندهد.

- پس چرا حضور مجسمه سازان مدرن در جامعه احساس نمي شود؟

اتفاقاً در حال حاضر بيشتر مجسمه سازاني که فعاليت مي کنند به هنر مدرن گرايش دارند حتي مسئولان هم در حال حاضر از هنر مدرن استقبال مي کنند اما حضور اين مجسمه ها در سطح جامعه کم است با وجود اينکه در اين سالها بيش از 1000 مجسمه در تهران نصب شده اما باز هم ديده نمي شوند و نياز بيشتري به حضور مجسمه در فضاي شهري احساس مي شود.

- ارائه مجسمه فقط به سطح شهر و جامعه محدود نمي شود، چه بايد کرد تا بتوان مجسمه ها را به خانه هاي مردم برد؟

اين امر نياز به فرهنگ سازي دارد و در حال حاضر با توجه به اوضاع اقتصادي که مردم دارند، خريد آثار هنري درجه پنجم و ششم در اولويت آنها قرار دارد. مگر اينکه يک مجموعه دار به اثري اقبال نشان دهد شايد يک تابلوي نقاشي به راحتي به ديوار خانه هاي مردم برود اما هنوز در خانه هاي مردم ما مجسمه جايگاهي ندارد.

- دليل اين امر چيست؟

فقط مي توانم بگويم که مردم ما به مجسمه عادت ندارند.

- چه راه کارهائي را براي آشتي بين مردم و مجسمه پيشنهاد مي کنيد؟

مردم بايد عادت کنند که به گالري ها بروند و آثاري را که به هزار زحمت خلق شده اند ببينند تا علاقه مند شوند البته وقتي ارزش افزوده هنر را مردم درک مي کنند مطمئناً مجسمه جاي خودش را در ميان مردم باز مي کند اثر هنري بايد بازار هميشگي داشته باشد تا وقتي کسي احساس کرد به مجسمه اش نياز ندارد به راحتي بتواند آن را بفروشد.

- اين مسئله که شما از آن به عنوان ارزش افزوده نام برديد آيا به درستي در جامعه جا نيافتاده که شاهد چنين وضعيتي هستيم؟

بله. با برگزاري اکسپوها حرکت هاي خوبي در اين زمينه صورت گرفت که متأسفانه متوقف شد البته اين چنين خريد و فروش هائي در برخي از گالري هاي تهران اتفاق مي افتد.

- مجسمه هاي شهري بر اثر گذشت زمانه فرسوده شده اند و يا در معرض تخريب قرار گرفته اند آيا نبايد تمهيدي براي بازسازي آنها صورت گيرد؟

اين امر مستلزم اين است که سازماني که سفارش دهنده است بخشي را به نگهداري آثار هنري اختصاص دهد مسلم است که اگر اثر را به حالت خود رها کنيد آسيب مي بيند. گاهي اوقات شاهد اين هستيم که خود مرکز سفارش دهنده اقدام به بازسازي که اغلب غيرکارشناسي هم هستند مي کند يا بدون هماهنگي با مجسمه ساز اثر را جابه جا مي کند به هر حال مجسمه سازان به مشکلاتي از اين دست عادت دارند.

- اين روزها برخي از هنرمندان پيش از تأکيد بودجه هنري اثر، بودجه کاربردي آن که همان سفارشي سازي است تکيه مي کنند. از نگاه شما مجسمه سازي بيشتر امري هنري است يا کاربردي و سفارشي؟

دليل اينکه وجه کاربردي آثار پررنگ تر شده اين است که بخش اعظم اين فعاليت هنري منوط به سفارش دولتي است. بخش خصوصي هم که توان کار کردن ندارد و هنرمندان هم چون به نوعي به مسئله مالي وابسته هستند به سمت سفارشي کار کردن گرايش دارند البته اثر سفارشي هم اثر هنري محسوب مي شود و ديدگاه هنرمند گاهي حتي در موارد سفارش هم بسيار تأثيرگذار است شايد بخشي از انجام کار به وسيله سفارش دهنده باشد اما بخش اعظم کار بر عهده خود هنرمند است که بايد بتواند ايده خود را پياده کند.

- آيا سفارشي کردن مانعي براي خلاقيت هنرمند تلقي نمي شود؟

بستگي به بخش نظارتي کار دارد به عنوان مثال سازمان زيباسازي، شوراي کارشناسي براي تعيين صلاحيت يک اثر هنري دارد. اگر اين شورا، شوراي قوي نباشد، اثر هنري قابل قبولي انتخاب نمي شود.

- فعاليت حوزه هنري در عرصه مجسمه سازي را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

متأسفانه حوزه چند وقتي است که وارد بحث اقتصادي نمي شود و کاري براي اينکه آثار در خارج از حوزه هم عرضه شوند انجام نمي دهد. بنده پيشنهاد دادم که تابلوهائي از هنرمندان نام آشنائي چون حسين خسروجردي، کاظم چليپا و حبيب صادقي که از هنرمندان شناخته شده حوزه هستند تکثير کنند و با قيمت ارزان تر عرضه کنند تا آثار بتوانند به بطن جامعه رسوخ کند و مردم با آثار توليدي حوزه آشنا شوند. حوزه هنري مي تواند با ديگر سازمان هاي فرهنگي تعامل برقرار کند و آثار توليدي اش را به آنان عرضه کند ورک شاپ ها هم کم و بيش اجرا مي شوند اما خيلي قوي نيستند.

- البته نبود گالري براي عرضه آثار را هم نبايد فراموش کرد؟

بله. حوزه هنري در حال حاضر يک گالري در ميدان انقلاب دارد که بنده اولين نمايشگاه هم را آنجا برپا کردم همان موقع اعلام کرديم که مکان گالري مناسب نيست اگر حوزه هنري يک گالري در يک جاي مناسب احداث کند هنرمندان به راحتي کارهايشان را به اجرا خواهند گذاشت.

- شما خودتان آثارتان را کجا به نمايش مي گذاريد؟

در گالري خصوصي. اين گالري ها براي اينکه اثر هنرمند را بفروشند فعاليت و تلاش زيادي مي کنند.

- پس کسي به بهانه کسب درآمد نمي تواند وارد عرصه مجسمه سازي شود؟

خير اصلاً. کليه هنرهاي تجسمي اينگونه هستند و نبايد انتظار درآمد آنچناني داشت به ويژه مجسمه سازي که امکانات گسترده اي هم ندارد و کار سنگيني هم هست.

 

دوشنبه 28 شهريور 1390 - 13:33


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری