پنجشنبه 2 شهريور 1396 - 5:41
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

شيما حسن زاده

 

دغدغه، همه چيز يک نويسنده است

 

گفتگو با حبيب احمدزاده


داستان هائي که در مورد هشت سال جنگ تحميلي نوشته شده را مي توان به دو گروه کلي تقسيم کرد. گروه اول داستان هائي است که به اختصار آنها را داستان هاي جنگي مي ناميم در اين نوع داستان ها جنگ صرفاً آبستن سوژه است و در بطن داستان، دو طرف جنگ يکسانند از آن جهت که انسان هستند انسان بماهو انسان و جداي از عقايد و ارزش ها با خصوصيات انساني و مشترکات فطري بين تمام نوع بشر. و آنچه دستمايه ي پرداخت داستان است همين خصوصيات انسان نوعي است. خصوصيات مشترک مثل حس انتقام يا عشق هاي انساني. گروه دوم اين داستان ها را مي توان داستان هاي دفاع مقدس ناميد در اين داستان ها قهرمانان و حوادث و محيط پيراموني آنها به نوعي با ارزش ها و عقايدشان عجين و نزديک است کشتن و کشته شدن در راه عقيده و آرمان هاست. جان و مال براي قهرمان داستان در صورتي باارزش است که در راه عقايد و ارزش هائي که شخص به آنها معتقد است استفاده شود و او را به آنچه دين آن را تعالي مي نامد نزديک کند و خواننده و قهرمان يا اطرافيان قهرمان داستان را که در طول قصه کشته مي شوند در ضمير خود شهيد مي داند. و بالتبع (عند ربهم يرزقون). و بعيد است نويسنده اي خود به عقايد و ارزش هاي ديني نزديک نباشد و بتواند داستان هايي از اين دست خلق کند. داستان هاي کوتاه حبيب احمدزاده در کتاب (داستان شهر جنگي) که برنده بهترين کتاب داستان کوتاه دفاع مقدس در سال 1378 و جزء برترين هاي بيست سال داستان نويسي دفاع مقدس در سال 1379 شده است بيشتر از نوع اول است و همچنين ترجمه ي انگليسي داستان کوتاه نامه اي به خانواده ي سعد يکي از داستان هاي کوتاه کتاب، برنده جايزه ي ادبي رايتينگ فورج انگلستان شد. حبيب احمدزاده نويسنده پرکاري نيست، اما خوب مي نويسد اهالي کتاب و ادبيات حتماً کتاب هاي (شطرنج با ماشين قيامت) و (داستان هاي شهر جنگي) را خوانده اند. او درباره ادبيات جنگ و تفاوت جنگ ايران و کشورهاي ديگر ساده و بي پرده سخن گفت و در مصاحبه چند بار به عبارت ادبيات پايداري تأکيد کرد و گفت: اين عبارت را در زمانه جديد به دليل جهانشمول بودنش بيشتر از لفظ قديمي ادبيات دفاع مقدس مي پسندم. براي آنانکه پيگير ادبيات دفاع مقدس يا نه اصطلاح جديدترش ادبيات پايداري باشند نام حبيب احمدزاده نام غريبي به نظر نمي رسد آن هم در چند سال اخير و با پرکاريش در عين کم کار و گزيده کار بودنش. از تلاش هفت ساله براي کشف شخصيت واقعي و علل مرگ (صادق هدايت) و همکاري اش با خسرو سينائي براي ساخت فيلم (گفتگو با سايه) بگير تا نگارش رمان (شطرنج با ماشين قيامت) و همکاري اش در ساخت فيلم اتوبوس شب و ساير ريزه کاري هائي که امروزه مي کند. با تمام اين اوصاف اما، به نظر نمي رسد علت عمده خيلي از خبرهائي که حول و حوش او مي گردد، مستقيم زير سر خودش باشد. مثل خبر ترجمه کتاب شطرنج با ماشين قيامت اش که به انگليسي و فروش فوق العاده کتاب در سايت آمازون و گرفتن 6 ستاره از 6 ستاره اين سايت. يا ترجمه همين کتاب به زبان هاي عربي يا فرانسوي و يا حتي حضور پال اسپاکمن در نمايشگاه بين المللي کتاب تهران براي پاسخگوئي برخي سؤالات پيرامون ترجمه کتاب. با اين حال، شايد خبرسازترين مسئله اي که خود احمدزاده هم در آن دخالت چنداني نداشت، تمجيد نوام چامسکي آمريکائي از داستان انسان دوستانه ي (پر عقاب) او از مجموعه داستانهاي (داستانهاي شهر جنگي) باشد که احمدزاده با شروع جنگ غزه ترجمه انگليسي آن را براي بسياري از صلح دوستان جهان ارسال کرد. چامسکي شخصاً با ايميل از احمدزاده تشکر و (قدرت متقاعدکننده) داستان او تقدير مي کند. امروز با حبيب احمدزاده سر خواهد شد. شخصي که به چالش کشيدنش کار آساني نيست. با ما باشيد:

- تعريف شما از ادبيات جنگ چيست؟ به چه کتابي کتاب جنگي مي گويند؟

ادبيات جنگ يک تعريف مشهور دارد و يک تعريف غيرمشهور. تعريف مشهور ادبيات جنگي شامل توصيف، گزارش داستان آدم ها در دنياي ما از هر جنگي مي شود. هر کس که جنگ جهاني اول يا دوم يا هر جنگ ديگري را تجربه کرده باشد به حوزه ادبيات جنگ وارد شده است. اما هر آدمي در هر گوشه از اين جهان تعريف جداگانه اي از اين مقوله دارد. کسي که در افغانستان، بالکان و يا قفقاز زندگي مي کند برداشت هاي جداگانه و منحصر به فردي از جنگ دارد اما همه در يک چيز مشترکند و آن خانمان برانداز بودن جنگ و چهره زشت و پليدش است. درباره جنگ ايران با تعريف مشهور نمي توانيم صحبت کنيم جنگ ايران يک تفاوت اساسي با ساير جنگ ها دارد. کشورمان مورد حمله قرار گرفت. در جنگ ايران و عراق مردم ما موضع دفاعي گرفتند و سعي کردند برابر خسارات بسيار بزرگي که قرار بود به کشور وارد شود ايستادگي کنند و تبعات اين خسارات را کاهش دهند وجه تفاوت ديگر جنگ ايران با ساير کشورها وجه اصلي و انساني جنگ است که در دنياي  خشونت هم کارهاي انساني مي بينيم که بوسيله نويسندگان مورد توجه قرار گرفته است و روايت مي شود انساني ترين وجه جنگ را در واقعه کربلا مي بينيم. حرف هاي من به جمله حضرت زينب به يزيد برمي گردد ايشان در پاسخ به تحقيرهاي يزيد گفتند: و ما رأيت الا جميلا (من به جز زيبائي چيز ديگري نديدم) اين تعبير درباره جنگ خودمان هم صدق مي کند براي روشن تر شدن موضوع مثالي مي زنم. زلزله بم اتفاق مي افتد و خسارات زيادي به کشور مي زند عده اي زير آوار له مي شوند عده اي مفقود شدند و بعضي ها شوکه مي شوند و برخي فرار مي کنند. اما اين ميان برخي هم براي کمک مي آيند و در اين امدادرساني به قدري تلاش مي کنند که حادثه تلخ يک زلزله به حماسه تبديل مي شود اين اتفاق دليل خوب بودن زلزله نيست بلکه کارکرد رفتاري ما در آن حادثه باعث ايجاد اين حماسه شده است. به همين دليل تعريف ما از جنگ يک تعريف دم دستي، هميشگي و مطلق نخواهد بود. ادبيات جنگ ما با اين مشخصات هميشه معنادار خواهد بود.

- منظورتان از فرق ميان ادبيات جنگ ايران و ادبيات جنگ دنيا همان تفاوت هاي ادبيات دفاع و ادبيات شکست است؟

بله اما ممکن است در جهان اين تقسيم بندي که ما مي کنيم وجود نداشته باشد اما به طور کلي نويسندگان ادبيات جنگ ما تلاش مي کنند فضاي متعادلي را به تصوير بکشند يعني همان قدر که زشتي ها و خونريزي ها را نمايش مي دهد انسانيت ها و گذشت ها را هم روايت مي کند اتفاقاً اين سوژه ها همان حوزه هاي ارزشمند هستند که آنها را به رخ مي کشيم تا الگوئي براي زندگي انساني تر ارائه کنيم.

- چرا عده اي از نويسندگان به اين پديده مي پردازند و عده اي ديگر بي تفاوت از کنارش گذر مي کنند؟

درباره هر مقوله اي، آشنائي اصل مهم است من هم درباره خيلي چيزها آشنائي ندارم و به طور طبيعي هيچ وقت درباره اش نمي نويسم. اين علاقه در هر کسي مصداق و دليل جداگانه اي دارد و نمي شود به صوت کلي حکم کرد علاوه بر ناآشنا بودن دلايل ديگري هم مي تواند دخيل باشد.

- به نظر دليل اصلي براي نپرداختن به جنگ نداشتن آگاهي نيست. حتي اگر نويسنده در خود شهرهاي مستقيم درگير با جنگ هم نباشد و در شهرهاي ديگر ساکن باشد حداقل تجربه يک بار موشک باران را دارد فکر نمي کنيد دلايل مهم تر ديگري وجود داشته باشند؟

انسان براي انجام هر کاري بايد دغدغه داشته باشد. زلزله بم اتفاق افتاد و همه ديديم که چرا نويسندگان ما پيرامون آن ننوشتند اصلاً چرا خود من حبيب احمدزاده درباره بم چيزي ننوشتم. دغدغه نويسنده احاطه بر موضوع و از همه مهمتر اينکه نويسنده در يک فضا و شرايطي قرار بگيرد که حس کند دغدغه اي برايش ايجاد شده است و وظيفه اش اين است که آن داستان را روايت کند.

- چطور مي توان دغدغه را در نويسنده ايجاد کرد؟

خيلي وقت ها با رفتن نويسندگان و هنرمندان به فضاهاي جبهه ها تلنگري به اين جماعت زده مي شود برخي وقت ها هم نه. گاهي مسائل سياسي در نوشتن پيرامون جنگ دخيل است و نويسنده احساس مي کند اگر پيرامون جنگ خودمان بنويسد يک کار سفارشي و دولتي انجام گرفته است و چون نمي خواهد به اين اسم منتسب باشد، فرار مي کند. در واقع 8 سال از تاريخ کشورمان را از سال 59 تا 67 به هم مي چسباند و فرض مي کند اصلاً 8 سالي وجود نداشته است.

- نسبت شما با جشنواره کتاب سال حبيب غني پور چيست؟

نسبت من؟ خوب اسم من حبيب است و اسم شهيد غني پور هم حبيب است از قضا هم سن و سال هم هستيم اين جشنواره مردمي است و مسئولين نبايد لذت در مسجد بودنش را از نويسندگان بگيرند. بايد سعي کنيم مردمي بودنش را حفظ کنيم البته سال گذشته مادرش گفت: حس خوبي ندارم، دوست ندارم محور اين جشنواره فقط پسر من باشد و نامش بارها تکرار شود ولي شهيدان ديگر منطقه ناشناس باقي بمانند. مادر حبيب آنقدر روح سالم و پاکي دارد که نمي خواهد بين پسر او و بقيه شهداي محله فرقي باشد اما با همه اين حرف ها و حديث ها کار درست آن است که به مسجد جوادالائمه برگرديم اشتباه است اگر فکر کنيم مسجد، فقط جاي نماز خواندن عده اي خاص است.

- در سال هاي اخير يک سري حرف هاي جديد درباره جنگ زده مي شود که وقتي جوانان در نشست هاي ادبي شرکت مي کنند حس مي کنند آينده اين ادبيات رو به سياه نمائي حرکت مي کند يا چيزهائي از جنگ نشان داده مي شود که معني اش پشيماني است. نظر شما چيست؟

هر افراطي يک تفريطي را هم پشت سر خودش دارد مدتي همه چيز خوب و فرشته اي به تصوير کشيده شد حالا حس مي کنم مدتي هم بايد زشتي ها و تلخي ها را نشان داد بايد اين دو در کنار هم باشند تا يک برداشت درست از جنگ صورت بگيرد.

- جواب افراط که نبايد تفريط باشد. اين کار درست است؟

اين را بايد از ديگر فيلم سازان و نويسندگان بپرسيد که يک روز فقط خوبي ها و فرشته هاي جنگ را روايت مي کردند و حالا مي خواهند به قول خودشان واقعيت هاي تلخ را هم نشان بدهيم من به هر چيزي با نگاه مثبت نگاه مي کنم و قطعاً هر کسي در زندگي اش اشتباهاتي داشته کسي که غير از اين را بگويد حرف احمقانه اي زده است. ما در حال رشد هستيم و سعي کرديم تجربه هائي را از جنگ به تصوير بکشيم که قابل استفاده باشد. خيلي ها فيلم يا داستاني که خلق مي کنند که در آن يک تجربه بزرگ پيرامون جنگ وجود دارد، مردم با اين چيزها مواجهه مي شوند فکر مي کنند اين تصاوير يقين است بعد از مدتي شک نويسنده و کارگردان برطرف مي شود اما مخاطب اگر حواسش نباشد از مسير منحرف مي شود.

- آينده ادبيات دفاع مقدس را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

به آينده اين حوزه از ادبيات به شدت اميدوارم و خوش بين هستم و فکر مي کنم آينده کاملاً روشني در انتظار ادبيات دفاع مقدس است مردم اثر خوب را شناسائي مي کنند کتاب چه جنگي باشد و چه غيرجنگي با اينکه مردم متخصص نيستند اما فرق کار معمولي و خوب را مي دانند خوشبختانه ادبيات دفاع مقدس مخاطب دارد و مطمئن باشيد کتاب هاي خوب حتماً مورد استفاده قرار مي گيرد.

- جناب احمدزاده در اين بخش از گفتگو سعي داريم کمي هم پيرامون کتاب بي نظير داستانهاي شهر جنگي و اما و اگرهاي جناب حبيب احمدزاده بپردازيم. در مجموعه داستاني شهر جنگي ديده مي شود که شما براي طرف مقابل اهميت فراواني قائل هستيد حتي زماني که در موقعيت دشمن باشد آيا اين رويکرد ادبيات دفاع مقدس است؟

انسان در همه جا انسان است. فرض کنيد که از آسمان کره زمين را نگاه مي کنيد آيا مرزي مي بينيد؟ ما همه فرزندان آدم و بنده خدا هستيم. بايد در برابر ظلم و تجاوز ايستادگي کرد ولي بدين بهانه نبايد مرزهاي اخلاقي را زير پا گذاشت در سوره بقره خداوند مي فرمايند با دشمنان خدا به جهاد برخيزيد ولي از حد خارج نشويد که خدا از حد خارج شوندگان را دوست ندارد.

- شما نامه اي به کاپيتان ناو جنگي امريکا وبل راجرز که دستور شليک به هواپيماي مسافربري ايرباس را صادر کرده اند و باعث به شهادت رسيدن 250 شهروند ايراني شدند، نوشتيد. آيا به عنوان يک هنرمند رمان نويس و سناريونويس اين نامه را نوشتيد و يا به عنوان يک نظامي ايراني؟ انعکاس اين نامه ميان امريکاييها را چگونه ارزيابي مي کنيد؟

من براساس تجربياتم در جبهه ها اين نامه را نوشتم تا نظاميان جهان قبل از چکاندن ماشه ها به عواقب اعمالشان فکر کنند شايد ترجمه اين نامه به عربي به گفتگوي تمدن ها بين نظاميان در خاورميانه کمک کند.

 

شنبه 26 شهريور 1390 - 15:37


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری