شنبه 28 مرداد 1396 - 8:22
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان كهكيلويه و بويراحمد

 

علت ترس ازمرگ

 

يكي ازسوالاتي كه همواره مطرح است چرا بشر ازمرگ مي ترسد ؟ چرا وقتي اسم مرگ جلومان مي آورند موهاي سرمان سيخ مي شود؟ چرا وقتي اسم مرگ مي آورند مادر به بچه اش ميگه خدا نكند ؟نيايد آن روز .دورازجون و..........

مي گويند هارون الرشيد که در خواب ديده بود همه دندانهاي او ريخته است و
تعبير خواب کردن آن دو نفر که يکي گفت: «همه کسان تو پيش از تو  مي ميرند.
و ديگري گفت: «عمر خليفه از همه بستگانش طولاني‏تر خواهد بود» و واکنش هارون در برابر دو تعبير کننده که به دومي صد دينار داد و اولي را صد تازيانه زد نيز دليل ديگري بر اين حقيقت است. زيرا هر دو يک مطلب را گفته بودند اما آنکه نام مرگ کسان خليفه را بر زبان جاري کرده بود صد تازيانه نوش جان کرد، و کسي که مرگ آنها را در قالب «طول عمر خليفه» ! ادا نمود صد دينار پاداش گرفت!

علماء علم اخلاق مي فرمايند علت ترس انسان ازمرگ چند عامل است

1 – بدليل اينكه شناخت  وحقيقت مرگ را نمي دانيم.

ماكروكي مرگ را نمي دانيم . هيچ اطلاعي ازمرگ ومسائل بعد ازمرگ نداريم .مرگ را نيستي ونابود شدن مي دانيم . غالبا تصور مي‌کنند مرگ يک امر عدمي و به معناي فنا است ولي اين برداشت هرگز با آنچه در قرآن کريم آمده و دلائل عقلي به آن رهنمون مي‌شود موافق نيست. مرگ از نظر قرآن يک امري وجودي است، يک انتقال و عبور از جهاني به جهان ديگر است و لذا بسياري از آيات قرآن از مرگ تعبير به توفّي شده است که به معني باز گرفتن و دريافت روح از تن بوسيله فرشتگان است.
درحالي كه انسان بامرگ ازعالم دنيا به جهان آخرت منتقل مي شود که آخرت ابتدايش عالم برزخ وانتهايش بعدا زبرپايي قيامت کبري بهشت يادوزخ است

ما متا سفانه مطالعه كم داريم يا اگر داريم مي ترسيم درباره مرگ مطالعه كنيم عيب جوان ماهمين است كه اگر ازش بپرسي توآلمان بهترين بازيكن كيه ؟ فورا جواب مي هد كيه سن چقدر قدش قدر شماره پيرهنش اين ازداوج كرده و....اما اگر ازش بپرسي وقتي رفتي داخل قبر چي ميشه ميگه نمي دانم

راننده وقتي بيند ماشين اودرآسنه سقوط ونابودي است مي ترسد افرادي كه ايمان به معاد ندارند ومردن را نيست شدن مي دانند بايد ازمرگ بترسند چون مرگ درچشم آنان يك نوع سقوط ونابودي است

چون كروكي مرگ را نمي دانيم مي ترسيم

امام حسن عسكري(ع) مي فرمايد من وبابام امام هادي(ع) هردو به عيادت يك شخص كه داشت ازدنيا مي رفت رفتيم.طرف داشت بي تابي مي كرد گريه مي كرد چشاش چپ راست مي شد .امام عسكري(ع) بابام فرمود چته ؟گفت آقا دارم مي ميرم آقا فرمود همه ميميرند مگه توفقط مي ميري مرگ مال همه است. گفت آقا الان كه ازرائيل ميآد سراغم .گفت ازرائيل كه ترس ندارد .

امام عسكري(ع) مي فرمايد بابا م چندتا مثال براي اين شخص مختصر بيان فرمودنند فتيله ترسش آمد پائين چي گفت بابام

1- فرمود اگر به شما بگويند اين لباس كنه ومندس وكثيف رادربيار يك دست لباس شيك نو برات دوختم بپوش تو مي ترسي مرد محتضر به امام هادي(ع) گفت نه لباس نوپوشيدن كه ترس ندارد امام هادي(ع) فرمود اين هم همين ميگن لباس كنه كثيف جسماني ات رادربير مي خواهم لباس دنيوي ات دربياوريم ولباس اخروي تنت كنيم اين كه ترس ندارد لباس نو به تن كردن ترس ندارد.

2 – اگر به شما بگويند اين خانه دويست متري كه توش زندگي مي كني كوچك بدرد نمي خورد بيا كليد بهت بدم مدينه كنار قبر پيغمبر يك منزل ژنج هزارمتري ساخته آماده

توبدت ميآد گفت نه آقا اگر بروي توي آن خانه وسيع مترسي گفت نه كي بدش مي آيد ازيك خانه دويست متري ببرنش توي يك خانه پنج هزارمتري آقا فرمدنند حكم دنيا درمقابل آخرت مثل يك خانه دويست متري درمقابل يك خانه پنج هزاري متري است اگر رفتي آنجا بدت مي آيد گفت نه آقا

امام هادي(ع) بابام بااين چند كلمه آرامش كرد راحت جان داد پس يكي ازدلائل ترس مامردم اين است كه كروكي آن طرف نداريم (1)

2 – دليل دوم دلبستگي به دنيا

مـردى خـدمـت پـيـامبر صلي الله عليه و آله آمد و عرض كرد: "چرا من مرگ را دوست ندارم ؟ حضرت فرمو(الك مال) آيا مال و ثروت دارى؟ عرض كرد: بله .

 فرمود: آيا آن را پيش فرستاده‌اى [و در كار خير و براى آخرت صرف كرده‌اى]؟

عرض كرد: نه .

 فرمود: به همين علت مرگ را دوست نمى دارى.  (2)

همه راجمع كردي تودنيا حالا ميخواهي بروي آخرت هيچي آنجانيست

مثل اينكه شما بخواهي ازاينجا بروي كشور خارج حساب توآن كشور خارجي نداري حساب بازنكردي پول نفرستادي خب معلوم ميترسي ميگي بروم آنجا چه كنم دريك كشور غريب يك كشور اجنبي پول هم توحساب نيست ترس داره ديگه كسي نمي ترسد كه پول ازحساب دنيا بردارد بريزد بحساب آخرتش

به ابوذر گفتند براي چي ماازمرگ مي ترسيم گفت0لانكم امرتم دنياكم وخربتكم آخرتكم)وقتي دنيا آباد كردي وآخرت خراب كردي كدام ادم عاقل ازيك جاي آباد مي رود جاي هيچي نفرستاده (3)

مثل همان رانده اي كه باخون دل ماشيني تهيه كرده وعلاقه زيادي به آن دارد ومي ترسد كه مبادا كسي وسيله اورا بگيرد وازتصورجدايي آن رنج مي برد وخيال مي كند بهتر ازاين ماشين چيز ديگري نيست

اسلام ميگه خونه خوب داشته باش ماخوب داشته باش فرش خوب داشته باش اما بت نشه  مثا آن آقايي نباش كه ماشين بنزش دزديند سكته زد مرد بعد پيدا شد خودش بردنند قبرستان خواباندند است كه مي فرمايد دنيا داشته باش اما دل به دنيا نبند

يك درويشي كتاب معراج ساده ملا احمد نراقي.........

 

3 – دليل سوم  كمي زاد وتوشه .

انساني كه مي داند سفري ابدي درپيش دارد وبراي آن توشه اي ذخيره نكرده است ازفرارسيدن مرگ هراسان است وآرزو مي كند مرگش ديرتر فرارسد تابتواند توشه اي براي سراي آخرت فراهم كند

گاهي ترس راننده بخاطر ازدست داد ماشين ويا ناآگاه بودن ازجاده نيست بلكه چون جاده بسيار طولاني است واوسوخت كمي دارد مي ترسد

ايـن هـمـان اسـت كـه حـضرت على عليه السلام در يكى از سخنان حكمت آميزش از آن ، آه و ناله سر مى‌دهد و هشدار داده ، مى‌فرمايد(4): (آه مِنْ قِلَّةِ الزّادِ وَ طُولِ الطَّريقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظيمِ الْمُورِدِ)

آه از كـمـى تـوشـه [ى راه آخرت] و طولانى بودن راه و دور بودن سفر و بزرگ بودن مقصد و محلّ ورود 

مرگ توشه مي خواهد خدا رحمت كند علامه جعفري را مي فرمايد مادرنجف كه درس مي خوانديم يك استادي داشتيم بنام شيخ مرتضي طالقاني........

 

4 – دليل چهارم گناه

 راننده ازكمبود سوخت اطمنان موتور ولاستيك ترس ندارد بله ترسش بخاطراين است كه درگذشته تخلفاتي كرده وپا به فرار گذاشتهواكنون مي ترسد درجلوي ارهش پليس باشد ترس ازگناهاني كه انجام داديم وفراموش كرديم

امام باقر(ع) مي فرمايد دل انسان وقتي متولد مي شود مثل آينه صاف وقتي گناه يك نطقه سياهي ظاهر مي شود اگر توبه كرد پاك مي شود اگر ادامه بجايي مي رسد كه كاملا تاريك مي شود وموفق به توبه نمي شود

 

راه هاى زدودن ترس از مرگ

گـام نـخـسـت بـراى رهايى از وحشت مرگ، شناخت و درك درست از مرگ است كه معناى آن گذشت. بـهـره‌مـنـدى از اين شناخت تا حدّى بسيار انسانهاى مؤمن را از ترس مرگ مى‌رهاند و براى در آغـوش گـرفـتن مرگ آماده مى‌كند. از اين رو، امام محمد جواد عليه السلام  پس ‍ از آن كه از حقيقت مرگ پرده برمى دارد، مى‌فرمايد:

پس، خود را براى آن آماده كنيد.(5)

 آنان كه از مرگ مى‌ترسند و براى رو به رو شدن با آن آماده نيستند، مرگ را نشناخته‌اند. كسى از امام محمد جواد عليه السلام پرسيد: چرا برخى مرگ را ناخوش مى دارند؟

فرمود: زيـرا مـرگ را نـشـنـاخـتـه‌انـد. اگـر آن را مى‌شناختند و از اولياى خداى عزّوجلّ مى‌بودند، بى گمان مرگ را دوست مى‌داشتند و مى‌دانستند كه آخرت از دنيا برايشان بهتر است .

سپس ، آن حضرت براى اين كه حقيقت را بيشتر آشكار كند، پرسيد: "چـرا كـودك و ديـوانـه ، از خـوردن دارويـى كـه بدن را سالم مى‌كند و درد را از ميان مى‌برد، خوددارى مى‌كند؟"

مرد گفت: "زيـرا آنـان از فـايـده دارو نـا آگاهند." حضرت جواد عليه السلام فرمود: "سوگند به آن كسى كه به حقّ، محمد صلي الله عليه و آله را به پيامبرى برانگيخت ، كسى به درستى خود را براى مرگ آماده نـمى‌كند، مگر اين كه براى او از اين دارو براى بيمار سودمندتر است . آگاه باش! اگر مردم مـى‌دانـسـتـند كه مرگشان به چه نعمتهايى مى‌انجامد، آن را دوست مى‌داشتند؛ بسيار بيشتر از خردمندى كه خوردن دارو را براى دفع بيماريها و جلب سلامتى دوست مى‌دارد."(6)

  عـامـل اسـاسـى بـراى نـهـراسـيـدن از مـرگ ، ايـمـان بـه مـبـداء و مـعـاد، عـمـل صـالح و تـقـرّب بـه خـداسـت و هـر قـدر ايـمـان و عـمـل شـايـسـتـه بـيـشـتـر شـود، تـرس از مـرگ كـمـتـر مـى‌گـردد، بـلكـه در اثـر ايـمـان و عمل صالح انسان به جايى مى‌رسد كه نه تنها از مرگ نمى‌هراسد كه مشتاق آن نيز مى‌شود؛ زيرا مرگ را وسيله رسيدن به محبوب و دار كرامت آخرت مى‌بيند.

از حضرت على عليه السلام سوأل شد: چرا شما مرگ را دوست داريد و گاهى مى‏فرماييد: اُنس من به مردن از علاقه طفل به پستان مادرش بيشتر است؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: «لمّا رأيتُهُ قد اِختارَلى دينَ ملائِكَتِه و رُسُلِه و اَنبيائِه عَلِمتُ أنّ الّذى أكرمَنى بهذا ليس يَنسانى فَأحبَبتُ لِقائَه» چون نمونه الطاف خدا را در دنيا ديدم، يقين پيدا كردم آن خدايى كه در دنيا آنقدر به من لطف كرد و مرا در راه فرشتگان و پيامبرانش سوق داد، در روز قيامت هم مرا فراموش نخواهد كرد.
آرى، من از مقصد و نوع برخورد و پذيرايى‏هاى آن خداى بزرگ در آن روز حسّاس دلهره‏اى ندارم.

مرگ مانند غروب خورشيد است. وقتي که خورشيد در اينجا غروب مي کند در جايي ديگ نيز طلوع مي کند و در واقع خورشي هيچ گاه غروب نمي کند. به همين ترتيب مرگ فقط يک توهم و مانند خواب است. آنچه در اين دنيا مرگ تلقّي مي شود در دنياي ديگر نيز تولد است، پس زندگي نهايتي ندارد

 

منابع

-----------

1 -  سايت كانون گفتگوي قرآني

2 – ميزان الحكمه ج4 ص2973

3 – ميزان الحكمه ج9 ص254

4 – نهج البلاغه ص1119حكمت74

5 – معاني الاخبار ص289

6 – معاني الاخبار ص290

 

 

 

سيد ياسين محمودي تبار 

 کارشناس تشکلهاي ديني اداره کل تبليغات اسلامي استان کهگيلويه و بويراحمد

 

سه‌شنبه 22 شهريور 1390 - 12:32


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری