پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 23:53
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

فيلمسازي در اسارت نظامي توتاليتر

 

نگاهي به زندگي و آثار ژيگاورتوف فيلمساز برجسته تاريخ سينما

 

دنيس آكادويچ (ديويد آبراموويچ كوفمن) كه بعدها به نام ژيگا ورتوف معروف شد در دوم ژانويه 1896 در بياليستك (كه در حال حاضر جزيي از خاك لهستان است و شهري است كه پدرش در آنجا كتابدار بود.) به دنيا آمد.

دو برادر جوانتر او هر دو فيلمبردار شدند: ميخائيل (متولد 1897) تا سال 1929 با ورتوف همكاري كرد و برادر كوچكتر، بوريس (متولد 1906) ابتدا به فرانسه مهاجرت كرد (كه در آنجا فيلم‌هاي ژان ويگو را فيلمبرداري كرد.) و سپس به آمريكا رفت. (كه در آنجا به خاطر فيلم «در بارانداز» برنده جايزه اسكار شد.)

معني واژه ژيگا ورتوف در زبان روسي «چرخ ريسندگي» است، عنواني كه خود او براي خويشتن برگزيد. زماني كه ورتوف به عنوان دانشجو مشغول تحصيل بود، به عنوان نخستين شاعر فوتوريست شناخته شد و تجربه‌هايي در زمينه ضبط صدا و تركيب اصوات انجام داد.

در 20 سالگي با كميته انقلابي سينما همكاري كرد و از سال 1918 به عنوان تدوينگر در سلسله فيلم‌هاي خبري تحت عنوان «فيلم هاي هفتگي» مشغول به كار شد، هر چند بعد ها ورتوف مغضوب سردمداران نظام توتاليتر و سوسياليستي شوروي گرديد.

در زمان جنگ، ورتوف به اتفاق لف كولشوف يك گروه فيلمبرداري تشكيل دادند، كه فيلمبرداران اين گروه به سراسر كشور سفر مي‌كردند و از جبهه‌ها فيلم مي‌گرفتند. فيلمبرداري‌هاي گروه ورتوف از جبهه لهستان گرفته تا كريمه، مرزهاي چكسلواكي و حاشيه جنوبي شوروي، در سواحل درياي خزر، حضور داشتند و مثل يك سرباز در عمليات نظامي شركت مي‌كردند.

در سال 1919 ورتوف با تدوين فيلم‌هاي خبري مربوط به انقلاب و جنگ داخلي، يك فيلم سه ساعته ساخت كه «بزرگداشت انقلاب» نام داشت و از جنبه هاي نوآورانه و تجربي جالبي برخوردار بود. انديشه اساسي و اصلي كه در آثار مستند و خبري ورتوف كه چندي بعد با بيانيه هايي تحت عنوان «سينما – چشم» تجلي يافت از همان ابتدا در فيلم «بزرگداشت انقلاب» آشكار شد.

 ورتوف چكيده اين انديشه را چنين بيان مي‌كند: «فيلمساز بايد تصويري بينديشد، نه ادبي. او بايد بتواند انديشه هايش را با مضامين و ابزارهاي تكنيكي فيلم در عمق منطبق و هماهنگ  كند» يا ورتوف در بيانيه ديگري مي‌نويسد: «سينماي درام، افيون است، اسلحه مرگباري است در دست سرمايه داران. فيلمنامه، داستاني است كه به وسيله اشخاصي كه سر و كارشان با ادبيات است، ساخته و پرداخته مي شود. مرگ بر فيلمنامه هاي داستاني بورژوايي و زنده باد به زندگي به همان ترتيبي كه جريان دارد».

شهرت ورتوف در آن روزها، فقط به يك تدوينگر چيره دست محدود نمي‌شد، بلكه او نظريه پردازي بود كه مقالات و نظرياتش سهم مهمي در تكامل هنر سينما داشت. مثلا شيوه اي كه در ميان گروهي از فيلمسازان موج نوي سينماي فرانسه به «سينما – حقيقت» يا «سينماي مستقيم» شهرت دارد، از نظريات ورتوف در سالهاي 25-1920 با نام «سينما – چشم» يا «سينما – حقيقت» گرفته شده است.

 ورتوف به تنهايي از سال 1918 تا 1924 روي اين نظريه كار كرد. البته به طور كلي اين نظريه را مي توان نتيجه مستقيم فعاليت او روي فيلم‌هاي خبري دانست. در رابطه با اين نظريه، او ابتدا شش نظريه تئوريك در مورد ساختار سينمايي فيلم ارائه داد كه از «چشم فيلمساز» نسبت به موضوع آغاز و به مرحله نمايش آن روي پرده ختم مي شود. دوربين ورتوف عملكرد چشم آدمي را به همان ترتيبي كه اين عضو در زندگي انسان دارد، به كار مي گيرد.

 معروف ترين فيلم او «مردي با دوربين فيلمبرداري» ( 1929 ) نمايشي زنده و سند اعجاب انگيزي است از شيوه انطباق دوربين با چشم انسان. دوربين ورتوف، توان و نيروي انعطاف چشم آدمي را دارد. او از دوربين متحرك به نحو احسن استفاده مي كند. دوربين دور و نزديك، بالا و پايين، چپ و راست مي‌رود و در اطراف موضوع مي‌چرخد.

شيوه ابداعي ورتوف «سينما چشم» تمامي قواعد و امكانات بصري سينما را از حركت آهسته گرفته تا حركت سريع و معكوس، تصوير ثابت (فيكس فريم)، تقسيم پرده به چند بخش، تصاوير ذره بيني، زواياي گوناگون دوربين، انيميشن و تمامي روش‌هاي مونتاژ را به كار مي‌گرفت.

گفته مي‌شود كه در تدوين و تنظيم بيانيه‌هاي مربوط به «سينما – چشم» همكاران اصلي ورتوف يعني اليزا وستاسويلووا و برادرش ميخائيل او را ياري كرده اند، اما به هيچ وجه نمي توان نقش هنرمندان فوتوريست و كنستركتيويست به ويژه ماياكوفسكي را در نظريات سينمايي ورتوف ناديده گرفت.

سلسله فيلم ‌هاي «سينما حقيقت» مجموعه اي 23 قسمتي از فيلم هاي خبري بود كه از سال 1922 تا 1925 با تلفيق هزاران نما كه به وسيله صدها فيلمبردار در زمان ها و مكان‌هاي مختلف و از زواياي گوناگون برداشته شده بود، تشكيل مي‌شد.

اين مجموعه بصورت فصل هايي مستقل و هر كدام با عنواني جداگانه به نمايش در مي آمدند. سلسله فيلم‌هاي «سينما – حقيقت» حالت روزنامه هاي خبري را داشت كه به طور مرتب مردم را از اخبار سراسر کشور آگاه مي‌ساخت.

ورتوف در تدوين «طوفان بر فراز آسيا» (پودوفكين، 1928) فيلم مشهور آن زمان نيز همكاري داشت. «مردي با دوربين فيلمبرداري» (1929) نخستين فيلم ورتوف بود كه نظريات سينمايي‌اش را كاملا آشكار مي‌ساخت و برايش شهرت فراواني كسب كرد. ورتوف در «مردي با دوربين فيلمبرداري» مانند ساير فيلم‌هايش به دوربين فيلمبرداري اهميت فوق العاده اي مي‌دهد و آن را به چشمي مسلح در برابر چشم غير مسلح تماشاگران تبديل مي كند.

صحنه هاي متنوع فيلم براي تماشاگران آن زمان (دهه 20) از شيريني خاصي برخوردار بود. مثل صحنه ابتدايي فيلم كه در يك سالن سينما مردم براي تماشاي فيلم «مردي با دوربين فيلمبرداري» آماده مي شوند! يا صحنه انتهايي كه دوربيني به تماشاگران تعظيم مي‌كند يا هر يك از صحنه هاي مياني كه قهرمان(دوربين) در شهر مي گردد و گاه توهم بر واقعيت چيره مي شود.

مثل صحنه اي كه زني به خواب رفته است و چند نفر روي ريلي دراز كشيده اند؛ سپس قطاري مي‌گذرد؛که اين صحنه تخيل شيريني دارد. آيا قطار واقعاً از روي اين چند نفر گذشته است؟ يا در روياي زن شاهد چنين حادثه اي هستيم؟

 ورتوف در سال 1931 به خارج از شوروي سفر كرد و فيلم «مردي با دوربين فيلمبرداري» را در بسياري از كشورها به نمايش گذاشت. البته نمايش فيلم در شوروي با انتقاد برخي از فيلمسازان مخالف نظريات ورتوف مواجه شد از جمله ايزنشتاين درباره فيلم گفته است: «جفتك زدن هاي فرماليستي و بي هدف دوربين با تردستي.»

 فيلم هاي ناطقي كه ورتوف ساخت درباره موسيقي، آواز و تصاويري از زنان و شخصيتي هاي آييني گذشته و حال است. در فيلم «سه قهرمان» (1938) زندگي زناني را شاهديم كه شغل هاي مردانه اي چون مهندسي، خلباني و... را بر عهده دارند.

ورتوف با شروع جنگ جهاني دوم، دوباره به ساختن فيلم هاي خبري روي آورد. جنگ كارهاي تجربي او را در عمل متوقف كرد و از طرف ديگر مانع شد كه آثار او به طرز شايسته اي در خارج از شوروي به نمايش درآيد.

در دوران استالين، فيلم هاي مستند بلند ورتوف به شدت سانسور شدند؛ و او مغضوب نظام حاکم گرديد. اگر چه هرگز زنداني نشد ولي در طي عمليات ضد يهودي دولتي در سال 1949 در فهرست سياه قرار گرفت. سرانجام ژيگا ورتوف در 12 فوريه 1954 در اثر بيماري سرطان درگذشت.

گزيده فيلم شناسي ژيگا ورتوف

سينما چشم (1924)، يك ششم دنيا (1926)، مردي با دوربين فيلمبرداري (1929)، اشتياق (1930)، لالايي (1937)، سه قهرمان (1938) و ...

 

سه‌شنبه 22 شهريور 1390 - 9:48


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری