چهارشنبه 7 تير 1396 - 3:6
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

شيما حسن زاده

 

آيت الله جوادي آملي: هنرمند بايد انسان را ياد خدا بياندازد

 


در پي ديدار جمعي از مديران حوزه هنري، جمعي از استادان مرکز آموزش هنرهاي اسلامي و تعدادي از دانشجويان رشته سينما و انيميشن با آيت الله عبدالله جوادي آملي ايشان با بيان اينکه اين عصر عصر هنر است پس مسئوليت هنرمند بيشتر مي­شود تأکيد کردند: هنرمند است که تعيين مي­کند هنر چگونه باشد اگر هنرمند عاقل باشد هنر را به عقل­مداري تعريف مي­کند و اگر هنرمند به تعبير قرآن کريم در حد خيال زندگي کند، هنر را خيال انگيز مي­داند. وي با بيان اينکه قرآن کريم انسان خيال زده و خيال­باف را مختال مي­کند، گفت: انسان خيال­باف، خيال زده، خيال محور، خيال مدار هنر را خيال انگيز مي­داند انسان عقل­مدار، عقل­محور، هنر را حيات بخش مي­داند تفاوت ميان حيات بخشي که هنر معقول است و خيال انگيزي که هنر مختالانه است مانند فرق بين هنر اسلامي و هنر غربي است. ان الله لايحب کل مختال فخور. آيت الله جوادي آملي با اشاره به اينکه اگر هنر منشأ خيالي داشته باشد معناي آنرا هم تعريف مي­کند گفت: و هم معاني جزئي را درک مي­کند خيال صورت­ها را درک مي­کند اگر ما معناي دشمني ميان گرگ و گوسفند را درک کرده باشيم قوه وهم ما عهده­دار اين معناست که اگر صورت حمله گرگ به گوسفند را ترسيم کنيم با قوه خيال سروکار داريم و ترسيم صورت­ها را خيال به عهده دارد و معاني را واهمه بر عهده دارد. جوادي آملي ادامه داد: به طور مثال قدرت درک گرچه تمامش براي روح است ولي ابزاري مغزي است يک گوشه مغز مربوط به ابزار درک صورت است و گوشه ديگر مغز مربوط به ابزار درک حفظ است. به دليل اينکه ما مي­بينيم اگر اين گوشه آسيب ببيند شخص حافظه خودش را از دست مي­دهد و گوشه ديگر آسيب ببيند فهم را از دست مي­دهد. اين مرجع تقليد تصريح کرد: بعضي­ها خوش فهم و ضعيف ضبط هستند و بعضي­ها قوي ضبط و ضعيف ضبط و درک هستند بعضي هردو قوي­اند و بعضي هردو ضعيف هستند و هم عهده­دار مسائل جزئي است و خيال عهده­دار صورت­هاي جزئي است. اگر هنرمند مختال بود آثار او خيال انگيز است و منشا عقلي و ديني ندارد مي­شود بازيگر و سرگرم کننده و محصولش همين سينماست که وقتي افراد از آن بيرون مي­آيند از آنها بپرسند چه مطلب عميقي و علمي نصيبتان شده مي­گويند هيچ. از سينماگران و سينماسازان هم اگر بپرسيم چه چيز فهميده­اند مي­گويند هيچ و فقط سرگرم شديم. وي با بيان اينکه هنرمند مختال در توجيه آثار بدون مفهومش مي­گويد من بازيگر سينمايم عنوان کرد: بازيگر بودن يک مطلب است علم و فن مطلب ديگري است. اگر اينها از خيال بالا آمدند از بازيگري بيرون مي­آيند وگرنه بازيگر نظير فوتبال و واليبال و غيره هم بازي است. ايشان بالا آمدن از مرحله خيال انگيزي و خيال مداري را به شرط ورود به قلمرو عقل دانست و گفت: مطلب بعدي اين است که هنر مانند ساير فنون است، اديبي که چيزي مي­نويسد يا چيزي مي­گويد او اول مي­ فهمد و بعد آن مفهوم عقلي خود را به صورت کتاب درمي­آورد يا کليله و دمنه و بوستان سعدي يا گلستان يا ديوان حافظ و غيره مي­شود. اگر او خيالات را به صورت غلط درآورد اين خيال انگيز است و بازي است اما اگر او مسائل عقلي را تنزل داد کتاب حافظ، مولوي، سعدي، عطار، سنائي و ديوان نظامي مي­شود اين­ها هم معقول را هنرمندانه محسوس کرده­اند منتها يکي نوشت ديگري نگاشت آن ديگري سخنراني کرد سومي نقاشي کشيد. چهارمي نمايش که از سابق بود حالا کامل شد، شده سينما. اين مرجع تقليد افزود: کسي مي­خواهد معناي عدالت، عفاف، پاکدامني را ترسيم کند او خود اين معاني را مي­فهمد بعد از آنکه فهميد به حوزه خيال تنزل مي­دهد بعدکه به حوزه خيال تنزل داد و از کمک گرفت دست به کار مي­شود و صورت­گري مي­کند چند نفر هنرمند را استخدام مي­کند تا اينها به طور مثال سريال حضرت امير را يا سريال يوسف صديق را يا ملک سليمان را به تصوير بکشند که آن هم در حد ناقصي است که تبيين شده. هنر و هنرمند نظير ادبيات و اديب است اگر مطالب عقلي را داشته باشد مطالب عقلي را تنزل مي­دهد اگر به طور مثال هنرمند متبني باشد مي­گويد بايد به زبان عربي دربياورم، به وزن و به شعر دربياورم و اثرش مي­شود ديوان متبني اگر مولوي بود مي­گويد بايد اين معارف را به فارسي بگويم و اين مثنوي مي­شود بنابراين فرق ندارد که در بين اين رشته­ها کسي بخواهد بنويسد يا بگويد يا بخواهد مجسمه­سازي کند يا نقاشي بکشد يا بازي کند اين تالار نقاشي شده است محصول کارهاي عقلي است بنابراين اگر هنرمند درس خوانده باشد و معاني عقلي را درک کرده باشد آن خصوصيت را دارد که معقول را متخيل و متخيل را محسوس کند مثل شعرائي که حضور ادبيان و علما مي­رفتند و معارف را به صورت نظم و نثر درمي­آوردند. مفسر قرآن کريم، آيت الله جوادي آملي با تأکيد بر اينکه هنر نصيب هرکس نيست گفت: ممکن است کسي آئين خطاطي را خوب بداند تدريس کند اما خودش خوش خط نباشد يا آئين خوانندگي را بداند و به شاگرد بياموزد اما خودش صداي خوبي نداشته باشد اين تحصيل نيست البته زمينه­اش وجود داشته باشد با تحصيل مي­تواند به کمال اين تحصيل کسبي نيست اين نظير جمال است که با مشاطه­گري حاصل نمي­شود. ممکن است کسي مجتهد باشد و زيردستانش شاگردان زيادي باشد ولي خودش قدرت تصميم­گيري پرونده را نداشته باشد هنر و مديريت هنري نيز چيز ديگري است بنابراين هنرمند اگر بخواهد از خيال زدگي نجات پيدا کند و عاقل باشد از اين راه امکان­پذير است که خودش عالم باشد يا پيش عالمي برود و معارف توحيد و وحي نبوت و اخلاق و نظم و تفاوت­هاي آنها را بياموزد زمانيکه هنرمندان تفاوت بين اخلاق و نظم را نمي­دانند به کشورهاي غربي که مي­ روند مي­گويند چه اخلاق خوبي دارند در حاليکه نظم است که ديده­اند نه اخلاق. وي تصريح کرد: گرگ­ها و درنده­هاي باغ وحش هم در قفس همه منظم­اند اما وقتي از قفس بيرون مي­آيند همه را مي­درند اينها هم وقتي در کشور خودشان هستند کسي را نمي­درند اما همين که پايشان به خاورميانه باز شد همه چيز را به آتش کشيدند اين را اخلاق نمي­گويند. کسي که در کشور خودش ظلم نمي­کند ولي خاورميانه را به آتش مي­کشد مثل گرگي در باغ وحش است که وقتي از قفس درمي­آيد افغانستان را ترور مي­کند بنابراين اخلاق و نظم با يکديگر متفاوت­اند. اين مرجع تقليد با بيان اينکه داشتن اخلاق طهارات روح را مي­طلبد گفت: خوب اگر نظم طهارت روح را مي­طلبد چرا هر روز خاورميانه را به آتش مي­کشيد؟ خداترسي و فضيلت خلقي چيز ديگري ست بنابراين اول ماه بايد اين معارف را خوب درک کنيم و باور کنيم و در مرحله بعد عمل کنيم و بعد آنها ار منتشر کنيم در ابتدا اگر منتشرکننده هستيم و اگر گوينده هستيم، سخنراني کنيم، اگر نويسنده هستيم مقاله نويسي کنيم اگر مجسمه­ساز هستيم تجسم کنيم آن بخشي را که جايز است نقاشي و مينياتور مي­سازيم و اگر سينماگر هستيم با صورت­گري خود را به آن صورت دربياوريم و نشان دهيم. آيت الله جوادي آملي تأکيد کرد: تا آن معاني اول فهميده نشود و بعد از فهم و انتقاد و اعتقاد و بعد اخلاق و عمل نشود به نشر نمي­ رسد. پس اگر آقايان بخواهند به لطف الهي هنر را ديني کنند واژه بازي و بازيگري را بايد از حوزه هنري و قلمرو هنري طرد بکنند اينها بيگانه و نامحرمند نه اينکه اين واژه­ها نامحرم باشند محصول اين واژه­ها بيگانه و نامحرم است. وقتي از حضور امام صادق سؤال کردند که امام بعد از شما چه کسي به امامت مي­رسد فرمود: کسي که اهل بازي نيست. بنابراين اولين شرط اين است که بازيگري لفظ و مفهومش از قلمرو حوزه هنري بيرون برود بعد مي­شويم عاقل و معارف الهي را درک مي­کنيم و بعد معتقد مي­شويم. وي با اشاره به اينکه در حال حاضر در کتابهاي علمي بين عقل و عقيده تفاوت قائليم گفت: در منطق قضيه را اصطلاحاً عقل مي­گويند که به منزله گره­اي براي موضوع و محمول است بعد که بين موضوع و محمول گره خورده عصاره اين قضيه را با جان خود بايد گره بزند که بشود معتقد، اگر به جان خودش گره بزند اين مي­شود معتقد و مومن و از اين به بعد مي­شود عالم با عمل. اما اگر فقط بين موضوع و محمول گره زد اين عالم است ديگر معتقد نيست. عمل هم در آن نيست. اين مي­­­شود عالم غير عامل در هنر ديني هم بايد آن معارف به صورت قضيه مشخص بشود هم عصاره­اش با جان هنرمند گره بخورد که اين مي­شود معتقد هم در عمل به او وابسته و پيوسته باشد. مرحله بعد اين است که منتشر کند که اگر بخواهند هنر ديني باشد وگرنه مي­شود واعظ غيرمتعظ. آن سخنران و سخنگوي و سخن­خوان بي­ اثر که يک چيز نوشته شده­اي را مي­خواند تفاوتي نمي­کند حرف هيچ کدام را مردم گوش نمي­دهند حرفي را گوش مي­دهند که از دل برخيزد. جوادي آملي با بيان اينکه حوزه هنري مسئوليت مهمي دارد گفت: عصر، عصر هنر است برخي از عقلا گفته­اند اگر الان پيغمبري مي­آمد با دوربين مي­آمد حالا که اين عصر عصر هنر است و اين نعمت را خدا به بعضي­ها داده است مسئوليت هم مي­خواهد سهروردي مي­گويد کسي که نگاه و رفتار و گفتارش در شما اثر نمي­کند سخن­داني­اش را دور بيندازيد. کسي که ديدارش آدم را تکان نمي­ دهد سخنراني­اش چه اثري دارد عالم کسي است که وقتي آدم او را مي­بيند ياد خدا بيافتد. هنرمند هم همينطور است. جوادي آملي ادامه داد: حالا که نباشد انسان معقول را متخيل را محسوس کنيم بايد اين معقول را از کتاب و سنت بگيرد اگر عقل و عفاف و احسان و تواضع و ادب را بگيرد خوب به طور مثال عباس عموي پيامبر بود از پيامبر هم بزرگتر بود از او سؤال کردند شما بزرگتريد يا پيامبر. جواب داد او بزرگتر است اما سن من بيشتر است اين را ادب مي­ گويد و همان هنر در گفتن و هنر در نوشتن در تجسيم است. اين مرجع تقليد با اشاره به اينکه در حال حاضر بحث در اين است که صورت مبارک حضرت ابولفضل را نشان بدهند يا نه، گفت: نمي­دانم شما در کودکي تعزيه­ها را ديده­ايد يا نه، يک امامي وجود داشت، يک قمربني هاشم، يک موافق و مخالفي و همه اين بازيگران تعزيه اهل نماز شب بودند. يک کسي به نام سيدالشهدا درمي­آيد و اهل تجهد بودند و دعاي آنها اثر داشت. اما الان يک بازيگري که اهل نماز نيست نقش حضرت ابوالفضل را بازي مي­کند و آيا ما هم بايد بگوييم اين جايز است؟                   ­    

 

سه‌شنبه 22 شهريور 1390 - 9:43


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری