جمعه 2 تير 1396 - 16:40
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

هنر ما بايد بازار جهاني داشته باشد

 

گفتگو با منصوره عاليخاني، هنرمند با سابقه نقاش و مدرس دانشگاه

 

مي­گويند (زئوس) و (پاراسيو) از معروف­ترين نقاشان يونان باستان بودند و با يکديگر رقابت داشتند. روزي آنها در يک مسابقه نقاشي در حضور مردم شرکت کردند تا بهترين نقاش يوناني انتخاب شود. (زئوس) روي تابلو خود يک خوشه انگور کشيد و در اين کار چنان مهارتي به خرج داد که پرندگان به تصور اينکه خوشه انگور واقعي است به تابلو هجوم آوردند! (پاراسيو) نيز براي نشان دادن نقاشي­اش از همکارش زئوس خواست تا پرده نقاشي را کنار بزند اما وقتي زئوس براي کنار زدن پرده نقاشي جلو رفت، متوجه شد پرده­اي وجود ندارد. بلکه (پاراسيو) خود پرده را نقاشي کرده است! استادان و هنرمندان نقاشي برخلاف نظر افرادي که نقاشي را فتوکپي طبيعت مي­دانند معتقدند که نقاشي هنري است که در پيوند انديشه، جهان­بيني و شرايط حاکم بر جامعه شکل مي­گيرد و معنا و مفهوم پيدا مي­کند و نهايتاً در قالب تصوير نمايانگر مي­شود. البته براساس اين تعريف نمي­توان هنر نقاشي را با ديگر هنرهاي تجسمي ديگر مانند گرافيک يا طراحي مشخص نمود اين بدان دليل است که امروزه مرز بين بسياري از هنرها شکسته شده است و نمي­توان با خط­کش لغات، حيطه يک هنر را مشخص کرد. به طور کلي يک هنرآموز خلاق رشته نقاشي در دوران آموزش درمي­يابد که بايد خوب ببيند،خوب تحليل کند، دانش خودش را وسعت ببخشد و آثاري خلق کند که باغث تحول خود و جامعه­اش گردد و در مرحله بعد آنچه را که ياد گرفته است در سطوح مختلف اشاعه بدهد. و به نظر مي­رسد منصوره عاليخاني از همين قشر هنرمندان است. منصوره عاليخاني فارغ­ التحصيل ليسانس و فوق ليسانس رشته نقاشي از دانشگاه­هاي هنر و سوره است و امروز بيش از 20 سال تجربه فعاليت در رشته نقاشي را در کارنامه هنري­اش به دوش مي­کشد. عاليخاني 20 سال است که قلم­ بر بوم مي­زند و 14 سال مشغول به تدريس در اين حوزه و نزديک به يک دهه است که به صورت حرفه­اي با حوزه هنري همکاري فرهنگي و هنري دارد. او خودش را محدود به هيچ سبکي و قالبي نمي­داند و با اصرار عنوان مي­کند که قالب براي هنرمند به منزله زندان است و هنرمند هيچ­گاه نمي­تواند در زندان خلاقانه عمل کند. امروز پاي صحبت­هاي منصوره عاليخاني مي­نشينيم تا بيشتر با حال و احوال هنر نقاشي و رشد و تعالي اين هنر در حوزه هنري بدانيم پس همراه ما باشيد:

- تعريف شخص شما از هنر نقاشي چيست؟

به نظرم تعريف من از اين چندان مهم نيست اصلاً نقاشي نياز به تعريف ندارد نقاش وظيفه دارد قلم و بوم را با حس خودش نقش بزند.

- اين تعريف شايد براي شما مهم نباشد اما مخاطبان ما علاقه دارند نگاه و تعريف شخص شما چه ميزان با تعريف هنري مرکزي که شما در آن فعاليت مي­کنيد منطبق است؟

نقاش و نقاشي تبلور روح و حس هنرمند روي بوم است. هر نقاش تعريف خودش را دارد.

- من هم تعريف شخص شما را خواستم؟

 به نظرم تعريف حوزه هنري از نقاشي  تعريف محدود کننده­اي نيست و اين تعريف بسيار باز است. اثري که از يک ايدئولوژي خاص پيروي کند کار موفقي نخواهد بود. کار نقاشي با حس و نگاه نقاش شروع مي­شود.

- آيا نگاه حوزه هنري يک نگاه ايدئولوژيک است؟

به نظرم اينگونه نيست. هر اثري که روي مخاطب بتواند تأثير بگذارد يک اثر معناگراست که از قالب ايدئولوژيک در آمده است. اثر زماني اثرگذار خواهد بود که از حس و سير و سلوک نقاش تراوش کرده باشد.

- به نظرتان در آثار حوزه هنري مميزي لحاظ نمي­شود؟

تقريباً نه.

- لطفا بيشتر توضيح دهيد.

البته نمي­خواهم شعارگونه صحبت کنم کلاً فردي نيستم که دروغ بگويم، به نظرم هنرمند را به ميزان زيادي آزاد مي­گذارد تا هنر وي از دلش برآيد و بر دل مخاطب بنشيند. در حال حاضر 20 سال است که به حرفه­ي نقاشي مشغول هستم و از طرفي 14 سال است که در حوزه هنري تدريس مي­کنم و از سال 85 هم به عنوان جدي دست به قلم بردم و در حوزه کارم

را ادامه مي­دهم که در اين دوران بالا و پايين زياد ديده­ام و به نوعي با عقايد و ذهنيات مرکز حوزه هم آشنائي دارم. شناخت شخص من از حوزه اينگونه بوده است نمي­خواهم يک نگاه هنري از حوزه هنري بدهم اما معتقدم آنقدر هم که از بيرون قضاوت تلخ مي­کنند، تلخ نيست. هم در زماني که در سوره تدريس مي­کردم و هم اکنون که در گالري و کارگاه هستم اين حس آزادي تا اندازه زيادي توسط اين مجموعه به بنده القا شده است که البته براي هرچه بيشتر شدن آن بايد تلاش کرد.

- با سابقه 14 ساله­تان در حوزه هنري، چه نقاشي­هائي در حوزه هنري مي­توانند موفق باشند؟

نقاشي­هائي که با نقش و نگار و افکاري که بر صفحه بوم نقش مي­بندد و مخاطبان را جذب مي­کند.

- بسياري از نقاشان را مي­شناسم که آنچه بر بومشان نقش بسته است يک کار معناگرا است اما از حضور در حوزه هنري ابا دارند. چگونه مي­توان اين قضاوت را در ميان هنرمندان کم­رنگ کرد؟

البته هنرمندان نگاه ظريف و حساسي به محيط­هاي هنري دارند. به نوعي شناخت و حساسيتي در ميان هنرمندان خارج از حوزه نسبت به فعاليت هنري در اين مجموعه ايجاد شده است که محيط حوزه هنري يک محيط خفه و تنگ و تار است که به هنرمند اجازه خودنمائي هنري نمي­دهد. به نظرم محيط حوزه عليرغم چيزي که اين هنرمندان فکر مي­کنند تنگ و تار نيست. به نظرم هر هنرمند زبان خاص خودش را دارد چرا که هنرمند مي­تواند سنگين­ترين انتقادات را با زبان رمز بيان کند. چرا سعي مي­کنيم مفاهيم انتقادي­مان را با رنگ قرمز فرياد بزنيم مخاطبان ما باهوش هستند هنوز هم تابلوهاي استاد خسروجردي پر است از مفاهيم انتقادي به سيستم هنري کشور که مي­تواند مورد استفاده هنرجويان نقاشي قرار بگيرد. تابلوئي دارد که در آن هنرمندان نردبان رشد مردم مي­شوند و اين هنرمند است که در انتهاي مسير درجا مي­زند تا باعث رشد ديگران شود.

- امروز خسروجردي کجاست؟

در خارج از کشور زندگي مي­کند.

- جاي هنرمنداني چون خسروجردي و چليپا و . . . کجاست؟

جايشان به حقيقت در حوزه هنري خاليست.

- هنوز هم معتقديد نگاه هنرمند باعث قهر هنرمندان از حوزه هنري شده است؟

مشکل ما نگاه هنري نيست. هنوز هم افراد قوي و متبحر در حوزه هنري کشورمان داريم.

- در حوزه هنري چطور؟

خوب به حوزه هنري جذب نمي­شوند چرا که سيستم حوزه هنري تغيير کرده است. رک و راست بگويم که حوزه هنري تبديل به حوزه اداري شده است. زماني كه حوزه هنري تشکيل شد اکثر فعالان در اين عرصه از هنرمندان ويژه ما بودند اما امروز جاي اين هنرمندان را کارمندان هنري و اداري پر کرده­اند. حوزه هنري ديگر هنرمندي جذب نمي­کند. وقتي در اين سيستم سنگين اقتصادي به هنرمندمان پر و بال ندهيم سيستم اداري بر سيستم هنر و هنرمندي غالب خواهد شد و متأسفانه اثرگذاري خودش را هم داشته است که خودم يکي از منتقدين اين مسير هستم. هنر را هنرمند توليد مي­کند و هنر توسط نيروي اداري توليد نمي­شود. تأثير را هنرمند مي­گذارد هر چند نمي­خواهم ارزش کار اوامر اداري را زير سؤال ببرم.

- مديران هنري معتقدند يکي از دلايل عدم حضور هنرمندان ما در نمايشگاه­هاي بزرگ و جشنواره­ هاي معتبر مي­تواند خلأ هنرمندان بزرگ ما در اکثر محافل و رشته­هاي هنري باشد. شما چه ميزان با اين نظر موافقيد؟

رک بگويم که اگر هنرمندان رفتند بخاطر سطح حقوق پايين­شان بوده است. اکثر اين هنرمندان جذب هيئت علمي دانشگاه­ ها شدند و سطح حقوق­شان تا 5 برابر حقوق حوزه هنري بالاتر رفت. بهتر است به حقيقت فکر کنيم. حقيقت اين وضعيت مالي اسفبار هنرمندان است که بايد رسيدگي شود حوزه مي­توانست حداقل هنرمنداني که از حوزه جدا شدند را به صورت قراردادي نگه دارد که اين اتفاق هم نيافتاد.

- هنوز جواب سؤالم را نگرفته­ام.

   به نظرم هنر و هنرمند آنقدر ارزش دارد که بتوان براي رشد و پرورش هنر خرج کرد. اگر براي هنرمند خرج کنند، هنرمند مي­ماند و نيازي به پرکردن خلأ هنري او نخواهد بود.

- چند درصد از آثارتان سفارشي است؟

خوب ما بايد سالانه يک تعداد آثاري را موظف هستيم که به حوزه هنري تحويل بدهيم اگر کاري با موضوع مطلوبي پيشنهاد شود سعي مي­کنم آن را بپذيرم.

- متأسفانه برخي از هنرمندان ما به سمت کپي برداري حرکت مي­کنند که اين خلاقيت در آثار را ضعيف کرده است؟

به طور حتم اگر صرفاً به سمت کپي برداري برويم خلاقيت هنري از بين خواهد رفت بنده به شخصه که از ورود در اين فضاها دوري کرده­ام و احساس مي­­کنم اگر روزي به اين عرصه وارد شوم بايد چشم به روي خلق اثر را ببندم چرا که باور دارم براي پول کار نکرده­ام و بيشتر براي احساساتم قلم زده­ام. هر چند بحث کپي برداري به دليل بالا بودن مسئوليت زندگي بر دوش مردان، ميان آقايان پررنگ تر است. و البته به آنان حق مي­دهم.

- چه راهکارهائي براي جلوگيري از اين اتفاق پيشنهاد مي کنيد؟

هنر ما بايد بازار جهاني داشته باشد. اگر داخل ايران نتوانستيم خودمان را مطرح کنيم بايد به الزامات اين عصر اعتماد کنيم و اثر خلاقانه­مان را در بازارهاي جهاني عرضه کنيم به هر حال يا شخص يا يک مرکز دولتي بايد بازاري براي عرضه آثار هنري ايراني پيدا کند. جوانان ايراني سرخورده شده­اند که به سمت بازارهاي خارجي حرکت مي­کنند بسياري از هنرمندان را مي­شناسم که در ايران چندان اميدي به فروش و استقبال از آثارشان ندارند اما هدفشان ارائه آثار به جوامع ديگر و ديده شدن توسط مردمان کشورهاي ديگر است نمايشگاه و جشنواره­اي نيست که در داخل خودشان را معرفي کنند. از طرفي مردم ما قدرت خريد کردن ندارند.

- چرا شما در اين حرکت شرکت نمي­کنيد؟

در فکرش هستم. حتي به مديريت مرکز هم پيشنهاد داديم و قول همکاري هم به ما دادند که نگران نباشيم چرا که براي عرضه آثارمان بازار جهاني پيدا مي­کنند. البته راه هم هموار نيست و بايد اين مسير را طي کنيم تا بتوانيم به چيز جالبي دست پيدا کنيم از طرفي هم بايد بگوييم مديران و مسئولين هنري ما هم نتوانسته­اند به ميزان قابل توجهي مردم را با هنر و هنرمند به خصوص هنر نقاشي پيوند بدهند. امروز وقتي در سطح شهر حرکت مي­کنيم يا در مؤسسات و شرکت ها قدم مي­زنيم تابلوها و نقاشي­هاي بسيار زيبا مي­بينيم که اين مي­تواند بر روح و روان مردم تأثير کاملاً مثبت و مستقيم بگذارد. ما بايد خودمان را به مردم عرضه کنيم و به نوعي خودمان را به آنها بشناسانيم. هنرمند بايد خودش را به مخاطب نشان دهد و فرياد بزند. اگر مردم با هنرمند کاري ندارند بايد اين هنرمند باشد که به سمت مردم حرکت کند و هنرش را در برابر مخاطب به قضاوت بگذارد.       

 

 

 

 

 

 

 

يكشنبه 20 شهريور 1390 - 9:30


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری