پنجشنبه 8 تير 1396 - 15:10
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي استان يزد

 

تخريب بقيع

 

 

بقيع تنها يک گورستان نيست؛ بلکه گنجيه تاريخ اسلام است و تخريب آن يعني از بين بردن اين گنجينه و نابود ساختن تاريخ اسلام.

قبل از ورود به بحث تخريب بقيع چند مطلب به عنوان مقدمه لازم است روشن گردد:

الف) معناي بقيع

ب) مکان بقيع

ج) تاريخچه بقيع

د) عظمت و اهميت بقيع

 

الف)معناي بقيع

بقيع در لغت به زمين گسترده‌اي مي‌گويند که داراي درخت يا ريشه هاي آن باشد(1) و بقيعي که امروز در مدينه منوره مزار و قبرستان اهل مدينه است به آن «بقيع الغرقد» نيز مي‌گويند، زيرا در اين زمين نوعي درخت خار دار يا گياه خار دار به نام «غرقد» يا «عوسج» مي‌روئيده است، گرچه امروز از آن درخت ها و گياهان خبري نيست ولي نامش ماندگار شده است.(2)

و بعضي از لغويين مثل خليل مي‌گويند: به هر مکاني از زمين که داراي درخت هاي مختلفي باشد «بقيع» گفته مي‌شود.(3)

ب) مکان بقيع

شهر مدينه قبل از هجرت پيامبر اکرم «يثرب» نام داشت. در آن زمان يثرب شهري به معناي امروزي نبود، بلکه منطقه اي بود متشکل از کوه ها و خانه هاي ابتدايي و کوچک و متفرق از يک ديگر که هيج نظام معيني بر آن حاکم نبود. اطراف آن را باغ ها و بستان ها فرا گرفته بود و مردم آن از راه زراعت و کشاورزي زندگي مي کردند.(4)

در اطرف اين تجمعات ديواري براي حمايت از مردم وجود نداشت، تنها ديوار اين منطقه درختان و نخلستان هاي اطراف آن بود.(5)

شايد تهاجمات متعدد در عصر اموي و عباسي به مدينه، سبب آن گشت که امير مدينه، اسحاق بن محمد در سال 263 ﻫ.ق به ساختن ديواري از خشت در اطراف مدينه اقدام نمايد و کم کم در دوره هاي بعد ديوار مدينه تعمير يا يه وسيله سنگ ديوار ها را تجديد بنا نمودند.(6)

ابن جبير (متوفاي 614 ﻫ.ق) مي نويسد: «مدينه را دو ديوار و چهار دروازه است در هر ديوار دروازه اي است  مقابل دروازه ديوار ديگر، يکي از آن باب الحديد ناميده مي شود، زيرا از آهن ساخته شده است، و باب الشريعه (شايد ماخوذ از مدرسه اي باشد که در آن شريعت اسلامي تدريس مي شد) باب القبله در ديوار جنوبي شهر و سپس باب البقيع که به سوي بقيع مي رود و در ديوار شرقي قرار دارد.»

سمهودي (متوفاي 911 ﻫ.ق) که از ساير مورخين از نظر دقت در نقل ممتاز است، در اين دوره مدينه را داراي پنچ دروازه با نام هاي جديد مي داند يکي از آنها دروازه بقيع نام دارد که در ديوار شرقي مدينه واقع گشته و فاصله آن تا باب جبرئيل (مسجد نبوي) 433 ذراع (در حد 216متر)مي باشد.(7)

اين دروازه ها در حصار مدينه تا عهد آل سعود باقي بوده است، در اوايل عهد سعودي که جمعيت رو به افزايش گذاشت، ديوار و حصار شهر مدينه نيز در سال 1368 ﻫ.ق تخريب گشت.(8)

در نتيجه مدينه در آن روز يک شهر کوچکي بود و «بقيع» زميني خارج از شهر قرار داشت که فاصله ديوار و حصار شهر از طرف بقيع تا درب ورودي مسجد نبوي حدود 433 ذراع يعني حدود 216 متر بيشتر نبوده است. و در اين فاصله خانه هاي ساکنين مدينه قرار داشته است، که اين خانه ها و کوچه ها و بازار ها تا چندين سال پيش وجود داشته است، اما هم اکنون اين خانه ها و کوچه ها تماما تخريب گشته و جزء صحن مسجد نبوي قرار گرفته است، حتي کوچه اي که بعدا به کوچه بني هاشم معروف گرديده و از باب البقيع تا بقيع ادامه داشته و در آن خانه امام صادق و امام سجاد  و بعضي از اصحاب مثل ابو ايوب انصاري وجود داشته . طي سال 1363 ﻫ.ق به بعد تخريب گشته است.(9)

همانگونه که بيان شد، اين قبرستان تا يکصد سال پيش خارج از حصار قرار داشته،  اما اکنون در ميان شهر مدينه واقع شده. از چند سوي در محاصره خيابان هاي ستين، عبد العزير  و ابوذر قرار گرفته و مبدأ خيابان باب العوالي از بقيع آغاز مي شود.

بعضي معنقدند: بقيع به عنوان زميني در حاشيه مرکزي يثرب پيش از اسلام، گورستان مردم اين شهر بود و پس از اسلام نيز به عنوان مهم ترين گورستان مدينه شناخته شد.(10)

يکي از نخستين مهاجران که پس از اسلام در قبرستان بقيع دفن شد، عثمان بن مظعون بود. وي در مکه به پيامبر اکرم گرويد، سپس به حبشه هجرت کرد و پس از مهاجرت به مدينه در جنگ بدر حضور يافت و آنگاه در گذشت.

پيامبر اکرم(ص) فرمودند: وي را در بقيع دفن کنند، در اين زمان درخت غرقدي که در بقيع بود قطع کرده و به فرمان رسول خدا  وي را در «الروحاء»(11) که وسط بقيع بود دفن نمودند.(12)

در ذيحجه سال هشتم هجري خداوند متعال فرزند پسري به نام ابراهيم به پيامبر اکرم(ص)  عطا فرمود، که موجب شادي و سرور همه شد. وي پس از شانزده يا هجده ماهگي از دنيا رفت و رسول خدا  را در غم خود سخت اندوهگين کرد. به توصيه پيامبر اکرم  ابراهيم در کنار عثمان بن مظمون دفن شد.(13)

اما بعضي ديگر چون استاد محقق ، محمد صادق نجمي مي نويسد: « از مجموع گفتار مورخان چنين برداشت مي شود، که مردم مدينه قبلا اجساد در گذشتگان خود را در نقاط مختلف و در دو گورستان عمومي به نام گورستان «بني حرام» و «بني سالم»(14) و گاهي در داخل منازل خود دفن مي کردند، با رسميت يافتن بقيع به مناسبت دفن جسد عثمان بن منظعون و ابراهيم فرزند رسول خدا(ص) در بقيع ، به آنجا توجه نمودند و عده اي از اصحاب و ياران رسول خدا 6 به تدريج خارها و درختان موجود در بقيع را قطع و آن بخش را به عنوان آرامگاه خصوصي و خانواده خود اختصاص دادند . و بعضي از اقوام و عشيره رسول خدا (ص) در داخل بعضي از منازل متصل به بقيع دفن گرديدند.»(15)  که بعد از توسعه بقيع داخل بقيع  قرار گرفت.

بقعه ها و بارگاه هاي بقيع

بدون ترديد قبور ائمه بقيع عليهم السلام مانند ساير قبر ها در محوطه مکشوف و بدون ديوار و سقف نبوده، بلکه قبر آنان مانند تربت پاک رسول خدا (ص) که در منزل خودشان مي باشد، در داخل خانه اي که متعلق به عقيل بود، قرار داشته است. و به مرور زمان اين خانه به ساختمان مناسب ، به شکل مسجد تبديل گرديد. سپس در محل همان ساختمان، بزرگترين و مرتفع ترين گنبد و بارگاه بنا شده است و در قرون متمادي داراي خادم و دربان و داراي ظريف ترين و گرانبها ترين ضريح و صندوق، با زيبا ترين رو پوش و داراي فرش و قنديل بوده است.

البته اولين کسي که در داخل خانه عقيل دفن شد، فاطمه بنت اسد(س) مادر امير المومنين علي بن ابي طالب (عليه السلام) مي باشد و پس از آن عباس عموي پيامبر (ص)دفن گرديد.(17)

ابن شبه (متوفاي 262 ﻫ.ق) قديمي ترين مورخ و مدينه شناس مي گويد: دُفِنَ العباس بن عبد المطلب عند قبر فاطمه بنت اسد بن هاشم في اول مقابر بني هاشم التي في دار عقيل(18)

(عباس بن عبد المطلب در اول مقابر بني هاشم و داخل خانه عقيل در کنار قبر فاطمه بنت اسد دفن شده است.)

محل دفن چهار امام عليهم السلام

احمد بن عبد الحميد پس از تصريح به اين که قبر فاطمه و عباس در داخل خانه عقيل قرار گرفته است، مي گويد: مويد اين حقيقت تاريخي مطلبي است که ابن حِبّان آورده است و آن اين که پس از اقامه نماز به جنازه حسن بن علي عليهما السلام بدن او در بقيع کنار جده اش فاطمه بنت اسد دفن گرديد.(19)

ابن نجار (متوفاي 643 ﻫ.ق) مي گويد قبر عباس عموي پيامبر عليهم السلام و قبر حسن بن علي بن ابي طالب در زير يک قبه مرتفع و قديمي قرار دارد، سپس مي گويد: « و معه في القبر ابن اخيه علي بن الحسين زين العابدين و ابو جعفر محمد بن علي الباقر و ابنه جعفر الصادق عليهم السلام».(20)

هدف از نقل اين چند نمونه تاريخي ،بيان اين نکته است، که فاطمه و عباس و ائمه بزرگوار (امام حسن مجتبي، و امام سجاد و امام باقر و امام صادق عليهم السلام) هيچ گاه در محوطه باز و بدون ديوار و سقف نبوده اند، از زمان حضور پيامبر اکرم (ص) تا حدود صد سال پيش، که آل سعود با گرايش مذهبي وهابيت، زمام امور حجاز  و حرمين شريف را به دست گرفتند و آن جنابت دلخراش تخريب را انجام دادند.

قابل توجه اين که، علاوه بر قبور چهار امام و عباس بن علي و فاطمه بنت اسد که در يک قبه و بارگاه مجلل قرار داشتند قبر ابراهيم فزرند پيامبر اکرم (ص)و دختران پيامبر (حضرت رقيه، ام کلثوم و زينب) و همسران رسول خدا (ص) و اسماعيل فرزند امام صادق (ع)و عاتکه و صفيه و ام البنين و حليمه سعديه و... داراي بقعه و بارگاه جداگانه و مجزايي بودند.

نکته مهم اين است که هرگز در هيچ نقلي حتي از اهل سنت هم نيامده است، که پيامبر اکرم(ص) فرموده باشد: خانه عقيل را خراب کنيد و قبر ها نبايد زير سقف باشد؛ بلکه حضرت رسول (ص)به بقيع مي آمدند و در کنار خانه عقيل مي ايستادند و براي مدفونين در آن جا استغفار مي کردند.

بقيع به خاطر قدوم مبارک رسول خدا (ص)و حضرت زهرا سلام الله عليها و ائمه معصومين عليهم السلام و دفن چهار تن از امامان عليهم السلام و ساير مومنين و مومنات و شهيدان و نيکان داراي شرافت و فضيلت زيادي است.

در بعضي از نقل ها آمده: در اين قبرستان هزار تن از اصحاب گرامي رسول خدا(ص) تابعين، قراء ،سادات بني هاشم و ... مدفون مي باشند، که قبور آنان جز چند تن همگي گمنام و نام معلوم است.

از ام قيس نقل شده که همراه پيامبر اکرم 6به بقيع آمدم، فرمود ام القيس! در آخرت از اين قبرستان، هفتاد هزار نفر مبعوث شده و بدون حساب به بهشت مي روند، که صورت هاي آنان مثل ماه شب بدر مي درخشد.(21)

عايشه مي گويد :شب ها پيامبر اکرم (ص)از منزل بيرون مي رفت؛ من گمان مي کردم که به منزل همسران ديگر مي رود، وي را تعقيب نمودم، ديدم ايشان به زيارت اهل بقيع رفته است، هنگامي که از تعقيب من آگاه شد، فرمود: تو گمان مي کني من به تو ظلم خواهم کرد! خير، من از سوي خدا مامور شده ام که براي اهل بقيع استغفار نمايم(22)

بدون ترديد رسول خدا (ص)به بقيع عنايت ويژه داشت، برخي شب ها به آنجا مي رفت و براي اهل بقيع آمرزش مي طلبيد.

آن حضرت هر زماني که به زيارت بقيع مي رفت خطاب به مدفونين بقيع مي فرمود:

«السلام عليکم دار قوم مومنين .... و انا ان شاء الله بکم لاحقون اللهم اغفر لاهل بقيع الغرقد...»(23) و در کافي آمده است که حضرت در برابر بقيع مي ايستادند و مي فرموند :«السلام عليکم يا اهل القبور من المومنين و المسلمين»(24)

صفوان جمال مي گويد :از امام صادق عليه السلام شنيدم، که مي فرمود:  رسول خدا (ص) با جمعي از اصحاب هر پنج شنبه شب به بقيع مي رفت، و سه مرتبه مي گفت :«السلام عليکم يا اهل الديار» و سه مرتبه مي گفت «رحمکم الله » خدا شمار را رحمت کند.(25)

به طور خلاصه در روايات متعددي آمده است که رسول خدا در اوقات مختلف در کنار بقيع به مناجات مي پرداخت و بر اهل بقيع دعا مي کرد و از خداوند براي آنان استغفار و استرحام مي نمود.

و اين خود فضيلت و شرافتي بزرگ براي اين مکان مقدس( بقيع ) مي باشد.

فاجعه تخريب بقيع

واليان مدينه و افراد با نفوذ ديگر، از کشور هاي مسلمان، در طول تاريخ مقابر اهل بيت عليهم السلام ، همسران پيامير اکرم (ص)، فرزندان پيامبر ،تابعين مشهور و مدفونين در بقيع را با سنگ نوشته هاي هنري و بناهاي مجلل و ضريح هاي با ارزش مشخص و در بازسازي هاي پيوسته حراست و حفاظت از آنها را به عهده مي گرفتند.

تا پيش از سلطه وهابيان بر حجاز بيشتر سفر نامه نويساني که از مدينه ديدار داشته اند، گزارشي از قبه ها و بارگاه هاي ساخته شده روي قبر ائمه و ديگر صالحان و چگونگي آن را گزارش کرده اند.

تصوير برداران نيز تصاوير گويا و روشني از اين قبرستان و بناهاي ساخته شده در آن، برداشته اند.

پس از تسلط سعوديان بر حجاز ( در سال 1179-1139 ﻫ.ق) با توجه به پيوند فکري مذهبي آنان با محمد بن عبد الوهاب در هر منطقه اي که وارد مي شدند آثار و ابنيه ساخته شده بر روي قبور بزرگان صدر اسلام را خراب و ويران مي کردند، وهابيان بار نخست در سال 1221 ﻫ.ق بخشي از بنا هاي قبرسان بقيع را ويران نموده و سپس با تکميل سلطه خود بر حجاز در هشتم شوال 1344 تمام اين بنا ها و گنبد ها و آثار را ويران و اموال و اشيا گران قيمت اين اماکن را به تاراج بردند و نه تنها در مدينه بلکه در هر جا گنبد و بارگاه و زيارتگاهي بود آنر را ويران نمودند.

سيد شرف الدين بعضي از جنايات آل سعود در تخريب و محو آثار اسلامي چنين وصف مي کند.

1-زادگاه و مولد النبي در مکه مکرمه.

2-خانه حضرت خديجه ام المومنين و اول بانويي که به پيامبر اکرم (ص)ايمان آورد.

3-زادگاه و مولد حضرت زهرا سلام الله عليها.

4-خانه حضرت حمزه بن عبد المطلب عموي رسول خدا (ص)که در مکه در مسفله واقع بود.

5-خانه ارقم که در اول بعثت پيامبر اکرم (ص) با بعضي از اصحاب به طور سرّي در اين خانه جمع مي‌شدند. و اين خانه نزديک کوه صفا قرار داشت و امروز قصري به جاي آن ساخته اند

6-قبور شهداي قبرستان ابوطالب و بارگاه حضرت خديجه و عبد المطلب و ابوطالب.

7-قبور شهداي بدر.

8-خانه اي که امام حسن و امام حسين عليهما السلام در آن به دنيا آمدند.

9-به سرقت بردن طلا هاي موجود در زير گنيد خضرا که جرأت تخربيشان را پيدا نکردند.

10-و تمام گنبد و بارگاه هاي موجود در بقيع اعم از بارگاه چهار امام عليهم السلام و دختران پيامبر و همسران پيامبر و گنبد و بارگاه جمعي ديگر از فرزندان آن حضرت و اصحاب بزرگوار.

11-بيت الاحزان ، جايي در بقيع که حضرت علي عليه اسلام براي حضرت زهرا سلام الله عليها، براي سوگواري و گريه بر پدر بزرگوارشان ساخته بود.

12-سوزاندن کتابخانه مهم مکه و مدينه که در آن ها حدود 60000 (شصت هزار)کتاب کم ياب و 40000 (چهل هزار) نسخه خطي با ارزش و کم نظير وجود داشت...(26)

مرحوم سيد محسن امين نيز با اشاره به اين ويراني هايي که وهابيون آل سعود در مکه و مدينه انجام داده اند، اضافه مي کند: آل سعود وقتي وارد جده شدند، گنبد و قبر حوا را خراب کردند و در طائف نيز باعث تخريب گنبد و بارگاه هاي موجود در آنجا شدند. آنان هيچ قبر و ضريحي را استثنا نکرده اند؛ بلکه قبر پيامبر از آن جهت که بيشتر مورد علاقه مردم است از ديدگاه آن ها و از نظر دلايل واهي وهابيان براي تخريب اولويت داشت، و اگر ترس و هراسي نداشتند حتما آن را نيز ويران مي کردند  از جمله تخريب هاي  آن ها : ويران ساختن گنبد مرقد عبد الله پدر گرامي رسول خدا (ص)و آمنه مادر ارجمند آن حضرت است. ويران کردن قبر اسماعيل فزرند امام صادق و قبر مالک و. ... به طور خلاصه تمام مزارات مدينه و مکه و اطراف آن را خراب نمودند.(27)

وي اضافه مي کند وهابيان در سال 1221 ﻫ.ق وقتي به مدينه وارد شدند، اموال و جواهرات حرم پيغمبر اکرم که بسيار قيمتي بود، چهار شمعدان از زمرد و يکصد شمشير از طلاي خالص مُذَّهب و از الماس و ياقوت بر آن ها زينت داده شده بود و بر آنها نام خلفا و سلاطين که آن ها را اهدا  نموده بودند نوشته شده بود، غارت نمودند. و همچنين مردم را از زيارت قبر پيامبر  باز داشتند.(28)

 

عکس العمل ها

با انتشار خبر تخريب ابنيه بقيع به خصوص آثار قبور پيشوايان معصوم مدفون در آن قبرستان، افکار عمومي به شدت تحت تاثير قرار گرفت و مسلمانان به ويژه شيعيان از خود واکنش هاي شديدي نشان دادند، به گونه اي که رئيس الوزراء در ايران مجبور شد روز شانزدهم صفر را عزاي عمومي اعلام کند.

به دنبال اين اعلام، روز شنبه 16 صفر (15 شهريور) تعطيل عمومي شد و از طرف دسته جات تهران مراسم سوگواري و عزاداري به عمل آمد  و طبق دعوتي که به عمل  آمده بود در همان روز علما در مسجد سلطاني اجتماع نمودند، و  در آن جا به عزاداري پرداختند(29) و نفرت و انزجار خود را نسبت به اعمال شنيع وهابيون و آل سعود که مسبب تخريب قبور ائمه بزرگوار در بقيع بودند اعلام نمودند.

مرحوم مدرس در مجلس سخنراني کرد و خواستار تشکيل کميسيون ويژه اي براي  پيگيري شد. (30)

مسلمانان مناطق ديگر نيز، انزجار خود را از اين عمل ننگين به تهران اعلام کردند. مردم قفقاز، آذربايجان، ترکمنستان ، قزاقستان، تاتارستان، مسلمانان ترکيه ،افغانستان ، و مسلمانان چين و مغولستان و هندوستان، و... اعلام نمودند که چون مکه معظمه و مدينه منوره با يادگارهاي مقدس خود، متعلق به تمام مسلمين مي باشد، پس بايد تمام دولت ها و مردم مسلمان بر حفظ و حراست اين اماکن مقدس بکوشند.(31)

 

 

پي نوشت‌ها:

1مجمع البحرين، ج4 ،ص 301 « والبقيع من الارض المکان المتسع قيل و لا يسمّي بقيعا الا و فيه شجر او اصولها و منه «بقيع الغرقد»

2 لسان العرب ابن منظوز ،ج8 ،ض 18 ، معجم البلدان ، ج1 ، ص 473

3 مواهب الجليل ، الحطاب الرعيني، ج 7 ، ص 607  قال الخليل: البقيع کل موضع من الارض فيه شجر شتي

4 مدينه منوره، صالح لمعي مصطفي ، ترجمه صديقه و سمقي ، ص 16

5 همان

6همان ،ص 20 و 21

7همان ، ص 25 و26

8همان ص 45

9 ر.ک آثار اسلامي مکه و مدينه ، رسول جعفريان ، ص 351 به نقل از وفاء الوفاء سمهودي، ج 1 ، ص 722

10 ر.ک تاريخ و آثار اسلامي مکه مکرمه و مدينه منوره ، اصغر قائدان، ص 315و319

11 الروحاء يعني جايگاه انبساط و جايگاه باز

12 همان

13 آثار اسلامي مکه و مدينه، رسول جعفريان ، ص 342

14 وفاء الوفاء ج 3 ص 888 مي نويسد اين دو گورستان با مرور زمان متروک و آثار آن از بين رفته است.

15ره توشه حج ، جمعي از نويسندگان ، ج 1 ص 263

16فاطمه بنت اسد در سال چهارم و بنا به قولي در سال ششم هجرت واقع شده است

17 ر.ک ره توشه حج ،ج1 ص 263و267 ، البته نقل هاي ديگري هم هست که مي گويد: فاطمه بنت اسد در نزديکي قبر سعد بن معاذ و ابو سعيد خدري مي باشد (آثار اسلامي مکه و مدينه ص 345)

18 تاريخ مکه و مدينه ج1 ص 127

19 عمده الاخبار ص153

20اخبار مدينه الرسول،ص152

21 صحيح مسلم ج4 ص 140 ، سنن نساني ج4 ص 91 تاريخ مدينه ،ج2 ص 192

22 السنن الکبري ، البيهقي، ج4 ص 79

23 المجموع في شرح المهذب ، محيي  الدين بن نووي، ج5 ص 309

24 کافي ،ج2 ، ص 559

25 وسايل اشيعه،ج2 ، ص 879

26 ر.ک النص والاجتهاد ، سيد شرف الدين ،صص 302و303

27کشف الارتياب ، علامه سيد محسن امين عاملي ، ص 55

28 اديان و مذاهب جهان، سيد صادق بني حسيني، ج 1 ض 428  از کشف الارتياب ،ص144 و 36

29 ر.ک ماهنامه ميقات حج پاييز 1382  شماره 45 مقاله سيد علي قاضي عسکر ،ص116 به نقل از مدرس قهرمان آزادي ج 2 ص 682

30 همان

31 همان

 

احمد محيطي اردکاني 

 

 

شنبه 19 شهريور 1390 - 10:10


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری