پنجشنبه 8 تير 1396 - 8:24
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

شيما حسن زاده

 

پيوند کتاب با مردم

 

گزارشي پيرامون عرضه کتاب در سوپرمارکت­ها


اجراي طرح عرضه کتاب در سوپرمارکت­ها توسط انتشارات سوره مهر بسيار بيشتر از آنچه که تصور مي­شد مورد استقبال نويسندگان قرار گرفته است چه اينکه در داستان کتاب و کتابخواني نويسنده يکي از اصلي­ترين نقش­ها را در کنار مسئول، ناشر و مخاطب بازي مي­کند و يکي از ذي نفع­ترين ارکان اين جريان است بر اين اساس که هرچه ميزان کتابخواني بالاتر رود منافع معنوي و مادي بيشتر خواهد شد هم تعداد بيشتري از افراد کتاب او را مي­خوانند و هم از طريق بالا رفتن تيراژ و نوبت چاپ کتاب منفعات مادي بيشتري عايدش خواهد شد. تعدادي از نويسندگان اجراي طرح عرضه کتاب در سوپرمارکت­ها را فرآيندي براي رفتن کتاب به ميان مردم مي­دانند و تعدادي ديگر به نتيجه رسيدن آنرا نيازمند سعه صدرمي­دانند و بر اين باورند که نبايد يکباره انتظار معجزه داشت و بايد در اجراي اين طرح صبور باشند از طرفي اما تعدادي از نويسندگان اين طرح را باعث ايجاد نگاه کالائي به کتاب مي­دانند و مي­گويند (با عرضه کتاب در سوپرمارکت­ ها، شأن آن پايين مي­آيد. ) آنچه مي­خوانيد گزارشي از گفت­وگو با تعدادي از نويسندگان درباره اين طرح است: منوچهر اکبرلوعرضه کتاب در سوپرمارکت­ ها را طرح مثبتي مي­داند و معتقد است اين کار به مردمي کردن کتاب و کتابخواني کمک مي­کند. چرا که او بر اين باور است: اساساً يکي از دلايل که مردم کتاب نمي­خوانند اين است که کتاب خواندن را مخصوص قشر خاصي از جامعه مي­پندارد. اما در چنين شرايطي رسالت ناشر و نويسنده اين است که تا حد امکان اين ذهنيت غلط را از بين ببرند و کتاب را به ميان مردم ببرند. اکبرلو با بيان اينکه تجربه ثابت کرده است که براي فرهنگ­سازي و بالا بردن ميزان استفاده از کالاهاي فرهنگي نبايد منتظر حضور مخاطب بود.  و با اشاره به اينکه احتمالاً هدف از اين طرح دسترسي سريع مخاطبان به کتاب­هاي پرمخاطب است. درباره اينکه به غير از سوپرمارکت­ها چه امکان­هاي ديگري مي­تواند در تحقق اين هدف مؤثر باشد هم مي­گويد: هرجائي که بالقوه امکان حضور مخاطب کتاب­ها وجود دارد، مي­تواند محل عرضه کتاب باشد. به نظر من مکان­هايي پتانسيل اين کار را دارند که مردم در زمان اوقات فراغت امکان حضور در آنجاها را دارند مثل پارک­ها و فرهنگسراها و اين نويسنده و منتقد البته درباره اينکه چه کتاب­هائي مي­تواند در سوپرمارکت­ها ارائه شوند هم نظراتي دارد و مي­گويد: اين کار براساس خصلت سوپرمارکت­ها بايد طراحي و اجرا شود خصلت سوپرمارکت­ها وجود کالاهائي متعدد و برآورنده نياز اقشار مختلف جامعه است. بنابراين، براي موفقيت اين طرح بايد کتاب­هاي متنوع و ساده در اين فروشگاه­ها عرضه  مي­شود و عرضه کتاب تخصصي در کتاب فروشي­هاي تخصصي انجام شود چون مخاطب خاص کتاب­هاي خود را در سوپرمارکت جستجو نمي­کند. او همچنين به افرادي که اين طرح را نوعي توهين به ساحت کتاب مي­دانند هم پاسخ مي­دهد و مي­گويد: اين نوع نگاه­ها، نگاهي نخبه گراست و در تضاد با ادعاي فرهنگسازي و ايجاد تعامل بين مردم و کالاهاي فرهنگي است بايد اجازه داد توليد کنندگان فرهنگي هرگونه زمينه دسترسي اين کالاها را تجربه کنند اين طرح در صورتي نبايد اجرا شود که در عمل موفق ارزيابي نشود کتاب بايد در کنار دست مردم باشد. محسن سليماني با اشاره به طرح­هاي  مختلفي که در دنياي امروز براي عرضه و توزيع کتاب اجرا مي­شود از طرح­هاي ديجيتالي که سايت­هائي مثل آمازون آنرا اجرا کرده­اند ياد مي­کند و مي­گويد: به هر حال يکي از طرح­هاي ديگر توزيع کتاب به شکلي است که همه مردم کتاب کنار دستشان باشد و ديگر کسي بهانه­اي نياورد که کتاب در دسترس او نيست عرضه کتاب در سوپرمارکت­ها هم يک طرح در همين راستاست. او البته بلافاصله تذکر مي­دهد که: فکر مي­کنم در اين طرح کتاب­هائي بايد عرضه شود که عام­تر باشند. مثل کتاب­هاي داستاني و رمان. کتاب­هاي تخصصي بايد در کتاب­فروشي­ها يافت شود. او معتقد: تقدس­ گرائي نسبت به کتاب تنها براي کتاب­هاي مقدسي مثل قرآن، انجيل و . . . . بايد مطرح باشد. غير از اين کتاب­ ها مي­ تواند همه­جا عرضه شود تا هيچ­کس بهانه نخواندن کتاب نداشته باشد مثلاً خود مدارس و دانشگاه­ها مي­توانند مکان­ هائي عمومي جهت عرضه کتاب داشته باشند. بالاخره در هر مکاني عمومي که مردم مراجعه مي­کنند مي­توان کتاب عرضه کرد. اين نويسنده مي­گويد: در کشورهاي ديگر سوپرمارکت­ها بخش­هائي دارند که کتاب عرضه مي­کنند موضوع اين است که پدر و مادري که تنها در روزهاي تعطيل مي­توانند براي خريد مراجعه کنند فرصت ندارند که به جاي ديگر براي خريد کتاب مراجعه کنند صبر بايد کرد. محسن مطلق وقتي مي­خواهد درباره طرح عرضه کتاب در سوپرمارکت­ها حرف بزند ابتدا گريزي به کاري که درمورد عرضه فيلم­ها صورت گرفت مي­زند و مي­گويد: اگر يادتان باشد در گذشته فروش اقلام فرهنگي در يک مکان خاص صورت مي­گرفت: مثلاً فيلم­هاي ويدئوئي را که بايد از کلوپ مي­خريديم اما بعد فيلم­ها در سوپرمارکت­ها عرضه شد که خيلي زود جا افتاد همه فکر مي­کردند که اين طرح جواب نمي­دهد اما موفق شد و الان در سوپرمارکت­ها بازي،کارتون، فيلم و سريال عرضه مي­شود. و ادامه مي­دهد: کتاب هم مثل اقلام فرهنگي ديگر مي­تواند در سوپرمارکت­ها عرضه شود البته بايد در مورد اين طرح سعه صدر داشت تا جا بيافتد و مردم استقبال کنند. نويسنده کتاب­هائي چون (زنده باد کميل) (جاده­هاي خلوت جنگ) و (مگيل) گريزي هم به عرضه کتاب در کشورهاي ديگر مي­زند و مي­گويد: هيچ جاي دنيا اينطور نيست که سوپرمارکت فقط مواد خوراکي داشته باشد مثلاً در مالزي و خيلي از کشورهاي ديگر در سوپرمارکت­ها اقلام فرهنگي و کتاب عرضه مي­شود و او درباره اين اينگونه توضيح مي­دهد: آنها در سوپرمارکت­ها کتاب­هاي عامه پسند داستان و رمان و چيزهائي که جنبه­ي سرگرمي و آموزشي داشته باشد عرضه مي­ کنند و کتاب­هاي تخصصي را بايد از کتاب فروشي­ها خريد. حال اگر اين طرح هم در ايران جا بيافتد در توسعه کتابخواني خيلي موثر خواهد بود. مطلق البته به مشکلي که در اجراي اين طرح وجود دارد هم اشاره­اي مي­کند و مي­گويد: اين مسئله هم در ايران وجود دارد که سوپرمارکت­ها بسيار کوچکند ولي همه­جاي دنيا سوپرمارکت­ها در ابعاد بسيار بزرگ همه چيز در آن عرضه مي­کنند به نظرم اين طرح بايد سوپرمارکت­هاي بزرگ اجرا شود. او درباره اينکه برخي اين طرح را توهين به کتاب مي­دانند هم معتقد است: وقتي کتابخوان وقت کافي براي خواندن کتاب ندارد و مجبور است همه جا کتاب را با خود ببرد تا از وقت مرده خود براي خواندن استفاده کند عرضه کتاب در سوپرمارکت­ها نه تنها توهين به کتاب نيست که حتي کمک بزرگي به در دسترس قرار دادن آن است و حتي مي­تواند يک طرح تشويقي هم باشد همان طور که گفتم اجراي اين کار به مقداري صبر نياز دارد. مطلق ادامه مي­دهد: در حال حاضر حرکتي در دنيا شروع شده است که هر فردي يک کتاب را خوانده و بعد آن را در يک مکان عمومي رها مي­کند و بعد نفر بعدي آن را مي­خواند که اسم آنرا تبادل کتاب مي­گويند. اين عمل باعث مي­شود تا مردم به کتاب خواندن علاقمند شوند طرح عرضه کتاب در سوپرمارکت­ها هم برنامه­اي در همين راستاست. جعفر ابراهيمي (شاهد) اما به گونه­اي متفاوت از ديگر نويسندگان درباره اين طرح نظر مي­دهد و با بيان اينکه اين کار تا حدودي کتاب را تبديل به کالا مي­کند، مي­گويد: من با بحثي که برخي مطرح مي­کنند که جاي کتاب در سوپرمارکت­ها نيست تا حدودي موافق هستم چرا که برخي از کتاب­ها نويسندگان بزرگي دارند و نويسندگانشان عام نيستند. معمولاً صورت خوشي ندارد که اين کتاب­ها در سوپرمارکت­ها عرضه شود. وي البته توضيح مي­دهد: هنوز براي قضاوت درباره اين طرح زود است ولي در کل من حس خوبي ندارم. اين نوع عرضه کتاب درباره کتاب­هاي آموزشي و خردسال مناسب است و او در پاسخ به اين موضوع که کمبود مکان­هاي عرضه کتاب و تعداد پايين کتاب فروشي­ها و تأثير آن در کتابخواني مي­گويد: فکر نمي­کنم مشکل اصلي ما کمبود کتاب­فروشي­ها و عدم دسترسي مردم به کتاب­ها باشد مشکل جاي ديگري است مشکل در خود مردم نهفته است مردم به مطالعه کم علاقمند هستند در اين زمينه بادي کاري صورت بگيرد. او ادامه مي­دهد: اگر کاري که انجام شده در راستاي علاقمند کردن مردم به بحث کتاب و کتابخواني باشد اتفاق خوبي است اما اينکه به بهانه کمبود کتابفروشي اين کار صورت بگيرد، درست نيست. به هرحال افرادي که علاقمند به کتاب هستند کتاب را تهيه مي­کنند و در هر محله هم به هرحال يک کتابفروشي پيدا مي­شود. ابراهيمي ادامه مي­دهد: به غير از سوپرمارکت­ها در خيلي جاهاي ديگر هم اين کار صورت مي­گيرد مثلاً در متروها، ولي به نظرم نحوه کار جالب نيست. بيشتر کتاب­هائي را عرضه مي­کنند که مورد نظر مخاطب نيست. به نظرم اين کار بايد حساب شده صورت گيرد. تازگي­ ها رسم شده در بقالي هم cdهاي فيلم­ها عرضه مي­شود که بيشتر نوعي تجارت محسوب مي­شود. وي البته پيشنهادهائي هم دارد: از فضاي مساجد هم مي­توان براي عرضه کتاب استفاده کرد اوائل انقلاب متأسفانه به دليل مشکلات جنگ اين کار صورت نگرفت و الان هم به خاطر مسائل اجتماعي، مساجد پذيراي چنين حرکتي نيستند، چون آنجا هم تنها کتاب­هاي خاصي را مي­توان عرضه کرد. البته عرضه کتاب در کتاب­خانه­هاي محلي هم در فرهنگسراها و پارک­ها هم مي­تواند صورت گيرد. در هر پارکي مي­تواند يک جائي براي عرضه کتاب در نظر گرفت. به نظرم نقش شهرداري­ها در اين حوزه خيلي برجسته است.                                       

 

شنبه 19 شهريور 1390 - 9:44


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری