پنجشنبه 8 تير 1396 - 13:23
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

عناصر آمادگي الکترونيک

 

نقد و نگاهي بر  گزارش راهبردي و سياست گذاري با زير عنوان:

نگاهي راهبردي به محيط هاي مجازي جهاني ( در زمينه آمادگي الکترونيک حکمراني بر فضاي مجازي و زير ساختار فضاي مجاري جمهوري اسلامي ايران)؛ اثر  دکتر سعيد رضا عاملي

اثر مورد بررسي در چهار سرفصل اصلي آمادگي الکترونيک، حکمراني بر فضاي مجازي، زير ساختار فضاي مجازي و رويکرد سازماني به فضاي مجازي، گزارش خود را تدوين کرده است. آنچه از ابتداي امر پيداست آنکه اين گزارش شباهت فراواني دارد با نمونه هاي خارجي آن؛ که البته اين موضوع را نبايد از دريچه تقليد نگريست. چرا که استانداردهاي چنين گزارشي از ثبات نسبي برخوردار بوده و مزيت اصلي چنين تدويني در قابليت مقايسه آن با ديگر کشورهاست. هرچند اگر اين اثر را يک گزارش کاملا رسمي قلمداد نکنيم، مي توان گفت فضاي خالي بسياري در شناخت فضاي مجازي از دريچه هاي غير رسمي در ايران و حتي جامعه جهاني دارد. در ادامه اين تذکره تنها کوشش شده است تا با اين اثر همراه شويم و آنچه در چنين فضايي قابليت تبديل شدن به گفتمان اصلي را دارد يادآوري نموده و به بحث بگذاريم. ترتيب بررسي نيز به همان ترتيب خود اثر خواهد بود.

آمادگي الکترونيک

در تعريف آمادگي الکترونيک شکل هاي متفاوتي وجود دارد که بيانگر نگاه متفاوت به اين مقوله است. اما آنچه فصل مشترک تمامي اين تعاريف است را مي توان عناصر شکل دهنده به آن برشمرد. چنانکه مسائلي چون سرعت و پهناي باند استفاده از اينترنت، ميزان دسترسي به آن، درصد استفاده از اينترنت و قيمت چنين خدماتي، هميشه مورد توجه سازندگان اين تعريف بوده است. همچنين از سويي نيم نگاهي هم به فرهنگ استفاده از شبکه جهاني وجود داشته است. اينکه چه حجمي از تبادلات اقتصادي يک جامعه در بستر وب رخ مي دهد و اين حجم داراي چه gnp اي است از مسائلي بوده که هميشه مورد توجه قرار گرفته است. نگاه به اين مسئله در مقام آمار و نتيجه بخشي مقايسه، نتاج مثبتي را ارائه مي کند. به صورتي که چنين آمار و ارقامي به خوبي مي تواند مورد مقايسه قرار گيرد و به تعيين جايگاه بينجامد. اما آنچه در اين وضعيت غالبا مسکوت مي ماند رفتار کاربران به صورت فردي در فضاي وب است اينکه کاربر از زمان شروع استفاده از  وب چه مسيري را طي مي کند وقت خود را در استفاده از ويژگي هاي مختلف اين پديده چگونه تقسيم مي کند و اين تقسيم بندي در جوامع گوناگون چگونه است بررسي اين مسئله مي تواند اثر بسيار مهمي بر شناخت بيشتر از آمادگي الکترونيک جوامع مختلف و باز تعريف آن داشته باشد البته سمت و سوي اين شناخت غالبا فرهنگي است و به بررسي رفتار مصرف کننده مي پردازد به عنوان مثال در فاکتوري مانند حجم معاملات تجاري تنها به اعداد و ارقام نمي توان توجه نمود و نتيجه گيري کرد مثلا در فضاي وب ايران ممکن است تنها با انتقال معاملات نفتي به بستر وب حجم عظيمي از معاملات ما وب پايه شود؛ اما آيا اين اتفاق را (هرچند مثبت) مي توان نشانه اي از آمادگي الکترونيکي جامعه دانست؟! جاي سوال اينجاست و پاسخ نيز روشن است. خرده فروشي و خريد مايحتاج فردي از طريق وب يکي از فاکتورهاي مهم در اين زمينه است. چرا که اگر بپذيريم هدف از بررسي آمادگي الکترونيک اثر گذاري آن بر امور ديگر زندگي و بالا رفتن سطح کيفيت زندگي است؛ پذيرش اين مسئله دور از ذهن نخواهد بود که آنچه بر اين کيفيت موثر خواهد بود معاملات فردي است که بر رفتار خريد مصرف کننده و استفاده کننده از خدمات موثر است.

در نهايت آخرين نکته در مورد آمادگي الکترونيک اينکه در بررسي وضعيت فعلي موجود هم شرايط ما در جايگاه مناسبي قرار ندارد؛ و البته اميد مي رود ويژگي هاي تسهيل کننده مرتبط با همين فضا، ما را در جهش هاي بيشتر و راحت تر در اين زمينه ياري نمايد. همانطور که در اين اثر نيز دکتر عاملي پس از بررسي رويکرد انتقادي خود بر اين پديده به ارائه توصيه هايي رهبردي براي ارتقاء جايگاه ايران در رده بندي جهاني پرداخته است.

حکمراني بر فضاي مجازي

کساني که در ابتداي آشنايي خود با پديده شبکه جهاني قرار دارند هميشه از خود مي پرسند، چه کسي صاحب و رئيس اين فضاي پيچيده است. و قدرت کنترل کننده آن از کجا به هدايت آن مي پردازد. و وقتي با اين پاسخ روبرو مي شوند که فضاي مجازي پدر ندارد، تنها سعي مي کند اين موضوع را بپذيرد و باور کند. هرچند در نهايت اگر بپذيريم که اين امر واقعيت دارد باز هم نمي توان انکار کرد که اين پديده پدر خوانده هاي ريز و درشت بسياري دارد که هر کدام به دنبال بهره گرفتن از اين فضا و کنترل بيشتر بر روي آن هستنند.

اعتقاد نگارنده در طرح اين مسئله آن است که ما به واسطه اتفاقي که اواخر هزاره دوم ميلادي افتاد و هنوز هم در اوايل هزاره سوم ادامه دارد؛ و با ظهور  فناوري هاي نوين، در حوزه ارتباطات و سپس در حوزه اطلاعات، وارد عصر جديد و کاملا متفاوتي از نظر فرهنگي و تمدني شده ايم. شايد بتوان اختراع تلگراف و تلفن را  مقدمه اين رخداد محسوب کنيم. از اواخر هزاره دوم، يعني دهه 1990 ميلادي، اين روند تعميق يافت و شتاب گرفت و با ظهور اينترنت تحول اصلي و تعيين کننده در لايه هاي مختلف اعم از لايه هاي فني و اجتماعي رخ داد. در پي تحول حوزه دانش، بخش هاي اقتصادي نيز متحول شد و اقتصاد دانش محور رونق و محوريت يافت.  شايد بتوان مدعي شد که در طول تاريخ بشر، هيچگاه چنين حرکت عميق و وسيعي در مقياس جهاني سابقه نداشته است و تنها الگوهاي مشهور تاريخي که تا حدي به اين تغيير همه جانبه شباهت دارند، دوره ظهور و شکوفايي تمدن و فرهنگ اسلامي در جهان اسلام (قرون دوم تا پنجم هجري) و آغاز فرهنگ و تمدن نوين غربي و رنسانس (قرون شانزدهم و هفدهم) در غرب است که هيچکدام از آن ها توفيق جهاني شدن نيافتند. ابعاد عظيم تحولي که در بطن آن قرار داريم، در حال گسترش است و شايد نتوانيم به راحتي و با دقت در باره روند و نتايج آن توضيحات قانع کننده اي ارائه دهيم. اما آنچه مهم بنظر مي رسد و بايد مورد توجه قرار گيرد اين است که تمامي حکومت هاي جهاني در پي کنترل بيشتر بر روي اين پديده هستند.

آنجه موتور محرکه و عنصر اصلي اين تحول عظيم است، آگاهي و آزادي انسان در عصر جديد است. اين آگاهي و بصيرت و اين آزادي عمل که در تجميع منابع دانش و ثروت و قدرت به خوبي ديده مي شود، مبناي تحول تاريخي اخير است. همچنين معنويت به عنوان عنصر سوم، نقش تعيين کننده اي در جهت گيري کلي جامعه بشري به سوي صيانت از اين آزادي و آگاهي از طريق توسعه عدالت اجتماعي خواهد داشت و در نهايت به کاهش شکاف هاي اصلي جامعه بشري مي انجامد، موضوعي که همچنان معضل بزرگ بشريت باقي مانده است.

آگاهي و آزادي،  موجب از ميان رفتن يا کاهش ديوارها و مرزهاي جغرافيايي، انديشه اي، اقتصادي، جنسيتي، زباني و مانند آن مي شوند و به همين دليل مي توانيم براي نخستين بار و به دور از تعميم هاي خودمحورانه از تمدن جهاني و ديگر الزامات آن چون جامعه جهاني؛ اقتصاد جهاني، حکومت جهاني و انديشه جهاني که مبناي فرهنگي اين تحول تاريخ ساز است سخن بگوييم.

اما همين موضوع تهديدي براي قدرت هاي جهاني محسوب مي شود. هرچند در لايه هاي ظاهري چنين به نظر مي رسد که اين قدرت ها از جمله امريکا به آزادي چنين پديده اي علاقمند هستند، اما شيوه هاي کنترلي آنها و تلاش آنها بر تسلط کامل بر فضاي وب بسيار قابل بررسي است. چنانکه اين ويژگي هاي وب اين دولت ها را نيز دچار نگراني از آينده کرده است.

اما بزرگترين تهديد در اين عرصه متوجه حکومت هاست. چراکه جامعه، يعني آن چيزي که حکومت به کنترل و مديريت آن مي پردازد؛ در عميق ترين لايه هاي خود در حال تغيير است. بايد پذيرفت که تغييرات بسياري را در آينده تجربه خواهيم کرد. تجربه هايي که نتيجه تحولات علمي و اقتصادي پيشين هستند و از آنها گريزي نخواهد بود. آنچه ديده مي شود بخش کوچکي از تمام حقيقت و نسيمي از طوفان آينده است.

دولت هاي غربي و آمريکا به شدت نگران کنترل فضاي مجازي و مديريت آن هستند و سعي مي کنند قوانين مربوط به کنترل و مديرت آن را با رويکردهاي حفظ وضع موجود جهاني تدوين کنند تا همچنان مسلط باشند. دولت هاي ديگر نيز همين مسير را در سطح خود دنبال مي کنند ولي تا کنون تلاش دولت ها به دليل ماهيت اجتماعي اينترنت و موج تحولات، به نتيجه نرسيده است و به نظر مي رسد به نتيجه نيز نخواهد رسيد.

اجلاس اخير سران هشت کشور صنعتي دنيا شاهد حضور معنادار مدير يك شبکه اجتماعي بزرگ هفتصد ميليون کاربري بود. دليل اين دعوت نيز چيزي جز اهميت فوق العاده چنين شبکه هايي نيست. شايد بتوان مدعي شد که افراد و گروههاي مرجع در فضاي مجازي و به عنوان نمونه عالي آن همين شبكه ها، بخشي از حکومتگران آينده در حوزه دانش و ثروت و قدرت اند. به نظر مي رسد نمايندگان قدرت آينده، عميقا دانش محور و جهاني هستند. به تصميم و اراده جمعي مردم توجه خواهند داشت و خود مولود آن اند و به طور مستمر با خواست و تمايل عمومي هماهنگ مي شوند. شايد يک نمونه از مردم سالاري مردم محور و انديشه محور را شاهد باشيم و اگر براي اين تحول، وجه انساني قائل باشيم که هستيم، جايگاه معنويت و اخلاق نيز در اين تحول حفظ و تقويت خواهد شد. و البته هنوز در نخستين گام هاي شناخت تحول جهاني اخير قرار داريم و نيازمند موسسات پژوهشي حوزه فضاي مجازي هستيم. موضوعي که کمتر به آن توجه کرده ايم.

در نهايت به اعتقاد نگارنده آينده حکمراني بر فضاي مجازي متعلق به جامعه خاصي نيست. و جامعه اي در آن حکمروايي خواهد کرد که بتواند بر مقدرات آن آشنايي يابد و با آن همراه شود.

زيرساخت هاي فضاي مجازي اما موضوعي کاملا فني است که اين گزارش به خوبي از پس آن برآمده و ذکر توضيحات بيشتر اطاله کلام خواهد بود.

در نهايت بايد گفت گزارش مذکور هرچند تفصيلي از فضاي مجازي امروز ايران نيست و هرچند رده بندي هاي جهاني هميشه به دلايل مختف فني و سياسي جايگاه کشورهايي چون ايران را به درستي تخمين نزده اند؛ اما منبع مناسبي براي شناخت وضعيت موجود است و مي تواند راهگشاي خوبي در شناخت اين پديده عظيم باشد. چه آنکه آينده از آن جوامعي است که به ملزومات عصر خود توجه نموده اند و آن را با توجه به شرايط فرهنگي خود  بومي و بهينه کرده اند. نکته مثبت اين اثر نيز در ارائه راهکارهايي در کنار گزارش خود است که اگر مختصر بسيار عميق و کاربردي مي باشد.

با آرزوي توفيق براي دکتر سعيد رضا عاملي و تشکر از سازمان تبليغات اسلامي در همت گماردن برتوليد چنين آثار ارزشمندي.

 

 

 

چهارشنبه 16 شهريور 1390 - 11:25


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری